درباره لغو یک رسیتال پیانو در دانشگاه تهران

در ساعت چهار بعدازظهر اول خرداد، قرار بود تا رسیتال پیانویی توسط حمزه یگانه و پدرام نحوی زاده، دو پیانیست جوان، در تالار آوینی دانشگاه تهران برگزار شود ولی در زمان اجرا، جمعیت حاضر در سالن شاهد حضور و اجرای یک پیانیست دیگر بودند!

این دو نوازنده در تماسی که با “گفت و گوی هارمونیک” داشتند از چگونگی این ماجرا خبردادند:

پدرام نحوی زاده که در شیراز ساکن است و هر دوهفته یکبار برای پی گیری آموزش پیانو نزد گاگیک بابایان به تهران می آید اظهار داشت: «بر اساس قرارهایی که از قبل گذاشته شده بود من یک روز پیش از اجرا در تالار حضور پیداکردم زیرا می دانید که هر پیانو ویژگی های خاص خود را دارد و حتماً پیانیست پیش از اجرا باید چندین بار با آن تمرین کرده باشد ولی در هرصورت در تالار آوینی اینگونه عمل نشد. لذا صبح اجرا من از حدود ساعت ۱۰ مجددا در تالار حضور پیدا کردم تا تمرین مختصری با ساز داشته باشم ولی به بهانه های مختلف از جمله مزاحمت صدای پیانو برای بخش های اداری، مدیر تالار مانع از تمرین من شد.»

«با دوندگی زیاد موفق به دریافت نامه ای از دانشکده موسیقی شدم ولی این بار هم با واکنش بسیار زشت مدیریت تالار مواجه شدم. برگزار کننده این برنامه در حقیقت کانون موسیقی دانشگاه و مسئول هماهنگی همه برنامه های ما نیز شخصی از این کانون بود که حتا برای یک بار برای رسیدگی به وضعیتی که به وجود آمده بود پا به تالار نگذاشت و از ما می خواست که به عنوان اجرا کننده خود پی گیر همه چیز حتا کسب اجازه برای چند ساعت تمرین در تالار باشیم! حتا به ما قول داده بودند که پیانوی تالار را نیز از قبل کوک خواهند کرد که در صبح اجرا دریافتم حتا پیانو هم کوک نشده است. فکر نمی کنم به جز ایران در هیج نقطه ای از جهان برای یک پیانیست پیش از اجرا چنین وضعیتی به وجود آورده شود.»

حمزه یگانه نیز افزود: «از آنجا که قبلاً برنامه هایی را در تالار آوینی دانشگاه تهران اجرا کرده بودم به هیچ وجه تصور نمی کردم چنین وضعی پدید آید.

من آنقدر روی کیفیت برنامه حساسیت داشتم که برای تمرین یکی از قطعات چهار دستی چند روزی به شیراز سفر کردم و حتا طراحی و چاپ پوستر را خود با کمک برخی دوستان به عهده گرفتم چون در قبال شنوندگانی که برای شنیدن یک موسیقی خوب به تالار می آیند احساس وظیفه می کنم.

ولی متاسفانه شاهد برخوردی زشت و غیرمسئولانه از طرف مدیریت تالار و کانون موسیقی دانشگاه بودیم. پس از برخورد باورنکردنی مدیر تالار و عدم اجازه برای تمرین، متوجه شدیم که همه پوسترهای اعلان برنامه نیز از تابلو اعلانات دانشگاه برداشته شده که مشخص نبود چه کسی این کار را کرده است. با توجه به همه این مسائل، ما تصمیم گرفتیم تا دست کم به عنوان اعتراضی کوچک برنامه را اجرا نکنیم.»
Hamze Yeganeh
حمزه یگانه
«در همان ساعات شخصی که در کانون موسیقی دانشگاه، به اصطلاح “هماهنگ کننده” برنامه بود طی برخورد باورنکردنی و بی سابقه ما را متهم ساخت که آبروی آنها را به عنوان مسئول برگزاری این برنامه برده ایم! در صورتیکه روشن نیست اگر آنها واقعا مسئول برگزاری برنامه ما بودند چرا حتا به خود زحمت ندادند دست کم یک بار برای سرکشی از وضعیت عجیبی که در تالار وجود داشت به آنجا بیایند.

