وضعیت ویژه (II)

در نوشته قبلی به نظراتی که در برنامه های رسمی از اهالی موسیقی شنیده می شود اشاره کردیم؛ گاهی این اظهار نظرها از اهالی موسیقی ایرانی چنان غیرواقعی و عجیب است که حتی مردم عادی را هم شگفت زده می کند، در یکی از برنامه هایی که در تالار اندیشه حوزه هنری به مناسبت بزرگداشت موسیقیدان بزرگ ایرانی مرتضی خان محجوبی برگزار شده بود، مجری برنامه با عنوان کردن صفاتی غیر واقعی برای این هنرمند، مانند برتری تکنیکی او بر پیانیست های بزرگی چون لیست و شوپن! هنر ایرانی را از هر نظر سرآمد هنر جهانی بر شمرد.

البته در هنرمندی و خلاقیت مرحوم محجوبی شکی نیست، ولی آشنایی محجوبی و اکثر هم نسلانش با سازهای غربی در حد بسیار ابتدایی بوده بطوریکه حتی مرحوم محجوبی از تمام انگشتان خود در نوازندگی استفاده نمی کرده است؛ نوازندگی او برگردان تکنیکهای سازهای ایرانی مثل سنتور و سه تار است روی پیانو (اگر نگاهی به مکانیزم پیانو و ویلن بیندازیم می بینیم که کمتر در موسیقی ایرانی از تمام قابلیتهای آنها بهره گیری شده …). چنانچه با دقت به این موضوع نگاه کنیم، بوضوح خواهیم دید که این نوع نظرات و جهت گیری ها نتیجه کم اطلاعی یا بی اطلاعی این افراد نیست چرا که به یقین کسی که به ایراد سخنرانی در باره موسیقی می پردازد باید با آثار مشهور این هنرمندان آشنایی داشته باشد.

audio file Chopin – Fantasy Impromptu

audio file Gershwin – Second Rhapsody

همین کسانی که در مورد نوازندگی سازهای غربی اینگونه قضاوتهایی می کنند، اگر یک نوازنده (در ساز تخصصی خودشان) کمترین ضعف تکنیکی را داشته باشد او را نوازنده نمی دانند! جالب اینکه همین مجری در بزرگداشتی دیگر، منتقدان موسیقی را تشویق به غلو کردن در مورد توانایی های هنرمندان ایرانی می کرد و این عمل را موجب علاقمند شدن جوانان به موسیقی ایرانی میدانست! اشتباهی که نه فقط در زمینه موسیقی که در دیگر رشته های هنر ایران هم تکرار شده … خود بزرگ بینی که موجب ساخته شدن ضرب المثل “هنر نزد ایرانیان است و بس” شده و باعث شده که اکنون سهم ناچیزی در سفره هنر جهانی داشته باشیم.

در “شب نای” سخنران برنامه، استفاده از سازهایی که متعلق به هزاران سال پیش بوده و گاهی حتی از عهده اجرای یک صدای یکدست و چند نت دقیق بر نمی آمدند را “واجب” می دانست و حتی در جایی رو به حضار گفت: شما را در خارج با همین سازها می شناسند…!

همانطور که در نوشته قبلی عنوان شد، این دسته به شدت موفقیتهای موسیقیدانان بزرگ ایرانی را انکار می کنند، که این، سوء استفاده تمام عیار از نبود اطلاعات از دوران شکوفایی موسیقی در ایران است. .

در هر دو برنامه نام برده (“شب نای” و “بزرگداشت محجوبی”) سخنرانان برنامه تاکید می کردند هنرمندان ایرانی که به نوازندگی و یا آهنگسازی کلاسیک می پردازند، قابل مقایسه با نوازندگان جهانی نیستند!

