ویژگی های یک سنتور خوب (VIII)

جدای از مسائل فنی در ساخت ساز، موارد دیگری که می توان به آن اشاره کرد نحوه ی استفاده و نگهداری نوازنده از ساز می باشد. به عبارت دیگر چگونگی کارکرد استفاده کننده در راستای بهبود یک ساز خوب که در شماره ی گذشته کمی به آن پرداختم و حال ادامه ی آن:

همیشه کوک نگه داشتن ساز

از نظر چوب: وقتی شما با سازی که کمتر اوقات کوک و بیشتر اوقات نا کوک است می نوازید طنین صداهای ناهنجار ایجاد شده پس از برخورد به تدریج روی صفحه ی رویی چوب پستی و بلندیهای نا منظمی ایجاد می کنند (مدتهاست که این امر در بررسی های آزمایشگاهی مشخص شده و هدف من ورود به این بحث بصورت جزیی نیست با توجه به اینکه در تخصص من هم نیست) و اینکه فرض کنید بعد از پنج سال که بدین ترتیب هنرجویی نواخت، بعد از مدت زمانی که کوک را تا حد قابل قبولی یاد می گیرد و می خواهد سنتورش را کامل و به درستی کوک کند وقتی که سیمها را تنظیم می کند، ارتعاش و طنینی که سیمهای کوک شده ایجاد می کنند و تاثیری که روی چوب می گذارند کاملا هنجار هستند و با پستی و بلندی های ناهنجار قبلی که روی چوب ایجاد شده اند نا همگونی دارند.

بنابراین در حالی که ساز کاملا کوک است صدای مطلوبی که از آن سنتور مورد انتظار است شنیده نمی شود. در واقع چوب با توجه به صداهایی که به آن برخورد می کند رفتاری بروز می دهد و به آن شکل و فرم می ماند و عکس العمل خاصی (از لحاظ صدایی ) برای آن تعریف می شود و همیشه همانگونه پاسخ می دهد. پس وقتی ساز شما همیشه کوک است ارتعاشات هنجاری را به چوب می دهد و به اصطلاح چوب رام می شود و صدای درست را می شناسد.

صفحه ی رویی سنتور تحت عامل دو فشار است یکی وقتی که ساز کاملا کوک باشد که در این صورت سیمهای آن کاملا کشیده و فشار کافی را به صفحه ی رویی سنتور وارد می کنند. دوم نسبت به اینکه یک نوازنده با چه میزان توانایی مضرابهای مداوم را با سرعت و قدرت به سیمها می زند فشار کمتر و بیشتر را تعریف می کند. بنابراین با توجه به دو عامل فوق مجموع فشاری که صفحه ی رویی سنتور متحمل می شود حدودا بیش از دویست کیلو است.

در نتیجه فشار پیش بینی شده (استاندارد) بر روی صفحه رو باعث فشار به پلهای داخل سنتور و کلافهای بالا و پایین و طرفین شده و حدالامکان به مرور زمان کیپ می شوند به طوری که دیگر جایی برای بیشتر کیپ شدن نداشته باشند. در این صورت دیگر جایی برای کش آمدن سیمها و چفت شدن قسمتهای مختلف چوب وجود ندارد.

حال فرض کنید سنتوری که کوک نیست سیمهای آن به اندازه ی کافی سفت نیستند و فشار کافی روی صفخه ایجاد نمی کنند و اگر نوازنده هرچقدر محکم هم روی ساز بزند (که کار درستی هم نیست) آنچنان فشاری را نمی تواند بوجود آورد در این صورت قسمتهای مختلف بدنه ی ساز هم به این زودی ها چفت نمی شوند و طبیعتا ساز دیرتر جا می افتد.

از نظر سیم: بخشی از جا افتادن ساز مربوط به جا افتادن سیمها می شود ( کش آمدن آنها به اندازه ی کافی تا حدی که دیگر جایی برای بیشتر کش آمدن نداشته باشند). این امر هم به سعی اینکه ساز را حدالمکان کوک نگه داریم دستیافتنی است. بنابراین یک نوازنده بهتر است مدتی با سازی که به طور کامل کوک شده است کار کند تا سیمها از حالت کاملا نویی خارج شوند و سهمی در صدای مطلوب ساز داشته باشند.

از نظر گوشی ها: وقتی ساز شما همیشه کوک بوده کوک کردن آن ساده خواهد شد چرا که گوشی ها همیشه در محل درست بود و در جای خود ثابت می مانند. اما سازی که هیچ گاه به درستی کوک نبوده گوشیها هیچ وقت در محل درست نبوده و هر بار در یک مکان دیگر قرار می گیرند در نتیجه هنگامی که می خواهیم این ساز را درست و کامل کوک کنیم نه گوشی ها یاری می کند نه سیمها و نه چوب ساز از لحاظ صدایی.

