Neapolitan 6th

Neapolitan Sixth Chord
Neapolitan Sixth Chord
شاید نام آکورد ناپولیتن شش را شنیده باشید، وجه نامگذاری این آکورد به احتمال زیاد به این جهت بوده است که در قرون ۱۷ و ۱۸ بخصوص در دوران باروک به کررات در اپراهای شهر ناپل ایتالیا استفاده می شده است. این آکورد معمولا” در مواقعی که اپرا حالت درام و مهیج به خود می گرفته است کاربرد بسیار داشته.

این آکورد را که به اختصار N6 هم نمایش می دهند در واقع یک آکورد ماژور میباشد که روی درجه دوم گام که نیم پرده بمل شده است ساخته می شود.

این آکورد بندرت در حالت پایگی استفاده می شود و معمولا” معکوس اول آن کاربرد بسیار دارد. در حالت vocing چهار صدایی هم غالب اوقات درجه سوم در قسمت باس تکرار می شود.

بعنوان مثال برای ساختن آکورد ناپولیتن در دو ماژور روی درجه دوم بمل شده یعنی Db یک آکورد ماژور می سازیم و درجه سوم این آکورد را در باس تکرار می کنیم، به شکل دقت کنید. در این شکل آکورد N6 را برای دو گام بزرگ و کوچک دو، مشاهده می کنید.


جایگزینی آکورد N6 در توالی آکورد ii-V-I
کاربرد و عملکرد یک آکورد ناپولیتن آن است که معمولا” جایگزین آکوردهای درجه ii یا IV می شود. بنابراین در توالی آکوردهای معمول جایگاه آن قبل از درجه V در یک کادانس متداول می باشد.

به شکل دوم توجه کنید که چگونه آکورد N6 بجای آکورد درجه دو در یک توالی آکورد ii-V-I نشسته است.

ناپولیتن شش چنانچه در حالت پایگی استفاده شود تمایل زیادی به فرود روی پایه گام را دارد.

شما می توانید در کارهای باخ، موتزارت، بتهوون و شوپن بوضوح کاربرد این آکورد را مشاهده کنید. بعنوان مثال بتهوون در سونات مهتاب بارها از این آکورد زیبا در توالی آکورد i-N5-V7-i استفاده کرده است.
Neapolitan Sixth (ii-V-I)
کاربرد آکورد ناپولیتن در سونات مهتاب توسط بتهوون


گفتگوی هارمونیک

مروری بر موسیقیِ متنِ فیلم «آندرانیک»

آنچه در موسیقیِ اغلب فیلم‌های گروه «هنر و تجربه» می‌توان شناسایی کرد این است که به نظر می‌رسد چنین باوری شکل گرفته‌ که فیلم‌های غیربازاری، کم‌کنش و درون‌گرایانه باید موسیقی‌ای کم‌کنش و دور از تلاطم داشته باشند. موسیقیِ «آندرانیک» گویی از چنین باوری حاصل شده‌است. درحالیکه لزوماً اینگونه نیست. به اقتضای هر فیلم این موضوع جنبه‌های متفاوتی می‌یابد و موسیقی گاه می‌تواند به جای تصویر، یک آشوب درونی را بازنمایاند.

گزارشی است از مراسم رونمایی از آلبوم به‌یاد بهاری (I)

مطلبی که پیش رو دارید، گزارشی است از مراسم رونمایی از آلبوم به‌یاد بهاری: تک‌نوازی کمانچه در فرهنگسرای سرو به تاریخ سوم بهمن ۱۳۹۸ که توسط شهاب مِنا تهیه شده است:

از روزهای گذشته…

از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (IV)

از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (IV)

مقاله‌ای با امضای‌ “ماهان‌” عنوان «اندیشه‌ها» را بر پیشانی دارد و حاوی حرف‌ها و نظراتی است پراکنده دربارهء مسائل روز مربوط به موسیقی و جامعهء موسیقی ایران. در نیمهء دوّم این شماره، دو مقاله نیز دربارهء موسیقی و فرهنگ جهانی آمده است: یکی با عنوان«توسعه و بسط رقص، »از فرخ شادان و دیگری با عنوان «گوته و موسیقیدان‌های عصر او»از دکتر محمود اعتماد. دو صفحه حاوی نقدهای سردستی طنزآمیز دربارهء رفتارها و گفتارهای‌ دست‌اندرکاران موسیقی، بخش مقالات مجله را به پایان می‌برد. در بخش‌ جداگانه‌ای از همین شماره با عنوان‌ “تصنیف‌های روز”، یک آهنگ روز غربی، گل کوچک (Le Petit fleur) آمده است و چهار ترانهء تازه از ویگن، دلکش، مرضیه‌ و پروین. آهنگ ترانه‌ها با خط زیبائی‌”نت‌”شده است تا استفاده از آن‌ها برای‌ هنرجویان و آشنایان با موسیقی، آسان‌تر باشد.
موسیقی تجربی؛ آن گیاه ناشناخته (I)

موسیقی تجربی؛ آن گیاه ناشناخته (I)