برای این گفته قصدی جز نا امید کردن جوانان علاقمند به این نوع موسیقی و کشیدن آنها به سنتگرایی و مرده پرستی نمی تواند فرض کرد. هنوز ما بیاد داریم، فرهاد مشکات، ملیک اصلانیان، بیژن، وحید خادم میثاق، علی رهبری، علی فروغ، بهزاد رنجبران، رضا والی، گاگلیک بابائیان و بسیاری هنرمندان صاحب نام جهانی را که از ایران برخاستند. اگر ما می خواهیم در جامعه جهانی با احترام شناخته شویم باید با حقایق آشنا باشیم . متاسفانه دروغ گویی های مصلحت اندیشانه در میان موسیقیدانان و – مخصوصا” – پژوهشگران ایرانی بسیار رایج است. قبل از پرداختن به این موضوع باید به شرایطی که در ایران این دسته از محققان دارند نظری بیاندازیم:

همانطور که می دانیم پژوهشگران در ایران اکثرا” بصورت غیر دولتی و بطور خصوصی به تحقیق می پردازند .پرواضح است، پژوهشگران موسیقی نواحی در این میان بخاطر کمبود امکانات در مناطق دور افتاده ایران با مشقات و مشکلات بیشتری دست و پنجه نرم می کنند. این اتفاق باعث شده افراد کمتری حاضر به این کار شوند درنتیجه محققانی که حاضر به تحمل این مشکلات می شوند بدون شک افرادی هستند که علاقه و عشق وصف ناپزیری به این آب و خاک دارند و همین علاقه گاهی موجب تحریف ناخودآگاه و یا خود آگاه قسمتی از واقعیتها، به نفع هر موضوعی که به زعم ایشان به نفع جمعیت ایرانیان است، می گردد. در نوشته بعدی بیشتر به این موضوع می پردازیم

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XXII)

در چنین شرایط داخلی و بین المللی در موسیقی ایرانی هم جهت گیری جدیدی با برنامه «به پیش به سوی گذشته» شکل گرفت. در سال ۱۳۴۳ در وزارت فرهنگ و هنر وقت «گروه پایور» به سرپرستی فرامرز پایور نوازنده سنتور و آهنگساز، اولین ارکستری است که فقط از سازهای ایرانی تشکیل می شود و آثار آهنگسازان گذشته را (مانند درویش خان، عارف، شیدا، نی داود) در برنامه کارش قرار می دهد. تکنوازان این ارکستر: هوشنگ ظریف تار، رحمت الله بدیعی کمانچه (او اول نوازنده ویلن و از بهترین شاگردان صبا بود) و حسن ناهید نی بودند.

انتقاد از تصویب قانون واریز بخشی از درآمد کنسرت‌ها به خزانه

انجمن صنفی هنرمندان موسیقی در پی تصویب قانون تکلیف مجلس به وزارت ارشاد برای واریز بخشی از درآمد کنسرت‌ها به خزانه طی روزهای گذشته بیانیه‌ای را منتشر کرد. در متن بیانیه انجمن صنفی هنرمندان موسیقی که روز سه شنبه ۲۸ اسفندماه به رسانه‌ها ارسال شده، آمده است:

از روزهای گذشته…

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (XI)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (XI)

برای این موضوع یک قرینه‌ی روشن در خود کتاب هست؛ مدخل «فلسفه و موسیقی». در حالی که اکثر درایه‌ها شرحی حداکثر در حدود چند صفحه دارند شرح این یکی ۳۲ صفحه به درازا کشیده است. علت به گمان من این است که بابک احمدی در فلسفه متخصص است و درست به همین دلیل بسیاری از متن‌های فلسفی مرتبط با موسیقی و موسیقی‌شناسی را به خوبی می‌شناخته و توضیح‌شان داده است.
گوستاو هولست، آهنگساز سرشناس انگلیسی (I)

گوستاو هولست، آهنگساز سرشناس انگلیسی (I)

