محمد معتمدی و افق پیش رو

محمد معتمدی
محمد معتمدی
به بهانه همزمانی تولد محمد معتمدی و کنسرت برف خوانی
اولین بار که صدای محمد معتمدی را شنیدم از تلویزیون بود که ساز و آوازی با صدای او پخش میشد، طبق معمول روی تصاویری از طبیعت! این صدا و مخصوصا تکنیک مطلوب او توجهم را جلب کرد، چون در آن زمان کمتر صدای خواننده جوانی را میشنیدیم که از نظر استیل و تکنیک های آوازی در وضعیت خوبی قرار داشته باشد. از همان روز نامش در خاطرم ماند تا اینکه برای اولین بار کنسرت او را به همراه گروه خورشید به سرپرستی مجید درخشانی در تالار وحدت دیدم.

در آن کنسرت هم بسیار مسلط و پخته خواند و اجرایی از خود به نمایش گذاشت که بسیاری از قدیمی تر های آواز نتوانند گله کنند که چرا برای خوانندگی این گروه بزرگ از آنها استفاده نشده.

برنامه های بعدی معتمدی همگی با بزرگان بود از خوانندگی با ارکستر ملی به سرپرستی فرهاد فخرالدینی گرفته تا کنسرت های گروه شیدا با محمدرضا لطفی که پس از ورود به ایران و حاشیه هایی که برای او بوجود آمده بود، بیش از پیش زیر ذره بین منتقدان بود.

در همین کنسرتها با گروه شیدا بود که در اقدامی جسورانه، معتمدی به اجرای دوباره آلبوم درخشان “سپیده” ساخته مشترک محمدرضا لطفی و زنده یاد پرویز مشکاتیان پرداخت که کوچکترین لغزش او میتوانست عمری موجب طعنه دوستداران محمدرضا شجریان، شخصیت کاریزماتیک آواز ۳۰ ساله اخیر شود.

معتمدی با هوشیاری و توانایی خود این ریسک های بزرگ را پشت سر گذاشت و تهدیدها را یک به یک به فرصت تبدیل کرد. ولی اولین باری که معتمدی را فراتر از گذشتن سلامت از پیچ و خم های اجرایی آواز و حواشی آن دیدم، در اجرای درخشانی از نقش “حر” در اپرای عاشورا ساخته بهزاد عبدی با کارگردانی بهروز غریب پور بود.

آنطور که عبدی، آهنگساز اثر در مورد ساخت این اپرا گفته است، در این اپرا انتخاب نقش به عهده معتمدی گذاشته شده و او نقش کوتاه ولی تاثیر گذار حر را انتخاب کرده است. وقتی به زمان اپرای عاشورا نظری می اندازیم متوجه میشویم تنها زمانی نزدیک به ۱۵ دقیقه از کل اپرا که حدود یک ساعت ربع است به حر اختصاص دارد ولی پس از پایان اپرا تصور میکنیم که نیمی از این اثر توسط معتمدی خوانده شده است! شاید بیشتر شنوندگان این اپرا پس از گذشت مدتی از شنیدن این اثر فقط حر و نقش مقابل او عباس را به خاطر بیاورند.

معتمدی در اپرای عاشورا بود که برای اولین بار توانست خود را نه تنها به عنوان یک مجری ماهر آواز ایرانی، بلکه به عنوان یک هنرمند صاحب سبک و اندیشه در کنار بزرگان آواز ایرانی تثبیت کند. یک سال پس از این اثر موفقیت آمیز، دوباره او برای پروژه ای بزرگتر از طرف زوج هنری عبدی-غریب پور فراخوانده شد؛ این پروژه اپرای مولوی بود که معتمدی باید نقش اول آن یعنی مولوی را میخواند و مشکل اصلی شاید قرار گرفتن در کنار خوانندگان با سابقه و کارکشته ای مانند همایون شجریان در نقش شمس تبریزی، حسین علیشاپور در نقش سلطان العلما و علی خدایی در نقش عطار نیشابوری و همینطور چندین خواننده آواز ایرانی و غربی بود.

