گفتگو با فیلیپ میرس (II)

فیلیپ میرس
فیلیپ میرس
آیا هورن فرانسوی نیز در ارکستر مورد استفاده قرار می گیرد؟ آیا تکنوازی نیز برای آن در نظر گرفته می شود؟
بله، این اتفاق در قطعه های کوتاه زیاد رخ می دهد، بیشتر از ویولون و ویلنسل. اما به ازای هر بار تکنوازی هر ساز بادی، ویولون نواز ها ۱۰ بار، ویلنسل نوازها ۵ بار و پیانو نوازها ۵۵ بار تکنوازی داشته اند.

از نواختن ساخته های کدام آهنگ سازان با هورن فرانسوی لذت می برید؟ آهنگی که فکر می کنید بهترین استفاده را از این ساز می کند؟
این مسئله برای من اهمیتی ندارد. من احساساتم را درباره موسیقی با نسبت آهنگ ها به هورن فرانسوی مدیریت نمی کنم. یکی از قطعه های مورد علاقه ام «دیورتیمنتو برای سازهای زهی» (Divertimento for Strings) ساخته بارتوک (Bartok) است. این قطعه، ساز هورن را شامل نمی شود! فکر می کنم که این یک قطعه عالیست. باور کنید که در نظر گرفتن موسیقی با توجه به سازی که می نوازید فقط آن را محدود می کند. اما درباره آهنگ سازانی که از نظر من حرفی برای گفتن دارند باید بگویم که من با موزار و برامس احساس هم سلیقگی می کنم.

صادقانه بگویم که لذت واقعی را با نگاه کردن به موسیقی تجربه می کنم نه نواختن آن. روزانه ۴ یا ۵ ساعت را به نگاه و تحلیل کردن موسیقی اختصاص می دهم. از نظر من لذت در این کار است. هفته قبل داشتم به قطعه ای از بنجامین بریتن نگاه می کردم و همانطور که به این فکر می کردم که می خواهد چه پیامی را منتقل کند و چگونه این کار را انجام داده است، احترامی که برایش قائل بودم بسیار افزایش یافت.

آیا هیچ گاه از نواختن معروف ترین سمفونی هایی که مرتباً اجرا می شوند خسته شده اید؟
اگر از من بپرسید که «چه قطعه ای را آنقدر نواخته ای که از آن خسته شده ای؟» جواب من سمفونی هفتم بتهوون است. آنقدر این سمفونی را نواخته ام که دیگر حتی نمی توانم تصور کنم که باز هم برای اجرای آن برنامه ریزی کنند.

اما اگر از من بپرسید که «تا کنون سمفونی هفتم بتهوون را آنگونه که می خواستی بنوازی نواخته ای؟» پاسخ من منفی است. هیچ گاه این کار را انجام نداده ام. بنابراین باز هم می خواهم آن را بنوازم. می خواهم برای نواختن آن به نحوه ای که تصورش را می کنم تلاش کنم!

چند هورن فرانسوی دارید؟
قبلا ۱۷ هورن فرانسوی داشتم، هرگاه سازی می دیدم که از آن خوشم می آمد آن را می خریدم. ما به دنبال نوعی ساز برنجی هستیم که زمانی که آرام نواخته می شود طنین انداز باشد و زمانی که با قدرت نواخته می شود صدای آن خشن نباشد. یافتن این دو ویژگی در یک ساز بسیار دشوار است. هیچ کدام از این ۱۷ ساز این دو ویژگی را با هم ندارند. بالاخره یک روز که وارد این اتاق شدم متوجه شدم که آنقدر هورن اینجاست که نمی توان در این اتاق راه رفت! در نتیجه دوازده تایشان را فروختم. در حال حاضر فقط ۵ هورن دارم.

کدامیک از هورن هایتان اولویت اول را دارد؟
از ۶ سال پیش یک هورن آلمانی به نام اشمید (Schmid) را می نوازم که از برنج زرد ساخته شده است. قبل از آن به مدت ۲۵ سال یک ترومپت نقرهای از جنس نیکل، Conn 8D، را می نواختم. زمانی که به این ارکستر پیوستم اوضاع از این قرار بود که یا باید همان هورن را می نواختی یا از همکاری با ارکستر صرف نظر می کردی!

هر سازی محدودیت های خاص خودش را دارد، بعضی کارها را می توان با آن انجام داد و بعضی کارها را نمی توان و من از اینکه نمی توانستم بعضی از کارها را با هورن انجام دهم خسته شده بودم. در واقع من ۲۵ سال جنگیده بودم تا بتوانم کارهای دشوار را با آن انجام دهم و به سازی که چنین قابلیت هایی را داشته باشد نیاز داشتم. چون می دانستم از عهده اش بر می آیم و توانستم.

برای نگهداری از هورن چه اقداماتی لازم است؟
تقریبا هیچ. آن را تمیز و روغن کاری کنید. اگر بخواهم هورنم را در کمدی (در جای سرد) برای مدتی طولانی بگذارم، هیچ مشکلی وجود ندارد، این ساز اصلا به دما حساس نیست.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

احمد نونهال: گروه های کر با چالش روبرو هستند

گروه کُر «شانته» به‌ رهبری احمد نونهال با همکاری جشنواره موسیقی صبا در دومین رویداد تابستانه پنج قطعه موسیقی کرال را در موزه نگارخانه کاخ گلستان اجرا کرد. احمد نونهال رهبری جوان و پر انگیزه است و توانسته با وجود مشکلات مختلف این گروه جوان را به روی صحنه ببرد. امروز گفتگوی محمدهادی مجیدی را با او می خوانید:

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (VIII)

در پایان این مراسم که معمولا تا پاسی از شب به طول می‌کشد، افراد گروه نذورات جمع آوری شده را بین خود و یا مستمندان تقسیم می‌کنند. همچنانکه در بالا ذکر شد، شکل اجرا در بین تمامی مناطق ترکمن نشین یکسان است. مفهوم ابیاتی که از سوی سرخوان قرائت می شود نیز یکسان است اما آن ابیات در هر منطقه با هم متفاوت است. به طور مثال، در ترکمنستان ابیاتی که سرخوان دسته می خواند، چنین است (با این توضیح که بعد از هر بند از ترانه ـ که از سوی سرخوان گفته می‌شود ـ تمام اعضای گروه، همصدا «یارمضان» می‌گویند.):

از روزهای گذشته…

دیوید اویستراخ (I)

دیوید اویستراخ (I)

سال ۱۹۰۸ اکراین شاهد تولد نابغه ای بود که زیباترین ستایش ها از بتهوون را درطول زندگی خود به انجام رساند. دیوید اویستراخ (David Oistrakh) شناختی بسیار عمیق از آثار بتهوون داشت و در نهایت استادی آثار او را اجرا می کرد. چه آنگاه که در سال ۱۹۶۲ به همراهی اوبورین مجموعه سوناتهای ویولن و پیانو او را بطور کامل اجرا و ضبط نمود و چه آنگاه که از سال ۱۹۵۰ و به مدت پانزده سال یعنی تا سال ۱۹۶۵ میلادی با ارکسترهای مختلف کنسرتو ویولن او را در نهایت ظرافت نواخت.
وان موریسون، نوری در تاریکی (II)

وان موریسون، نوری در تاریکی (II)

وان موریسون، حرفه خود را به طور مستقل با کمپانی ضبط “بنگ” و کمپانی ضبط “دختر چشم قهوه ای” (Brown Eyed Girl) در سال ۱۹۶۷ آغاز کرد، وارنر بروز (Warner Bros) از کمپانی بنگ او را متقاعد کرد که به نیویورک برود و با برچسب آنان اثر خود را ضبط کند. موریسون پیشنهاد آنان را پذیرفت و قراردادی را امضا نمود که به درستی آن را مطالعه نکرده بود، در این قرارداد درج شده بود که وارنر حق هرگونه انتخاب و تغییر را در آهنگها دارد. در ۲۸ مارچ ۱۹۶۷ در طی دو روز ضبط در استودیوی A & R هشت آهنگ او ضبط شد!
به قلم یک بانوی رهبر (VII)

به قلم یک بانوی رهبر (VII)

پژوهش ها نشان داده اند که موزیسین های ارکستر کمترین میزان رضایت شغلی را نسبت به دیگر کارمندان تجربه می کنند: آن ها ورودی و کنترل کمی دارند. بنابراین، موزیسن ها از فرصت هایی برای شنیده شدن کارشان استقبال می کنند. در این مورد هم من در انتخاب هنرمند میهمان و برنامه ریزی موزیسین ها را درگیر می کنم هرچند تصمیم نهایی به عهده خودم است اما شدیدا معتقدم که ایده های خلاق به نفع همگی از جمله سازمان، موزیسین ها، مخاطب و خود من است.
نگاهی به اپرای مولوی (XX)

نگاهی به اپرای مولوی (XX)

«خون شده ست اندر بر آن خوش درخت شمس را کشته ست آن منحوس بخت» همسر مولوی در گوشه بختیاری می خواند؛ همان گوشه ای که بارها لالایی های مادرانه را در آن شنیده ایم، شاید این گوشه زنانه ترین گوشه در ردیف باشد که به عنوان زمزمه همسر مولوی در سوگ شمس خوانده می شود. البته نباید از نظر دور داشت که آنچنان که تاریخ روایت می کند، سرنوشت شمس تبریزی هیچگاه به طور دقیق مشخص نشده است و کشته شدن شمس به دست متعصبین مذهبی، تنها یک نظریه است و به همین دلیل است که غریب پور در لیبرتو مرگ شمس را در رویای مولوی به تصویر کشیده است.
موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (V)

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (V)

کودکان دزفولی نیز در این روز به شیوه جشن گرگیعان به درب خانه های همسایه ها برای دریافت شیرینی می رفتند که این رسم در میان مردم دزفول به «ثوابه یا جوابه؟» معروف است و در این مراسم دختران که سعی می کنند چهره خود را با چادر بپوشانند درب خانه همسایه ها را می کوبند و می گویند «خاله مرادبندی، ثوابه یا جوابه؟»
تصویر تنال (I)

تصویر تنال (I)

حتما” قطعات سرگئی راخمانینف آهنگساز دوره مدرن را شنیدیده اید. او تمایل زیادی به آهنگسازی به سبک هم نسلانش نداشت و با رنگ و بویی رمانتیک به تصنیف موسیقی می پرداخت. راخمانینف هنوز شیفته موسیقی تنال و پلی تنال بود و با این موسیقی به زیبایی داستان سرایی می کرد.
یک پیانیست چه نوع تمریناتی و به چه مقدار اجرا مینماید؟ (I)

یک پیانیست چه نوع تمریناتی و به چه مقدار اجرا مینماید؟ (I)

بسیاری از پیانیست ها یک ساعت و یا بیشتر بر روی تمرینات تکنیکی وقت صرف مینمایند برخی از این تمرینات میتواند مانند تمرینات Hanon (تمرین برای ۵ انگشت که الگوهای متفاوتی را اجرا مینماید) یا Dohnanji و Cortot که برای تفکیک انگشتان بکار میرود (من فکر میکنم این دو تمرین آخری واقا خظرناک میباشند و ممکن است موجبات صدمات جدی بر انگشتان و عضلات وارد نماید وباید وقتی تمرین شود که شخص واقعا تجربه و دقت کافی را داشته باشد (همچنین گامها) فرمهای بسیاری برای گام نوازی وجود دارد.
عمر فاروق، موسیقیدان ترک (I)

عمر فاروق، موسیقیدان ترک (I)

نامش عمر فاروق است اما می توانید فاروق صدایش کنید؛ «همه او را فاروق صدا می کنند»، این حرف را برایان کین (Brian Keane) تهیه کننده و همکار عمر فاروق به زبان می آورد. داستان فاروق داستانی غیر عادی است؛ داستانی که در آن استودیوی کین در کانکتیکات نقش مهمی را بر عهده داشته است. اولین حضور فاروق در عرصه بین المللی به آلبوم سال ۱۹۸۸ کین یعنی Suleyman the Magnificent بر می گردد.
ایزایی و مکتب ویولون بلژیک (I)

ایزایی و مکتب ویولون بلژیک (I)

اوژن ایزایی، ویولنیست بلژیکی، از مشهورترین مستر ویولنیست های زمان خود به شمار می رود؛ «نیروی خارق العاده طبیعی ایزایی به عنوان یک مفسر» تحت تأثیر استعداد سرشار او در تُن و تکنیک نوازندگی نمود بیشتری می یابد. استعدادی که هم عصران او نیز به آن اشاره کرده اند. در واقع، ایزایی بزرگ ترین نماینده مکتب شگفت انگیز ویولن نوازی بلژیکی است که در هنر استادان او مانند ویوتام و وینیافسکی ریشه دارد. همانطور که خود ایزایی می گوید «در یک دوره هفتاد ساله برترین مکتبی بوده است که در کنسرواتوار پاریس و در آثار نوازندگانی مانند: ماسارت (Massart)، رمی (Remi)، مارسیک (Marsick) و دیگر مفسران حرف اول را می زده است».
روش سوزوکی (قسمت سی پنجم)

روش سوزوکی (قسمت سی پنجم)

شبی از آن شب هایی که این پیشامد رخ داده بود، تمام حوادث را برای پدرم شرح دادم و مأیوس و سرخورده از او تقاضا کردم که بگذارد که من یکسال دیگر به مدرسه بروم. در حالی که بطور قطع من رد خواهم شد، او لبخند زد و گفت: “اوه خوب وضعیت به این گونه است دیگر!” چه لبخند باشکوهی! به نظرم می‌آید که با این حرکت تمام مشکل مرا حل کرده بود.