وقتی همه خوابیم (III)

در ادامه حسین شریفی نوازنده مسلط و خوش تکنیک ترمبون با اشاره به برگشتن مجدد به ارکستر گفت: “من با افتخار در زمان صهبایی اخراج شدم و به نظر من بزرگ ترین اشتباه ارکستر سمفونیک،دعوت از منوچهر صهبایی بود. هیچ کس نپرسید چرا در دوره ایشان چند نوازنده درجه یک ایرانی اخراج شد و نوازنده درجه چند خارجی به ارکستر آمد. من جوابش را می دانم. برای اینکه ایشان بتواند رهبری کند.” عجیب اینجاست که منوچهر صهبایی به کلی منکر اخراج این نوازنده از ارکستر شده و حتی نبود وی را، برای ارکستر سمفونیک زیان بخش میدانست! دیگر نکتۀ قابل بحث در گفته های حسین شریفی این است که ایشان به اتفاقات مشابهی که پس از رفتن منوچهر صهبایی رخ داده هیچ اشاره ای نکرده است، مانند خروج نوازندگان مسلط و جوانی که در آخرین کنسرت به ارکستر دعوت نشده بودند و انگار اصلا نوازندگانی مثل آروین و آرین قیطاسی، باربد بیات، امیر حسین محمدیان، سحر ابراهیمی آذر، مصطفی ادیبان و شبنم پرورش در ارکستر نبوده اند!

آیا در کل کشور ایران چند نوازنده هورن مثل باربد بیات داریم که به راحتی خروج او از ارکستر نادیده گرفته میشود؟! آیا طبیعی نیست که این موضع گیری یکسویه بعضی از اعضای ارکستر سمفونیک را تنها در راستای کوبیدن رهبر دائم سابق ارکستر سمفونیک تهران و نه از سر دلسوزی تلقی کنیم؟

رئیس انجمن موسیقی در این نشست با اشاره کوتاهی به اینکه: طبق دستور العملی از دولت موظف شدیم با بخشی از نوازندگان ارکستر بصورت قراردادی کار کنیم، پرده از ماجرای دردناکی که گریبانگیر قدیمی ترین ارکستر سمفونیک ایران شده برداشت.

موضوع از این قرار است که طبق دستوری از مسئول بالادستی که معلوم نیست چقدر سازمان ارکستر سمفونیک را بشناسد، انجمن موسیقی مامور است تا ارکستر سمفونیک را کوچک کند!

شایان ذکر است که یک ارکستر سمفونیک مانند یک تیم فوتبال افرادی را همیشه به صورت ذخیره دارد، چه آنها که سازهای خاصی را مینوازند که کمتر مورد استفاده ارکستر قرار میگیرد مثل توبا که عمری کمتر از دو سده دارد و همینطور نوازندگانی که گاهی به ارکستر میپیوندند برای حجم و رنگ بیشتر یک ساز در قطعه ای خاص، مثل فلوت یا فاگوت هایی که در کنسرتهایی تعدادشان به چهار عدد میرسد و در بیشتر مواقع یک یا دو عدد از این سازها در کنسرتها مورد استفاده قرار میگیرند.

در سازمان ارکستر سمفونیک، هر دو گروه یعنی اعضای اصلی و ذخیره باید همیشه در استخدام ارکستر و همینطور پیگیر و در حال تمرین باشند (مانند یک تیم فوتبال) و واضح است که نوازنده ای که از این گردونه خارج شود به مرور از حال و هوای کار ارکستر خارج خواهد شد و به تمرین و تجربه اندوزی او لطمه وارد میشود و در صورت در خواست از او برای همکاری موقت (مثل نوازندگان ارکسترهای غیر حرفه ای موسیقی روز!) برای یک کنسرت دیگر شاهد اجرای یک نوازنده فعال نخواهیم بود ضمن اینکه تجربه نشان داده، در ایران نوازندگان سازهای بادی ارکستر سمفونیک در زمانی که در استخدام ارکستر نیستند به دلیل عدم وجود هنرآموز برای آن سازها، مجبور به فعالیت در رشته هایی غیر از تخصص خود مانند تدریس تئوری موسیقی و … یا حتی فعالیت های غیر هنری میشوند که این اتفاق میتواند برای موسیقی یک کشور خطراتی جبران ناپذیر به همراه داشته باشد.

غیر از این مسئله، یک اتفاق ناخوشایند شایع برای نوازندگان ارکستر سمفونیک در ایران بخصوص پس از انقلاب، مهاجرت این نوازندگان است که سالها هزینه مادی و معنوی شده تا به این سطح برسند و این از بزرگترین خطرات برای سیستم آموزشی و هنری یک کشور میتواند باشد که به راحتی مورد بی توجهی قرار میگیرد.