توانایی و جسارت معتمدی در درک و پرورش کاراکتر باز یکی از درخشان ترین حضور های این هنرمند جوان را رقم زد و باعث شد، اپرای مولوی هم یکی از آثار قابل تحسین او شود.

محمد معتمدی دارای جنس خاصی از صداست که به او توانایی اجرا با گستره زیادی را میدهد، در اپرای مولانا ما بهترین نمونه های خواندن او را در قسمتهای مختلف زیر و میانه و بم صدایش را میشنویم که گاهی شنونده را در مورد ژانر صدایی او دچار مشکل میکند!

شاید صدای معتمدی را بتوان صدایی دراماتیک محسوب کرد، صدایی با حجم و به اصطلاح وزن زیاد که گاهی در اجرای جمله های سریع نمیتواند چابکی کلوراتورها را داشته باشد ولی از قدرت و ولوم قابل توجهی برخوردار است که کمتر خواننده ایرانی ای چنین مشخصه صدایی را دارد. البته احتمالا در آینده (با توجه به پیشرفت و روحیه تغییری که از او شاهد بوده ایم) میتوان امیدوار بود که هم استیل او در آواز با تغییراتی به صدایی یکدست تر برسد و هم تحریر های او در سرعت های بالا بهبودی بیشتری پیدا کند.

محمد معتمدی غیر از تخصص در آواز، یک نوازنده نی در حد استاندارد هم است، هرچند به خاطر درجه یک نبودن نوازندگی اش هیچ وقت صدای سازش را در معرض شندین منتقدان نگذاشته ولی همین سطح مطلوب نوازندگی نی او، کمک شایانی به درک و دریافت حالت های آوازی در ذهن او کرده است.

از اولین باری که در تلویزیون صدای معتمدی را شنیدم تا امروز که کارهای اخیرش را شنیدم، جایگاه هنری او به زعم من بسیار رشد داشته؛ بدون شک معتمدی با جنس صدای خود میتواند، جایگاهی حتی بالاتر از سطح کنونی اش داشته باشد، اگر روحیه کنکاش گری و کمال گرای خود را در مواجهه با شهرت روز افزونش از دست ندهد.

روزنامه شرق

22 دیدگاه

  • محمود صالحی
    ارسال شده در مهر ۱, ۱۳۸۹ در ۱:۰۲ ق.ظ

    صدایشان را بسیار دوست می دارم و مطمئنم که بهتر از این خواهند شد

  • علیرضا
    ارسال شده در مهر ۱, ۱۳۸۹ در ۱:۵۳ ق.ظ

    ممنون از این متن
    به نظر بنده صدای محمد معتمدی فعلا” نظیر نداره.
    تکنیک + احساس + درک و بیان صحیح شعر
    اپرای مولوی هم که شاهکار ایشون بود.
    به نظر من آواز خوانان نسل جدید به لحاظ قابلیت ها و توانایی ها به ترتیب:
    محمد معتمدی
    همایون شجریان
    علیرضا قربانی

  • پریسا
    ارسال شده در مهر ۳, ۱۳۸۹ در ۴:۴۰ ب.ظ

    ممنون از این مطالب زیبا
    معتمدی در برف خوانی نیز بی نظیر بود

  • ارسال شده در مهر ۴, ۱۳۸۹ در ۳:۵۸ ب.ظ

    با تشکر از سجاد عزیز به خاطر این نوشته خوب. آقای معتمدی از بهترین و با استعدادترین خوانندگان ایران هستند که رنگ صدای بسیار زیبایی دارند. برایشان آرزوی موفقیت روزافزون دارم.

