محمد معتمدی و افق پیش رو

محمد معتمدی
محمد معتمدی
به بهانه همزمانی تولد محمد معتمدی و کنسرت برف خوانی
اولین بار که صدای محمد معتمدی را شنیدم از تلویزیون بود که ساز و آوازی با صدای او پخش میشد، طبق معمول روی تصاویری از طبیعت! این صدا و مخصوصا تکنیک مطلوب او توجهم را جلب کرد، چون در آن زمان کمتر صدای خواننده جوانی را میشنیدیم که از نظر استیل و تکنیک های آوازی در وضعیت خوبی قرار داشته باشد. از همان روز نامش در خاطرم ماند تا اینکه برای اولین بار کنسرت او را به همراه گروه خورشید به سرپرستی مجید درخشانی در تالار وحدت دیدم.

در آن کنسرت هم بسیار مسلط و پخته خواند و اجرایی از خود به نمایش گذاشت که بسیاری از قدیمی تر های آواز نتوانند گله کنند که چرا برای خوانندگی این گروه بزرگ از آنها استفاده نشده.

برنامه های بعدی معتمدی همگی با بزرگان بود از خوانندگی با ارکستر ملی به سرپرستی فرهاد فخرالدینی گرفته تا کنسرت های گروه شیدا با محمدرضا لطفی که پس از ورود به ایران و حاشیه هایی که برای او بوجود آمده بود، بیش از پیش زیر ذره بین منتقدان بود.

در همین کنسرتها با گروه شیدا بود که در اقدامی جسورانه، معتمدی به اجرای دوباره آلبوم درخشان “سپیده” ساخته مشترک محمدرضا لطفی و زنده یاد پرویز مشکاتیان پرداخت که کوچکترین لغزش او میتوانست عمری موجب طعنه دوستداران محمدرضا شجریان، شخصیت کاریزماتیک آواز ۳۰ ساله اخیر شود.

معتمدی با هوشیاری و توانایی خود این ریسک های بزرگ را پشت سر گذاشت و تهدیدها را یک به یک به فرصت تبدیل کرد. ولی اولین باری که معتمدی را فراتر از گذشتن سلامت از پیچ و خم های اجرایی آواز و حواشی آن دیدم، در اجرای درخشانی از نقش “حر” در اپرای عاشورا ساخته بهزاد عبدی با کارگردانی بهروز غریب پور بود.

آنطور که عبدی، آهنگساز اثر در مورد ساخت این اپرا گفته است، در این اپرا انتخاب نقش به عهده معتمدی گذاشته شده و او نقش کوتاه ولی تاثیر گذار حر را انتخاب کرده است. وقتی به زمان اپرای عاشورا نظری می اندازیم متوجه میشویم تنها زمانی نزدیک به ۱۵ دقیقه از کل اپرا که حدود یک ساعت ربع است به حر اختصاص دارد ولی پس از پایان اپرا تصور میکنیم که نیمی از این اثر توسط معتمدی خوانده شده است! شاید بیشتر شنوندگان این اپرا پس از گذشت مدتی از شنیدن این اثر فقط حر و نقش مقابل او عباس را به خاطر بیاورند.

معتمدی در اپرای عاشورا بود که برای اولین بار توانست خود را نه تنها به عنوان یک مجری ماهر آواز ایرانی، بلکه به عنوان یک هنرمند صاحب سبک و اندیشه در کنار بزرگان آواز ایرانی تثبیت کند. یک سال پس از این اثر موفقیت آمیز، دوباره او برای پروژه ای بزرگتر از طرف زوج هنری عبدی-غریب پور فراخوانده شد؛ این پروژه اپرای مولوی بود که معتمدی باید نقش اول آن یعنی مولوی را میخواند و مشکل اصلی شاید قرار گرفتن در کنار خوانندگان با سابقه و کارکشته ای مانند همایون شجریان در نقش شمس تبریزی، حسین علیشاپور در نقش سلطان العلما و علی خدایی در نقش عطار نیشابوری و همینطور چندین خواننده آواز ایرانی و غربی بود.