آیا در کل جمعیت ایران از هنرجو تا استاد کار، چند نوازنده فاگوت داریم که به راحتی نوازنده کمیاب این ساز را از ارکستر میرانیم و آرزو میکنیم که بتواند زندگیش را از راه شاگرد تامین کند تا بلکه در قطعه ای ارکستر سمفونیک او را بخواهد؟! آیا با این سیاست گذاری ها راهی غیر از مهاجرت را جلوی پای این جوانان نوازنده گذاشته ایم؟

آیا بهتر نیست به جای پرداختن به مسائل حاشیه ای غیر قابل اثبات در جلسه مطبوعاتی ارکستر، برنامه های دراز مدت منطقی مطرح شود و گروهی متخصص راهکارهایی را برای حفظ و حراست این سرمایه ملی فرهنگی کشورمان ارائه دهند؟

5 دیدگاه

  • Mehdi
    ارسال شده در آبان ۲۶, ۱۳۸۹ در ۹:۰۸ ب.ظ

    ba salam khedmate aghye poorghanad ,

    yeki dige az moshkelat orchetre tehran in ast ke navazandehai ke garar dad daran dar orchestr terhan va navazandehaye be estelah ghadimi hastan , bozorgatrin moshkele in orchestr hastan .
    navzandehai ke barashun ghabele ghabool nist ke nasle jadide navazandeha khoob hastan va einha hastan ke mitunan sathe orchestr ra bala bebaran na onhaye ke salhast dar orchestr hastan va hich kari ta alan baraye behboode orchestr nakardan va sathe orchestr ra rooz berooz zaeif tar kardan

    va orchestra ra hamishe dargire masaale hashiei kardan .

    va motasefane anjoman mosighi ya masuolin tarafe ghadimiharo migiran chon anha ke sar resheti az moshighi nadaran va be anha migooyand ke ma ghadimi hastim ma behtarin hastim dar iran , va anjoman va digaran ham ghabool mikonan.

    motasefane hamin navazandehaye ghadimi bekhatere bazi masaele

    shakhsi ( refaghati) ya gheire shakhsi(gheire refaghati) nemigozaran in etefagh bioftad va navazandehaye jadid khod ra neshan bedahand .

    va navazandehaye javan hich haghe eteraz nadaran chon onha navazandehaye ghadimiyan va agar harfi bezanan va eterazi bokonan sarian baraye anha sharayeti eijad mikonan ke az orchestr beravand ya agar dar orchestr mimaanand yad begirad ke haghe eteraz nadard va hamin masle tamame zehniyate navazende ra kharab va enrgy uo ra az bein mibarad.

    baraye mesal yek navazandei violin agar az sathe balaei barkhordar bashad va az kheili az ghadimiha ham behtar bashad , bayad beshinad akharin nafar violon chon dir tar amade va hagh ba an kasanist ke zood tar az uo dar orchestr hozur dashteand . va aslan mohem nist ke in navazandeh besyar ali va kheili sathash balatar az digarn ast .(hamin tor ke mibinide kheili az navazandehaye khoob dar orchestr hozoor peyda nemikonan )

    hala khodetan tasavor konid yek navazandeye javaan va por energi ke hamishe dar hale tamrin ast , miayad dar orchestr va mikhahad ke natijeye tamrinati ke karde va zahmathaei ke keshide ast ra bebinad va jaei bashad ke haghe uost.
    va haghe kasani nist ke bekhatere sharayete seni va zamani dar orchestr hozur daran . va mitarsan az einke in javanha gahaar ast sathe orchestr ra bala bebaran ,kari ke salha anha natavanestan anjam dahand .

    hamin masaael baes mishavad ke kheili az navazandehaye khoob va javaan va por energi dar orchestr hozur peyda nakonand va agar ham boodan mibinid ke be che soorati ba anha barkhord kardan va mikonand .

    va hamin ha jalase migozarand va tasmim migiran , motmaen bashid ta vaghti ke navazandehaei dar orchestr hozur daran va maane mishavand ke navazandehaye javani ke sathe khubi daran khod ra neshan dahand hich chize mosbati be baz dehi orchestr ezafe nemishavad .
    hala behtarin rahbar ra biyavarand behtarin gharar dadharo ra baraye navazandeha bebandad.
    ama che fayede navazandeha ke taghir nakardan . .
    hanooz haman navazadehai hastan ke bekhatere sharayete seni va zamani dar orchestr hozur daran va……..