  • ناشناس
    ارسال شده در مهر ۶, ۱۳۸۹ در ۸:۰۸ ب.ظ

    به به نقد را ببینیم
    آقا سجاد جان این واقعا نقد هست
    یک نصیحت دوستانه دارم برایت
    اینقدر از واژه ی «من» استفاده نکن در نوشته هایت
    من از این خوشم امد
    ما از ان خوشم امد
    البته معتمدی خوب می خواند صددرصد
    ولی خوانندگی اش کم ایراد نیست
    مخصوصا در گام های خیلی پایین
    مخصوصا در بم خواندن
    به جز اینکه در این بازه ی صوتی کاملا نوع خواندنش تقلیدی است، کمی هم خامی در صدایش دیده می شود
    آقا سجاد برای چندمین بار نقد بنویس نه سلیقه نامه

  • ارسال شده در مهر ۶, ۱۳۸۹ در ۱۱:۳۱ ب.ظ

    دوست عزیز بدون نام
    در این نوشته و نوشته های دیگرم فقط جاهایی از “من” استفاده میکنم که مسئله ای عنوان میشود که اعتقاد شخصی خودم است و نمیتوانم عمومیت بدهم (حالا ممکن است نظر فقط من هم نباشد ولی آماری هم ندارم که بدانم هم نظری دارم یا نه) شما در این بخشها باید نسبت به اعتمادی که به فهم موسیقی نویسنده دارید قضاوت خود را داشته باشید.
    بعضی وقتها مخصوصا در هنر و مخصوصا موسیقی، به نکاتی بر میخوریم که قابل توضیح دادن یا انالیز علمی نیست، شما میتوانید فالش بودن یا نبودن را دقیقا با یک دستگاه تیونر ثابت کنید ولی ممکن است یک حالت صدایی یا سونوریته را نتوانید توضیح بدهید با وسیله خاصی.
    در مورد قسمت بم صدای محمد معتمدی، من نمیدانم منظور شما کدام اجرا بوده است ولی اگر به اثر اپرای مولوی دسترسی داشته باشید میتوانید بصورت روشن بشنوید که صدای او در بخش بم بسیار پر حجم است و شفاف (مگر جاهایی که به عمد با حالتی نزدیک که به صدای فسه میخواند)
    در مورد تقلیدی بودن هم باید مشخص شود شما چه حدی از شباهت را تقلید میدانید.
    تقلید از چه کسی؟! شجریان؟! تاج؟!
    آیا آواز خواندن دلکش یا ایرج را تقلیدی میدانید؟! اگر جواب مثبت است پس نیمی از نوازندگان تار کارشان تقلیدی است و بیشتر از نصف خوانندگان هم تقلید کارند.

  • سیمین
    ارسال شده در مهر ۸, ۱۳۸۹ در ۱۲:۴۵ ق.ظ

    ممنون از متن بسیلر خوبتون
    من چون خودم خواننده هستم آواز معتمدی رو خیلی دوست دارم
    ایشون واقعا” تواناست.اما کاش میشد کسانی مثل آقای معتمدی در زمینه آموزش هم فعال باشند تا دیگران هم از تجربیاتشون استفاده کنند.

  • رامین
    ارسال شده در مهر ۱۹, ۱۳۸۹ در ۷:۴۴ ب.ظ

    آقای شماره ۵ یا Anonymous
    احتمالا” شما مشکلی با آقای معتمدی دارید.
    اگر صدای معتمدی خام است صدای کی پخته است؟ ایراداتش رو هم بفرمایید همه استفاده کنند. یا در همون موارد نمونه خوبش رو مثال بزنید تا مطلبتون مستند باشه. نه به قول خودتون سلیقه ای

  • freud
    ارسال شده در مهر ۲۰, ۱۳۸۹ در ۱۱:۲۹ ب.ظ

    تو تمثیل داستان فیل تو تاریکی مولاناهرکسی به یه جای فیل دست می زنه یه چیز متفاوت میگه.من از علم موسیقی چیز زیادی نمی دونم ولی وقتی صدای معتمدی رو گوش میدم مطمئنا یه هماهنگی و قدرتی تو صداش هست که باعث میشه بعضی آهنگاش رو چند بار از اول گوش بدمو لذت ببرم.زیاد خودتون رو خسته نکنید از اهنگ لذت ببرید

  • ارسال شده در آبان ۱, ۱۳۸۹ در ۳:۱۶ ب.ظ

    http://www.louh.com/content/4307/default.aspx

  • ساسان
    ارسال شده در اسفند ۴, ۱۳۹۰ در ۳:۲۰ ب.ظ

    رسا بودن و شیوایی و پرجذبه بودن صدای آقای معتمدی در اپرای عروسکی مولانا بنده را محصور خود ساخته به طوریکه بیش از ۵۰ بار ملاقات مولانا و شمس را با هنر نمایی همایون و معتمدی گوش داده ام.
    آرزوی حضور در یکی از کنسرت های ایشان را دارم.

