محمد معتمدی و افق پیش رو

محمد معتمدی
محمد معتمدی
به بهانه همزمانی تولد محمد معتمدی و کنسرت برف خوانی
اولین بار که صدای محمد معتمدی را شنیدم از تلویزیون بود که ساز و آوازی با صدای او پخش میشد، طبق معمول روی تصاویری از طبیعت! این صدا و مخصوصا تکنیک مطلوب او توجهم را جلب کرد، چون در آن زمان کمتر صدای خواننده جوانی را میشنیدیم که از نظر استیل و تکنیک های آوازی در وضعیت خوبی قرار داشته باشد. از همان روز نامش در خاطرم ماند تا اینکه برای اولین بار کنسرت او را به همراه گروه خورشید به سرپرستی مجید درخشانی در تالار وحدت دیدم.

در آن کنسرت هم بسیار مسلط و پخته خواند و اجرایی از خود به نمایش گذاشت که بسیاری از قدیمی تر های آواز نتوانند گله کنند که چرا برای خوانندگی این گروه بزرگ از آنها استفاده نشده.

برنامه های بعدی معتمدی همگی با بزرگان بود از خوانندگی با ارکستر ملی به سرپرستی فرهاد فخرالدینی گرفته تا کنسرت های گروه شیدا با محمدرضا لطفی که پس از ورود به ایران و حاشیه هایی که برای او بوجود آمده بود، بیش از پیش زیر ذره بین منتقدان بود.

در همین کنسرتها با گروه شیدا بود که در اقدامی جسورانه، معتمدی به اجرای دوباره آلبوم درخشان “سپیده” ساخته مشترک محمدرضا لطفی و زنده یاد پرویز مشکاتیان پرداخت که کوچکترین لغزش او میتوانست عمری موجب طعنه دوستداران محمدرضا شجریان، شخصیت کاریزماتیک آواز ۳۰ ساله اخیر شود.

معتمدی با هوشیاری و توانایی خود این ریسک های بزرگ را پشت سر گذاشت و تهدیدها را یک به یک به فرصت تبدیل کرد. ولی اولین باری که معتمدی را فراتر از گذشتن سلامت از پیچ و خم های اجرایی آواز و حواشی آن دیدم، در اجرای درخشانی از نقش “حر” در اپرای عاشورا ساخته بهزاد عبدی با کارگردانی بهروز غریب پور بود.

آنطور که عبدی، آهنگساز اثر در مورد ساخت این اپرا گفته است، در این اپرا انتخاب نقش به عهده معتمدی گذاشته شده و او نقش کوتاه ولی تاثیر گذار حر را انتخاب کرده است. وقتی به زمان اپرای عاشورا نظری می اندازیم متوجه میشویم تنها زمانی نزدیک به ۱۵ دقیقه از کل اپرا که حدود یک ساعت ربع است به حر اختصاص دارد ولی پس از پایان اپرا تصور میکنیم که نیمی از این اثر توسط معتمدی خوانده شده است! شاید بیشتر شنوندگان این اپرا پس از گذشت مدتی از شنیدن این اثر فقط حر و نقش مقابل او عباس را به خاطر بیاورند.

معتمدی در اپرای عاشورا بود که برای اولین بار توانست خود را نه تنها به عنوان یک مجری ماهر آواز ایرانی، بلکه به عنوان یک هنرمند صاحب سبک و اندیشه در کنار بزرگان آواز ایرانی تثبیت کند. یک سال پس از این اثر موفقیت آمیز، دوباره او برای پروژه ای بزرگتر از طرف زوج هنری عبدی-غریب پور فراخوانده شد؛ این پروژه اپرای مولوی بود که معتمدی باید نقش اول آن یعنی مولوی را میخواند و مشکل اصلی شاید قرار گرفتن در کنار خوانندگان با سابقه و کارکشته ای مانند همایون شجریان در نقش شمس تبریزی، حسین علیشاپور در نقش سلطان العلما و علی خدایی در نقش عطار نیشابوری و همینطور چندین خواننده آواز ایرانی و غربی بود.

توانایی و جسارت معتمدی در درک و پرورش کاراکتر باز یکی از درخشان ترین حضور های این هنرمند جوان را رقم زد و باعث شد، اپرای مولوی هم یکی از آثار قابل تحسین او شود.

