حواشی مرگ مایکل جکسون در وب

مایکل جکسون
مایکل جکسون
مرگ مایکل جکسون زمانی اتفاق افتاد که مایکل بعد از ۱۲ سال قصد بازگشت به روی صحنه و اجرای زنده را داشت و تور طولانی مدت او که قرار بود از ۱۳ جولای ۲۰۰۹ تا ۶ مارس ۲۰۱۰ انجام شود، بیش از یک میلیون بلیت فروخته بود. تور متشکل از ۵۰ اجرا و به نام This Is It بود که قرار بود از آرنای لندن آغاز به کار کند.

مایکل جکسون تا مدتها لقب پادشاه پاپ را با خود داشت و ششمین آلبوم منتشر شده از او به نام Thriller که در سال ۱۹۸۲ منتشر شد، پرفروش ترین آلبوم تمام تاریخ موسیقی است.

گفته می شود که تریلر از زمان انتشار تا کنون بین ۶۰ تا ۶۵ میلیون نسخه فروش داشته است.

تریلر موقعیت مایکل را به یکی از برجسته ترین ستارگان پاپ اواخر قرن ۲۰ تغییر داد و مرزهای نژادی سیاه پوستان را در آن زمان شکست. در اولین دقایق اعلام خبر مرگ مایکل جکسون، موج انفجاری از جستجوها برای یافتن خبرهای بیشتر گوگل را دچار اشکالات جدی کرد، طبق گفته بلاگ گوگل، میلیونها تن از مردم همزمان در گوگل شروع به جستجو کردند بطوری که بخش گوگل نیوز، دچار این اشتباه شد که این هجوم ناگهانی، یک حمله اتوماتیک است که توسط روبوت صورت گرفته است.

بطوری که مدت ۲۵ دقیقه، مردمی که به دنبال نتایج مورد نظر بودند، با تعجب به عبارت We’re Sorry از سوی گوگل برخوردند. این عبارت معمولا زمانی نشان داده می شود که احتمال اقدام ویروس های کامپیوتری یا نرم افزارهای جاسوسی باشد.

از سوی دیگر، توییتر که در وقایع آن روزهای ایران، نقش یک خبرگزاری مردمی را ایفا می کرد، از نظر اجرایی دچار مشکل کندی شد زیر هر دقیقه هزاران پیغام درباره مرگ مایکل جکسون روانه توییتر می شد.

سرویس AOL و AIM نیز به مدت ۴۰ دقیقه از دسترس خارج شدند و یاهو نیز که خبر مایکل را در صفحه اول خود گذاشته بود، تاریخی ترین تعداد کلیک در دوره تاسیس خود را در عرض ۱۰ دقیقه تجربه کرد: ۸۰۰ هزار کلیک آنهم در ۱۰ دقیقه!

موضوع انتخابات ایران نیز که در این روزها بالاترین جستجو و توجه را در توییتر به خود اختصاص داده بود، با مرگ مایکل به رده های بعدی رفت.

اتفاق جالب دیگری که در فیس بوک افتاد، ایجاد صفحه های با مضمون های عجیب برای کسانی بود که نمی خواستند مرگ او را باور کنند. صفحاتی از قبیل: مایکل نمرده است، آماده یک بازگشت بزرگ باشید. یا مایکل نمرده است، این فقط بخشی از نقشه او برای سورپرایز کردن طرفدارانش در تور آینده اش است!

abc.net

3 دیدگاه

  • FATEMEH-S
    ارسال شده در مهر ۴, ۱۳۸۹ در ۱۰:۰۳ ق.ظ

    انسانهای پلیدی که تمام منافعشون در نابودی و در سختی بودن انسانهای دیگه هست ،نمیتونن ببینن که انسان بزرگی چون مایکل جکسون داره همه رو از غارت ها و چپاول های اونها آگاه و بیدار میکنه و به خیال پست خودشون با به قتل رسوندن مایکل عزیز به این کار پایان دادن ، غافل از اینکه این خود اونها هستن که نابود شدن و روح پاک مایکل و فداکاری های او هرگز از بین نخواهد رفت.
    لعنت خدا بر همه ی اونهایی که در طول زندگی مایکل با شایعه سازی و دروغ پردازی آزارش دادن .

