دو نوازی پژمان حدادی و حمید خبازی در مادرید

پژمان حدادی و حمید خبازی
پژمان حدادی و حمید خبازی
پژمان حدادی تنبک نواز برجسته و حمید خبازی نوازنده نوگرای تار برای اولین بار در کنار هم کنسرتی را در مادرید پایتخت اسپانیا برگزار کردند. این کنسرت در کانون فرهنگی پرسپولیس Centro Persepolis که انجمنی مستقل و فعال در زمینه معرفی فرهنگ و هنر ایران است، برگزار شد. اساس این کنسرت بداهه نوازی بود و همین امر بر جذابیت آن و کیفیت آفرینش هنری نوازندگان می افزود و ظرفیت موسیقی سنتی ایران در زمینه بداهه را آشکار می ساخت.

کنسرت با تکنوازی حمید خبازی در مایه اصفهان آغاز شد و سپس جای خود را به یک قطعه پنج ضربی در همین فضا داد.

حدادی در همراهی با خبازی در این قطعه بر فرمهای ادواری تکیه داشت به گونه یی که نمی توان نوازندگی وی را در قالب میزان بندی پنج ضربی های متعارف جای داد.

خبازی در باره این بخش از برنامه می گوید با آنکه فضای کار در اصفهان جریان داشت اما هدف وی نواختن اصفهان به شکل سنتی رایج نبوده است. این نوازنده پس از رسیدن به اوج وارد شور شد و سپس یک چهار مضراب ساخته خویش را نواخت.

این اثر خبازی در شور و ابوعطا بود با اینحال تاثیر موسیقی هندی نیز بر آن قابل احساس بود و با نوسان های ریتمیک همراه می شد.

پژمان حدادی در این قسمت مجموعه یی ریتمیک پیچیده و در عین حال بسیار زیبا را به نمایش گذاشت و بخوبی تکنیک بالا و منحصر به فرد خویش را هویدا ساخت.

قالب این چهار مضراب را می توان در مجموعه یی شش ضربی تعریف کرد با اینحال حدادی قادر بود تا با ظرافت ساختارهای رایج را بشکند و دوباره به آن بازگردد به گونه یی از لحاظ ملودیک و ریتم ها فضایی همگون و جذاب بر اجرا حاکم باشد.

اجرای بداهه نوازی ضربی در چارچوب دشتی سل نیز بخش دیگری از این برنامه بود که در قالب آن نوازندگان گهگاه وارد فضای موسیقی فولکور می شدند.

اجرای تصنیفی براساس شعر « در این عمر گریزنده… » احسان طبری پایان بخش این کنسرت بود. حمید خبازی در باره این تصنیف می گوید که تلاش داشته تا در این تصنیف به گونه یی آزاد از فواصل کروماتیک بهره گیرد و مفهوم و فضای شعر نیز وی را به سوی استفاده از فواصل نزدیک به هم و پنجم های غیر معمول سوق داده است و از اینرو گاهی فضایی غریب خلق شده است.

خبازی که از حدود یک سال پیش در شهر بارسلون اسپانیا سکونت گزیده ، می گوید آنچه در این کنسرت عرضه کرده حاصل دلمشغولیهای موسیقیایی وی در دوره تازه زندگی هنری خود بوده است. وی اولین تجربه همنوازی با پژمان حدادی را بسیار ارزنده توصیف کرد و می گوید : توانایی های آقای حدادی به نوازده این امکان را می دهد که با آسایش خاطر و آرامش بیشتری موسیقی خود را عرضه کند چون وی در هر مسیر پیش بینی شده یا غیر منتظره یی همراهی بسیار تواناست.

پزمان حدادی در این زمینه تاکید دارد که حس دینامیک و ریتمیک دو نوازده به حدی به یکدیگر نزدیک بوده گویی که سالها با یکدگیر اجرای مشترک داشته اند.

کانون فرهنگی پرسپولیس درصدد برپایی کنسرت دیگری با حضور جاوید افسری راد آهنگساز و نوازنده سنتور، شهرام غلامی عودنواز و بهنام سامانی نوازنده سازهای کوبه یی است. این کنسرت قرار است به مناسبت جشن مهرگان روز بیست و چهارم سپتامبر آینده در مرکز فرهنگی بوئینا ویستا Centro Cultural Buenavista وابسته به شهرداری مادرید برگزار شود. این سه نوازنده برجسته ایرانی به زودی آلبوم مشترکی را در قالب سه نوازی ارائه خواهند کرد.