توانایی و جسارت معتمدی در درک و پرورش کاراکتر باز یکی از درخشان ترین حضور های این هنرمند جوان را رقم زد و باعث شد، اپرای مولوی هم یکی از آثار قابل تحسین او شود.

محمد معتمدی دارای جنس خاصی از صداست که به او توانایی اجرا با گستره زیادی را میدهد، در اپرای مولانا ما بهترین نمونه های خواندن او را در قسمتهای مختلف زیر و میانه و بم صدایش را میشنویم که گاهی شنونده را در مورد ژانر صدایی او دچار مشکل میکند!

شاید صدای معتمدی را بتوان صدایی دراماتیک محسوب کرد، صدایی با حجم و به اصطلاح وزن زیاد که گاهی در اجرای جمله های سریع نمیتواند چابکی کلوراتورها را داشته باشد ولی از قدرت و ولوم قابل توجهی برخوردار است که کمتر خواننده ایرانی ای چنین مشخصه صدایی را دارد. البته احتمالا در آینده (با توجه به پیشرفت و روحیه تغییری که از او شاهد بوده ایم) میتوان امیدوار بود که هم استیل او در آواز با تغییراتی به صدایی یکدست تر برسد و هم تحریر های او در سرعت های بالا بهبودی بیشتری پیدا کند.

محمد معتمدی غیر از تخصص در آواز، یک نوازنده نی در حد استاندارد هم است، هرچند به خاطر درجه یک نبودن نوازندگی اش هیچ وقت صدای سازش را در معرض شندین منتقدان نگذاشته ولی همین سطح مطلوب نوازندگی نی او، کمک شایانی به درک و دریافت حالت های آوازی در ذهن او کرده است.

از اولین باری که در تلویزیون صدای معتمدی را شنیدم تا امروز که کارهای اخیرش را شنیدم، جایگاه هنری او به زعم من بسیار رشد داشته؛ بدون شک معتمدی با جنس صدای خود میتواند، جایگاهی حتی بالاتر از سطح کنونی اش داشته باشد، اگر روحیه کنکاش گری و کمال گرای خود را در مواجهه با شهرت روز افزونش از دست ندهد.

روزنامه شرق

22 دیدگاه

  • محمود صالحی
    ارسال شده در مهر ۱, ۱۳۸۹ در ۱:۰۲ ق.ظ

    صدایشان را بسیار دوست می دارم و مطمئنم که بهتر از این خواهند شد

  • علیرضا
    ارسال شده در مهر ۱, ۱۳۸۹ در ۱:۵۳ ق.ظ

    ممنون از این متن
    به نظر بنده صدای محمد معتمدی فعلا” نظیر نداره.
    تکنیک + احساس + درک و بیان صحیح شعر
    اپرای مولوی هم که شاهکار ایشون بود.
    به نظر من آواز خوانان نسل جدید به لحاظ قابلیت ها و توانایی ها به ترتیب:
    محمد معتمدی
    همایون شجریان
    علیرضا قربانی

  • پریسا
    ارسال شده در مهر ۳, ۱۳۸۹ در ۴:۴۰ ب.ظ

    ممنون از این مطالب زیبا
    معتمدی در برف خوانی نیز بی نظیر بود

  • ارسال شده در مهر ۴, ۱۳۸۹ در ۳:۵۸ ب.ظ

    با تشکر از سجاد عزیز به خاطر این نوشته خوب. آقای معتمدی از بهترین و با استعدادترین خوانندگان ایران هستند که رنگ صدای بسیار زیبایی دارند. برایشان آرزوی موفقیت روزافزون دارم.

