تنها میزگرد تخصصی موسیقی ایران (II)

مرتضی حنانه، هرمز فرهت و هوشنگ استوار
مرتضی حنانه، هرمز فرهت و هوشنگ استوار
به هر حال بخش موسیقی ایرانی در ترکیب برنامه های فستیوال ضعیف عمل کرد. نمونه های خوب و بدی که باهم ارائه شدند، نتوانست موقعیت ممتازی را برای خودش بوجود آورد. این میزگرد پیرامون موسیقی ایران بالاخره برگزار گردید و آقایان “هوشنگ استوار”، “هرمز فرهت”، “مرتضی حنانه” و از طرفی آقای “فرهاد مشکوه” نیز که رهبر ارکستر سمفونیک وقت تهران بود، در این بحث حضور داشتند.

جلسه با سخنان مرتضی حنانه آغاز شد.

مرتضی حنانه: در ایران عده ای به آهنگسازی پرداخته اند و کارهایی هم به لحاظ موسیقی آوازی (باغچه بان) و کمپوزیسیون (هرمز فرهت) و دیگر چیزها انجام یافته است و مردم هم شنیده اند اما هنوز روی این آثار قضاوت و انتقادی صورت نگرفته و این کارها از نظر فلسفه، استیل، طرز بیان و اصالت اندیشه و اصالت تکنیک مورد بررسی قرار نگرفته است.

بیشتر این آقایان آهنگساز، مطالعاتی در خارج کرده اند و از “موسیقی علمی” چیزهایی آموخته اند و بعد این گروه با آن پیش داوری درباره موسیقی ایران، آمده اند و همان اصول و ضوابط موسیقی غرب را روی موسیقی ایران سوار کرده اند.

به این معنی که تم ایرانی را گرفته و با هارمونی علمی و موسیقی غرب درآمیخته اند؛ نتیجه موسیقی دورگه ایست که هیچ مشخصه فردی و محلی در آن وجود ندارد. گروه دیگری اصلا مطالعه ای در موسیقی نداشتند و به آهنگ سازی پرداختند که کارهای خوبی ارائه ندادند. ولی دسته سوم با آنکه در موسیقی علمی غرب مطالعاتی داشتند پس از دریافتی صحیح از قضیه آن را به کناری نهاده و آثاری به وجود آوردند که ربطی به موسیقی غرب ندارد، آن موسیقی اپرا نیست که بر اساس قواعد صحیح علمی تدوین شده باشد.

به هر حال نتیجه کار سه گروه از آهنگسازان چندان رضایت بخش نبوده است. در حال حاضر {حدود سال ۱۳۵۰} ما دچار کمبود موسیقیدان هستیم و سبک مشخص و راهی که در آن موسیقی ما بتواند پیش برود در کار نیست. هنرستانهایی داریم که نوازنده هایی متوسط الحال بیرون می دهند. از نظر ارکستر هم که بهتر است حرفش را نزنیم و این ترکیب ناهمگون موسیقی مارا تهدید می کند و جدایی اتفاق خواهد افتاد.

هوشنگ استوار: من بر خلاف آقای حنانه خوش بین هستم. هنرستانهایی داریم که کوشش می کنند نوازنده های خوبی تربیت کنند و تاحدی هم موفقند و اگر نواقصی هم هست باید بر طرف شود حتی اگر معلمینی از خارج بیایند باید این کار صورت بگیرد. در مورد کارهای خودم می گویم من تحصیلات در موسیقی غرب داشتم و اکنون از آن پشیمان نیستم.

بین موسیقی غرب و موسیقی ایران “جدایی نمیبینم”. به فکر اصلاح موسیقی ایرانی یا پولیفونی کردن آن هم نیستم. من در کارم از کنترپوان هم استفاده کردم بی آنکه فکر کنم خیانتی به موسیقی ایران شده باشد و سعی می کنم کارم قابل قبول و درست باشد.

یک دیدگاه

  • علي
    ارسال شده در مهر ۲۰, ۱۳۸۹ در ۲:۲۵ ق.ظ

    بله این درست می باشد ما در حال حاضر نیز در همین وضه ۴۰سال پیش می باشیم و اصلا ارکستر آنقدر پیشرفتی نکرده است ودر واقع این یک ضعف می باشد که باید فکری به حال آن کرد زیرا بدتر هم شده است در قدیم کارهای سفارشی از لحاظ آهنگسازی قوی بودند ولی حالا اصلا کیفیت مطلوب را ندارند نظر آقای هوشنگ استوار به نظر من غلط می باشد چون ایشان اصلا به فکر پیشرفت نمی باشند به فکر این می باشد که اثری بنویسد که بر حسب تفکرات خود باشد به فکر پیشرفت هنر موسیقی پو لیفونی ایران نمی باشد و به نظر من آقای هوشنگ استوار همین ساختمان یعنی فقط ایران را می بیند جهان را نمی بسند که ما نوازنده ای جهانی تربیت می کنیم یا نه که می گوید هنرستانی ها خوبند در خاتمه موسیقی علمی در ایران رو به زوال می باشد و باید فکری به حال آن کرد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پیرگلو: نسبت به گذشته افت داشتیم

در آن زمان من هم ماندم و به هر حال یک سری مسائل خانوادگی هم بود، برادرم فوت شده بود و دختراشان را باید نگه می داشتم، مادرم هم که سرطان گرفته بودند و فوت کردند، این شد که فعلا دیگر ماندگار شدم.

ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (VI)

این گواه کوتاه نشان می‌دهد پیش از تولد دولت-ملت مدرن هم تصوری از یک فرهنگ موسیقایی که بتوان آن را «موسیقی ایرانی» خواند در مراکز اصلی شهری، یعنی تجمع‌گاه‌های قدرت و ثروت، وجود داشت. با یک جستجوی سردستی نیز دست‌کم تا میانه‌ی دوره‌ی قاجار می‌توان پیشینه‌ی چنین مفهومی را عقب برد. برخلاف نمونه‌های اروپایی در ایران این زبان موسیقایی نه تنها ممنوع (۲۵) یا گمشده نبود بلکه حمایت‌شده و رسمی هم بود. موسیقی دستگاهی افزون بر تمایز بسیار روشن از موسیقی اروپایی، به قدر کافی از همتایانش، یعنی حوزه‌های موسیقایی عربی و ترکی نیز فاصله گرفته بود.

از روزهای گذشته…

مرور کتاب «موتسارت؛ تصویر یک نابغه»

مرور کتاب «موتسارت؛ تصویر یک نابغه»

موتسارت افسانه‌ای، دردانه‌ی دنیای موسیقی را با نبوغ خارق‌العاده‌اش می‌شناسیم. حتا آنها که موسیقی‌اش را هم نشنیده‌اند احتمالا چیزکی از استعداد شگرف او به گوششان خورده. تصور ما را از این استعداد شگرف (و نیز خودِ مفهومِ نابغه‌ی درک نشده توسط مردم هم‌عصرش) زندگی‌نامه‌های رومانتیک قرن نوزدهمی و دنباله‌های قرن بیستمی‌شان به وجود آوردند و شاخ و برگ دادند. کتاب «موتسارت؛ تصویر یک نابغه» نوشته‌ی «نوربرت الیاس»، جامعه‌شناس برجسته اما راهی دیگر در واکاوی زندگی موتسارت در پیش می‌گیرد؛ پرسش جامعه‌شناسانه از نبوغ.
سان را و فلسفه کیهانی (IV)

سان را و فلسفه کیهانی (IV)

حتی اگر از تجربه عجیب سان نیز صرف نظر کنیم، او پس از ترک کالج به عنوان پر شورترین موزیسین در بیرمنگام شناخته شده بود. موزیسینی که همه چیزش را به موسیقی اختصاص داده بود. او به ندرت می خوابید و می گفت که توماس ادیسون، لئوناردو داوینچی و ناپلئون هم پرکار و کم خواب بودند.
نگاهی به زندگی جادوگر Hammond  B3

نگاهی به زندگی جادوگر Hammond B3

جیمی اسمیت (Jimmy Smith) در ۱۹۲۵ در Norris Town ایالت پنسیلوانیا از پدر و مادری هنرمند متولد شد. پدر او که خود نوازنده پیانوی جاز بود، اولین معلم موسیقی جیمی بود. او از پدرش پیانو را آموخت و رفته رفته استعداد خود در موسیقی جاز را نشان داد و در رادیوی ایالتی به نوازندگی مشغول شد و شبها در کنار پدرش در کلوبهای شبانه می نواخت.
امینی: باید مانند سینما در موسیقی هم شورای تهیه کنندگان داشته باشیم

امینی: باید مانند سینما در موسیقی هم شورای تهیه کنندگان داشته باشیم

در این گنجینه، وقتی ما وارد شدیم دیدیم که حجم انبوهی از کار است، به خاطر همین ما آمدیم یک پروسه چند منظوره طراحی کردیم و گفتیم یک کتاب از زندگینامه مجید وفادار باید انتشار پیدا کند که پوراندخت وفادار برادرزاده مجید وفادار که در دفتر حمید وفادار بوده به ما کمک‌های خیلی زیادی که کرد، از او تشکر می‌کنم. از شهرزاد وفادار دختر خود مجید وفادار که در این پروسه واقعا به ما کمک کردند و آثار را در اختیار ما گذاشتند و یک حرکت فرهنگی بزرگ شکل گرفت؛ کتابی تحت عنوان «خنیاگر آسمانی» که مراحل مجوزهاش دارد تمام می‌شود و برای نشر آماده می‌شود که متعاقبا رونمایی می‌شود.
نگاهى به زندگى و آثار یوهان سباستین باخ