مدتی پیش نیز کورش تقوی سه تار نواز ساکن آمریکا به همراه پدارم خسروی نوازنده سازهای کوبه یی ساکن کنسرتی را در کانون پرسپولیس اجرا کردند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بررسی تحول ساختارهای موسیقی ایرانی در صد سال اخیر (II)

وقتی بحث ساختار را مطرح کردیم متوجه شدیم که اگر ساختارهای کوچکتر تغییر کنند، ساختارهای بزرگ را نیز به همان نسبت تغییر بزرگتری می کند. لذا آثار به وجود آمده در یک دوره زمانی خاص، از این حیث که تشکیل دهنده ی یک ساختار بزرگتر هستند، با هم در ارتباط مستقیم و در هم تنیده ای هستند و هرگز در هیچ دوره ی تاریخی، نمی توان فقط یک آهنگساز یا نوازنده ی شاخص را دید که به عنوان تک ستاره می درخشد و هیچ آهنگساز و نوازنده ی دیگری وجود نداشته است. بلکه مجموعه ای از ساختارها در کنار یکدیگر قرار گرفتند و به شاخص شدن، یک یا چند اثر برجسته، کمک کرده اند.

ادای احترامی به یازدهمین و آخرین ترک آلبوم «مرثیه پرندگان»

سهم دانش و تخصص و کارآزمودگی در استفهام اعماق و کرانه‌های یک قطعۀ موسیقی تا چه حد است؟ و سهم تاریخ و تبار و ریشه‌های آدمی چقدر؟ آیا یک ژرمن، به فرض که سال‌ها روی عناصر موسیقی دستگاهی ما کار و تحقیق کرده باشد، می‌تواند دیلمانِ دشتی و عراقِ افشاری را بهتر از یک ایرانی بفهمد؟ یا یک موسیقی‌پژوهِ ایرانی جاز و بلوز را بهتر از یک موزیسینِ سیاهپوست آمریکایی؟ همان جازیست آمریکایی رازِ زخمه‌های راوی شانکار را بهتر از یک هندو خواهد فهمید؟ یا همان هندو ارتعاشاتِ شامیسن و کوتو را بهتر از یک ژاپنی؟ یک موزیسینِ ژاپنی، هزاری هم که کاردرست، می‌تواند ادعا کند که کلزمر را بهتر از اشکنازی‌ها درک می‌کند؟

از روزهای گذشته…

سلطانی: اسپانسر در ایران نزول خور است!

سلطانی: اسپانسر در ایران نزول خور است!

بسیار حیف است که کار کسی مثل کاظم داوودیان بماند و کاش استاد شجریان که انسان توانمندی هستند و الگو هستند ولی در این اواخر کمی کار هایشان نسبت به آثار قبلی ایشان افت داشته، به جای اینکارها کار آقای داودیان را ضبط میکردند.
اپرای سان فرانسیسکو (I)

اپرای سان فرانسیسکو (I)

اپرای سان فرانسیسکو(SFO) دومین شرکت اپرا از جهت بزرگی در آمریکای شمالی است. آن در سال ۱۹۲۳ توسط Gaetano Merola 1953-1881 تاسیس شد. شب باشکوه افتتاح اپرای سان فرانسیسکو یکی از خاطره انگیزترین اتفاقات سال برای مشتریان اپرا بود.
ماکسیم ونگروف

ماکسیم ونگروف

در دورانی که نوازندگان با استعداد، درخشان و جوان ویولون مانند گلهای پیوندی فراوانند، ماکسیم ونگروف Maxim Vengerov یک نمونه درخشان و متفاوت است. او به سال ۱۹۷۴ در نووسیبیرسک Novosibirskروسیه و در خانواده ای اهل موسیقی متولد شد. مادرش رهبر گروه کر و پدرش نوازنده ابوا در ارکستر فیلارمونیک نووسیبیرسک بودند. ماکسیم کوچک هنگام حضور در تمرینهای پدرش در ارکستر، با جدیت اعلام کرده بود که از نظر او، جایگاه نوازنده ویولون اول ارکستر بسیار جالبتر از نوازنده ابواست.
اشتوکهاوزن: موسیقی می بایست دریافت حسی شود