  • ارسال شده در آذر ۱, ۱۳۹۱ در ۱۱:۰۰ ب.ظ

    با سلام حضور همه ی عزیزان.
    یکی از دوستان فرمودند که معتمدی عموماً مقلد هست (دیالوگی در این مضمون)
    بنده با ایشون موافق هستم. اگر بخوام مصداقی عرض بکنم، بیشتر کارهایی رو اجرا می کنند که قبل از این اساتید موسیقی ایرانی اجرا کردند و بازخوانی اون آثار به نظرم جذبه ی خاصی نداره – البته آقای معتمدی هم به زیبایی و با قدرت تمام از عهده ی اونها برمیان.
    به هر حال به نظر بنده جناب معتمدی با صدای زیبا و گرم و وسعت صدایی که دارند، بهتر هست به دنبال کارهای جدید، شیوه های اجرایی جدید، اشعار جدید باشند. البته اینکه موسیقی ایرانی آیا ذاتاً قابلیت انعطاف و تحول رو داره یا نه، قابل هست.
    در هر صورت آرزوی موفقیت برای جناب معتمدی و همه ی هنرمندان کشورمون می کنم.

  • ارسال شده در آذر ۲, ۱۳۹۱ در ۱:۳۴ ق.ظ

    دوست عزیز!
    منظور شما از تقلید چیست؟ تکرار کردن یک رپرتوار تقلید است و عملی مذموم؟! پس تمام کلاسیک کارهای جهان از پاواروتی گرفته تا شجریان بخش بزرگی از آثارشان بی ارزش است؟!
    ضمنا آقای معتمدی نسبت به هنرمندان قدیمی تر مثل استاد شجریان و خانم پریسا یا سیما بینا و… بسیار کمتر آثار قدیمی که قبلا کس دیگری خوانده بوده را خوانده است.

  • ارسال شده در آذر ۱, ۱۳۹۱ در ۱۱:۰۴ ب.ظ

    در ضمن اگر دوستان از نحوه ی تهیه ی اپرای عاشورا اطلاعاتی دارند لطفاً بفرمایند.
    حدالمقدور، اورجینالش رو خریدار هستم.
    اگر ممکن هست پاسخ رو برام ایمیل بفرمایید.
    Aminghassemzade@Gmail.com

    با تشکر

  • با درود
    ارسال شده در دی ۲۰, ۱۳۹۱ در ۸:۴۴ ق.ظ

    جناب پور قناد
    نمیدونم چرا اینکارو کردین ( کپی نشدن متن های موجود در سایت گفتگوی هارمونیک ) با تمام احترامی که برای شما قایلم از اینکارتون ناراحت شدم و نمیدونم چرا سایتتون اینطوری شده
    من بدلیل اینکه وقت ندارم تو اینترنت بمونم نوشته ها و مخصوصا نظر اهالی موسیقی رو که در پایان مطلب ها میاد رو کپی میکردم و سر فرصت میخوندم ولی حالا نمیشه
    اگه امکانی وجود داره بمن کمک کنید
    میدونم برای جمع آوری مطالب هم زحمت میکشید و نمیخواید همینجوری برایگان بین مردم پخش بشه
    ولی ایکاش بفکر گسترش فرهنگ موسیقایی در بین مردم هم بودید و همه چی رو از زاویه حرفه ای نگاه نمیکردید.
    وقتی ما خودمون بخودمون رحم نمی کنیم وای بحال مسیولین این مملکت

  • ارسال شده در دی ۲۰, ۱۳۹۱ در ۱۰:۲۷ ق.ظ

    دوست گرامی
    ما هنوز هم مثل قبل مطالب را رایگان در اختیار عموم می گذاریم. فقط جلوی کپی شدن مطالب را روی سایتهای دیگر که باعث دزدی مطالب و انتشار بدون منبع آنها می شود را گرفته ایم. شما هم امکان سیو کردن مطلب را هنوز دارید و می توانید وقتی به اینترنت متصل نیستید مطالعه بفرمایید. روی گزینه فایل کلیک کنید و سیو پیج را بیابید.

