“ماندگاری کر، ارزش زیادی دارد” (I)

مهدی قاسمی
مهدی قاسمی
مهدی قاسمی رهبر کر، شاید پیگیرترین و فعالترین هنرمند در زمینه موسیقی کرال ایران پس از انقلاب بوده است. قاسمی سالهاست به تعلیم موسیقی کرال میپردازد و سعی داشته از انواع سبکهای موسیقی کرال در کنسرتهایش استفاده کند. یکی از مهمترین اتفاقات هنری در زمینه موسیقی کرال، تشکیل یک گروه کر بزرگ با ۲۵۰ خواننده بود که در فرهنگسرای بهمن کنسرتهایی را به اجرا گذاشتند. این گروه به مرور زمان با عدم همکاری مسئولین مربوطه کوچکتر شد و به گروهی ۵۰ نفره رسید که در آموزشگاه موسیقی پارت زیر نظر مهدی قاسمی فعالیت های خود را ادامه داد.

در چهار سال گذشته به دلیل مهاجرت مهدی قاسمی به کانادا، فعالیت گروه دچار وقفه شد و بعضی از اعضای گروه، جذب گروه های دیگری شدند، تا اینکه با بازگشت دوباره مهدی قاسمی به ایران کار این گروه کر، ادامه پیدا کرده است. گروه کر شهر تهران به رهبری مهدی قاسمی، ۱۲ تا ۱۴ آبان امسال در تالار رودکی به روی صحنه رفت که با توجه به تغییر بیشتر اعضای کر، برنامه قابل تحسینی را به نمایش گذاشت. در ادامه گفتگو با این رهبر جوان را میخوانیم:
در مدتی که در کانادا بودید به چه فعالیتی مشغول بودید؟
من برای زندگی و همینطور تحصیل رهبری برای مدتی به کانادا رفتم. در کلاس خصوصی رهبری نورهان آرمان رهبر تورنتو سیمفونیتا که ارکستر مجلسی مهمی در کانادا است شرکت کردم و در آنجا هم کلاسهای تئوری موسیقی داشتم که درس میدادم.

با توجه به اینکه در زمانی که در کانادا بودید، آموزشگاه شما فعال بود، نمیشد کار گروه کر را به رهبر دیگری بسپارید که گروه تعطیل نشود؟
ما این کار را کردیم و حتی یک کنسرت هم گروه با رهبر جدید به روی صحنه برد ولی اعضای گروه، با رهبرهای جدید توافق لازم را نتوانستند داشته باشند و کار گروه به تعطیلی کشیده شد. من گمان میکردم در این مدت اعضای گروه از نظر اجتماعی به این بلوغ رسیده باشند که وابسته به شخص خاصی نباشند و این گروه را بدون من حفظ کنند ولی متاسفانه با رهبران متعددی که رهبری گروه را در دست گرفتند، نتوانستند همکاری کنند.

با توجه به اینکه بسیاری از کسانی که در ایران با گروه های کر کار میکنند، رهبر کر به معنای بین المللی نیستند آیا درست است که رهبری کر را به دست آنها بسپارید؟
درست است که رهبر کر به معنای واقعی در ایران مثل آقای موسسیان انگشت شمارند ولی خیلی از افرادی که با کرها و مخصوصا گروه کر ما کار کردند، موسیقیدانهای خوبی بودند و ایده های موسیقایی و تجربیات خوبی داشتند.

آیا فکر نمیکنید دلیل عدم همکاری اعضای کر شهر تهران با رهبرهای جدید، نبود چشم انداز خاص برای رشد گروه و ارائه رپرتوار متنوع، از طرف آن رهبرها بود و اعضاء با توجه به برنامه ریزی خاص شما، حاضر به فعالیت در گروه بودند؟
بله، این مسئله را قبول دارم، میتواند دلیلش لطف زیاد اعضای گروه به من باشد یا نزدیک بودن سلیقه هایمان به هم ولی اساسنامه گروه کر ما به شکلی نوشته شده که اعضای گروه، شاید حق بیشتری دارند حتی از رهبر گروه و اعضای گروه میتوانستند جمع شوند و با تماس با من، برنامه ریزی خاصی بکنند برای ادامه فعالیت کر. به هر حال این اتفاق نیافتاد و گروه در ظرف سه ماه از هم پاشید و وقتی من به ایران برگشته بودم تا ۸ ماه به قدری دلگیر بودم از پاشیده شدن گروهی که هفت سال برایش زحمت کشیده بودیم که دیگر انگیزه تشکیل دوباره گروه را در خودم نمیدیدم.

مدتی مشغول به فعالیت های شخصی ام شدم در زمینه آهنگسازی برای گروه کر ولی نهایتا به این نتیجه رسیدم که جای این گروه خالی است و باید دوباره فعالیت را آغاز کنیم، البته امروز گروه های خوبی در زمینه کر فعال هستند ولی باز جای این گروه خالی بود.