در هر صورت ما از اجرای برنامه به دلایل بسیار منطقی خودداری کردیم ولی با کمال نابوری دریافتیم که پس از لغو برنامه ما یکی دیگر از پیانیست ها به جای ما برنامه ای اجرا کرده که این قضیه بیش از همه قضایا مایه تاسف است و نشان می دهد خود هنرمندان نیز به هیچوجه هوای همکارانشان را ندارند…»

«نغمه های گمشده» به انتشار رسید

«نغمه های گمشده» مجموعه ۱۸ قطعه برای گیتار کلاسیک شامل ۱۴ اثر سولو و چهار قطعه کوارتت است که با همکاری پیمان شیرالی نوازنده و آهنگساز ایرانی و آسونتو جیاسکو نوازنده و آهنگساز ایتالیایی تهیه شده است.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (IV)

غیر از یک نفر از تنظیم‌کننده‌های جوان که پاسخ برخی از پرسش‌های ذهنی من را داشت و اتفاقاً چون ارتباط خوبی با یکی از آهنگ‌سازان پیشکسوت و هم‌زمان با واروژان دارد، پیشنهاد کرد که برای رسیدن به بهترین اطلاعات باید به آهنگ‌سازان پیشکسوت و هم‌دوره‌ی واروژان مراجعه کنم؛ ولی چون مطمئن بودم در این شماره‌ی ماهنامه‌ی هنر موسیقی حتماً همکاران نویسنده سراغ استادانی چون «ناصر چشم‌آذر» خواهند رفت و ممکن است مطلب من دچار معضل دوباره‌کاری و موازی‌کاری با مطلب نویسنده‌ای دیگر شود، از این کار پرهیز کردم.

از روزهای گذشته…

باربارا هندریکس

باربارا هندریکس

باربارا هندریکس در ۲۰ نوامبر سال ۱۹۴۸ در آمریکا بدنیا آمد. او یکی از خوانندگان مطرح اپرا – اپراتیک سوپرانو – میباشد که جدا از فعالیت در زمینه موسیقی کلاسیک، در موسیقی روز هم به فعالیتهایی به عنوان خواننده پرداخته است. وی تحصیلات موسیقی را در مدرسه موسیقی جولیارد در نیویورک به اتمام رساند و در آنجا اصول و مبانی آواز کلاسیک را زیر نظر Jennie Tourel فرا گرفت.
دو مضراب چپ (قسمت دوم)

دو مضراب چپ (قسمت دوم)

تکنیک دومضراب تقریبا در آثار تمامی سنتور نوازان قدیم و معاصر مشاهده می شود و تقریبا جزء اولین و اصلی ترین تکنیک های رایج مضرابی در آثار سنتور نوازان است. دومضراب به صورت چهار نت متوالی و با مضراب (راست – راست – چپ – چپ ) است و بهaudio file این صورت اجرا می شود.
“ردیف” و “اغراق” به مثابه دو بال عامیانگی (II)

“ردیف” و “اغراق” به مثابه دو بال عامیانگی (II)

در جای دیگر از خیل کتب و رسالات و مقالاتی سخن به میان می آید که تنها یکی از آنها چاپ شده است. در همانجا اشاره میشود که وی در جرگۀ پژوهشگران برتر دانشگاه آزاد انتخاب شده است. همه اینها هم بدون ارائه کوچکترین سند و مدرکی که دستکم شنونده را کمی قانع کند که اینطور بوده… آقای رادمان بنا بر اظهار نویسنده آن متن در سال ۱۳۷۵ و ۱۳۷۶ در دو جشنوارۀ متوالی نوازندگی پیانو حائز رتبۀ ممتاز کشوری شده، اما نویسنده نگفته این کدام جشنواره است و در هر جا هم که جستجو شد اثری از این جشنوارۀ ادعایی و آن خیل کتب و رسالات و مقالات بدست نیآمد، آیا منظور جشنواره فجر است؟
دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (I)

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (I)

تمپرلی در مقاله اش با نام «متر و دسته بندی در موسیقی آفریقایی» این سوالات را مطرح می کند: «چگونه می توان ریتم آفریقایی را با دید رایج تئوریک ریتم مطابقت داد؟»، «چه شباهت ها و تفاوت های بین ریتم آفریقایی و ریتم غربی وجود دارد؟ با توجه به این که ریتم غربی در بر اساس تئوری موسیقی سنجش می شود.» دیدگاه من در این مقاله نیز تفاوت چندانی با سوالات مطرح شده ندارد. مانند تمپرلی من نیز می خواهم مفاهیم تئوری های اخیر ریتم و متر را با توجه به موسیقی غربی مورد بحث قرار دهم. با این حال، من صرفا موسیقی آمریکایی را مد نظر قرار نمی دهم.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XI)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XI)