محمد معتمدی دارای جنس خاصی از صداست که به او توانایی اجرا با گستره زیادی را میدهد، در اپرای مولانا ما بهترین نمونه های خواندن او را در قسمتهای مختلف زیر و میانه و بم صدایش را میشنویم که گاهی شنونده را در مورد ژانر صدایی او دچار مشکل میکند!

شاید صدای معتمدی را بتوان صدایی دراماتیک محسوب کرد، صدایی با حجم و به اصطلاح وزن زیاد که گاهی در اجرای جمله های سریع نمیتواند چابکی کلوراتورها را داشته باشد ولی از قدرت و ولوم قابل توجهی برخوردار است که کمتر خواننده ایرانی ای چنین مشخصه صدایی را دارد. البته احتمالا در آینده (با توجه به پیشرفت و روحیه تغییری که از او شاهد بوده ایم) میتوان امیدوار بود که هم استیل او در آواز با تغییراتی به صدایی یکدست تر برسد و هم تحریر های او در سرعت های بالا بهبودی بیشتری پیدا کند.

محمد معتمدی غیر از تخصص در آواز، یک نوازنده نی در حد استاندارد هم است، هرچند به خاطر درجه یک نبودن نوازندگی اش هیچ وقت صدای سازش را در معرض شندین منتقدان نگذاشته ولی همین سطح مطلوب نوازندگی نی او، کمک شایانی به درک و دریافت حالت های آوازی در ذهن او کرده است.

از اولین باری که در تلویزیون صدای معتمدی را شنیدم تا امروز که کارهای اخیرش را شنیدم، جایگاه هنری او به زعم من بسیار رشد داشته؛ بدون شک معتمدی با جنس صدای خود میتواند، جایگاهی حتی بالاتر از سطح کنونی اش داشته باشد، اگر روحیه کنکاش گری و کمال گرای خود را در مواجهه با شهرت روز افزونش از دست ندهد.

روزنامه شرق

22 دیدگاه

  • محمود صالحی
    ارسال شده در مهر ۱, ۱۳۸۹ در ۱:۰۲ ق.ظ

    صدایشان را بسیار دوست می دارم و مطمئنم که بهتر از این خواهند شد

  • علیرضا
    ارسال شده در مهر ۱, ۱۳۸۹ در ۱:۵۳ ق.ظ

    ممنون از این متن
    به نظر بنده صدای محمد معتمدی فعلا” نظیر نداره.
    تکنیک + احساس + درک و بیان صحیح شعر
    اپرای مولوی هم که شاهکار ایشون بود.
    به نظر من آواز خوانان نسل جدید به لحاظ قابلیت ها و توانایی ها به ترتیب:
    محمد معتمدی
    همایون شجریان
    علیرضا قربانی

  • پریسا
    ارسال شده در مهر ۳, ۱۳۸۹ در ۴:۴۰ ب.ظ

    ممنون از این مطالب زیبا
    معتمدی در برف خوانی نیز بی نظیر بود

  • ارسال شده در مهر ۴, ۱۳۸۹ در ۳:۵۸ ب.ظ

    با تشکر از سجاد عزیز به خاطر این نوشته خوب. آقای معتمدی از بهترین و با استعدادترین خوانندگان ایران هستند که رنگ صدای بسیار زیبایی دارند. برایشان آرزوی موفقیت روزافزون دارم.

  • ناشناس
    ارسال شده در مهر ۶, ۱۳۸۹ در ۸:۰۸ ب.ظ

    به به نقد را ببینیم
    آقا سجاد جان این واقعا نقد هست
    یک نصیحت دوستانه دارم برایت
    اینقدر از واژه ی «من» استفاده نکن در نوشته هایت
    من از این خوشم امد
    ما از ان خوشم امد
    البته معتمدی خوب می خواند صددرصد
    ولی خوانندگی اش کم ایراد نیست
    مخصوصا در گام های خیلی پایین
    مخصوصا در بم خواندن
    به جز اینکه در این بازه ی صوتی کاملا نوع خواندنش تقلیدی است، کمی هم خامی در صدایش دیده می شود
    آقا سجاد برای چندمین بار نقد بنویس نه سلیقه نامه

  • ارسال شده در مهر ۶, ۱۳۸۹ در ۱۱:۳۱ ب.ظ

    دوست عزیز بدون نام
    در این نوشته و نوشته های دیگرم فقط جاهایی از “من” استفاده میکنم که مسئله ای عنوان میشود که اعتقاد شخصی خودم است و نمیتوانم عمومیت بدهم (حالا ممکن است نظر فقط من هم نباشد ولی آماری هم ندارم که بدانم هم نظری دارم یا نه) شما در این بخشها باید نسبت به اعتمادی که به فهم موسیقی نویسنده دارید قضاوت خود را داشته باشید.
    بعضی وقتها مخصوصا در هنر و مخصوصا موسیقی، به نکاتی بر میخوریم که قابل توضیح دادن یا انالیز علمی نیست، شما میتوانید فالش بودن یا نبودن را دقیقا با یک دستگاه تیونر ثابت کنید ولی ممکن است یک حالت صدایی یا سونوریته را نتوانید توضیح بدهید با وسیله خاصی.
    در مورد قسمت بم صدای محمد معتمدی، من نمیدانم منظور شما کدام اجرا بوده است ولی اگر به اثر اپرای مولوی دسترسی داشته باشید میتوانید بصورت روشن بشنوید که صدای او در بخش بم بسیار پر حجم است و شفاف (مگر جاهایی که به عمد با حالتی نزدیک که به صدای فسه میخواند)
    در مورد تقلیدی بودن هم باید مشخص شود شما چه حدی از شباهت را تقلید میدانید.
    تقلید از چه کسی؟! شجریان؟! تاج؟!
    آیا آواز خواندن دلکش یا ایرج را تقلیدی میدانید؟! اگر جواب مثبت است پس نیمی از نوازندگان تار کارشان تقلیدی است و بیشتر از نصف خوانندگان هم تقلید کارند.

  • سیمین
    ارسال شده در مهر ۸, ۱۳۸۹ در ۱۲:۴۵ ق.ظ

    ممنون از متن بسیلر خوبتون
    من چون خودم خواننده هستم آواز معتمدی رو خیلی دوست دارم
    ایشون واقعا” تواناست.اما کاش میشد کسانی مثل آقای معتمدی در زمینه آموزش هم فعال باشند تا دیگران هم از تجربیاتشون استفاده کنند.

  • رامین
    ارسال شده در مهر ۱۹, ۱۳۸۹ در ۷:۴۴ ب.ظ

    آقای شماره ۵ یا Anonymous
    احتمالا” شما مشکلی با آقای معتمدی دارید.
    اگر صدای معتمدی خام است صدای کی پخته است؟ ایراداتش رو هم بفرمایید همه استفاده کنند. یا در همون موارد نمونه خوبش رو مثال بزنید تا مطلبتون مستند باشه. نه به قول خودتون سلیقه ای

  • freud
    ارسال شده در مهر ۲۰, ۱۳۸۹ در ۱۱:۲۹ ب.ظ

    تو تمثیل داستان فیل تو تاریکی مولاناهرکسی به یه جای فیل دست می زنه یه چیز متفاوت میگه.من از علم موسیقی چیز زیادی نمی دونم ولی وقتی صدای معتمدی رو گوش میدم مطمئنا یه هماهنگی و قدرتی تو صداش هست که باعث میشه بعضی آهنگاش رو چند بار از اول گوش بدمو لذت ببرم.زیاد خودتون رو خسته نکنید از اهنگ لذت ببرید

  • ارسال شده در آبان ۱, ۱۳۸۹ در ۳:۱۶ ب.ظ

    http://www.louh.com/content/4307/default.aspx

  • ساسان
    ارسال شده در اسفند ۴, ۱۳۹۰ در ۳:۲۰ ب.ظ

    رسا بودن و شیوایی و پرجذبه بودن صدای آقای معتمدی در اپرای عروسکی مولانا بنده را محصور خود ساخته به طوریکه بیش از ۵۰ بار ملاقات مولانا و شمس را با هنر نمایی همایون و معتمدی گوش داده ام.
    آرزوی حضور در یکی از کنسرت های ایشان را دارم.

