محمد معتمدی و افق پیش رو

محمد معتمدی
محمد معتمدی
به بهانه همزمانی تولد محمد معتمدی و کنسرت برف خوانی
اولین بار که صدای محمد معتمدی را شنیدم از تلویزیون بود که ساز و آوازی با صدای او پخش میشد، طبق معمول روی تصاویری از طبیعت! این صدا و مخصوصا تکنیک مطلوب او توجهم را جلب کرد، چون در آن زمان کمتر صدای خواننده جوانی را میشنیدیم که از نظر استیل و تکنیک های آوازی در وضعیت خوبی قرار داشته باشد. از همان روز نامش در خاطرم ماند تا اینکه برای اولین بار کنسرت او را به همراه گروه خورشید به سرپرستی مجید درخشانی در تالار وحدت دیدم.

در آن کنسرت هم بسیار مسلط و پخته خواند و اجرایی از خود به نمایش گذاشت که بسیاری از قدیمی تر های آواز نتوانند گله کنند که چرا برای خوانندگی این گروه بزرگ از آنها استفاده نشده.

برنامه های بعدی معتمدی همگی با بزرگان بود از خوانندگی با ارکستر ملی به سرپرستی فرهاد فخرالدینی گرفته تا کنسرت های گروه شیدا با محمدرضا لطفی که پس از ورود به ایران و حاشیه هایی که برای او بوجود آمده بود، بیش از پیش زیر ذره بین منتقدان بود.

در همین کنسرتها با گروه شیدا بود که در اقدامی جسورانه، معتمدی به اجرای دوباره آلبوم درخشان “سپیده” ساخته مشترک محمدرضا لطفی و زنده یاد پرویز مشکاتیان پرداخت که کوچکترین لغزش او میتوانست عمری موجب طعنه دوستداران محمدرضا شجریان، شخصیت کاریزماتیک آواز ۳۰ ساله اخیر شود.

معتمدی با هوشیاری و توانایی خود این ریسک های بزرگ را پشت سر گذاشت و تهدیدها را یک به یک به فرصت تبدیل کرد. ولی اولین باری که معتمدی را فراتر از گذشتن سلامت از پیچ و خم های اجرایی آواز و حواشی آن دیدم، در اجرای درخشانی از نقش “حر” در اپرای عاشورا ساخته بهزاد عبدی با کارگردانی بهروز غریب پور بود.

آنطور که عبدی، آهنگساز اثر در مورد ساخت این اپرا گفته است، در این اپرا انتخاب نقش به عهده معتمدی گذاشته شده و او نقش کوتاه ولی تاثیر گذار حر را انتخاب کرده است. وقتی به زمان اپرای عاشورا نظری می اندازیم متوجه میشویم تنها زمانی نزدیک به ۱۵ دقیقه از کل اپرا که حدود یک ساعت ربع است به حر اختصاص دارد ولی پس از پایان اپرا تصور میکنیم که نیمی از این اثر توسط معتمدی خوانده شده است! شاید بیشتر شنوندگان این اپرا پس از گذشت مدتی از شنیدن این اثر فقط حر و نقش مقابل او عباس را به خاطر بیاورند.

معتمدی در اپرای عاشورا بود که برای اولین بار توانست خود را نه تنها به عنوان یک مجری ماهر آواز ایرانی، بلکه به عنوان یک هنرمند صاحب سبک و اندیشه در کنار بزرگان آواز ایرانی تثبیت کند. یک سال پس از این اثر موفقیت آمیز، دوباره او برای پروژه ای بزرگتر از طرف زوج هنری عبدی-غریب پور فراخوانده شد؛ این پروژه اپرای مولوی بود که معتمدی باید نقش اول آن یعنی مولوی را میخواند و مشکل اصلی شاید قرار گرفتن در کنار خوانندگان با سابقه و کارکشته ای مانند همایون شجریان در نقش شمس تبریزی، حسین علیشاپور در نقش سلطان العلما و علی خدایی در نقش عطار نیشابوری و همینطور چندین خواننده آواز ایرانی و غربی بود.

توانایی و جسارت معتمدی در درک و پرورش کاراکتر باز یکی از درخشان ترین حضور های این هنرمند جوان را رقم زد و باعث شد، اپرای مولوی هم یکی از آثار قابل تحسین او شود.