در این دوران بود که او عصر جدیدی از آثار خود را که شامل یک اپرای بلند بود آغاز کرد. “زن اسپانیایی” و “سمفونی سوم” نیز شامل همین دوره می شوند. در سال ۱۹۳۳ او به پاریس رفت تا در آنجا کنسرتوی ویلن خود را به همراه “یهودی منوهین” به اجرا درآورد. در زمانی که در فرانسه بود، الگار به دیدن “دلیوس” شتافت. (هر دوی این مردان سال بعد وفات یافتند) در ماه اکتبر، الگار به عارضه ی توموری که بر روی عصب سیاتیک او قرار داشت گرفتار شد. اجرای بعدی وی ناممکن شد و او در بیست و سوم فوریه ی سال ۱۹۳۴ جان به جان آفرین سپرد.
به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ی خود را (I)

به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ی خود را (I)

…این روزها، بیشترین عناوینی که با آن برخورد می کنیم، عناوینی است نظیر جهانی کردن موسیقی، نوآوری و ابداع، پیوند شرق و غرب، ارکستری با سازهای ابداعی، موسیقی تلفیقی و… که عمو مأ به صورت فردی در یک شب به فکر، عمل و ارائه میرسند. پیشرفت در هنر یک شبه و جهشی اتفاق نمی افتد. آنهم در سرزمینی که موسیقی آن بسیار رمزآلود و تا حدود بسیار زیادی ناشناخته است.
استاد فلوت کاندید دریافت جایزه گرمی شد

استاد فلوت کاندید دریافت جایزه گرمی شد

کارلوس ناکای (R. Carlos Nakai) به قدری راحت و صمیمی راجع به کاندید شدنش در مراسم گرمی (Grammy Awards) صحبت می کند که احساس می کنید او هر سال کاندید این جایزه می شود، که البته در چند سال اخیراین امر کاملآ درست بوده است.
ریچارد اشتراوس (II)

ریچارد اشتراوس (II)

در پایان قرن نوزدهم اشتراوس دیگر بار به اپرا جلب شد. گونترام (Guntram) در سال ۱۸۹۴ و فئورسنوت (Feuersnot) در سال ۱۹۰۱ را که از نظر منتقدان بسیار مورد ایراد قرار گرفت، ساخت. اگرچه در سال ۱۹۰۵ اپرای “سالمون” را بر اساس نمایشنامه ای از اسکار واید نوشت و عکس العملها نسبت به آن بسیار شدید بود، با اینحال اولین اجرای آن با ۳۸ خواننده، موفقیت فراوانی کسب کرد. زمانی که این اپرا در متروپولیتن نیویورک اجرا شد، آنچنان فریاد و خشم تماشاگران بلند شده بود که پس از آن شب، اجراهای دیگر متوقف شد!
تحلیلی بر «چنگ رودکی» (V)

تحلیلی بر «چنگ رودکی» (V)

این آرامش، به دلیل به کارگیری برخی عناصر مشابه با ملودی مصرع اوّل بیت قبل، احساسی از «بازگشت» (و آرامشی حاصل از این بازگشت) را نیز با خود در بردارد که در هماهنگی با مضمون معنایی بیت (سرو سوی بوستان آید همی) است. تعلیق و تنش ملودی مصرع قبل نیز دارای رابطه ای مشابه با مضمون آن مصرع (میر سرو است و بخارا بوستان) است.
کتابی درباره رضا ورزنده (II)

کتابی درباره رضا ورزنده (II)

با‌این‌حال، نباید از یاد برد که ورزنده در کنار استادانی همچون کسایی، شهناز، عبادی، شریف، یاحقی، محمودی خوانساری، تاج اصفهانی و… سنتور نواخته است و به نظر نگارنده، صرف‌نظر از هر‌گونه ارزش‌گذاری، بی‌توجهی و عدم بررسی و شناخت شیوۀ سنتورنوازی ورزنده به‌معنای نادیده‌گرفتن یکی از پرنفوذترین شیوه‌های نوازندگی سنتور در حدود سال‌های ۱۳۳۰ تا ۱۳۵۰ است.