  • ناشناس
    ارسال شده در مهر ۶, ۱۳۸۹ در ۸:۰۸ ب.ظ

    به به نقد را ببینیم
    آقا سجاد جان این واقعا نقد هست
    یک نصیحت دوستانه دارم برایت
    اینقدر از واژه ی «من» استفاده نکن در نوشته هایت
    من از این خوشم امد
    ما از ان خوشم امد
    البته معتمدی خوب می خواند صددرصد
    ولی خوانندگی اش کم ایراد نیست
    مخصوصا در گام های خیلی پایین
    مخصوصا در بم خواندن
    به جز اینکه در این بازه ی صوتی کاملا نوع خواندنش تقلیدی است، کمی هم خامی در صدایش دیده می شود
    آقا سجاد برای چندمین بار نقد بنویس نه سلیقه نامه

  • ارسال شده در مهر ۶, ۱۳۸۹ در ۱۱:۳۱ ب.ظ

    دوست عزیز بدون نام
    در این نوشته و نوشته های دیگرم فقط جاهایی از “من” استفاده میکنم که مسئله ای عنوان میشود که اعتقاد شخصی خودم است و نمیتوانم عمومیت بدهم (حالا ممکن است نظر فقط من هم نباشد ولی آماری هم ندارم که بدانم هم نظری دارم یا نه) شما در این بخشها باید نسبت به اعتمادی که به فهم موسیقی نویسنده دارید قضاوت خود را داشته باشید.
    بعضی وقتها مخصوصا در هنر و مخصوصا موسیقی، به نکاتی بر میخوریم که قابل توضیح دادن یا انالیز علمی نیست، شما میتوانید فالش بودن یا نبودن را دقیقا با یک دستگاه تیونر ثابت کنید ولی ممکن است یک حالت صدایی یا سونوریته را نتوانید توضیح بدهید با وسیله خاصی.
    در مورد قسمت بم صدای محمد معتمدی، من نمیدانم منظور شما کدام اجرا بوده است ولی اگر به اثر اپرای مولوی دسترسی داشته باشید میتوانید بصورت روشن بشنوید که صدای او در بخش بم بسیار پر حجم است و شفاف (مگر جاهایی که به عمد با حالتی نزدیک که به صدای فسه میخواند)
    در مورد تقلیدی بودن هم باید مشخص شود شما چه حدی از شباهت را تقلید میدانید.
    تقلید از چه کسی؟! شجریان؟! تاج؟!
    آیا آواز خواندن دلکش یا ایرج را تقلیدی میدانید؟! اگر جواب مثبت است پس نیمی از نوازندگان تار کارشان تقلیدی است و بیشتر از نصف خوانندگان هم تقلید کارند.

  • سیمین
    ارسال شده در مهر ۸, ۱۳۸۹ در ۱۲:۴۵ ق.ظ

    ممنون از متن بسیلر خوبتون
    من چون خودم خواننده هستم آواز معتمدی رو خیلی دوست دارم
    ایشون واقعا” تواناست.اما کاش میشد کسانی مثل آقای معتمدی در زمینه آموزش هم فعال باشند تا دیگران هم از تجربیاتشون استفاده کنند.

  • رامین
    ارسال شده در مهر ۱۹, ۱۳۸۹ در ۷:۴۴ ب.ظ

    آقای شماره ۵ یا Anonymous
    احتمالا” شما مشکلی با آقای معتمدی دارید.
    اگر صدای معتمدی خام است صدای کی پخته است؟ ایراداتش رو هم بفرمایید همه استفاده کنند. یا در همون موارد نمونه خوبش رو مثال بزنید تا مطلبتون مستند باشه. نه به قول خودتون سلیقه ای

  • freud
    ارسال شده در مهر ۲۰, ۱۳۸۹ در ۱۱:۲۹ ب.ظ

    تو تمثیل داستان فیل تو تاریکی مولاناهرکسی به یه جای فیل دست می زنه یه چیز متفاوت میگه.من از علم موسیقی چیز زیادی نمی دونم ولی وقتی صدای معتمدی رو گوش میدم مطمئنا یه هماهنگی و قدرتی تو صداش هست که باعث میشه بعضی آهنگاش رو چند بار از اول گوش بدمو لذت ببرم.زیاد خودتون رو خسته نکنید از اهنگ لذت ببرید

  • ارسال شده در آبان ۱, ۱۳۸۹ در ۳:۱۶ ب.ظ

    http://www.louh.com/content/4307/default.aspx

  • ساسان
    ارسال شده در اسفند ۴, ۱۳۹۰ در ۳:۲۰ ب.ظ

    رسا بودن و شیوایی و پرجذبه بودن صدای آقای معتمدی در اپرای عروسکی مولانا بنده را محصور خود ساخته به طوریکه بیش از ۵۰ بار ملاقات مولانا و شمس را با هنر نمایی همایون و معتمدی گوش داده ام.
    آرزوی حضور در یکی از کنسرت های ایشان را دارم.