محمد معتمدی دارای جنس خاصی از صداست که به او توانایی اجرا با گستره زیادی را میدهد، در اپرای مولانا ما بهترین نمونه های خواندن او را در قسمتهای مختلف زیر و میانه و بم صدایش را میشنویم که گاهی شنونده را در مورد ژانر صدایی او دچار مشکل میکند!

شاید صدای معتمدی را بتوان صدایی دراماتیک محسوب کرد، صدایی با حجم و به اصطلاح وزن زیاد که گاهی در اجرای جمله های سریع نمیتواند چابکی کلوراتورها را داشته باشد ولی از قدرت و ولوم قابل توجهی برخوردار است که کمتر خواننده ایرانی ای چنین مشخصه صدایی را دارد. البته احتمالا در آینده (با توجه به پیشرفت و روحیه تغییری که از او شاهد بوده ایم) میتوان امیدوار بود که هم استیل او در آواز با تغییراتی به صدایی یکدست تر برسد و هم تحریر های او در سرعت های بالا بهبودی بیشتری پیدا کند.

محمد معتمدی غیر از تخصص در آواز، یک نوازنده نی در حد استاندارد هم است، هرچند به خاطر درجه یک نبودن نوازندگی اش هیچ وقت صدای سازش را در معرض شندین منتقدان نگذاشته ولی همین سطح مطلوب نوازندگی نی او، کمک شایانی به درک و دریافت حالت های آوازی در ذهن او کرده است.

از اولین باری که در تلویزیون صدای معتمدی را شنیدم تا امروز که کارهای اخیرش را شنیدم، جایگاه هنری او به زعم من بسیار رشد داشته؛ بدون شک معتمدی با جنس صدای خود میتواند، جایگاهی حتی بالاتر از سطح کنونی اش داشته باشد، اگر روحیه کنکاش گری و کمال گرای خود را در مواجهه با شهرت روز افزونش از دست ندهد.

روزنامه شرق

22 دیدگاه

  • محمود صالحی
    ارسال شده در مهر ۱, ۱۳۸۹ در ۱:۰۲ ق.ظ

    صدایشان را بسیار دوست می دارم و مطمئنم که بهتر از این خواهند شد

  • علیرضا
    ارسال شده در مهر ۱, ۱۳۸۹ در ۱:۵۳ ق.ظ

    ممنون از این متن
    به نظر بنده صدای محمد معتمدی فعلا” نظیر نداره.
    تکنیک + احساس + درک و بیان صحیح شعر
    اپرای مولوی هم که شاهکار ایشون بود.
    به نظر من آواز خوانان نسل جدید به لحاظ قابلیت ها و توانایی ها به ترتیب:
    محمد معتمدی
    همایون شجریان
    علیرضا قربانی

  • پریسا
    ارسال شده در مهر ۳, ۱۳۸۹ در ۴:۴۰ ب.ظ

    ممنون از این مطالب زیبا
    معتمدی در برف خوانی نیز بی نظیر بود

  • ارسال شده در مهر ۴, ۱۳۸۹ در ۳:۵۸ ب.ظ

    با تشکر از سجاد عزیز به خاطر این نوشته خوب. آقای معتمدی از بهترین و با استعدادترین خوانندگان ایران هستند که رنگ صدای بسیار زیبایی دارند. برایشان آرزوی موفقیت روزافزون دارم.

  • ناشناس
    ارسال شده در مهر ۶, ۱۳۸۹ در ۸:۰۸ ب.ظ

    به به نقد را ببینیم
    آقا سجاد جان این واقعا نقد هست
    یک نصیحت دوستانه دارم برایت
    اینقدر از واژه ی «من» استفاده نکن در نوشته هایت
    من از این خوشم امد
    ما از ان خوشم امد
    البته معتمدی خوب می خواند صددرصد
    ولی خوانندگی اش کم ایراد نیست
    مخصوصا در گام های خیلی پایین
    مخصوصا در بم خواندن
    به جز اینکه در این بازه ی صوتی کاملا نوع خواندنش تقلیدی است، کمی هم خامی در صدایش دیده می شود
    آقا سجاد برای چندمین بار نقد بنویس نه سلیقه نامه