از آبان سال گذشته، من به همراه آقای محمد واحد به عنوان معلم سلفژ، خانم آزاده رضایی و مهرناز شاه محمدی به عنوان معلم آواز، دو کلاس برگزار کردیم به همان روش قبلی ولی خیلی سیستماتیک تر، شرح درسها کاملا مشخص شده و یکسان بودند و فکر میکنم موفقترین دوره آموزشی بود که تا آن زمان داشتیم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «بازشنودی از نی دوره قاجار؛ صفدرخان و نائب اسدالله»

غیر از موسیقی کلاسیک غربی که تنوع در عینِ تناسب را درآن به غایت رسانده‌اند در دیگر موسیقی‌های کلاسیک، سازهای بادی در اقلیت‌اند. در موسیقی ایران این قلت به نهایت رسیده و امروز تنها ساز بادیِ حاضر، نیِ موسوم به هفت‌بند است. نه تنها دیگر سازهای بادیِ ممکن و آزموده مانند کلارینت بلکه سازهایی را که برای خود جایگاهی یافته بودند نیز انگ‌های توتالیتری دهه‌های گذشته از میدان راندند.

جنبه‌هایی از فرم مقدمه‌ بیداد پرویز مشکاتیان (IX)

گردش الگوی مضرابی در این بخش نیز مانند بخش قبل عمل می‌کند و تا لا بمل اوج گرفته و به شاهد بیداد باز می‌گردد. در این بین اما، ظاهر شدن نقش‌مایه‌هایی مشابه با آنچه در بخش اول نقش اصلی را برعهده داشت خبر از آمادگی سیر موسیقی برای بازگشت می‌دهد. درست از همین بخش است (شاید با کمی چشم‌پوشی از مشابهت‌های کم‌رنگ‌تری که در قسمت اول بخش دوم دیدیم) که یادآوری از طریق اشاره‌ی ضمنی (برپایه‌ی مشابهت) یا تکرار عینی، نقش خود را علاوه بر افزایش طول قطعه، به مثابه حافظه‌ در ساختار بزرگ مقیاس هم به نمایش می‌گذارند.

از روزهای گذشته…

مروری بر کتابِ «رساله‌ هفت دستگاه موسیقی ایرانی؛ میرزا شفیع»

مروری بر کتابِ «رساله‌ هفت دستگاه موسیقی ایرانی؛ میرزا شفیع»

اهمیت انتشار رسالات قدیمی بر کسی پوشیده نیست. لازمه‌ی شتاب­‌گرفتن انتشار صدها رساله­‌ی در محاق‌ مانده، همسو کردن/شدنِ همت و دانش و بودجه است. نه بر یک مسیرِ حمایت‌شده، بلکه بر شانه­‌های یک پژوهشگر، بار دیگر باری به مقصد رسیده‌­است: رساله­‌ای در ۹۱برگ؛ نوشته­‌ی میرزا شفیع نامی که جز این اطلاع دیگری از او در دست نیست.
تنها میزگرد تخصصی موسیقی ایران (IV)

تنها میزگرد تخصصی موسیقی ایران (IV)

در اینجا عده ای آهنگ می سازند هر یک به سلیقه خود؛ بدون اینکه با دیگری مشورتی و یا صحبتی بکنند {همفکری} و یا با موسیقی ایران کاری داشته باشند. اگر ملودی ایرانی را بگیریم و هارمونی بتهوون را بر آن سوار کنیم این کار مسخره نیست؟! موسیقی ایرانی با موسیقی غربی بسیار متفاوت است. تاریخ موسیقی آنان و ادامه آن تا کنون مسائلی را برایشان مطرح کرده که برای ما نه مطرح است و نه ضروری. چرا ما باید جمله هایمان را به سبک غربی بسازیم؟
آیین نکوداشت هنر رزم و بزم ایران برگزار می شود

آیین نکوداشت هنر رزم و بزم ایران برگزار می شود

آیین نکوداشت هنر رزم و بزم ایران و دومین گردهمآیی هنرجویان آکادمی تخصصی آواز به مناسبت تولد شاعر گرانمایه استاد امیر هوشنگ ابتهاج (ه. الف. سایه) در ششم اسفند ماه در منطقه ی زیبا و کوهستانی برغان کرج بر گزار می گردد. این مراسم ویژه هر سال با مدیریت علی خدایی پایه گذار آکادمی آواز در همین روز برگزار می شود.
طراحی سازها (II)

طراحی سازها (II)