نگاهى به زندگى و آثار یوهان سباستین باخ

جان بوت با بررسى زندگى باخ و ارائه دلایل متعدد، معتقد است باخ نه صرفاً آهنگسازى مذهبى بلکه بیشتر یک «مدرنیست» است. عکس روى جلد CDهاى جدید آثار باخ از همان نگاه اول، بسیار تعجب برانگیزند؛ به جاى طرح هاى همیشگى که معمولاً پیکره اى از آهنگساز باکلاه گیس را نشان مى داد و دست نوشته هایش و ارگ کلیسا و صلیب، به تازگى دوکانتات (فرم مرکب آوازى متعلق به دوره باروک) از باخ منتشر شد که طرح جلد یکى از آنها کودکانى با نگاهى پرشور و ظاهرى غیرغربى بود و دیگرى تصویرى از آبشارى با عظمت؛ اما در این میان از همه عجیب تر، عکس آهویى است که روى جلد کنسرتو براندنبورگ کار شده است.
درباره “پرنده های شهر من” (I)

درباره “پرنده های شهر من” (I)

حمیدرضا* ١٢ سال داشت که به کلاس تئوری من آمد. پسری کم حرف و خجالتی ولی با شوری درونی که هرگاه زبان می گشاد، این شوریدگی بر ملا می شد. در گیر و دار ورود به هنرستان موسیقی بود و ساز ویلن کلاسیک می زد. با ورود به هنرستان موسیقی سوره، کمانچه را انتخاب کرد و گرایشات موسیقی اش به موسیقی ایرانی بیشتر و بیشتر شد.
موسیقی تنهائی (I)

موسیقی تنهائی (I)

در این نوشتار کلمه ی “تنهائی” نه به عنوان صفتی شاعرانه در وصف موسیقی ایرانی، که به مثابه یک ویژگی بنیادی و فنی مورد بررسی قرار گرفته است که اتفاقاُ تاُثیر آن بر فرم و محتوای موسیقی ایران گاه جلوه های شاعرانه هم به خود می گیرد. هرچند تاریخ کم فراز و پر نشیب موسیقی ایرانی قدمتی چند هزار ساله را در صفحات معدود اما گرانبار خود به ثبت رسانیده است، لیکن ویژگی های ذاتی این هنر شریف و صبور ایرانی همواره به گونه ای بوده است که بنا به دلایل فنی و گاه فرهنگی، با تنهائی عجین شده است.
تئوری بنیادین موسیقی (قسمت اول)

تئوری بنیادین موسیقی (قسمت اول)

ما برای انجام بسیاری از کارهایمان، به قوانین و استانداردها رجوع می کنیم، وقتی در موسیقی از چیزی به نام نت یا نگارش موسیقی به میان می آید، بی شک لازم است تا استانداردی وجود داشته باشد تا توانایی خوانش آن برای همه قابل دسترسی باشد. در موسیقی قاعده و قراردادهایی وجود دارد و این قانون و قواعد در تمام دنیا به یک شکل ثابتی قابل دسترسی است. با کمک تئوری موسیقی، هنرمندان موسیقی (و بخصوص اهالی موسیقی کلاسیک)، موسیقی را اجرا و آنالیز میکنند.
گفتگو با آندریاس شیف

گفتگو با آندریاس شیف

آندراس شیف (Andras Schiff) در ۲۵ آوریل ۲۰۰۱ در هامبورگ آلمان یک رسیتال پیانو به اجرا گذاشت. این اجرا چنان طوفان اشتیاق و هواخواهی در حضار برانگیخت که سه بار تقاضای اجرای مجدد این کنسرت سخت و فوق العاده تکنیکی را کردند. شیف تعمداً مستمعین را با برنامه اش برانگیخته بود: هنر آهنگسازی باخ در میان کل کنسرت همانند یک “خط قرمز” جاری شده بود.
مصاحبه با کیت جرت (I)

مصاحبه با کیت جرت (I)

در سال ۱۹۹۹ جف دایر (Geoff Dyer)، نویسنده کتاب تحسین شده و ژانر گریزِ «اما زیبا» (But Beautiful) درباره جز، در مقاله ای در یکی از روزنامه های مهم درباره کیت جرت (Keith Jarrett) نوشته بود که «او بزرگترین موزیسین زنده موسیقی جز است». البته این اولین بار نبود که درباره جرت چنین چیزی گفته می شد و قطعا آخرین بار نیز نخواهد بود. بالاخره، جرت یکی از معدود موزیسین های جز است که در دوره زندگی خود به یک افسانه تبدیل شده است.