موسیقی تجربی، یک واژه‌ی فنی است، یک اصطلاح. واژه‌ای که امروز فکر می‌کنیم یک نوع موسیقی را از بقیه جدا می‌کند یا حتا نام سبکی است از سبک‌های موسیقی با تعریف دقیق و آهنگسازانی که به آن وفادارند. این قبول که واژه واژه‌ای فنی است، اما آیا آنقدر که ما می‌پنداریم معنی‌اش واضح و روشن است؟ آیا همه‌ی آهنگسازانی که در زیر چتر آن جمع شده‌اند یک تصور مشابه از آن دارند؟ منتقدان و نظریه‌پردازان چطور؟ تجربه‌ی زندگی روزمره می‌گوید این طور نیست.
ریتم و ترادیسی (XVI)

ریتم و ترادیسی (XVI)

طیف نگاره ها با تقسیم یک صدا به بخش های کوچکی از زمان به نامِ پنجره و سپس اِعمال FFT به هر پنجره ایجاد می شود. تمامی FFTها پهلو-به- پهلویِ هم قرار می گیرند؛ مقادیر بزرگ با رنگ تیره نشان داده می شود، مقادیر کوچک کم رنگ تر ند.
پاسخی بر نقد حافظ ناظری

پاسخی بر نقد حافظ ناظری

با فاصله کمی از انتشار مطلبی که به بررسی فعالیت های هنری “حافظ ناظری” و “بهرام تاج آبادی” پرداخته بودم، مطلبی در سایت دیگر (موسیقی ما) منتشر شد که به بررسی قسمتی از نوشته نگارنده میپرداخت که مربوط به “حافظ ناظری” بود. این نوع پاسخ ها در چند ساله اخیر بسیار باب شده است؛ نوعی مقالات که به سرعت از طرف طرفداران یک هنرمند در پاسخ به نقدهای (درست یا غلط ) نوشته شده، منتشر میشود. حتی در این اواخر هم دیگر حتی ژست بی طرفی گرفته نمیشود و علنا نویسنده خود را به عنوان “هواداران” آن هنرمند معرفی میکند. البته پاسخ بنده به این نوشته ها، بدون در نظر گرفتن این واقعیت است که طرف مقابل، صرفا “هوای” هنرمند مطبوعش را دارد یا به دنبال حقیقت است و در واقع به این ضرب المثل عمل میشود که “نگو که میگوید، ببین چه میگوید!”
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XV)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XV)

البته هنوز خطرها در کمین اند: روح جرونتیوس صداهای خوفناک دیو ها را که همراه با خنده هایی هجوآمیز اند به وضوح می شنود. وقتی که دیو ها میگذرند، روح در می یابد که او تنها صدای آنها را شنیده و خود آنها را ندیده است. آیا او قادر به دیدن خدا خواهد بود؟ فرشته می گوید که روح می تواند خدا را ببیند اما اخطار می دهد که شعله های عشق ِ جاویدان او را برای همیشه خواهد سوزاند.
رفتار موسیقایی، ساختار اجتماعی (I)

رفتار موسیقایی، ساختار اجتماعی (I)

“موسیقی یک فعالیت است که مردم آن را انجام می دهند. معنای آن بسیار انتزاعی است؛ این معنا وابسته به مردمی است که به آن موسیقی می پردازند. موسیقی معنای ذاتی و طبیعی ندارد بلکه وابسته به مردمی است که آن موسیقی را ایجاد کرده اند، انتقال داده اند و به آن واکنش نشان می دهند (Small1998:2).”
بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (VIII)

بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (VIII)

جمله «بطلمیوس» و «تامسطیوس» (۲۱) اشاره می‌کند، از سوی دیگر نام «فیثاغورث» را چندین بار بر سبیل نقد نظرات‌اش می‌آورد. اگر همین روش بررسی جزء به جزء را ادامه دهیم خواهیم دید که علاوه بر توافق در مبادی روش‌شناختی در موضوع مورد بررسی علم موسیقی، در «صناعت نظری موسیقی» نیز با آریستوگزنوس شباهت تام می‌یابیم:
بوطیقای ریتم (IX)

بوطیقای ریتم (IX)

هر دو موضوعی که بررسی شد کمک می‌کند که موسیقی از دید شنونده تکراری شنیده نشود. او نوعی بی‌قاعدگی (Irregularity) در ریتم را در مقیاس جمله‌ی ریتمیک پدید می‌آورد. در این جا ممکن است این سوال پیش بیاید که اگر بی‌قاعدگی بر مقیاس جملات حاکم باشد پس چگونه حس ریتمیک-متریک و تناوب حفظ می‌شود؟
موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (VI)

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (VI)

شب پانزدهم بعد از افطاری بچه ها شادی کنان می دودند و در خانه ها را می کوبند و فریاد می زنند: «گرگیشو گرگیشو… سی فردشو دکله بشو»
گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (XI)

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (XI)

بعداً آقای امیرحسین پورجوادی دوباره از آقای دکتر صفوت گرفته بودند و بخش نوازندگان تار و سه‌تار این کتاب را در فصلنامۀ موسیقی ماهور، شمارۀ سی، منتشر کردیم که در آن جملات جالبی دارد. من دو سه جمله را که آقای مشحون دربارۀ نوازندگی مهدی صلحی می‌گوید بازگو می‌کنم. می‌گوید مهدی صلحی (منتظم‌الحکما) در تار از شاگردان میرزاحسینقلی و میرزاعبدالله بوده و در سه‌تار بیشتر شاگرد میرزاعبدالله بوده و بیشتر سه‌تار را ادامه داده است اگرچه خودش هم شاگرد تار داشته و هم شاگرد سه‌تار و در هر دو زمینه ماهر بوده است ولی می‌گوید سه‌تار را در نهایت استادی می‌نواخت.