  • سعید
    ارسال شده در آبان ۲۷, ۱۳۸۹ در ۱:۳۶ ب.ظ

    اگر بی نظمی نوازندگان که باعث اخراج شدنشان از ارکستر سمفونیک می شود باعث افتخار است دیگر توقعی نمی توان داشت. سکوت آقای رضایی مسئول محترم انجمن موسیقی هم در آن جمع خالی از پرسش نیست که یادشان رفته چه شکایت هایی این نوازندگان از انجمن کردند و حال به آن دارند می بالند. بارها آقای صهبایی از شخص حسین شریفی سر ارکستر به نیکی یاد می کرد و گقت با بودن این چنین نوازنده ای چرا باید نوازنده از خارج آورد؟ افتخار کنید آقای نوازنده به اخراجتان به دلیل بی نظمی های مکرر .

  • amir ali hannaneh
    ارسال شده در آبان ۳۰, ۱۳۸۹ در ۱۱:۰۱ ب.ظ

    bale ,aghaye pooeghanade aziz…vaghean tarafe chenin sazi rafatan khodash jesararate balaei mikhad.man khodam hornist budam va moteasefam ke emruz hata hornisha ham nemidunan avalin hornisteshun ki bud.be har surat horn va hameye sazhaye orchestre ke niaze be navazandegi afradi dare ke betunan beshnavand va daraye shenavayie baratar bashand ro bayad beheshun tavajoh beshe .chon agar nashe tuye Hornistha hamishe ghoolhayi tu composition az ab daraumadand ke khodeshun ham baadan khosheshun umade ke dg serfan yek navazandeye horn nistand pas midunam ke baraye navazande dardnake ke karesho az dast bede vali mitoone gami bashe baraye hadafi balatar tu musik.albate in sakhte.man ham ruzi az horn joda shodam..

  • amir ali hannaneh
    ارسال شده در آبان ۳۰, ۱۳۸۹ در ۱۱:۲۶ ب.ظ

    به هر خال من متاسفم که آقای بامداد بیات فعلا در ارکستر ساز نمی زنه..خوب تر که نگاه کنیم میبینیم که جای هورن زدن فقط هم در ارکستر میتونه باشه.امیدوارم که اینجور مسایل هم در دنیای موسیقی زودتر حل بشه.این اشاره که این آقای »مهدی” کردند هم جالبه باید گفت که از این نوع سنتی بازی ها فقط تو ارکستر نیست تو خواستگاری هم اول خواهر بزرگ رو از شرش راحت میشدند بعد خواهر کوچیک تر.آره ارکستر باید روان و بشاش باشه و از بچه محل بازی و پیر سالاری درست تر بگم اصلا سالار نباید وجود داشته باشه.همه باید نوعی همبستگی داشته باشند که خب ندارند و این آزار دهنده است و باید حل شه.وکمی هم از یک بعدی بودن “نوازندگان”رهایی یابند تا موسیقی را بهتر درک کنند که بتونند در مصاحبه با رهبران ارکستر برای که برای انخاب امتحان میگیرند از هر جهت آماده باشند….

  • mona
    ارسال شده در آبان ۲۱, ۱۳۹۱ در ۱۰:۴۳ ق.ظ

    از توضیحات شما متشکریم

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «سالنامه»

سالنامه در میان آثار فیاض، بیش از همه در مسیرِ «در گذر» است. علاوه بر مشابهت در فرایند آهنگسازی و نوعِ کنار هم نشاندنِ و برخورد با مواد و مصالح موسیقی، حضور صریحِ برخی نقش‌­مایه­‌های «در گذر»، مدگردی­‌های متنوع، استفاده از نوازندگانِ گروه در مقامِ خواننده و ساختار کلی مجموعه، این همانندی را پررنگ­‌تر می­‌کند.

آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (III)

آنچه شونبرگ دنبالش می گشت، همان بود که باخ می جست: دست یافتن به وحدت کامل در یک ترکیب موسیقی. شونبرگ احساس می کرد که این روش نوین مبتنی بر ادراک کامل و جامع فضای موسیقی است. ولی به هر حال موسیقی نوشته می شد، با تمام شیوه ها، و شونبرگ اصرار داشت شنونده و آهنگساز هر دو باید شیوه ها را فراموش کنند، و موسیقی را به عنوان موسیقی بشنوند و قضاوت کنند. گفته است: «اغلب درست نمی توانم توضیح دهم: کار من ساختن موسیقی ۱۲ صدایی است نه ساختن موسیقی ۱۲ صدایی.»