  • ارسال شده در مهر ۶, ۱۳۸۹ در ۱۱:۳۱ ب.ظ

    دوست عزیز بدون نام
    در این نوشته و نوشته های دیگرم فقط جاهایی از “من” استفاده میکنم که مسئله ای عنوان میشود که اعتقاد شخصی خودم است و نمیتوانم عمومیت بدهم (حالا ممکن است نظر فقط من هم نباشد ولی آماری هم ندارم که بدانم هم نظری دارم یا نه) شما در این بخشها باید نسبت به اعتمادی که به فهم موسیقی نویسنده دارید قضاوت خود را داشته باشید.
    بعضی وقتها مخصوصا در هنر و مخصوصا موسیقی، به نکاتی بر میخوریم که قابل توضیح دادن یا انالیز علمی نیست، شما میتوانید فالش بودن یا نبودن را دقیقا با یک دستگاه تیونر ثابت کنید ولی ممکن است یک حالت صدایی یا سونوریته را نتوانید توضیح بدهید با وسیله خاصی.
    در مورد قسمت بم صدای محمد معتمدی، من نمیدانم منظور شما کدام اجرا بوده است ولی اگر به اثر اپرای مولوی دسترسی داشته باشید میتوانید بصورت روشن بشنوید که صدای او در بخش بم بسیار پر حجم است و شفاف (مگر جاهایی که به عمد با حالتی نزدیک که به صدای فسه میخواند)
    در مورد تقلیدی بودن هم باید مشخص شود شما چه حدی از شباهت را تقلید میدانید.
    تقلید از چه کسی؟! شجریان؟! تاج؟!
    آیا آواز خواندن دلکش یا ایرج را تقلیدی میدانید؟! اگر جواب مثبت است پس نیمی از نوازندگان تار کارشان تقلیدی است و بیشتر از نصف خوانندگان هم تقلید کارند.

  • سیمین
    ارسال شده در مهر ۸, ۱۳۸۹ در ۱۲:۴۵ ق.ظ

    ممنون از متن بسیلر خوبتون
    من چون خودم خواننده هستم آواز معتمدی رو خیلی دوست دارم
    ایشون واقعا” تواناست.اما کاش میشد کسانی مثل آقای معتمدی در زمینه آموزش هم فعال باشند تا دیگران هم از تجربیاتشون استفاده کنند.

  • رامین
    ارسال شده در مهر ۱۹, ۱۳۸۹ در ۷:۴۴ ب.ظ

    آقای شماره ۵ یا Anonymous
    احتمالا” شما مشکلی با آقای معتمدی دارید.
    اگر صدای معتمدی خام است صدای کی پخته است؟ ایراداتش رو هم بفرمایید همه استفاده کنند. یا در همون موارد نمونه خوبش رو مثال بزنید تا مطلبتون مستند باشه. نه به قول خودتون سلیقه ای

  • freud
    ارسال شده در مهر ۲۰, ۱۳۸۹ در ۱۱:۲۹ ب.ظ

    تو تمثیل داستان فیل تو تاریکی مولاناهرکسی به یه جای فیل دست می زنه یه چیز متفاوت میگه.من از علم موسیقی چیز زیادی نمی دونم ولی وقتی صدای معتمدی رو گوش میدم مطمئنا یه هماهنگی و قدرتی تو صداش هست که باعث میشه بعضی آهنگاش رو چند بار از اول گوش بدمو لذت ببرم.زیاد خودتون رو خسته نکنید از اهنگ لذت ببرید

  • ارسال شده در آبان ۱, ۱۳۸۹ در ۳:۱۶ ب.ظ

    http://www.louh.com/content/4307/default.aspx

  • ساسان
    ارسال شده در اسفند ۴, ۱۳۹۰ در ۳:۲۰ ب.ظ

    رسا بودن و شیوایی و پرجذبه بودن صدای آقای معتمدی در اپرای عروسکی مولانا بنده را محصور خود ساخته به طوریکه بیش از ۵۰ بار ملاقات مولانا و شمس را با هنر نمایی همایون و معتمدی گوش داده ام.
    آرزوی حضور در یکی از کنسرت های ایشان را دارم.