  • باران
    ارسال شده در فروردین ۸, ۱۳۹۲ در ۶:۳۱ ب.ظ

    من صدای معتمدی رو دوس دارم و به نظرم تو اپرای مولوی اونجه که حدود ۸ دقیقه همایون شجریان و معتمدی در نقش شمس و مولانا با هم گفتگو میکنن و در واقع اجرا میکنن کاملا میشه درک کرد که معتمدی چقد زیباتر و بهتر از همایون میخونه
    ولی برام جالبه که شما اصرار دارید بفرمایید همایون خوبه
    البته بازم از اون کارا بود اینکه معتمدی عالیه درست ولی چرا اینقد مهربانانه راجع به اون صحبت میشه ولی برخی رو از وسط با شمشیرنقدتون به دو نیم میکنید و رو جنازشون با اسب میتازید

  • ارسال شده در فروردین ۸, ۱۳۹۲ در ۱۱:۵۲ ب.ظ

    باران عزیز
    حدس میزنم شما مطلب بنده را یا کاملا نخوانده اید چون اصلا بنده در مورد مقایسه آقای همایون شجریان و آقای معتمدی چیزی ننوشته ام در این مطلب!
    درباره مهربانانه نوشتن و شمشیر کشیدن هم اگر واضح تر توضیح بدهید منظور شما کدام نقد است و به چه کسی می توانم در آن زمینه هم صحبت کنم.

  • ارسال شده در فروردین ۱۳, ۱۳۹۲ در ۴:۵۶ ب.ظ

    محمد جان سلام:
    امید که همواره عالی بمانی با آرزوی بهترینها برایت

  • alizadeh
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۹۲ در ۱۲:۴۷ ب.ظ

    سلام
    سلامی به ګرمی صدای آقای محمد معتمدی
    من حقیقتا به موسیقی سنتی علاقه چندانی ندارم اما صدای شما مرا به این موسیقی علاقمند ساخت

  • حمید شیوخی
    ارسال شده در اسفند ۴, ۱۳۹۳ در ۳:۳۴ ب.ظ

    به نام خدا
    بنده به عنوان یه هنر دوست عرض کنم فعلآ صدایی به گرمی صدای استاد معتمدی نیامده…….چرا؟چون استاد ایشون اسطوره ای بود به نام لطفی

  • اوازی
    ارسال شده در بهمن ۶, ۱۳۹۴ در ۱:۰۲ ب.ظ

    البته که نظر شخصی خودمه…ولی من جنس صدای اقای معتمدی رو نمیپسندم .سبک اجراشونم تقلیدیه..خواننده های نسل جدید به اعتقاد بنده خواننده بالفطره نیستند و انگار زورکی خواننده شدند و تقلیدی .هنر اواز در روح و سرشتشون وجود نداره

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«داستان وست ساید» با همراهی نوازندگان ایرانی اجرا شد

هنرآموزان موسسه “Bridge of Art” (پل هنر) که از از ۲۴ اگوست وارد کشور اتریش و استان فورالبرگ شده بودند، با رهبری ایوو وارنیتش (رهبر و نوازنده کلارینت اتریشی و مدیر مدرسه موسیقی درنبیرن) آثاری از موسیقی کلاسیک از جمله اثر مشهور لئونارد برنشتاین به نام «داستان وست ساید» را اجرا کردند. در کنار این گروه، هنرجویان دیگری به آموزش نزد استادان کنسرواتوار دولتی فورارل برگ پرداختند.