از روزهای گذشته…

فخرالدینی: دهلوی مرا معلم هنرستان کرد

فخرالدینی: دهلوی مرا معلم هنرستان کرد

در آن زمان آقای تجویدی ردیف میرزا عبدالله را در محضر حاج آقا محمد ایرانی مجرد یاد گرفته بود و آنها را نت نویسی می‌کرد و من از روی نوشته‌های آقای تجویدی رونویسی می‌کردم. حدود سه سال هم نزد آقای تجویدی بودم که برای من مفید بود و از طرز کارشان بسیار استفاده کردم و برایم دوران خوبی بود. جالب اینجاست که من قصد تحصیل در رشته پزشکی یا مهندسی کشاورزی داشتم و عازم خارج بودم. حدود سال ۱۳۳۸ بود که من دیپلم خود را از مدرسه دارالفنون گرفته بودم ولی در تمام مدتی که شاگرد مدرسه دارالفنون و مدرسه علامه قزوینی بودم با موسیقی سروکار داشتم و از دبیرستان که بیرون می‌آمدم و برای مطالعه کتابهای موسیقی به کتابخانه ملی می‌رفتم.
برداشتی درد مندانه از پاسیون سن ماتیوی باخ

برداشتی درد مندانه از پاسیون سن ماتیوی باخ

به مسیح می اندیشم و به ایمانش و به حادثه مصلوب شدنش و البته به درد. درد فرو شدن میخ بر گوشت دستانش، درد ایمان از هم پاره شده، درد عشق، درد تنهایی. پاسیون سن ماتیوی باخ بدون شک اثری ست در باب درد. چه آن دردی که خون می چکاند از قلب و تن، چه آن درد شک و بد گمانی در لحظات واپسین به راهی که رفته ای، زجر کشیده ای، طعنه شنیده ای و ایمانت را بر آن استوار نمودی.
روش سوزوکی (قسمت بیست و هشتم)

روش سوزوکی (قسمت بیست و هشتم)

در سفر بعدی که همسرم به دیدار من آمد بسیار خشمگین و عصبانی شد و می‌خواست که هر چه زودتر از کارش استعفا کند که پیش من بماند. خواهرم به او قول داد که از مواظبت کند و از همسرم خواست که کارش را در صلیب سرخ رها نکند. والترود (Walltroud) تنها عضو خانواده ما بود که می‌توانست کار کند و درآمدی داشته باشد، اگر او کار نمی‌کرد همه ما دسته جمعی از گرسنگی می‌مردیم.
نگاهی به سبکهای موسیقی – باروک

نگاهی به سبکهای موسیقی – باروک

در تقسیم بندی دوره های هنری – از جمله موسیقی – بعد از رونسانس چهار دوره اصلی در نظر گرفته میشود. اول سبک باروک (Baroque) که بطور تقریبی بین سالهای ۱۶۰۰ تا ۱۷۵۰ میلادی ادامه داشته، دوم دوره کلاسیک بین سالهای ۱۷۵۰ تا ۱۸۲۰ ، سوم رمانتیک بین سالهای ۱۸۲۰ تا ۱۹۱۰ و بالآخره موسیقی مدرن یا همین موسیقی عصر حاضر از ۱۹۱۰ تا به امروز.
طراحی با اتوکد (I)

طراحی با اتوکد (I)

یکی از دلایلی که موجب کند شدن پیشرفت سازسازی در ایران می شود، نبود الگو های دقیق سازها در دست سازندگان سازهای ایرانی است. بسیاری از سازندگان سازهای ایرانی، بدون استفاده از یک الگوی دقیق مجبور به پیاده کردن طرح الگوهای مختلف هستند که این روش باعث بالا رفتن درصد خطا و در نهایت افت کیفی سازها می شود. یکی از بهترین روش های نقشه برداری از سازها، استفاده از نرم افزارهای نقشه کشی مانند اتوکد (AutoCAD) است. اتوکد یکی از برنامه های مشهور نقشه کشی است که به طراح امکان بهره برداری ساده و دقیق از این نرم افزار را می دهد. در این مقاله به روش طراحی صفحه روی یک ساز ایرانی (سه تار) بوسیله این نرم افزار با روش پیشنهادی رضا ضیایی می پردازیم؛ ابتدا یک الگو را انتخاب کرده و نسبت به خصوصیات آن طراحی را آغاز می کنیم:
یادداشتی بر آلبوم «موسیقی نظامی دوره‌ی قاجار»