  • ارسال شده در آذر ۱, ۱۳۹۱ در ۱۱:۰۰ ب.ظ

    با سلام حضور همه ی عزیزان.
    یکی از دوستان فرمودند که معتمدی عموماً مقلد هست (دیالوگی در این مضمون)
    بنده با ایشون موافق هستم. اگر بخوام مصداقی عرض بکنم، بیشتر کارهایی رو اجرا می کنند که قبل از این اساتید موسیقی ایرانی اجرا کردند و بازخوانی اون آثار به نظرم جذبه ی خاصی نداره – البته آقای معتمدی هم به زیبایی و با قدرت تمام از عهده ی اونها برمیان.
    به هر حال به نظر بنده جناب معتمدی با صدای زیبا و گرم و وسعت صدایی که دارند، بهتر هست به دنبال کارهای جدید، شیوه های اجرایی جدید، اشعار جدید باشند. البته اینکه موسیقی ایرانی آیا ذاتاً قابلیت انعطاف و تحول رو داره یا نه، قابل هست.
    در هر صورت آرزوی موفقیت برای جناب معتمدی و همه ی هنرمندان کشورمون می کنم.

  • ارسال شده در آذر ۲, ۱۳۹۱ در ۱:۳۴ ق.ظ

    دوست عزیز!
    منظور شما از تقلید چیست؟ تکرار کردن یک رپرتوار تقلید است و عملی مذموم؟! پس تمام کلاسیک کارهای جهان از پاواروتی گرفته تا شجریان بخش بزرگی از آثارشان بی ارزش است؟!
    ضمنا آقای معتمدی نسبت به هنرمندان قدیمی تر مثل استاد شجریان و خانم پریسا یا سیما بینا و… بسیار کمتر آثار قدیمی که قبلا کس دیگری خوانده بوده را خوانده است.

  • ارسال شده در آذر ۱, ۱۳۹۱ در ۱۱:۰۴ ب.ظ

    در ضمن اگر دوستان از نحوه ی تهیه ی اپرای عاشورا اطلاعاتی دارند لطفاً بفرمایند.
    حدالمقدور، اورجینالش رو خریدار هستم.
    اگر ممکن هست پاسخ رو برام ایمیل بفرمایید.
    [email protected]

    با تشکر

  • با درود
    ارسال شده در دی ۲۰, ۱۳۹۱ در ۸:۴۴ ق.ظ

    جناب پور قناد
    نمیدونم چرا اینکارو کردین ( کپی نشدن متن های موجود در سایت گفتگوی هارمونیک ) با تمام احترامی که برای شما قایلم از اینکارتون ناراحت شدم و نمیدونم چرا سایتتون اینطوری شده
    من بدلیل اینکه وقت ندارم تو اینترنت بمونم نوشته ها و مخصوصا نظر اهالی موسیقی رو که در پایان مطلب ها میاد رو کپی میکردم و سر فرصت میخوندم ولی حالا نمیشه
    اگه امکانی وجود داره بمن کمک کنید
    میدونم برای جمع آوری مطالب هم زحمت میکشید و نمیخواید همینجوری برایگان بین مردم پخش بشه
    ولی ایکاش بفکر گسترش فرهنگ موسیقایی در بین مردم هم بودید و همه چی رو از زاویه حرفه ای نگاه نمیکردید.
    وقتی ما خودمون بخودمون رحم نمی کنیم وای بحال مسیولین این مملکت

  • ارسال شده در دی ۲۰, ۱۳۹۱ در ۱۰:۲۷ ق.ظ

    دوست گرامی
    ما هنوز هم مثل قبل مطالب را رایگان در اختیار عموم می گذاریم. فقط جلوی کپی شدن مطالب را روی سایتهای دیگر که باعث دزدی مطالب و انتشار بدون منبع آنها می شود را گرفته ایم. شما هم امکان سیو کردن مطلب را هنوز دارید و می توانید وقتی به اینترنت متصل نیستید مطالعه بفرمایید. روی گزینه فایل کلیک کنید و سیو پیج را بیابید.

  • باران
    ارسال شده در فروردین ۸, ۱۳۹۲ در ۶:۳۱ ب.ظ

    من صدای معتمدی رو دوس دارم و به نظرم تو اپرای مولوی اونجه که حدود ۸ دقیقه همایون شجریان و معتمدی در نقش شمس و مولانا با هم گفتگو میکنن و در واقع اجرا میکنن کاملا میشه درک کرد که معتمدی چقد زیباتر و بهتر از همایون میخونه
    ولی برام جالبه که شما اصرار دارید بفرمایید همایون خوبه
    البته بازم از اون کارا بود اینکه معتمدی عالیه درست ولی چرا اینقد مهربانانه راجع به اون صحبت میشه ولی برخی رو از وسط با شمشیرنقدتون به دو نیم میکنید و رو جنازشون با اسب میتازید

  • ارسال شده در فروردین ۸, ۱۳۹۲ در ۱۱:۵۲ ب.ظ

    باران عزیز
    حدس میزنم شما مطلب بنده را یا کاملا نخوانده اید چون اصلا بنده در مورد مقایسه آقای همایون شجریان و آقای معتمدی چیزی ننوشته ام در این مطلب!
    درباره مهربانانه نوشتن و شمشیر کشیدن هم اگر واضح تر توضیح بدهید منظور شما کدام نقد است و به چه کسی می توانم در آن زمینه هم صحبت کنم.