ادای احترامی به یازدهمین و آخرین ترک آلبوم «مرثیه پرندگان»

سهم دانش و تخصص و کارآزمودگی در استفهام اعماق و کرانه‌های یک قطعۀ موسیقی تا چه حد است؟ و سهم تاریخ و تبار و ریشه‌های آدمی چقدر؟ آیا یک ژرمن، به فرض که سال‌ها روی عناصر موسیقی دستگاهی ما کار و تحقیق کرده باشد، می‌تواند دیلمانِ دشتی و عراقِ افشاری را بهتر از یک ایرانی بفهمد؟ یا یک موسیقی‌پژوهِ ایرانی جاز و بلوز را بهتر از یک موزیسینِ سیاهپوست آمریکایی؟ همان جازیست آمریکایی رازِ زخمه‌های راوی شانکار را بهتر از یک هندو خواهد فهمید؟ یا همان هندو ارتعاشاتِ شامیسن و کوتو را بهتر از یک ژاپنی؟ یک موزیسینِ ژاپنی، هزاری هم که کاردرست، می‌تواند ادعا کند که کلزمر را بهتر از اشکنازی‌ها درک می‌کند؟

قلب مشکاتیان برای مردم می‌طپید (I)

در بحبوحۀ جریان سنت‌گرایی در موسیقی ایرانی، پرویز مشکاتیان از نیشابور به تهران آمد. در مهم‌ترین پایگاه ترویج بازگشت به سنت‌های موسیقی به آموختن سنتور و ردیف موسیقی ایرانی پرداخت ولی از پایگاهی که برای اولین‌بار اصطلاح «موسیقی سنتی» را در ایران باب کرد، هنرمند خلاقی به ظهور رسید که سال‌ها هنر بدیع و ایده‌های ناب او، تحسین اهل هنر و اقشار مختلف اجتماع ایران را برانگیخت. اینکه چرا مشکاتیان با وجود تحصیل در مراکز یادشده، وارد مسیر مغلوط کهنه‌پرستی و سنت‌طلبی نشد و امروز (جدا از مبحث تئوری موسیقی ایرانی) می‌توان او را ادامه‌دهندۀ روش علینقی وزیری دانست، موضوع این نوشتار است.

از روزهای گذشته…

سمفونی مانفرد؛ یک شاهکار روسی… (IV)

سمفونی مانفرد؛ یک شاهکار روسی… (IV)

در سمفونی مانفرد، همچون سمفونی فنتاستیک، از تم ها به شکل تازه ای بهره گرفته می شود. هر بار که تم اصلی و آغازگر که پایه و اساس ساختمان این اثر را تشکیل می دهد ظاهر می گردد، آرامش را از آن می گیرد و حتی ناقوس کلیسا به عنوان “تسلی بخش مذهبی” توانایی مهار ساختن آنرا ندارد.
انتشار دو اثر از محمدرضا تفضلی

انتشار دو اثر از محمدرضا تفضلی

دو اثر از محمدرضا تفضلی توسط انتشارات ماهور به انتشار رسید. تفضلی هم اکنون در دانشکده موسیقی دانشگاه هنر، دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد و دانشگاه تهران به تدریس مشغول است. همچنین وی عضو هیئت علمی دانشگاه هنر تهران و مدیر گروه بخش آهنگسازی این دانشگاه می باشد. در ماه گذشته یک دئوی ویولون و ویولا از محمدرضا تفضلی با اجرای پانیذ فریوسفی و ستاره بهشتی به روی صحنه رفت.
موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند: <br>امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (III)

موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند:
امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (III)

همانطور که برای شناسایی فرم های موسیقایی مختلف در حال شکل گیری در مراکز شهری در اواخر قرن ۱۹ دسته ی موسیقیِ مردم پسند پدید آمد. به نظر می رسید این سبک ها جایی بین موسیقی مردمی و هنری، با سهمی یکسان از هر دو، قرار گیرند: شهری تر از موسیقی مردمی، اما فاقد پیچیدگی های زیبایی شناختی موسیقی هنری. همچنانکه جمعیت شهری رشد می یافت، این سبک ها به تدریج آشکارتر می شد، و با ظهور فن آوری ضبط و رادیو، موسیقی مردم پسند به صنعت موسیقی نزدیک تر شد.
موسیقی شناسی فمنیستی (III)

موسیقی شناسی فمنیستی (III)

در بررسی های فرهنگی معنای گوناوندی «شکل گرفتن اجتماعی هر آنچه بر زمینه ی یک فرهنگ خاص مردانه و زنانه خوانده می شوند» است. به عبارت دیگر گوناوندی اشاره ی مستقیم به زمینه های تاریخی و اجتماعی دارد و با تقسیم بندی دو جنس که استوار به تفاوت طبیعی و زیست شناختی است یکی نیست. در عبارت مشهور سیمون دو بووار «کسی زن زاده نمی شود بلکه در جامعه تبدیل به زن می شود» زن به معنایی گوناوندانه اش آمده و نه به معنای رایج در دسته بندی جنسیتی. یکی از سازندگان مفهوم جدید گوناوندی جودیت باتلر است. او نشان داده گوناوندی با گزینش راه های زندگی مان، شیوه های ایفای نقش های اجتماعی مان و شکلی که از بدن خویش سود می جوییم یا آن را به کار می گیریم، برگزیده می شود.
گزارشی از جلسه نقد «پیمان عشق» و پخش مستند «هزارداستان امیرجاهد» (II)