اشتوکهاوزن: موسیقی می بایست دریافت حسی شود

آنچه را که به آن واقعیت بخشیدم و به وجود آوردم، موجودیت پیدا کرده. بنابراین من سؤالی را مطرح نمی کنم. من تجربه کرده ام که بسیاری از انسان ها مثل خودم «نفس» می کشند. اصلاً قرار نیست که موسیقی چیزی را «تعیین» کند، بلکه موسیقی می بایست دریافت حسی شود.
مروری بر آلبوم «ایوارگاه»

مروری بر آلبوم «ایوارگاه»

وحید طهرانی آزاد با ایوارگاهش نشان می‌دهد که امروز، برخلاف تصور درونی‌شده‌ی عمومی، می‌توان بدون عملیات محیرالعقول و شعبده ساز درخور زد و گوشی یافت. اگر از چهار دونوازی کوتاه سنتور و ویلن (پرنای ۱ تا ۴)، با همه‌ی کمیابیِ خودِ ترکیب و نگاه متفاوت به سبک و سیاق خط ویلن، موقتا چشم بپوشیم هیچ چیز عجیب و غریبی در ایوارگاه نمی‌یابیم. آنچه در ایوارگاه به گوش می‌رسد غریبه که نه، اما شخصی است.
چند توصیه برای محافظت از ساز شما

چند توصیه برای محافظت از ساز شما

مطلبی که پیش رو دارید نوشته آرین شرادر است که برگردان آنرا به پارسی میخوانید: چوب با رطوبت منبسط و در هوای خشک منقبض میشود. ساز ها می توانند هم در مقابل هوای خشک هم در مقابل هوای شرجی مقاوت کنند البته به شرط آنکه زمان کافی برای وفق دادن با محیط به آنها داده شود. اما تغییرات سریع مشکلاتی را بوجود می آورد.
پری ثمر (II)

پری ثمر (II)

کار من منحصر به اجرای برنامه در مونیخ نیست، بلکه خواننده رسمی اپرای فرانکفورت هستم و در هر سال باید ۵۱ برنامه در فرانکفورت اجرا نمایم! از طرف دیگر از ماه مارس امسال قرارداد چهار ماهه‏ای با اپرای ملی وین دارم و در این مدت باید ۱۴ برنامه در شهر مزبور اجرا کنم. شاید برای خوانندگان مجله وزین کاوه جالب باشد که فقط از قسمتی از برنامه‏هائی که من از هشتم تا بیستم ماه مارس امسال اجرا می‏کنم، اطلاع حاصل کنند:
ارسلان کامکار: شاید دیگر جسارت کنسرتو زدن پیدا نکنم!

ارسلان کامکار: شاید دیگر جسارت کنسرتو زدن پیدا نکنم!

برای کنسرتو زدن و سولیست بودن باید نوازنده‌ای توانا بود. من بعد از اجرای کنسرتو ویولون بتهوون، پشت دستم را داغ کردم که دیگر کنسرتو نزنم! چرا که در آن اجرا از لحاظ روانی به من فشار زیادی وارد شد.
گفتگو با ند رورم (II)

گفتگو با ند رورم (II)

من برای سالهای زیادی در فرانسه زندگی کرده ام، در حدود چهارصد یا پانصد هزار شعر دارم که ۲۰ تای آنها به زبان فرانسوی است و چندین قطعه برای کر به زبان لاتین دارم. به عقیده من اگر ما ادبیات خود را خلق نکنیم هیچ کس دیگری اینکار را برایمان انجام نخواهد داد. موسیقی هیچ معنای تعریف شده ای ندارد. هیچ کس نمی تواند ثابت کند که آن معنایی دارد آنچنان که ادبیات همواره معنایی دارد همچنین نقاشی… اما موسیقی آنگونه نیست، نمی توانید بگویید این یک سیب است، یا شخص است. حتی معانی انتزاعی تر همچون مرگ یا باد را نیز نمی دهد.
عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (V)

عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (V)

آیا هر ماده برای جنبش، نیاز به نیرویی برتر و خارج از خود دارد، یا تلنگری از بیرون دارد؟ و آیا این تلنگر و نیروی بیگانه از طبیعت و ماده خاستگاهش مو سیقی است و مخاطب باید با موسیقی دریفی ایران از سکون به در آید؟ تمامی فعالیت پراتیک و علمی بشر ثابت می کند که هم ماده و هم کل جهان هستی، تنها با تحرک و تغییر و تکامل است که هستی دارد. شاید موسیقی ایران نگران گسست فرایند هستی است ، یا بیمناک آن است که مبادله ی میان موجود زنده و محیط پیرامون او متوقف بماند؟