  • ارسال شده در فروردین ۱۳, ۱۳۹۲ در ۴:۵۶ ب.ظ

    محمد جان سلام:
    امید که همواره عالی بمانی با آرزوی بهترینها برایت

  • alizadeh
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۹۲ در ۱۲:۴۷ ب.ظ

    سلام
    سلامی به ګرمی صدای آقای محمد معتمدی
    من حقیقتا به موسیقی سنتی علاقه چندانی ندارم اما صدای شما مرا به این موسیقی علاقمند ساخت

  • حمید شیوخی
    ارسال شده در اسفند ۴, ۱۳۹۳ در ۳:۳۴ ب.ظ

    به نام خدا
    بنده به عنوان یه هنر دوست عرض کنم فعلآ صدایی به گرمی صدای استاد معتمدی نیامده…….چرا؟چون استاد ایشون اسطوره ای بود به نام لطفی

  • اوازی
    ارسال شده در بهمن ۶, ۱۳۹۴ در ۱:۰۲ ب.ظ

    البته که نظر شخصی خودمه…ولی من جنس صدای اقای معتمدی رو نمیپسندم .سبک اجراشونم تقلیدیه..خواننده های نسل جدید به اعتقاد بنده خواننده بالفطره نیستند و انگار زورکی خواننده شدند و تقلیدی .هنر اواز در روح و سرشتشون وجود نداره

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «بوم خیال»

اگر اجرای موسیقی آوازیِ مو به مو مبتنی بر بلوک‌بندی و جمله‌بندی و ساختار خرد و کلان ردیف‌ها را یک سرِ طیف، و موسیقی آوازیِ آهنگسازی‌شده را، که شاید از ماحضر موسیقی کلاسیک ایرانی تنها اشل‌هایِ صوتیِ مدها را در خود داشته باشد و تمام دیگر عناصرش (از الگوهای ملودیک و ریتمیک گرفته تا نحوه و روند تغییر مدها، فرم و غیره) از چشمه‌ی خلاقیتِ سازنده/نوازنده‌اش جوشیده، سرِ دیگرِ طیفِ آن سنتی بدانیم که در قرن اخیر بداهه‌نوازی نام گرفته است، پنج تکه تکنوازیِ مجملِ صائب کاکاوند در «بوم خیال» را باید جایی نزدیک به پایانه‌ی نخستِ طیف در نظر گرفت.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XV)

در واقع، هم او است که شایع کرد «دستگاه ماهور» همان «گام ماژور» غربی است. در دستور تار اولین تعریف از موسیقی ایرانی در مورد آواز ماهور است:

از روزهای گذشته…

مروری بر آلبوم «در آتش آوازها»

مروری بر آلبوم «در آتش آوازها»

بعد از دوره‌ای طولانی، جای خرسندی است که نواخته‌هایی دیگر از ویرتوئوز کم‌کار «بهداد بابایی» در این آلبوم ثبت شده است؛ هرچند نه در سطح تکنوازی‌های قدیم. ریزهای رعدآسا، مضراب‌های تیزِ آشنا، جست و خیزهای جذابِ دست چپ، و پاساژهای سریع در اینجا نیز شنیده می‌شوند اما ابزارِ ارائه‌ی تحریرها و جمله‌هایی اغلب کم‌رمق شده‌اند و نوانس‌ها دیگر دامنه‌ی چشمگیرِ گذشته را ندارند.
گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