  • ارسال شده در آذر ۱, ۱۳۹۱ در ۱۱:۰۰ ب.ظ

    با سلام حضور همه ی عزیزان.
    یکی از دوستان فرمودند که معتمدی عموماً مقلد هست (دیالوگی در این مضمون)
    بنده با ایشون موافق هستم. اگر بخوام مصداقی عرض بکنم، بیشتر کارهایی رو اجرا می کنند که قبل از این اساتید موسیقی ایرانی اجرا کردند و بازخوانی اون آثار به نظرم جذبه ی خاصی نداره – البته آقای معتمدی هم به زیبایی و با قدرت تمام از عهده ی اونها برمیان.
    به هر حال به نظر بنده جناب معتمدی با صدای زیبا و گرم و وسعت صدایی که دارند، بهتر هست به دنبال کارهای جدید، شیوه های اجرایی جدید، اشعار جدید باشند. البته اینکه موسیقی ایرانی آیا ذاتاً قابلیت انعطاف و تحول رو داره یا نه، قابل هست.
    در هر صورت آرزوی موفقیت برای جناب معتمدی و همه ی هنرمندان کشورمون می کنم.

  • ارسال شده در آذر ۲, ۱۳۹۱ در ۱:۳۴ ق.ظ

    دوست عزیز!
    منظور شما از تقلید چیست؟ تکرار کردن یک رپرتوار تقلید است و عملی مذموم؟! پس تمام کلاسیک کارهای جهان از پاواروتی گرفته تا شجریان بخش بزرگی از آثارشان بی ارزش است؟!
    ضمنا آقای معتمدی نسبت به هنرمندان قدیمی تر مثل استاد شجریان و خانم پریسا یا سیما بینا و… بسیار کمتر آثار قدیمی که قبلا کس دیگری خوانده بوده را خوانده است.

  • ارسال شده در آذر ۱, ۱۳۹۱ در ۱۱:۰۴ ب.ظ

    در ضمن اگر دوستان از نحوه ی تهیه ی اپرای عاشورا اطلاعاتی دارند لطفاً بفرمایند.
    حدالمقدور، اورجینالش رو خریدار هستم.
    اگر ممکن هست پاسخ رو برام ایمیل بفرمایید.
    Aminghassemzade@Gmail.com

    با تشکر

  • با درود
    ارسال شده در دی ۲۰, ۱۳۹۱ در ۸:۴۴ ق.ظ

    جناب پور قناد
    نمیدونم چرا اینکارو کردین ( کپی نشدن متن های موجود در سایت گفتگوی هارمونیک ) با تمام احترامی که برای شما قایلم از اینکارتون ناراحت شدم و نمیدونم چرا سایتتون اینطوری شده
    من بدلیل اینکه وقت ندارم تو اینترنت بمونم نوشته ها و مخصوصا نظر اهالی موسیقی رو که در پایان مطلب ها میاد رو کپی میکردم و سر فرصت میخوندم ولی حالا نمیشه
    اگه امکانی وجود داره بمن کمک کنید
    میدونم برای جمع آوری مطالب هم زحمت میکشید و نمیخواید همینجوری برایگان بین مردم پخش بشه
    ولی ایکاش بفکر گسترش فرهنگ موسیقایی در بین مردم هم بودید و همه چی رو از زاویه حرفه ای نگاه نمیکردید.
    وقتی ما خودمون بخودمون رحم نمی کنیم وای بحال مسیولین این مملکت

  • ارسال شده در دی ۲۰, ۱۳۹۱ در ۱۰:۲۷ ق.ظ

    دوست گرامی
    ما هنوز هم مثل قبل مطالب را رایگان در اختیار عموم می گذاریم. فقط جلوی کپی شدن مطالب را روی سایتهای دیگر که باعث دزدی مطالب و انتشار بدون منبع آنها می شود را گرفته ایم. شما هم امکان سیو کردن مطلب را هنوز دارید و می توانید وقتی به اینترنت متصل نیستید مطالعه بفرمایید. روی گزینه فایل کلیک کنید و سیو پیج را بیابید.