الیاس: تکنیک های هارمونیکا قابل اجرا روی آکاردئون نیست

جنبه مهم دیگری که شاید موسیقی کلاسیک برای نوازنده‌ها خیلی جالب بوده و خیلی به آن پرداختند این بوده که نوع برخورد با قطعات کلاسیک توسط هارمونیکا می‌تواند خیلی منحصر به‌‌فرد و خاص باشد و می شود از توانایی‌های این ساز در انواع صدادهی‌ها یا افکت‌های مخصوصی که این ساز می‌تواند تولید می کند بهره برد. این تکنیک ها منجر به اجراهای متفاوتی از همان قطعات کلاسیک می شود. ما در هارمونیکا دو مکتب اصلی داریم که گرایش آنها به سمت کلاسیک بوده است. مثلا در آمریکا می‌توانیم مکتب لری ادلر و برادرش و یا جانی پوله و تامی رایل و خیلی‌ کسانی دیگر که می‌توان نام برد… آنها موزیک کلاسیک را از فیلتر‌ هارمونیکا عبور می‌دادند و اجرا می‌کردند.

از روزهای گذشته…

نگاهی به زندگی جادوگر Hammond  B3

نگاهی به زندگی جادوگر Hammond B3

جیمی اسمیت (Jimmy Smith) در ۱۹۲۵ در Norris Town ایالت پنسیلوانیا از پدر و مادری هنرمند متولد شد. پدر او که خود نوازنده پیانوی جاز بود، اولین معلم موسیقی جیمی بود. او از پدرش پیانو را آموخت و رفته رفته استعداد خود در موسیقی جاز را نشان داد و در رادیوی ایالتی به نوازندگی مشغول شد و شبها در کنار پدرش در کلوبهای شبانه می نواخت.
نگاهی به اپرای مولوی (XV)

نگاهی به اپرای مولوی (XV)

این پرده از اپرا با عنوان «خواب اول» نامگذاری شده و در آن تصاویری که مولانا در خواب می بیند به نمایش درآمده است. از ابتدای این پرده که گلیساندوی فلوت به گوش می رسد و در پی آن نوای هارپ به گوش می رسد، افرادی که با آثار بهزاد عبدی آشنا هستند متوجه می شوند که ورژن دیگری از قطعه «موسی و شبان» او در این بخش استفاده شده است؛ اثری که سالها پیش در دستگاه نوا برای یک خواننده متسو سوپرانوی با تکنیک آواز ایرانی و ارکستر سمفونیک تصنیف و ضبط شده بود.
«ترانه ای دردمند در بستر تنهایی»

«ترانه ای دردمند در بستر تنهایی»

بی شک آنچه که امروز به عنوان موسیقی سنتی ایران در دست داریم، یادگار همه رنجهای بزرگ عاشقان و سالکان این وادی غریب و ژرف بوده است که هر یک گمنام و بی نشان از یادها رفته اند و نغمه ها و زخمه هایشان امّا، در یاد و خاطرۀ نسلها و نسلها بر جای مانده است و با جان و روح مردم این سامان آمیخته گشته است. در نوای شبانان بر پهن دشت این سرزمین، در لای لای مادران، در طلوع صبح و کوچیدن، در میان کوچه ها و در بازار، در خلوتِ رازآلود عاشقان و در سماع قلندران و عارفان و در همۀ یادها و خاطرات مردم این دیار.
شریفیان: چرخش را در سردمداران آوانگارد می بینید

شریفیان: چرخش را در سردمداران آوانگارد می بینید

بله. شما بولز را در نظر بگیرید که یکی از بزرگترین سردمداران آوانگاریسم و مبتکرجریان سریال انتگرال بوده است، سی سال است فعالیت اصلی اش رهبری است و کارهای بتهوون، شومان، دبوسی، مالر و… را اجرا می کند! این چرخش را در سردمداران این گرایش کاملا می بینید. به نظر من این قابل تحسین است که اغلب این آهنگسازان آوانگارد قبلی شجاعت اعلام به بن بست رسیدن خود را داشته اند و تعییر مسیر خود را اعلام عمومی کرده اند. ولی هستند افرادی که در طی آن بیست و پنج سال این سبک را فراگرفته اند و توانایشان فقط در همین سبک است، و در مراکز آکادمیک جمع شده اند و به شدت و به شکل متعصبانه ای این سیستم را سعی درحفظ کردن دارند.
تاثیر استودیو‌های خانگی، قالب‌های ذخیره‌سازی و فضای مجازی بر مالکیت ابزار تولید موسیقی (II)