  • ارسال شده در آذر ۱, ۱۳۹۱ در ۱۱:۰۰ ب.ظ

    با سلام حضور همه ی عزیزان.
    یکی از دوستان فرمودند که معتمدی عموماً مقلد هست (دیالوگی در این مضمون)
    بنده با ایشون موافق هستم. اگر بخوام مصداقی عرض بکنم، بیشتر کارهایی رو اجرا می کنند که قبل از این اساتید موسیقی ایرانی اجرا کردند و بازخوانی اون آثار به نظرم جذبه ی خاصی نداره – البته آقای معتمدی هم به زیبایی و با قدرت تمام از عهده ی اونها برمیان.
    به هر حال به نظر بنده جناب معتمدی با صدای زیبا و گرم و وسعت صدایی که دارند، بهتر هست به دنبال کارهای جدید، شیوه های اجرایی جدید، اشعار جدید باشند. البته اینکه موسیقی ایرانی آیا ذاتاً قابلیت انعطاف و تحول رو داره یا نه، قابل هست.
    در هر صورت آرزوی موفقیت برای جناب معتمدی و همه ی هنرمندان کشورمون می کنم.

  • ارسال شده در آذر ۲, ۱۳۹۱ در ۱:۳۴ ق.ظ

    دوست عزیز!
    منظور شما از تقلید چیست؟ تکرار کردن یک رپرتوار تقلید است و عملی مذموم؟! پس تمام کلاسیک کارهای جهان از پاواروتی گرفته تا شجریان بخش بزرگی از آثارشان بی ارزش است؟!
    ضمنا آقای معتمدی نسبت به هنرمندان قدیمی تر مثل استاد شجریان و خانم پریسا یا سیما بینا و… بسیار کمتر آثار قدیمی که قبلا کس دیگری خوانده بوده را خوانده است.

  • ارسال شده در آذر ۱, ۱۳۹۱ در ۱۱:۰۴ ب.ظ

    در ضمن اگر دوستان از نحوه ی تهیه ی اپرای عاشورا اطلاعاتی دارند لطفاً بفرمایند.
    حدالمقدور، اورجینالش رو خریدار هستم.
    اگر ممکن هست پاسخ رو برام ایمیل بفرمایید.
    Aminghassemzade@Gmail.com

    با تشکر

  • با درود
    ارسال شده در دی ۲۰, ۱۳۹۱ در ۸:۴۴ ق.ظ

    جناب پور قناد
    نمیدونم چرا اینکارو کردین ( کپی نشدن متن های موجود در سایت گفتگوی هارمونیک ) با تمام احترامی که برای شما قایلم از اینکارتون ناراحت شدم و نمیدونم چرا سایتتون اینطوری شده
    من بدلیل اینکه وقت ندارم تو اینترنت بمونم نوشته ها و مخصوصا نظر اهالی موسیقی رو که در پایان مطلب ها میاد رو کپی میکردم و سر فرصت میخوندم ولی حالا نمیشه
    اگه امکانی وجود داره بمن کمک کنید
    میدونم برای جمع آوری مطالب هم زحمت میکشید و نمیخواید همینجوری برایگان بین مردم پخش بشه
    ولی ایکاش بفکر گسترش فرهنگ موسیقایی در بین مردم هم بودید و همه چی رو از زاویه حرفه ای نگاه نمیکردید.
    وقتی ما خودمون بخودمون رحم نمی کنیم وای بحال مسیولین این مملکت

  • ارسال شده در دی ۲۰, ۱۳۹۱ در ۱۰:۲۷ ق.ظ

    دوست گرامی
    ما هنوز هم مثل قبل مطالب را رایگان در اختیار عموم می گذاریم. فقط جلوی کپی شدن مطالب را روی سایتهای دیگر که باعث دزدی مطالب و انتشار بدون منبع آنها می شود را گرفته ایم. شما هم امکان سیو کردن مطلب را هنوز دارید و می توانید وقتی به اینترنت متصل نیستید مطالعه بفرمایید. روی گزینه فایل کلیک کنید و سیو پیج را بیابید.