  • باران
    ارسال شده در فروردین ۸, ۱۳۹۲ در ۶:۳۱ ب.ظ

    من صدای معتمدی رو دوس دارم و به نظرم تو اپرای مولوی اونجه که حدود ۸ دقیقه همایون شجریان و معتمدی در نقش شمس و مولانا با هم گفتگو میکنن و در واقع اجرا میکنن کاملا میشه درک کرد که معتمدی چقد زیباتر و بهتر از همایون میخونه
    ولی برام جالبه که شما اصرار دارید بفرمایید همایون خوبه
    البته بازم از اون کارا بود اینکه معتمدی عالیه درست ولی چرا اینقد مهربانانه راجع به اون صحبت میشه ولی برخی رو از وسط با شمشیرنقدتون به دو نیم میکنید و رو جنازشون با اسب میتازید

  • ارسال شده در فروردین ۸, ۱۳۹۲ در ۱۱:۵۲ ب.ظ

    باران عزیز
    حدس میزنم شما مطلب بنده را یا کاملا نخوانده اید چون اصلا بنده در مورد مقایسه آقای همایون شجریان و آقای معتمدی چیزی ننوشته ام در این مطلب!
    درباره مهربانانه نوشتن و شمشیر کشیدن هم اگر واضح تر توضیح بدهید منظور شما کدام نقد است و به چه کسی می توانم در آن زمینه هم صحبت کنم.

  • ارسال شده در فروردین ۱۳, ۱۳۹۲ در ۴:۵۶ ب.ظ

    محمد جان سلام:
    امید که همواره عالی بمانی با آرزوی بهترینها برایت

  • alizadeh
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۹۲ در ۱۲:۴۷ ب.ظ

    سلام
    سلامی به ګرمی صدای آقای محمد معتمدی
    من حقیقتا به موسیقی سنتی علاقه چندانی ندارم اما صدای شما مرا به این موسیقی علاقمند ساخت

  • حمید شیوخی
    ارسال شده در اسفند ۴, ۱۳۹۳ در ۳:۳۴ ب.ظ

    به نام خدا
    بنده به عنوان یه هنر دوست عرض کنم فعلآ صدایی به گرمی صدای استاد معتمدی نیامده…….چرا؟چون استاد ایشون اسطوره ای بود به نام لطفی

  • اوازی
    ارسال شده در بهمن ۶, ۱۳۹۴ در ۱:۰۲ ب.ظ

    البته که نظر شخصی خودمه…ولی من جنس صدای اقای معتمدی رو نمیپسندم .سبک اجراشونم تقلیدیه..خواننده های نسل جدید به اعتقاد بنده خواننده بالفطره نیستند و انگار زورکی خواننده شدند و تقلیدی .هنر اواز در روح و سرشتشون وجود نداره

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

شناخت کالبد گوشه‌ها (IX)

حقیقت یافتن یکی از دو سوی این متناقض‌نما دیگر بستگی به مولف و کارش ندارد بلکه بیشتر مربوط به واکنش جامعه‌ی موسیقی است و آن کسانی که کتاب را می‌خوانند و به کار می‌بندند. احتمالا آگاه بودن بر این نکته که تحلیل ردیف به عنوان نوعی دستور زبان چه کاستی‌هایی دارد یا می‌تواند به بار آورد، همان کاستی‌ها را به نقطه‌ی قوتی در دگرگونی تلقی ما از دامنه‌ی خلاقیت در موسیقی دستگاهی تبدیل خواهد کرد، حتا اگر شده با مطرح کردن پرسش‌هایی درباره‌ی حدود تفسیر و … به بیان دیگر اگر دستاوردهای تحلیلی کتاب به عنوان یک حقیقت مسلم یا یک و تنها یک تفسیر قطعی درک شوند سوی اول روی می‌دهد و اگر به عنوان یک تفسیر خاص اما معتبر از میان بسیار تفسیرها، سوی دوم.

آثار مرتضی حنانه به نفع زلزله زدگان کرمانشاه عرضه می شود

برای اولین بار پارتیتورهایی از آثار آهنگساز بزرگ و صاحب سبکِ ایرانی استاد زنده یاد مرتضی حنانه به نفع زلزله زدگان غرب کشور عرضه می شود. امیرآهنگ آخرین شاگرد مرتضی حنانه اعلام کرد: به زودی ده پارتیتور از آثار استاد مرتضی حنانه توسط من و نظارت امیرعلی حنانه در اختیار علاقمندان آثار این آهنگساز برجسته و صاحب سبک قرار می گیرد.