تاثیر استودیو‌های خانگی، قالب‌های ذخیره‌سازی و فضای مجازی بر مالکیت ابزار تولید موسیقی (II)

در این جا نیز از دیدگاه مالکیت ابزار تولید تفاوتی با مورد پیش مشاهده نمی‌شود و حتا مالکیت موسیقی‌دانان بر ابزار تولید رادیویی مشکل‌تر و دورتر از ذهن است. اگر در مورد قبل امکان این که یک موسیقی‌دان ثروتمند به طور استثنایی صاحب دستگاه‌های ضبط و تکثیر صفحه و استودیویی برای انجام این کار باشد، وجود داشت؛ در مورد رادیو به دلیل ملاحظات سیاسی دولت‌ها و مسائل فنی پیجیده‌تر، این امکان بسیار کم‌تر است.
در نقد آلبوم سخنی نیست (II)

در نقد آلبوم سخنی نیست (II)

پس از این «حسین علیزاده» فرا می‌رسد. او امکاناتی را که در خود موسیقی دستگاهی موجود است به شکلی هوشمندانه به کار می‌گیرد. مساله برای علیزاده‌ی اواخر دهه‌ی ۱۳۶۰ این بود که از دل خود آواز کلاسیک ایرانی، بدون تسطیح یا تغییر بنیادی، هم‌آوایی برآورد. او ذهنیت منجر به آن تجربه‌ها را سال‌ها بعد چنین شرح می‌دهد: « می‌خواستیم [هم‌آوایی] شکل قراردادی یا تکراری کر که بیشتر شبیه به آوازهای غربی [است] نباشد به این فکر رسیدم که چگونه می‌شود در خود آوازهای موسیقی ایرانی یک حالت پولیفونی در آواز ایجاد کرد و در عین حال هر کدام از خطوط استقلال خودشان را داشته باشند و جملاتی را که می‌خوانند همان تکنیک موسیقی آوازی در آن باشد.» (۵)
«هزار و یک شب مِهرِ هنر»

«هزار و یک شب مِهرِ هنر»

اجرای پژوهشی اساتید موسیقی شمال خراسان با همکاری موسسه موسیقی پارسین و دانشکده موسیقی دانشگاه هنر تهران بر اساس طرح و ایده ای از مژگان چاهیان که از فارغ التحصیلان کارشناسی ارشد آهنگسازی از دانشگاه هنر تهران است، ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۱۲ در سالن آمفی تئاتر دانشکده موسیقی دانشگاه هنر تهران واقع در کرج برگزار می شود.
عشق‌بازی می‌کنم با ˝نام˝ او (II)

عشق‌بازی می‌کنم با ˝نام˝ او (II)

آیا عنوان “مثنوی در موسیقی دستگاهی” به معنای معرفی و سپس بسط این گوشه در موسیقی دستگاهی نیست؟ و اگر پاسخ سوال پیشین مثبت است، این اتفاق چگونه رخ داده؟
گفتگو با فیلیپ میرس (I)

گفتگو با فیلیپ میرس (I)

این مسئله برای من اهمیتی ندارد. من احساساتم را درباره موسیقی با نسبت آهنگ ها به هورن فرانسوی مدیریت نمی کنم. یکی از قطعه های مورد علاقه ام «دیورتیمنتو برای سازهای زهی» (Divertimento for Strings) ساخته بارتوک (Bartok) است. این قطعه، ساز هورن را شامل نمی شود! فکر می کنم که این یک قطعه عالیست. باور کنید که در نظر گرفتن موسیقی با توجه به سازی که می نوازید فقط آن را محدود می کند. اما درباره آهنگ سازانی که از نظر من حرفی برای گفتن دارند باید بگویم که من با موزار و برامس احساس هم سلیقگی می کنم.
Reggae

Reggae

Reggae سبک خاصی از موسیقی منحصر به کشور جامائیکا است که در سایر نقاط آمریکای لاتین و شمالی طرفداران زیادی دارد.