  • باران
    ارسال شده در فروردین ۸, ۱۳۹۲ در ۶:۳۱ ب.ظ

    من صدای معتمدی رو دوس دارم و به نظرم تو اپرای مولوی اونجه که حدود ۸ دقیقه همایون شجریان و معتمدی در نقش شمس و مولانا با هم گفتگو میکنن و در واقع اجرا میکنن کاملا میشه درک کرد که معتمدی چقد زیباتر و بهتر از همایون میخونه
    ولی برام جالبه که شما اصرار دارید بفرمایید همایون خوبه
    البته بازم از اون کارا بود اینکه معتمدی عالیه درست ولی چرا اینقد مهربانانه راجع به اون صحبت میشه ولی برخی رو از وسط با شمشیرنقدتون به دو نیم میکنید و رو جنازشون با اسب میتازید

  • ارسال شده در فروردین ۸, ۱۳۹۲ در ۱۱:۵۲ ب.ظ

    باران عزیز
    حدس میزنم شما مطلب بنده را یا کاملا نخوانده اید چون اصلا بنده در مورد مقایسه آقای همایون شجریان و آقای معتمدی چیزی ننوشته ام در این مطلب!
    درباره مهربانانه نوشتن و شمشیر کشیدن هم اگر واضح تر توضیح بدهید منظور شما کدام نقد است و به چه کسی می توانم در آن زمینه هم صحبت کنم.

  • ارسال شده در فروردین ۱۳, ۱۳۹۲ در ۴:۵۶ ب.ظ

    محمد جان سلام:
    امید که همواره عالی بمانی با آرزوی بهترینها برایت

  • alizadeh
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۹۲ در ۱۲:۴۷ ب.ظ

    سلام
    سلامی به ګرمی صدای آقای محمد معتمدی
    من حقیقتا به موسیقی سنتی علاقه چندانی ندارم اما صدای شما مرا به این موسیقی علاقمند ساخت

  • حمید شیوخی
    ارسال شده در اسفند ۴, ۱۳۹۳ در ۳:۳۴ ب.ظ

    به نام خدا
    بنده به عنوان یه هنر دوست عرض کنم فعلآ صدایی به گرمی صدای استاد معتمدی نیامده…….چرا؟چون استاد ایشون اسطوره ای بود به نام لطفی

  • اوازی
    ارسال شده در بهمن ۶, ۱۳۹۴ در ۱:۰۲ ب.ظ

    البته که نظر شخصی خودمه…ولی من جنس صدای اقای معتمدی رو نمیپسندم .سبک اجراشونم تقلیدیه..خواننده های نسل جدید به اعتقاد بنده خواننده بالفطره نیستند و انگار زورکی خواننده شدند و تقلیدی .هنر اواز در روح و سرشتشون وجود نداره

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

شیدایی تار (II)

وی در جریان انقلاب اسلامی از سمتهای خود استعفا کرد و به مردم انقلابی پیوســت و ســاخته ها و نواخته های او با صدای محمدرضا شــجریان و شــهرام ناظری در نوک پیکان انقلاب قرار گرفت و امروزه به عنوان یک خاطره ملی در اذهان مردم باقی است. لطفی در مورد ساخته معروف خود، سپیده (ایران ای ســرای امید)، می گوید: «وقتی در دستگاه ماهور شروع به کار کردم طبق روال آواز از منطقه بم شــروع شد ولی هر کاری که می‌کردیم، می دیدیم جور درنمی آید. پس از مدتی قرار شد آقای شجریان از اوج بخواند و خیلی خوب درآمد. در آن روزگار جامعه ایرانی یکپارچه شور و هیجان بود، ما هم که از جامعه دور نبودیم و با مردم همصدا بودیم.

تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (II)

من این نوع دیدگاه گسترش هارمونی را در هفت متد اصلی دسته بندی و خلاصه می کنم که در جای خود در باره ی هر کدام صحبت می کنم. این متد ها عبارتند از:

از روزهای گذشته…

تاثیر ذهن بر ساختار جمله بندی ها در ویولن (I)

تاثیر ذهن بر ساختار جمله بندی ها در ویولن (I)

از نکات کلیدی در نواختن جملات با الگوی لگاتو و پوزیسیون های بالا رونده و پر سرعت که در بسیاری از قطعات رپرتوار ویولن کاربرد دارد، جمله بندی های ذهنی توسط نوازنده برای اجرای این دسته پاساژها می باشد. از آنجا که تنها با دانستن این نکته که با تغییر نوع نگاه ذهن به نحوه اجرای یک جمله و دگرگونه شنیدن آن و بدست آوردن شناخت و فهم جدید از جمله، نوازنده می تواند به آسانی از میزان مراتب تکرار و نیز زمان کمتر تمرین تا رسیدن به حد مطلوب نواختن آن کاسته و اجرای جمله را با سرعت، کیفیت و توان بیشتری رقم زند، دقت بر این موضوع بسیار می تواند راهگشا باشد.
اراده آهنین پرلمن

اراده آهنین پرلمن

عده ای بر این باور هستند که ویولن زدن کاریست بس دشوار. بسیاری از هنرجویانی که به این ساز روی می آورند پس از مدتی از ادامه باز مانده و دلسرد میشوند و یا به سازی دیگر روی آورده و یا به طور کلی با دنیای موسیقی وداع میکنند. بالاخره سلطان سازها باید هم سخت باشد. درمورد ویولنیست شدن از بتهوون نقل میکنند: “برای ویولنیست شدن روزانه هشت ساعت تمرین تا سی سال لازم است.” در اروپا به ویولن ساز شیطانی نیز گفته اند.
گفتگو با سارا چانگ (III)

گفتگو با سارا چانگ (III)

اگر شما موسیقیدان هستید و به مقدار اطلاعاتتان تا حدی اطمینان دارید، وقتی به کنسرتی گوش می دهید متوجه می شوید که نوازنده با تمام وجودش نمی نوازد، شما سریعا این را حس می کنید، برای همین است که تعیین زمان و شرایط مناسب برای اجرای کنسرتتان اهمیت فراوان دارد و باید مطمئن باشید که شدیدا خسته نیستید و خودتان را آماده کنید. اگر می دانید زمانی به آنجا خواهید رسید که تمام روز پرواز داشته اید و هیچ زمانی برای تمرین نداشته اید… من احتمالا در این شرایط روی تختم دراز می کشم و به خواب می روم، حتی در ۱۰ دقیقه مانده به کنسرتم، مادرم معمولا به سراغم می آید و در حالی که در می زند می گوید: “آیا هنوز خوابی؟ نمی توانی خواب باشی در حالی که تا ۱۰ دقیقه دیگر باید روی سن بروی!”
موسیقی و طنز (قسمت چهارم)

موسیقی و طنز (قسمت چهارم)

شنونده وقتی این قطعه تغییر یافته را نسبت به اصل را میشنود، از زنجیره تداعی های احساسی همیشگی اش بیرون می آید، درگیر احساس تازه ای میشود که میتواند شوخ طبعنه و یا تلخ و معترضانه باشد. ناگفته پیداست که وظیفه طنز، خنده سازی نیست، بلکه القای کمدی تراژدی، پهلو به پهلوی هم است.
گزارش جلسه شانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه شانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