گزارشی از جلسه نقد «پیمان عشق» و پخش مستند «هزارداستان امیرجاهد» (II)

پس از پیمان سلطانی، کامیار صلواتی در پاسخ به این سئوال که روند بازسازی تصانیف دوره قاجار را چگونه می بینید گفت: «به دلیل تکصدایی بودن آثار موسیقی مربوط به دوره قاجار، کار آهنگسازی و چندصدایی روی آثار موسیقی این دوره بسیار مورد استقبال آهنگسازان معاصر قرار گرفته است ولی من می خواهم از نگاهی دیگر به دسته بندی آثار بازسازی شده، چه به صورت تکصدایی و چه چند صدایی بپردازم؛ ظرف دوره ای و زمانی ای که هر آهنگساز و موزیسین در آن قرار می گیرد، او را ناخودآگاه تحت تاثیر پارادایمهای مسلط خود قرار میدهد.
کتاب «ضربی‌های ردیف هفت دستگاه موسیقی ایرانی» منتشر شد

کتاب «ضربی‌های ردیف هفت دستگاه موسیقی ایرانی» منتشر شد

کتاب «ضربی‌های ردیف هفت دستگاه موسیقی ایرانی» از طرف «انجمن موسیقی ایران» توسط «نشر رازگو» منتشر شد. بازنویسی و تصحیح این کتاب را «جعفر صالحی» (کارشناس ارشد نوازندگی موسیقی ایرانی از دانشگاه هنر) بر عهده داشته است که پیش از این نیز دو کتاب «سرمشق» و «رامشگری» از آثار استاد علینقی وزیری و کتاب «آموزش جامع نت‌نویسی با نرم‌افزار فیناله» را منتشر نموده است.
گفتگو با عمر زیاد قانون‌نواز عراقی (II)

گفتگو با عمر زیاد قانون‌نواز عراقی (II)

در کشور عراق اولین کسی که قانون و قانون نوازی را در ارکستر رسمی کرد چهره ی سرشناسی بود به اسم “یوسف زعرور” (Yusuf Zaarur) که ایشان از یهودی های کشور عراق بودند و از ایشان می توانم به عنوان “موسس قانون” در کشور عراق نام ببرم. او در زمان خودش شیوه های خاصی داشت و فرد متمایزی بود و این مربوط به دهه های ۲۰ و ۳۰ میلادی است و بعد از آن با ورود رادیو و تلویزیون به معروفیت و شهرت ایشان اضافه شد. “زعرور” با بسیاری از هنرمندان و خواننده های معروف همکاری داشته است. بعد از او از نسل های دیگر می توان از “سالم حسین” و “حسن شکارچی” نام برد.
چاهیان: هدفم رسیدن به زبان آهنگسازی با هویت موسیقی ایرانی است

چاهیان: هدفم رسیدن به زبان آهنگسازی با هویت موسیقی ایرانی است

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با با مژگان چاهیان، پژوهشگر موسیقی خراسان و آهنگساز و خواننده موسیقی دستگاهی، این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است.
گذر از مرز ستایشِ محض (III)

گذر از مرز ستایشِ محض (III)

در ۲۶ آوریل ۱۹۶۴ تعدادی از فعالان چپ‌گرای آمریکایی (تصویر پایین صفحه) که خود را «جنبش علیه امپریالیسم فرهنگی» می‌نامیدند، در نیویورک در مقابل مکانی که قرار بود آثاری از آهنگسازان آوانگار و از جمله اشتوکهاوزن اجرا شود تجمع کردند تا مانع ورود مردم به محل کنسرت شوند (در تصویر آنها را با شعارهای «با نژادپرستی موسیقایی بجنگ!» می‌بینیم)، این افراد که مهم‌ترین آن‌ها «هنری فلینت» از «حزب جهانی کارگران» (۷) به شمار می‌رود، نماینده‌ی دومین جریان انتقادی به کارهای اشتوکهاوزن هستند، جریانی که در دهه‌ی ۱۹۶۰ و از نظرگاه اجتماعی از مهم‌ترین نقدها به حساب می‌آمد.
آنجا که موسیقی آغاز می‌شود

آنجا که موسیقی آغاز می‌شود

مجاب‌کردن هنرجوی موسیقی به شنیدنِ آنچه می‌نوازد، دشوار است. یک موسیقی‌دان جوان به‌ندرت به آنچه می‌نوازد، توجه کافی دارد و حتی از آن کمتر به «چگونگی» نواختنش. گاهی هنرجو برای اجرای صحیح ریتم، به شمارش می‌پردازد؛ اما حتی موسیقی‌دانانی که خوب و درست آموزش دیده‌اند هم ممکن است در کار با مترونوم به زحمت بیفتند. هنرجو آن‌قدر درگیر نواختن نت‌هاست که دیگر انرژی و زمانی برای امور دیگر برایش باقی نمی‌ماند؛ حتی شمردن و شنیدن.