در ابتدای بازبینی و بررسی تمرین‌های انجام شده در جلسات گذشته، به دلیل آن که بعضی از شرکت‌کنندگان غایب بودند به جلسه‌ی دیگر موکول شد. اما پیش از شروع درس، مدرس با اشاره به یکی از تمرین‌های انجام شده در جلسات گذشته حاوی نکاتی درباره‌ی رنگ صوتی ویژه‌ی «گروه پایور» و مقایسه‌ی آن با رنگ صوتی گروه‌های دوره‌ی قاجار بود، یادآوری کرد که با توجه به عدم حضور نویسنده بررسی دقیق به جلسه‌ی آینده موکول می‌شود اما برای این که تصوری به دست آوریم از این که رنگ‌ صوتی قابل شنیدن در آثار «فرامرز پایور» هم در طول زمان تغییر کرده است و دوری از توهم ایستایی در موسیقی ایرانی، نمونه‌هایی از آثار پایور در دوره‌های مختلف («مارش ماهور» اثر «درویش خان» از مجموعه‌ی «آثار درویش خان»، بخش‌هایی از مجموعه‌ی هفت پیکر، «پیش‌درآمد همایون» از مجموعه‌ی «گروه‌نوازی‌های پایور»، قطعه‌ی «دردشت» از مجموعه‌ی «ارغوان») پخش کرد و گفت باید توجه داشت که گروه‌هایی که این نمونه‌ها را اجرا کرده‌اند دقیقا یکی نبوده‌اند علاوه بر این سازآرایی خاص هر یک از آهنگ‌ها هم باید در نظر گرفته شود اما با حذف همه‌ی این تفاوت‌ها هنوز هم تغییر رنگ صوتی واضح است. البته ویژگی‌هایی مانند دقت در کوک و هماهنگی نوازندگان در اغلب موارد تکرار شده است که تاثیر مستقیمی بر رنگ صوتی شاخص این گروه‌نوازی‌ها ندارد.
سلطانی: تفکر مینی مالیستی بیشتر در پی مطیع ساختن و فریفتن است تا متقاعد کردن

سلطانی: تفکر مینی مالیستی بیشتر در پی مطیع ساختن و فریفتن است تا متقاعد کردن

پیمان سلطانی، آهنگ ساز، رهبر ارکستر، نوازنده، منتقد و نویسنده؛ از معدود موسیقی دانانی است که توانسته پیوند مناسبی بین موسیقی و هستی شناسی ایجاد کند. گفته ها و نوشته های فلسفی- موسیقایی او همیشه بحث برانگیز بوده و نگاه او به مدرنیته و نوآوری در موسیقی نیز پرسش های فراوانی را در پی داشته است.
خروسِ بی محل

خروسِ بی محل

این روزها اغلب اعمال ما از سازوکار هایی ناشی می شوند که رفته رفته در درون ما نهادینه شده اند و گه گداری هم به گونه های مختلف خود را نشان می دهند و ما در این تصور واهی که بانی و صادر کننده ی این افعال بوده ایم. در این میان آنان که آسیب کمتری دیده اند، بی گمان اعمالشان اصیل تر و بی شائبه تر خواهد بود و آنان که به موانع تکیه می دهند، یا آن را دور می زنند، راه طّراری را در پیش می گیرند و آنان که در رفع شبهات می کوشند، از مظان اتهام و معرض قضاوت به دور خواهند بود.
طراحی سازها (VI)

طراحی سازها (VI)

بنابر عقیده پیروان مکتب فیثاغورث، اعداد، عناصر اصلی طبیعت و اساس همه چیز بودند، تمام افلاک یک مقیاس موسیقی داشتند که در آن همه چیز با یک هارمونی الهی در جریان است و «موسیقی گردون» را ایجاد می‌کردند. تصویر مقابل، آخرین درک گرافیکی این نقطه نظر را نشان می‌دهد که توسط Robert Fludd در سال ۱۶۳۷–۱۵۴۷ در Utriusque Cosmi Historia ترسیم شده است.
مصاحبه ای با رنه فلمینگ (I)

مصاحبه ای با رنه فلمینگ (I)

خانم رنه فلمینگ یکی از موفقترین ستارگانی است که در عرصه بین المللی در سالهای اخیر درخشیده است. او سه اثر خود را در شرایط بسیار مشکلی از لحاظ اجرا و تکنیک ضبط کرده، اجرای زنده وی بسیار موفقیت آمیز بوده و در ایفای نقشی بسیار دشوار نشان داده که توانایی های زیادی دارد. رنه فلمینگ استاد سبک موتسارت است، در نسخه جدید کوزی فان توته (Cosi fan Tutte) با رهبر درگذشته بزرگ، سر جرج سولتی (Sir Georg Solti) هیچ وحشتی از سبک پر خطر این اپرای قرن نوزدهمی نداشت و توانست، اثری رضایت بخش به اجرا در آورد. ضبط های جدید اپراهای موتزارت شامل آثاری است از هنرمندان متعدد و ناشناس. خانم فلمینگ یک استثنا در عرصه موسیقی می باشد، خود او می گوید دوست دارد زمانی اثرش را ضبط کند که صدایش توانایی بالا خواندن را داشته باشد.
ریچارد کلایدرمن