گوستاو هولست (۱۹۳۴-۱۸۷۴) از آهنگسازان انگلیسی و از اعقاب سوئدی است که در انگلستان به دنیا آمد. هولست نیز مانند دوستش “ون ویلیامز” در کالج سلطنتی موسیقی نزد چارلز استنفورد آهنگسازی آموخت که از چهره های برجسته رنسانس موسیقی بریتانیا در قرن نوزدهم بود. هولست نخستین ترومبون نواز ارکستر اپرای کارل روزا و اسکاتیش ارکسترا بود. سپس در اپرای سلطنتی لندن نوازنده ارگ شد. مدیر موسیقی مدرسه دخترانه سنت پل شد و در مورلی کالج نیز به بزرگسالان درس داد (هر دو موسسه در لندن بودند). او اصیل، مستعد، با شخصیتی محکم و ذهنی کنجکاو، به تمدن شرق و ادبیات ودیک (ودیک: زبان مربوط به ودا. ودا: مجموعه متون رونویس شده توسط برهما) علاقه بسیار داشت. ارکستراتوری بی نظیر بود و گمان می رود که رساله سازبندی هکتور برلیوز، آهنگساز شهیر فرانسوی را در سیزده سالگی خوانده باشد.
ایزایی و مکتب ویولون بلژیک (III)

ایزایی و مکتب ویولون بلژیک (III)

این مورد همچنین درباره سونات سزار فرانک نیز صدق می کند. ایزایی می گوید: «اجرای این سونات های بزرگ به دو نوازنده احتیاج دارد، زیرا بخش های پیانو آنها گاهی بسیار ماهرانه و با جزئیات بسیار نوشته شده اند. سزار فرانک سوناتش را روز ۲۶ سپتامبر ۱۸۸۶ یعنی روز عروسی من به عنوان هدیه عروسی برایم فرستاد! واقعیت این است که کارهای بسیار مهم زیادی به من تقدیم شده است. به عنوان مثال می توانم از آثاری از این آهنگسازان نام ببرم: شوسون (Chausson)، رپارتز (Ropartz)، دوبوآ (Dubois) (سونات – که پس از سونات سزار فرانک یکی از بهترین سونات هاست)، دیندی (d’Indy)، گابریل فوره (کوئینتت)، دبوسی (کوارتت)! تعدادشان زیاد است و نمی توانم همگی را الآن به خاطر بیاورم، سونات های ویولن، موسیقی سمفونیک، موسیقی مجلسی، اثرهای کرال، و ساخته هایی از هر نوع!»
طبقه بندی تکنیک های تنبک (II)

طبقه بندی تکنیک های تنبک (II)

این مشخصه مربوط به نحوه اجرای تکنیک و تولید صدا می باشد. به طور کلی در تنبک نوازی می توان چندین نوع مختلف از شکل اجرا را تشخیص داد:
در نقد آلبوم سخنی نیست (III)

در نقد آلبوم سخنی نیست (III)

از هنگام تشکیل گروه هم‌آوایان یکی از انگیزه‌های قوی آفریدن آثاری برای آن، به جز تجربه‌ی هم‌آوایی ایرانی، یافتن گریزراهی بود برای بازگرداندن صدای زنانه که موسیقی ایرانی از رنگ زیبایش محروم شده است. از همین رو تجربیات مشابه اغلب (جز سیاه مشق که مطلقا مردانه است) به سوی نوعی رنگ خاص که صدای زنانه را بر صدر بافت می‌نشاند، گرایش پیدا کرد. این شکل ویژه از رنگ‌آمیزی در کار قمصری نیز تداوم دارد به علاوه‌ی توجه خاص به صدای بسیار بم (حتا در شکلی اغراق شده) که در متن کارهای او همراه استفاده‌ی سازگون از صدای انسانی (مانند آنچه به شکل پررنگ در قطعه‌ی «بی قرار» می‌شنویم) همه در متن سخنی نیست نوعی روش میانه را پدید آورده که در آن صدای اول همراه با تحریر و تکنیک آواز کلاسیک ایرانی است و صداهای دیگر در بیشتر اوقات این ویژگی را ندارند. این‌چنین، گویی یک کرال به حمایت از خط اصلی آواز برخاسته است.
مستند مارتین اسکورسیزی (II)