    (( و درود خدا بر مایکل عزیز و مهربون که سهم عظیمی در آسایش انسانها و حفظ زیبایی های طبیعت و زندگی داره و خواهد داشت .
    روح بزرگت شاد ، یادت هرگز از دل نمیره.از تو محبت و نوع دوستی و از خود گذشتگی ، و در یک کلام خوبی ها رو یاد گرفتم. ))

  • shaghayegh
    ارسال شده در دی ۶, ۱۳۸۹ در ۱۱:۲۴ ق.ظ

    aliiii bod

  • guitarist3
    ارسال شده در اسفند ۲۱, ۱۳۸۹ در ۸:۱۲ ق.ظ

    من واقعا نمی فهمم که چه طور یه عده حاضرن غذای مسموم میل کنن و لذت ببرن.موسیقی مسموم و آلوده مایکل خیلیارو به خوردن زهر عادت داده

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نظر من، نظر شما، نظر او

خیلی پیش می‌آید که در واکنش به یک نقد بشنویم؛ «این نظر نویسنده است». آیا تا به‌حال دقیقاً فکر کرده‌ایم که چنین جمله‌ای یعنی چه؟ کسی که این جمله را می‌گوید درواقع دارد اعتبار حکم‌های درون نقد را زیر سؤال می‌برد. می‌گوید آنها از جنس «نظر شخصی» هستند. اولین مفهومی که از نظر شخصی به ذهنمان می‌آید چیزی است مثل این جمله «قورمه‌سبزی خیلی خوب است». این «نظر» گوینده است درباره‌ی یک غذا. آنجا «شخصی» بودنش معلوم می‌شود که یک نفر دیگر پیدا می‌شود و درست برعکسش را می‌گوید و ما هم راهی پیدا نمی‌کنیم که بگوییم کدام درست گفته. فقط می‌توانیم بگوییم با اولی موافقیم یا با دومی. یعنی وابسته به «شخص» گوینده یا شنونده است.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (III)

محمدالله مستوفی گوید: در زمان بهرام کار مطربان بالا گرفت چنانکه مطربی روزی بصد درم قانع نمیشد بهرام گوراز هندوستان دوازده هزار لولی آورد که نوادگان ایشان هنوز در ایران مطربی می کنند.

از روزهای گذشته…

جان فیلیپ سوزا «شاه مارش» (I)

جان فیلیپ سوزا «شاه مارش» (I)

جان فیلیپ سوزا (John Philip Sousa) روز ششم نوامبر سال ۱۸۵۴ در واشنگتن دی سی به دنیا آمد. او آهنگساز و رهبر ارکستر آمریکایی اواخر دوره رمانتیک و سومین فرزند از ده فرزند جان آنتونیو سوزا (متولد اسپانیا از والدین پرتغالی) و ماریا الیزابت ترینخاوس (متولد باواریا، آلمان) بود. پدر جان فیلیپ در ارکستر نیروی دریایی آمریکا نوازنده ترومبون بود؛ به این دلیل سوسادر فضای موسیقی ارکستر های نظامی بزرگ شد.
نکاتی درباره امپراتوری جاذبه (II)

نکاتی درباره امپراتوری جاذبه (II)

چگونه منتقد محترم فراگیری مبانی اجرای موسیقی را عمل نمی دانند و از ارائه یک روش برای فراگیری مبانی اجرای موسیقی (هر نوعی از موسیقی) ایراد می گیرند؟ آیا فراگیری مبانی اجرا در موسیقی یک فعالیت بدنی (physical) و فکری (mentally) نیست؟ در هیچ کجای کتاب مورد نقد، اشاره­ای به این نکته شده که: «مثل…
ادامهٔ مطلب »
ارکستر سمفونیک فیلادلفیا

ارکستر سمفونیک فیلادلفیا

ارکستر سمفونیک فیلادلفیا در سال ۱۹۰۰ متولد شد. این ارکستر به دلیل اجراهای تحسین برانگیزش، خود را به عنوان یکی از پیشروترین ارکسترها در طی قرن شناسانده است، مخصوصا با درخشش در تورهای بین المللی تاریخی و داشتن بهترین فروش آثار. مدیریت این ارکستر مدتها (تا سال ۱۹۹۳) برعهده ولفگنگ ساوالیچ (Wolfgang Sawallisch) بود. ارکستر در سال ۲۰۰۰ همراه با چندین اجرا، صدمین سالگرد خود را جشن گرفت که تور و برنامه تلویزیونی موفقی به همراه داشت. این کنسرت به طور جهانی از شبکه های تلویزیونی در ۱۶ نوامبر ۲۰۰۰ پخش شد.
رونمایی از آلبوم «ماندالای درون» (IV)

رونمایی از آلبوم «ماندالای درون» (IV)

اما نکته ی انتقادی من به این آلبوم مبحث نام گذاری بر روی آثار است. اساسا وقتی که ما روی یک اثر موسیقایی نام گذاری می کنیم، به مخاطب جهت می دهیم، یعنی می خواهیم مخاطب این اثر را با یک ذهنیت مشخص گوش کند. این مسئله می تواند جزء کارکرد اثر موسیقایی باشد، ممکن است که شما با موسیقی کلامی رو به رو باشید که کلمات قسمتی ازموسیقی هستند. اما وقتی که موسیقی، موسیقی محض است و آن را نامگذاری می کنیم، به اثر لطمه ای وارد نمی کند اما نظر شخصی من ممکن است ذهن مخاطب منحرف شود.
از گربه ها گفتید از شیرها هم بگوئید (II)