ریچارد کلایدرمن

ریچارد کلایدرمن بعنوان یک نوازنده حرفه ای پیانو توانست به مقام و شهرتی دست پیدا کند که کمتر هنرمند موسیقی فرانسوی تا کنون به این درجه رسیده است. او طی سالها نوازندگی پیانو، تهیه آلبوم های زیبا و اجرای کنسرت از خود یک چهره بین المللی بر جای گذاشته است. وی در طول فعالیت حرفه ای خود بیش از ۸۰۰ آلبوم موسیقی تهیه کرده است که در این میان ۶۳ عدد از آنها بعنوان آلبوم پلاتینیوم و ۲۶۳ عدد بعنوان آلبوم طلایی شناخته شده است، آمار فروش آلبوم های او نزدیک به نود میلیون نسخه ثبت شده تخمین زده می شود.
مصاحبه با کیت جرت (III)

مصاحبه با کیت جرت (III)

به عنوان مثال، کل موسیقی “The Survivor’s Suite” [ضبط شده در لودویگزبرگ آلمان، آوریل ۱۹۷۶ و منتشر شده توسط ای سی ام] مخصوصا برای سالن اوری فیشر در نیویورک نوشته شد چون می دانستم که قرار است آنجا اجرا کنیم (و شاید این موضوع را کمتر کسی بداند). فکر می کنم که این اثر، به عنوان بخشی از جشنواره، دقیقا نقطه مقابل “Monk” بود. تجربه اجراهای زیاد در اوری فیشر هال نشان داده بود صدا بر صحنه این سالن آنقدر واضح نبود که بتوان با تمپوی بالا نواخت – در واقع، صدا مبهم می شد – پس من هم تصمیم گرفتم که برای آن شب موسیقی را بسازم. فکر کردم که آن شب، شب مهمی در موسیقی بود و نخستین اجرای ما از این اثر هم قرار بود در آن سالن صورت بگیرد و در واقع برای اجرا در آن سالن هم نوشته شده بود.
شیدایی تار (I)

شیدایی تار (I)

محمدرضا لطفی در ۱۷ دیماه ۱۳۲۵ ش در شهر گرگان به دنیا آمد پدرش اصالتا اهل روستای هروی از توابع خلخال و آذریزبان بود و نمایندگی لیالند موتورز (اتوبوسهای دوطبقه شــرکت واحد) را داشــت و مادرش معلم بود. در نوجوانی به نوازندگی تار روی آورد و پس از آن که به تهران مهاجرت کرد. از آموزش اساتیدی چون علی اکبر شهنازی و حبیب الله صالحی بهره مند شد. چندی بعد به تحصیل موسیقی در دانشگاه تهران پرداخت و از محضر نورعلی برومند در دانشــگاه و مرکز حفظ و اشــاعه و نیز محافل خصوصی او بهره برد. با راهنماییهای مهدی کمالیان به حضور سعید هرمزی و یوسف فروتن رسید.
نگاهی به اپرای مولوی (II)

نگاهی به اپرای مولوی (II)

موسیقی اپرای مولوی بر اساس موسیقی دستگاهی تصنیف شده است و اولین اثر در این فرم است که از تمام دستگاه های موسیقی ایرانی در آن استفاده شده است. در این اثر آواز کلاسیک ایرانی و آواز کلاسیک غربی در کنار هم قرار گرفته است و این همنشینی با وجود تفاوت بسیار در تکنیک و رنگ صوتی، کاملا یکدست به گوش میرسد. با وجود مبنا قرار داشتن موسیقی دستگاهی ایران، عبدی از تکنیک های موسیقی مدرن غافل نبوده و این اثر بر خلاف اکثر آثار موسیقی سمفونیک ایرانی، مکتب گرا نیست و در تمام قسمتهای این اپرا از تکنیکهای خاصی که در آهنگسازی مدرن معنا پیدا میکند، استفاده شده است.