مستند مارتین اسکورسیزی (II)

اسکورسیزی در باره کار فیلمسازان دیگر این مجموعه چنین قضاوت می کند : “فیلم چارلز برنت، یک درام شخصی و شاعرانه در باره بلوز است که از دید یک پسر جوان روایت می شود. ویم وندرس، فیلمی خا طره انگیز در باره گذشته، حال و آینده بلوز، از طریق زنده کردن خاطره سه خواننده بزرگ بلوز ساخته است.”
طرّاحی دیتیل برای نی و تنبک (III)

طرّاحی دیتیل برای نی و تنبک (III)

حال اگر با این شرایط قرار باشد سالنی ساخته شود، پیش از هرچیز باید سیستم صوتی آن خیلی خوب باشد؛ آقاحسینقلی و میرزاعبدالله که نمی‌دانستند سیستم صوتی چیست. اگر من امروز بخواهم سالنی بسازم، همان سالنی را می‌سازم که برای موسیقی کلاسیک غربی می‌سازند، یا فرضاً همان سالنی که برای اجرای موسیقی مجلسی طراحی می‌شود.
رونمایی از آلبوم «ماندالای درون» (III)

رونمایی از آلبوم «ماندالای درون» (III)

قطعه ی سوم که پانورامای نهفت است، برگرفته از یکی از گوشه های مهم دستگاه نواست که دارای فواصل خاص و گردش نغمات خاص است که در یک سلول ۴ نتی (دو، ر، سی بمل و فا) اساسا بیشتر حرکت می کند؛ تمرکز آن روی درجه ی دوم (ر) است که این هم یک موتیف بنیادین است که در طول قطعه این موتیف بنیادین، توسط هارمونی های مختلف، گسترش ها و آگیومنت ها و رنگ آمیزی ها، دست مایه پردازش های مختلف قرار گرفته است اما به دلیل حفظ چهار چوب اینتروالها، کاملا ملودی اصلی نهفت شنیده می شود.
یویو ما، نوآوری در ویلنسل (I)

یویو ما، نوآوری در ویلنسل (I)

یویو ما پدیده ای در عرصه نوازندگی ویولن سل و نمونه یک هنرمند آسیایی – آمریکایی است که در ژانرهای مختلف موسیقی به فعالیت پرداخته، استعداد هنری و توانایی های این نوازنده بزرگ، زمینه همکاری اش با بسیاری از موسیقی دانان صاحب نام و نوازندگان برجسته را فراهم آورده است.
تولد یک اثر جامعه‌شناسی موسیقی (III)

تولد یک اثر جامعه‌شناسی موسیقی (III)

آنچه او را قادر می‌سازد که چنین تحلیل‌هایی به‌دست دهد بیش از همه درک او و فراستش برای تشخیص رابطه‌ی قدرت و تنازع‌های درونی جامعه‌ی موسیقی و چگونگی پیوند خوردنشان با منابع قدرت-منزلت سیاسی، اقتصادی و/یا اجتماعی است. یکی از بهترین نمونه‌های این گونه تحلیل را به هنگام بحث درباره‌ی رقابت‌های «زوج وزیری-خالقی» با «زوج مین باشیان-آژنگ» برسر مباحث مدیریتی در رادیو و … (ص ۱۶۳) می‌توان دید، جایی که نویسنده با تیزبینی از افتادن به دام ساده‌انگارانه‌ی «شرق-غرب» می‌گریزد (۳) و به خوبی نشان می‌دهد که اولا چگونه به‌رغم تفاوت‌های ظاهری در بعضی جاها اینها نزدیک‌تر از آنند که خود می‌پنداشتند و ثانیا چطور رقابت ممکن است علاوه بر رویه‌ی نظری دلایلی ملموس‌تر نیز داشته باشد.