بخش بزرگی از توجهی که موسیقی مردم‌پسند به خود جلب می‌کند مربوط به متن ترانه‌های آن است. بسیاری از نوشته‌ها و گفتارهای ارایه شده در مورد آن هم تکیه‌ی بسیار بر تحلیل متن دارند. این نوع مطالعات اغلب با شکل‌های مختلف تحلیل محتوای ادبی (متنِ بدون موسیقی) چندان متفاوت نیستند.
آکاردئون بایان (bandoneón)

آکاردئون بایان (bandoneón)

بایان نوعی ساز بادی است که در کشور آرژانتین محبوبیت خاصی دارد و از عناصر کلیدی ارکستر تانگو به شمار می رود. مخترع اصلی Heinrich Band آلمانی تبار است که این ساز را به منظور استفاده در موسیقی مذهبی و موسیقی عامه پسند روز در مقابل ساز مشابه ای به نام concertina یا Konzertina به معنی ارگ دستی ، ساخت .
جای پرسش بنیادی صدا (IV)

جای پرسش بنیادی صدا (IV)

برای این که به راستی با یک رویداد، یا یک عطف مواجه شویم لازم است این پرسشها طرح شده باشد، نه فقط در نوشته ی منتقدان یا پچ پچ بدخواهان بلکه علاوه بر آن در کُنه فعالیت هنری نیز. اینجا هنرمند باید لحظه به لحظه از خودش و اثرش بپرسد که آیا صدای خودش را یافته است؟ صدا به هر دو معنایی که در چنین جایگاه ی ممکن است داشته باشد که اتفاقا در این زمینه سخت به هم مربوط هم هستند، یعنی صدا به مفهوم یک امر آکوستیکی (به عامترین شکلش) و استعاره ی بیان شاخص فردی/جریانی. این پرسش مداوم هر بازیگر این صحنه باید باشد؛ آیا این صدای ماست که شنیده می شود؟ بعضیها در مورد رویداد مشابه چنین فکر می کنند:
رندی نیومن و هنر طعنه آمیز (I)

رندی نیومن و هنر طعنه آمیز (I)

راندال استوارت مشهور به “رندی” نیومن (Randy Newman) متولد ۲۸ نوامبر ۱۹۴۳، خواننده، سراینده اشعار، برنامه ریز، آهنگساز و پیانیست آمریکایی است که برای اشعار نیش دار و ساخت موسیقی بسیاری از فیلمها شهرت دارد. نیومن معروف به نوشتن اشعاری است که از شخصیت خودش بسیار دور می باشد. برای مثال آهنگ سال ۱۹۷۲ “قایق سواری در جای دگر” (Sail Away) بیان تلاش تاجران برای جذب بردگان است، در حالی که سخنگوی آمریکا از ناسپاسی جهانی نسبت به آمریکا شکایت دارد که چرا آنان راه حل نهایی طعنه آمیزی ارائه می دهند.
طراحی سازها (VIII)

طراحی سازها (VIII)

پیش از آن‌که تاریخچه مختصر ریاضیات را در فضای متروک قرون وسطی پی بگیریم، باید به معرفی یک رومی استثنائی به نام Marcus Vitruvius Pollio بپردازیم وی یک معمار بود که برای امپراطور Augustus کار می‌کرد. او مجموعه منسجم نادر و اعجاب‌انگیزی از تئوری یونانی را عمیقاً مورد توجه قرار داد که این مجموعه ده کتاب در باب معماری De Architectura Libri Decem است. Vitruvius از این اثر، در کنار فرآیندهای کاربردی رومی خود، شامل هر آنچه که امپراطور روم مایل به آگاهی از آن‌ها بود، اعم از مهندسی و معماری استفاده کرده است
وضعیت ویژه (I)

وضعیت ویژه (I)

سالهاست اصطلاح “فیلم جشنواره پسند” را می شنویم؛ فیلمهایی که تحت تاثیر علایق داوران ساخته شده و هدفی جز خودنمایی در جشنواره ها ندارد. اصولأ رقابت سنگین و دقت بالای داوران در انتخاب فیلمهای برتر باید موجب رشد کمی و کیفی فیلمها شود اما در مورد فیلمهای ایرانی اوضاع متفاوت است.