از روزهای گذشته…

“ردیف” و “اغراق” به مثابه دو بال عامیانگی (III)

“ردیف” و “اغراق” به مثابه دو بال عامیانگی (III)

پیش از هر چیز اجازه بدهید اشاره کنم که موضوعاتی که در اینجا مطرح میشود، در مورد همۀ قطعات اجرا شده در این کنسرت صدق میکند، به جز آواهای زیگورات که برای پیانوی سولو نوشته شده بود. در مابقی قطعات بدون استثناء، ارکستر یا پیانو یا صداهای الکترونیک پیشتیبان صدای یک یا چند ساز ایرانی تنها شده بود. خوب این به تنهایی هیچ اشکالی ندارد به شرط آنکه نگفته باشیم: “اندیشه نو، یک ضرورت غیر قابل انکار تلقی میشود” (از متن بروشور) و بعد قطعاتی بسازیم که خط ملودیک واضحشان جملات صریحی از ردیف سازی ماست!
گزارشی از رونمایی «لحظه های بی زمان» در شهر کتاب فرشته

گزارشی از رونمایی «لحظه های بی زمان» در شهر کتاب فرشته

پنجشنبه بیستم آذر، شهر کتاب فرشته برگزار کننده رونمایی آلبوم «لحظه های بی زمان» با آهنگسازی‌، روزبه تابنده و رهبری پروفسور منوچهر صهبایی بود. «لحظه های بی زمان» به تازگی توسط موسسه فرهنگی و هنری «شهر آفتاب» شیراز منتشر شده است و توسط پخش «جوان» در فروشگاه های آثار صوتی و تصویری در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.
گفتگو با آن سوفی موتر (V)

گفتگو با آن سوفی موتر (V)

من در حال حاضر هیچ پروژه بلند مدتی برای ضبط ندارم و هیچ وقت هم نداشته ام. کلا از اینکه قرار باشد کاری را در بازه زمانی سه ساله ای برای ضبط اجرا کنم متنفرم. پس نمی توانم به این پرسش، پاسخ قطعی بدهم، فقط می دانم اگر هم قرار باشد چنین چیزی اتفاق بیفتد، به این زودی ها نخواهد بود. این پروژه مثل شعبده بازی و خرگوش در آوردن از کلاه یکباره اتفاق نمی افتد! البته گاهی هم می توان روی سن شعبده بازی کرد و قطعه هایی را بدون برنامه نواخت زیرا آن قطعه ها در رپرتوار روزانه موزیسن ها هستند. واقعا نمی دانم. داستان این هم مانند کنسرتو برگ است، فقط باید زمان مناسب فرا برسد. در عین حال هر چقدر هم بیشتر صبر کنم، انجام دادنش دشوار تر می شود.
تامی امانوئل و افکت های تصادفی

تامی امانوئل و افکت های تصادفی

تامی امانوئل (Tommy Emmanuel) یکی از نوازندگان برجسته گیتار -fingerpicking- میباشد، وی بیشتر بخاطر اجراهای پرهیجان و همچنین استفاده از افکت های تصادفی در اجراهایش مشهور میباشد. در ۳۱ می سال ۱۹۵۵ در شهر New South Wales استرالیا بدنیا آمد.
لی لی افشار و فروغ کریمی در تالار رودکی

لی لی افشار و فروغ کریمی در تالار رودکی

فردا تالار رودکی شاهد کنسرت دو بانوی هنرمند برجسته ایرانی خواهد بود؛ فروغ کریمی نوازنده فلوت و لی لی افشار نوازنده گیتار در این برنامه به همنوازی خواهند پرداخت. این برنامه که سه شنبه و چهارشنبه در تالار رودکی به اجرا در می آید فرصتی است تا هنردوستان ایرانی توسط این دو هنرمند با کیفیت بین المللی اجرای موسیقی کلاسیک بیشتر آشنا شوند.
اشتین وی و پسران