از گربه ها گفتید از شیرها هم بگوئید (II)

برای دست یابی به تعریفی دقیق تر از موسیقی های زیر زمینی در جهانِ حاضر باید چیستیِ این نوع موسیقی را در کشورهایی جستجو کرد که در آن هنرمندان با وجود اینکه محدودیتی به نام اخذ مجوز ندارند، با این حال موسیقی های زیر زمینی در آنها به شدت رواج دارند.
برای پیر خندان ما

برای پیر خندان ما

حالا دیگر ظرفیت ما در برابر حوادث بیش از پیش شده است. یکی قربانی می‌کند، دیگری قربانی می‌شود. یکی سکوتش را پای محبت می‌گذارد و یکی آغوش گشاده دارد آن قدر که گویی میهمان می‌آید.
«مهم این است که همه کار می‌کنیم»

«مهم این است که همه کار می‌کنیم»

در ماه‌های گذشته، برای بررسی سروده‌های فروغ فرخزاد، شاعره‌ی نوپرداز ایرانی، همایش‌های گوناگونی در اروپا برگزار شد. اما شنبه شب، ۱۲ ژوییه، کنسرتی در لندن برپا شد که در آن اثری به نام «میان تاریکی» روی سروده‌های فروغ، از امیر مهیار تفرشی پور اجرا شد. کاری مدرن برای آواز و گروه نوازندگان کلارینت که مایا ساپون (Maya Sapone) خواننده‌ی آن بود.
سال‌ها بدون وقفه کار و همکاری با سولیست‌های برجسته‌ی دنیا (III)

سال‌ها بدون وقفه کار و همکاری با سولیست‌های برجسته‌ی دنیا (III)

ایشان آن زمان حدود پنجاه‌و‌هفت، هشت سال داشت و در آخرین برنامه‌ی ما، فکر کنم بیشتر از ۶۰ سال داشت. در فستیوال پراگ در آخرین کنسرتم با ایشان، با من کنسرتو ویلن موتسارت و شومان را اجرا کرد؛ البته کنسرت‌های مشترک زیادی را هم با شرینگ در نورنبرگ، پاریس و… دادم. قرار بود در وین نیز با ارکستر سمفونیک وین کنسرتی بدهیم و دوبل کنسرتوی برامس را بزنیم ولی متأسفانه ایشان فوت کردند! حتی من یک پرتره‌ی بزرگ از ایشان کشیدم و می‌خواستم به ایشان هدیه کنم که متأسفانه عمر ایشان کفاف نداد و این اثر را در منزلم دارم.
صبا؛ نسیم دگرگونی‌ها (I)

صبا؛ نسیم دگرگونی‌ها (I)

در تاریخ افرادی هستند که با کارشان، با بودنشان، با تاثیری که بر وقایع زمانه می‌گذارند جریان یک‌سویه و یک‌پارچه‌ی زمان را به قبل و بعد از خودشان تقسیم می‌کنند. بی‌شک وقتی در سال ۱۲۸۱ ابوالحسن نامی در خانواده‌ی فرهیخته‌ی کمال‌السلطنه متولد شد یکی از همین شخصیت‌ها پا به عرصه‌ی وجود گذاشته بود. هنگامی که هم او، در واپسین روز پاییز ۱۳۳۶ به تاریکی طولانی‌ترین شب آن سال پیوست دیرگاهی بود که می‌شد بخش‌هایی از تاریخ موسیقی معاصر را از جنبه‌های متعدد به قبل و بعد از او بخش کرد.
“قمر” در عقرب (II)

“قمر” در عقرب (II)

امروزه با شاید و احتمال نتیجه گیری کردن برای پژوهشگران این حوزه، به عادتی بدل شده است و صدها سوال در خصوص زندگی و کار هنرمندان گذشته، وجود و عدم برخی گوشه ها در ردیف موسیقی، رمز و رازهای فنی سازندگان سازها در گذشته و ده ها موضوع دیگر، بدون جواب قطعی باقی مانده اند. با ملحوظ نظر قرار دادن این واقعیت تلخ، مقایسه قمر و پیاف (همچون مقایسه تهران و پاریس!)، قیاس مع الفارق است اما صرفاً مقابله (و نه مقایسه) این دو، این نتیجه را می دهد که علارغم نبود اسناد و مدارک کافی در خصوص قمر (هم بدلیل عدم دسترسی به تکنولوزی های مدرن در آن روزگار در ایران و هم بدلایل اجتماعی و فرهنگی مزبور)،‌ ابعاد دراماتیک زندگی قمر،‌ اگر بیش از پیاف نباشد کمتر از آن نیست: