وقتی همه خوابیم (II)

نحوه دعوت از رهبرای میهمان در سالهای گذشته
رهبرانی که بصورت رهبر میهمان در سالهای اخیر سکان ارکستر را به دست گرفتند، نیمی بصورت تجربی رهبری ارکستر را فراگفته بودند (اگر قبول کنیم اصلا فراگیری ای در کار بوده!) این رهبران که حتی نمیتوان عنوان رهبر آماتور را هم برای آنها جایز دانست با اجرایی از آثار خود (که متاسفانه آثارشان هم از کیفیت مطلوبی بهرمند نبود) به هیچ وجه نمیتوانستند حتی برای ارتقا شناخت سبکهای موسیقی هم برای ارکستر مفید باشند. در این میان چند رهبر هم به ارکستر دعوت شدند که دارای توانایی رهبری ارکستر بودند ولی کمبود وقت فقط میتوانستند برای همان کنسرت مفید باشند.

دعوت از رهبران غیر ایرانی
در آخرین کنسرت ارکستر سمفونیک تهران، رهبری ارکستر را جوانی سی ساله و آلمانی به دست داشت که با قراردادی ارزان قیمت به ایران دعوت شده بود که البته بر خلاف بسیاری از رهبران اروپایی رهبری ارکستر سمفونیک تهران برای او شانس گرانبهایی محسوب میشد، به این دلیل که او رهبری ارکستر را به صورت آکادمیک از پنج سال پیش آغاز کرده بود و میتوانست رهبری یک ارکستر سمفونیک پایتخت را در رزومه هنری خود جای دهد و نیز، تجربه ای بیاموزد از ارکستری که جدا از فرهنگ غربی، موسیقی کلاسیک را آموخته است.

جلسه مطبوعاتی ارکستر و حواشی آن
در جلسه ای که چند روز پیش از کنسرت ارکستر سمفونیک تهران برگزار شد، در اقدامی بی سابقه چندین عضو ارکستر سمفونیک به همراه مدیر مرکز موسیقی و رهبر جوان آلمانی در تالار رودکی با خبرنگاران موسیقی سخن گفتند که لازم است گفته های مسئولان و اعضای ارکستر در این جلسه بیشتر مورد موشکافی قرار گیرد.

گفته های شرکت کنندگان این نشست بر چند محور استوار بود مانند دعوت از رهبر آلمانی با دستمزد پایین، گلایه های اعضای ارکستر از رهبر دائم قبلی، منوچهر صهبایی و همینطور قرار دادی شدن بعضی از اعضای ارکستر.

گفته های مایستر با سابقه و با اخلاق ارکستر سمفونیک در این جلسه در مورد منوچهر صهبایی بدون شک عجولانه و از روی عصبانیت بود ولی لازم است به دلیل منتشر شدن آن در بسیاری از رسانه ها کمی به آن بپردازیم. مایستر ارکستر سمفونیک تهران با ارجحیت دادن اخلاق به مسائل فنی در رهبری، دادن سکان ارکستر به دست این رهبر را نادرست دانست، همینطور ادعای این رهبر را در داشتن مدارک تحصیلی اینگونه رد کرد که: “منوچهر صهبایی چیزی که ادعا می کرد نبود که می گفت ۲تا دکترا و یک پروفسورا دارد. ” در مورد بخشی که مربوط به برخورد رهبر با نوازندگان است نمیشود در محیطی غیر از محیط ارکستر بحث استدلالی انجام داد چراکه از کم و کیف ماجرا کسی غیر از اعضای ارکستر و رهبر باخبر نیستند و کشیده شدن این بحث به جلسه مطبوعاتی هم به همین دلیل مناسب نبود ولی مسئله رد مدارک تحصیلی این نوازنده و رهبر ارکستر بدون ارائه سند قابل اتکا اشتباه بزرگتری بود که توسط مقام دوم ارکستر سمفونیک تهران عنوان شد.

اولا پروفسوری یا همان پروفسورا (!) مدرک نیست که مانند دکترا یا فوق دکترا دریافت شود، منوچهر صهبایی به این دلیل پروفسور خوانده میشود که پروفسور یا استاد دانشگاه موسیقی در رشته رهبری و نوازندگی ابوا در اتریش است (با استناد به سایت همان دانشگاه) و بسیاری از استادانی که در این دانشگاه ها با تیتر پروفسوری تدریس میکنند نه تنها دکتری یا فوق دکتری نگذارنده اند، مدرکی معادل فوق لیسانس دارند. (لازم به ذکر است فقط معدود رشته هایی در شاخه موسیقی دارای مقطع دکترا هستند)

همینطور دو مدرک دکترا و مدارک دیگر ایشان قابل پیگیری و اثبات است و در وب سایتهای معتبر غربی هم به ثبت رسیده که انکار آنها میتواند عواقب حقوقی داشته باشد. بدون شک این نوع برخورد احساسی از طرف نوازنده ای با سابقه حسن خلق مثل مایستر ارکستر سمفونیک تهران دور از درایت بود.

دژآهنگ: از تدریس اشمل بسیار بهره بردم

از طرفی سونوریته ای که در صداسازی‌های هارمونیکا انجام می شود به شدت قابلیت شخصی‌سازی دارد. مثلا شما می‌توانید از تغییر پوزیشن فک پائین و زبان، جنس صداهای مختلفی را ایجاد کنید که چنین چیزی با آکاردئون قابل انجام نیست.

مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (IV)

ارتباط ملودیکی بین دو صدا هر چه قدر هم آرام نواخته شود همزمانی با یکدیگر پیدا می کنند و می توانند هارمونی به وجود آورند. هنگامی که سه صدا مانند دو-می-سل به صورت پیوسته و به دنیال هم خوانده شوند تصور یک آکورد را در ذهن به وجود می آورند و تمرین خوبی برای درک آکورد می باشد. فواصل هارمونیک (چهارم و پنجم) نیز در حین خواندن آکورد آن ها، شناسایی و توجه می شود. فواصل سوم و ششم را نیز در خواندن آکوردهایشان می توان درک کرد. فواصل دوم و هفتم دارای ماهیت پیوندی هستند که توسط فواصل هارمونیک قدرت و شدت می گیرند.

از روزهای گذشته…

دیزی گیلیسپی و جز مدرن (I)

دیزی گیلیسپی و جز مدرن (I)

دیزی گیلیسپی (John Birks “Dizzy” Gillespie) نوازنده ترومپت، رهبر گروه، خواننده و آهنگساز آمریکایی جاز. به همراه چارلی پارکر (Charlie Parker) از بنیان گذاران سبک پرشتابی از موسیقی جاز به نام “بی‌باپ” و جاز مدرن بوده است. وی از سیاهپوستان آمریکا بود و با نام جان بیرکس گیلیسپی در شهر چراو ایالت کالیفرنیا به دنیا آمد. گیلیسپی بر روی بسیاری از موسیقیدانان جاز اثر گذاشت، از جمله ترومپت نوازانی چون: مایلز دیویس (Miles Davis)، فتز ناوارو (Fats Navarro)، کلیفورد براون (Clifford Brown)، آرتورو ساندووال (Arturo Sandoval)، لی مورگان (Lee Morgan) و جون فادیز (Jon Faddis). وی در سبک بی باپ لحظه های تاریخی به وجود آورد و در موسیقی مدرن جاز که جلی رول مورتون (Jelly Roll Morton) آغازگر آن بود بسیار اثر گذاشت.
گروه ریمونز (II)

گروه ریمونز (II)

در فوریه ۱۹۷۶ ریمونز اولین آلبوم خود را ضبط کردند که شامل چهارده آهنگ بود که بلندترین آن از دو دقیقه و نیم بیشتر به طول نمی انجامید. در حالی که تمام اعضای گروه در ساختن آهنگ و نوشتن اشعار سهیم بودند، دی دی شاعر اصلی آنان بود. این ضبط با مشارکت تومی و کریگ لئون (Tommy and Craig Leon) با بودجه بسیار اندکی نزدیک شش هزار و چهارصد دلار در آپریل آن سال تولید شد.
جوزپه وردی، اپراساز محبوب (II)

جوزپه وردی، اپراساز محبوب (II)

بین سالهای ۱۸۴۰ پس از مرگ همسرش مارگریتا، وردی شروع به همکاری با خانم جوزفینا استرپونی (Giuseppina Strepponi) خواننده برجسته سوپرانوی، نمود. در آگوست ۱۸۵۹ با یکدیگر ازدواج کردند. وردی در “سالهای پر کار و مشقت” یکی دیگر از بهترین شاهکارهایش را خلق نمود؛ اپرای “ریگولتو” که در سال ۱۸۱۵ برای اولین بار در ونیز اجرای جهانی داشت که بر اساس نمایش نامه ای از ویکتور هوگو به نام “حماقت پادشاه” (Le roi s’amuse) بود.
گفتگو با ریچی (III)

گفتگو با ریچی (III)

از ریچی پرسیدم که آیا مردم باید زیر چانه ای و رو شانه ای را به کناری بگذارند؟ ریچی: نه، نمی توان یک قانون کلی ساخت. بعضی ها گردن خیلی کوتاه و بعضی هم گردن خیلی بلندی دارند. تکلیف آنها چیست؟ …
اپرای متروپلیتن (IV)

اپرای متروپلیتن (IV)

تکنولوژی “عنوان متروپلیتن” داری سیستم خاموش روشن شدن، عوض کردن زبان (در حال حاضر به آلمانی و اسپانیایی نیز می باشد)، فیلتری که نور صفحه، حضار پشتی یا کناری را اذیت نکند. به دلیل ارتفاع صحنه نمایش سالن متروپلیتن، گذاشتن متن ترجمه در بالای سن مناسب نبود، در حالی که در بیشتر اپراها از این روش استفاده می شد. استفاده از آن به شدت توسط کارگردان موسیقی جیمز لوین منع شد و سیستم “عنوان متروپلیتن” به عنوان بهترین راه حل نمایش ترجمه، مورد قبول هنرمندان اپرا و حضار بوده.
از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (I)

از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (I)

دانش ما درباره ی ویژگی های موسیقی ایران، بدون آشنایی از چگونگی شکل گیری و خلق اثر هنری و به ویژه خلق موسیقی امکان پذیر نیست. تنها از طریق موسیقی هایی این چنین است که قادر به تحلیل چگونگی تمایز میان روش ها و سبک ها در موسیقی به صورت اعم و موسیقی ایرانی به صورت اخص خواهیم شد. از همه مهم تر، این دانش به ما نشان می دهد که میان ویژگی های خاص یک حوزه ی فرهنگی با آنچه که نامش را سازه های میان ظهور درونی اثر و تجلی خارجی آن یا بطور خلاصه «سازه های میانی» می نامیم، باید تفاوت قائل شد.
فریبا جواهری: روحیه من به ماهور نمی خورد!

فریبا جواهری: روحیه من به ماهور نمی خورد!

متاسفانه شاگرد برجسته ای ندارم. راهی که به شاگردانم گفتم هیچکدام تا به آخر نرفته اند. به هر کس که گفتم عمل نکرد. من خودم تعلیم دیدم که دستانم سریع و چابک باشد، تعلیم دیدم که دستانم پرقدرت بنوازد یعنی اجرای عالی داشته باشم. مطلب داشتن نوازنده از اندیشه اش می آید اما پرقدرت نواختن و کارکردن با انگشتها نیاز به تعلیمات خاص دارد و مطالعه فراوان. به قول آقای دکتر صفوت که همیشه می گفت ژیمناستیک و کارهای آکروبات بازی کردن روی ساز را همه بلدند؛ اجرای پرقدرت و عالی مهم است.
جسور و ایرانی (I)

جسور و ایرانی (I)

“جوی نقره ای مهتاب” شاید یکی از قابل توجه ترین آثار تکنوازی سال های اخیر موسیقی ایرانی – بدون همراهی آنسامبل و آواز – باشد که با نوازندگی دو هنرمند شناخته شده ی موسیقی کلاسیک ایرانی، ”بهداد بابایی”و ”نوید افقه” منتشر شده است.
مصاحبه با راجر واترز (II)

مصاحبه با راجر واترز (II)

در ادامه متن قسمت اول مصاحبه با راجر واترز راجع به آلبوم Amused to Death توجه شما را به قسمت دوم این مصاحبه جلب می کنیم.
پاسخی بر یک سئوال

پاسخی بر یک سئوال

شهریور ماه سال گذشته بود که مطلبی در این سایت منتشر شد با عنوان «چند سوال!» که به اجرای موسیقی کشورهای غربی با سازهای ایرانی می پرداخت. این نویسنده در نوشته ای دیگر به طنز اجرای موسیقی غربی با سازهای ایرانی به «پیتزای قرمه سبزی» تشبیه کرده بود.