اشتین وی و پسران

هنری انگل هارد اشتین وی (Henry Engelhard Steinway) در سال ۱۸۵۳ در فضای کوچک زیر شیروانی در محله منهتن آمریکا، یکی از بهترین کارخانه های سازنده پیانو را تاسیس کرد. او در اصل یک سازنده کابینت های چوبی بود و تا قبل از تاسیس Steinway & Sons به تعداد ۴۸۲ پیانو در آلمان ساخته بود، به همین دلیل اولین پیانو Steinway & Sons با شماره سریال ۴۸۳ در آمریکا تولید شد و به قیمت ۵۰۰ دلار به فروش رفت. این پیانو در حال حاضر در موزه هنر نیویورک قرار دارد.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (I)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (I)

چندی پیش به بهانه انتشار یک فایل تصویری از اجرای موسیقی ایرانی با سازی ابداعی («دل و دل» طراحی شده توسط محمدرضا شجریان)، بحثی در یکی از صفحه های فیس بوک پیش آمد که تبدیل به گفت و شنودی طولانی شد. پس از اتمام این بحث بعضی از دوستان تقاضا کردند که این نوشته در سایت باز نشر شود و امروز اولین قسمت این گفت و شنود را که پس از تغییرات و ویرایشی کلی آماده شده است می خوانید. به دلیل اجازه نداشتن از دوستانی که در بحث شرکت کرده اند و انتشار خصوصی این نوشته در جمع دوستان در یک صفحه شخصی، نام هیچ کدام از طرف های گفتگو در این نوشته نمی آید و تنها به جای نام دوستان «الف» و «ب» نوشته می شود و بخشهایی از نوشته های دوستان که به دلیل انتشار در سایت تغییر یافته است در (…) و “” نمایش داده می شود. برای مشخص تر شدن دو طرف بحث، نوشته های دوستان بر زمینه خاکستری و نوشته های نگارنده، در زمینه سفید نمایش پیدا می کند.
تولد یک نابغه

تولد یک نابغه

۲۴۹ سال پیش روز ۲۷ ژانویه بود که نابغه بی همتای موسیقی، ولفگانگ آمادئوس موتزارت در سالتزبورگ بدنیا آمد. نابغه ای که در مدت ۳۵ سال زندگی با تصنیف بیش از ۶۰۰ قطعه پایه های موسیقی کلاسیک را آنچنان استوار بنا نهاد که پس از او دیگران با آرامش خاطر با تکیه بر ستونهای استوار آن به خلق آثار هنری پرداختند.
برنامه مدون آموزش ویولن (قسمت دوم)

برنامه مدون آموزش ویولن (قسمت دوم)

دروس آموزشی این ترم مبتنی بر مهارت بخشی بیشتر در اجرای تنالیته های مطرح شده در ترم اول و آموزش مطالب مربوط به پوزیسیون های دست چپ می باشد. همچنین در این ترم، آموزش قطعات ویولن کلاسیک نیز آغاز گشته و آموزش های مربوط به فراگیری الگوهای آرشه کشی (دست راست) نیز مورد بررسی قرار می گیرد.
موسیقی نواحی، تحول آری یا خیر؟ (I)

موسیقی نواحی، تحول آری یا خیر؟ (I)

چندی پیش نوشته ای از ابوالحسن مختاباد، روزنامه نگاران با سابقه حوزه موسیقی درباره بزرگداشت عثمان خوافی، هنرمند سالخورده خراسانی، در سایت خبر آنلاین منتشر شد؛ بزرگداشتی که با تبلیغات وسیع خبری برگزار شده بود. موضوع این نوشته که مشخصه هایی از نقد موسیقی داشت منجر به عکس العملی تند و غیر حرفه ای شد که چرایی بوجود آمدن این درگیری لفظی، بحث نوشته امروز ماست. ابوالحسن مختاباد در مورد این چهره مشهور موسیقی نواحی ایران به دو نکته اشاره می کند: اول نداشتن تکنیک و دانش لازم در موسیقی خراسانی و مخصوصا تکنیک های خاص دوتار نوازی که سر آمدانش افرادی همچون حاج قربان سلیمانی و حسین یگانه هستند و دوم شیوه تبلیغاتی زیرکانه او در به نمایش گذاشتن نمادهایی از فرهنگ و موسیقی خراسان که به زعم مختاباد، بیشتر ارزش جذب توریست دارد تا جذابیت هنری.