در زمینه سازهای موسیقایی، از زمان عود و چنگ موسیقی دان معروف Orpheus که اغلب تصور می شد دارای یک نیروی رقیق سحرآمیز ویژه می باشند، نوعی مقاومت یا مخالفت فعال والبته نه تنها ذهنی، به ویژه در ماهیت محافظه‌کار نوازنده، با پذیرش این واقعیت وجود دارد که یک شیء یا موضوع حساسی وابسته به عواطف و احساسات، از قبیل یک ساز می‌تواند دست‌کم وتا حدودی نتیجه یک واسطه غیرحسی و مکانیکی و قطعاً فرا انسانی، نظیر محاسبات ریاضی باشد. نکته جالب آن‌که از منظر حامیان این عقیده، مسائل جدای از این عامل ذهنی، روندی است توام با قیاس از میزان موفقیت سازنده این سازها در تطبیق دو جریان متضاد که عموماً در جهت عکس یکدیگر واقع‌اند.
بی احترامی به موسیقی (II)

بی احترامی به موسیقی (II)

تنها به آنهایی اهمیت می دادم که به خاطر کارم باید چندین بار گوش می کردم. حتی با گستاخی تمام از آلبوم هایی که فکر می کردم دشوارترند روی بر می گرداندم. تعداد آهنگ های پیشنهادی هم که سر به فلک کشیده بود و نهایتا به گوش دادن به ریدیوهد (Radiohead) ختم می شد. وقتی که از جشنواره موسیقی SXSW که در تگزاس برگزار شد بازگشتم احساس می کردم که دچار اُوردوزِ موسیقی پاپ شده ام.
در اندازه های استراوینسکی

در اندازه های استراوینسکی

جرت که با موسیقی کلاسیک ارضا نشده بود لذا مجددا نیروی خود را بر جاز متمرکز کرد. او از گری پیکاک (Gary Peacock) نوازنده بیس و جک دوجانت (Jack DeJohnfette) نوازنده درام ، خواست که آلبومی را با معیارهای استانداردها – منظور ملودی های استاندارد در Jazz – تعریف شده آماده کنند و به این آلبوم هم نام Standards – Volume1 دادند.
تفاوتهای صوتی استردیواری و گوارنری (IV)

تفاوتهای صوتی استردیواری و گوارنری (IV)

نمودار ۵ تفاوت بین منحنی های میانگین نشان داده شده در نمودار ۴ را به تصویر می کشد. منحنی ها شباهت هایی را نشان می دهند که بر اساس آنها علیرغم تنوع سازهای نواخته شده، فرکانس صدای هر ساز نیز تاثیرگذار بوده است. احتمالا یک ویولون استرادیواری متوسط در باندهای ۲۰۰ هرتز، ۲۵۰ هرتز و ۶/۱ کیلو هرتز، سطوح صوتی بالاتری دارد.
خروسِ بی محل

خروسِ بی محل

این روزها اغلب اعمال ما از سازوکار هایی ناشی می شوند که رفته رفته در درون ما نهادینه شده اند و گه گداری هم به گونه های مختلف خود را نشان می دهند و ما در این تصور واهی که بانی و صادر کننده ی این افعال بوده ایم. در این میان آنان که آسیب کمتری دیده اند، بی گمان اعمالشان اصیل تر و بی شائبه تر خواهد بود، و آنان که به موانع تکیه می دهند، یا آن را دور می زنند، راه طّراری را در پیش می گیرند و آنان که در رفع شبهات می کوشند، از مظان اتهام و معرض قضاوت به دور خواهند بود.
ساز دهنی (I)

ساز دهنی (I)

سازدهنی‌ها، همه جا هستـنـد؛ در فیلم‌هایی از جنــگ جهانـی دوم ۱ در فیلم‌هایی از جنگ‌های داخلی آمریکا ۲ در فیلم‌هایی راجع به افسردگی و ماتم ۳ و به همین ترتیـب شمـا می ‌توانیـد سازدهنی‌ هـا را درکـارخانـه ‌هـای ماشین ‌سازی، در دسته گانگسترها و در جیب گاوچران‌ های آوازخوان، پیدا کنید.
سر کالین دیویس (I)

سر کالین دیویس (I)

دیویس در سال ۱۹۲۷ در ویبریج در سِری به دنیا آمد. او در سال ۱۹۸۰ نشان شوالیه و در سال ۲۰۰۹ نشان موسیقی ملکه را دریافت نمود. او موفق به دریافت جایزه های بین المللی زیادی شد و برای تفسیرهایش از موتسارت، سیبلیوس و برلیوز مشهور بود. در مصاحبه ای با روزنامه گاردین در سال ۲۰۰۲، دیویس می گوید که وقتی که رهبری نمی کند به یک بافنده حریص تبدیل می شود و ژاکت های گلدار و ظریفی که همسر و دخترهایش در روز مصاحبه به تن داشتند نیز دست بافت او بودند. دیویس با خنده می گوید که «فکر می کنم که بین بافتنی کردن و رهبری کردن شباهتی وجود دارد. برای ایجاد طرحی مانند این باید آهسته رو و زحمتکش باشید، همچنین برای کار موسیقی نیز باید همینگونه بود.»