یادداشتی بر آلبوم «موسیقی نظامی دوره‌ی قاجار»

در حالی‌که از بسیاری از موسیقیدانان نیم قرن قبل نیز، امروزه ضبط‌ها و اطلاعات محدودی در دسترس است، تردیدی نمی‌ماند که شنیدن نواخته‌هایی از موسیقی ایران متعلق به بیش از ۱۱۰ سال پیش، چه اندازه هیجان‌انگیز خواهد بود و به لحاظ بررسی‌های موسیقی‌شناختی تا چه حد می‌تواند اطلاعات مفیدی به دست دهد. لذا انتشار چنین آثاری رخدادی ارزشمند و مسرت‌بخش است. اما وقتی اثری منتشر می‌شود که حاوی موسیقی‌ها و اطلاعات تاریخی با ارزش است، ذکر منبع و مأخذ، اعتبار و ارزش آن را مضاعف می‌کند و سبب می‌شود تا مخاطب نیز با اعتماد و دانش بیشتری سراغ آن برود. از این‌رو شایسته بود که مشخص می‌شد ضبط‌های این آلبوم از چه منبع یا منابعی به دست آمده‌اند، تاکنون کجاها بوده‌اند و چگونه کشف شده‌اند. (۱)
بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (XIII)

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (XIII)

به همین ترتیب مثال های زیر را مشاهده کنید و سعی کنید جملات تاثیر گرفته از ردیف را مقایسه کنید. قطعۀ «پیش درآمد نغمه» در دستگاه چهارگاه و گوشۀ زنگ شتر از ردیف میرزا عبدالله.
بوگی: ژانری که آرام و قرار ندارد (I)

بوگی: ژانری که آرام و قرار ندارد (I)

مقاله ای که می خوانید، نوشته ای است از سیمون رینولد (Simon Reynolds) نویسنده روزنامه گاردین که در اوایل سال گذشته به چاپ رسید است: واژه «بوگی»، در واقع، از پیانو نوازی به سبک بلوز گرفته شده است که در دهه سی قرن بیستم رایج بود. اما این واژه بیش تر در توصیف موسیقی راک جنوبی و صفحه های اوایل دهه هشتاد به کار می رود. وقتی که جلد “Delta Swamp Rock” را دیدم اولین چیزی که به فکرم رسید این بود که: «آیا نقشی که سیاهپوستان در موسیقی سول جز (Soul Jazz) ایفا می کنند به پایان رسیده است؟» انتشار مجموعه ای از موسیقی راک جنوب در اوایل دهه هفتاد، حرکتی بود که از لیبلی که برای انتشار گلچین های رگیِ “Dynamite!” و مجموعه های دلوکسی مانند “Can You Dig It? The Music and Politics of Black Action Films 1968-75” مشهور بود، انتظار نمی رفت.
گروه ریمونز (VIII)

گروه ریمونز (VIII)

دیگر گروههای پانکی همچونن؛ راسویی با صدای ناهنجار (Screeching Weasel)، کینه جویان (The Vindictives)، نامتعارفها (The Queers)، آقای تی.با تجربه (The Mr. T Experience)، موریانه های سرکش (Beatnik Termites) و زندان سیاسی جان کوگر (Jon Cougar Concentration Camp) تمام آلبومهای ریمونز را ضبط کردند، شامل: خانه را ترک کن، موشک به روسیه، جاده رو به خرابی، رویاهای شیرین و خیلی سخت برای مردن.
گفتگو با پولینی (V)

گفتگو با پولینی (V)

پلینی هنوز هم چپی است و از اینکه برلوسکنی این چنین قدرت را در دست گفته است اظهار تأسف می کند. «اوضاع الآن با اوضاع دهه شصت فرق کرده است اما هنوز هم وحشتناک است. برلوسکنی دارد با تصویب قانون هایی که در مغایرت با دموکراسی هستند قدم به قدم به سوی دیکتاتور شدن پیش می رود. آنچه دارد رخ می دهد نمایش خنده دار و کاملا مضحک، شرم آور و همچنین خطرناک است و به نظر می رسد که حزب چپ هم ضعیف تر از آن است که مخالفتی کند. به عبارت هنری، اوضاع بسیار اسفناک است. درست است که با یک بحران مالی روبرو هستیم اما دولت نیز با فرهنگ مخالف است. قطع بودجه سازمان های موسیقیایی توسط دولت، ادامه فعالیت را برای آن ها تقریبا غیر ممکن ساخته است که این امر فاجعه ایست که نباید رخ می داد.»