فقط تصور کن! (I)

نگاهی به فعالیت بیتل ها به مناسبت پنجاهمین سالگرد تاسیس این گروه:
گلوله ای درست مغز او را نشانه گرفت؛ گلوله ای که پیش از آن هم انتظارش را داشت. زمانی که جان لنون گفته بود شاید مثل کندی و گاندی به ضرب گلوله کشته شود، شاید بسیاری از مردم در دل به او پوزخند زدند، اما حقیقت آن بود که خود به درستی فهمیده بود تحت کنترل شدید سازمان سی. آی. ای و اف. بی. آی است. سال ها از این ماجرا می گذرد و هنوز ماهیت این ترور به درستی روشن نشد و هنوز بحث بر سر آن است که آیا این گلوله را مارک چاپمن به اراده خود شلیک کرده یا آلت دستی بیش نبوده است؟
«تصور کن چیزی نباشد که به خاطرش بکشی یا بمیری
تصور کن مردم عمرشان را در صلح سپری کنند
شاید فکر کنی خیال باف‌ام
اما من تنها نیستم
آرزوم می کنم که تو هم یک روز به ما بپیوندی
و همه دنیا یکی بشود»

در حقیقت همین ها کم کم طناب دار لنون را بافتند؛ او به دنبال صلح بود و همیشه از آن حرف می زد و همین تکه های شعر «تصور کن» به عنوان خطابه ای علیه نیکسون در مورد جنگ ویتنام در نظر گرفته شد که منطقی هم به نظر می رسد.

جان لنون پیش ازآن از بیتل ها جدا شده بود، اما مرگ او در کل خسارتی جبران ناپذیر به بدنه موسیقی راک جهان زد.

وجوه اشتراک زیادی بین چهار عضو گروه بیتل بود؛ هر چهارتای آنها درس و مدرسه را رها کرده بودند و احتمالا هیچ یک از معلم هایشان باور نمی کردند شاگردهای «تنبلشان» روزی جهان را بلرزانند! هر چهار تای آنها در لیور پول دنیا آمده بودند و با هم صحنه ها و بازارهای موسیقی همه ی دنیا را فتح کردند.

جان لنون که نام اصلی اش جان وینستون لنون بود، اکتبر سال ۱۹۴۰ به دنیا آمد. پدر و مادرش رهایش کرده بودند،او کودکی‌اش را نزد خاله‌ خود سپری کرد و اولین گیتارش را به عنوان هدیه تولد از او گرفت. همین گیتار بود که سرنوشت جان را رقم زد. این کودک عاشق موسیقی ،آنقدر عصبی بود که برایش گیتاری با این برچسب خریده بودند: «این گیتار در برابر شکستن ضمانت می شود.»

لنون به سرعت نواختن گیتار را فرا گرفت و نخستین آهنگی که نواخت THAT WILL BE THE DAY ترانه ای زیبا از بادی هالی خواننده مشهور راک بود.

در سال ۱۹۵۷ در یک کلیسا با پل مک کارتنی آشنا شد و اولین جرقه تشکیل بزرگ‌ترین گروه موسیقی راک جهان با همان آشنایی زده شد.

سال ۱۹۶۲ با سینتیا پاول ازدواج کرد، اما زندگی مشترک آن‌ها خیلی به طول نینجامید. پس از آشنایی و ازدواج با یوکو اونو به تدریج از بیتل‌ها فاصله گرفت و به سمت تولید آثار متفاوت و مفهومی به صورت مشترک با همسرش پرداخت.

جورج هریسون هم فوریه سال ۱۹۴۳ به دنیا آمد. او، هم‌کلاس پل مک کارتنی بود و به دعوت او به گروه بیتل ها پیوست. او پس از جدایی از بیتل هابه همراه سایر هنرمندان از جمله اریک کلپتون، برنامه‌های مشترکی اجرا کرد.

جورج هریسون به اندازه دو غول بیتل ها مورد توجه نبود و همین مسأله بارها باعث ایجاد اختلاف و درگیری میان او و سایر اعضای گروه شد. او که مدتی طولانی با سرطان دست و پنجه نرم می‌کرد، نهایتا پایان ماه نوامبر سال ۲۰۰۱ درگذشت.

5 دیدگاه

  • امير ب
    ارسال شده در آذر ۲۵, ۱۳۸۹ در ۱۲:۲۸ ق.ظ

    توهم توطئه یا دایی جان ناپلئونیسم از نوع موسیقایی!

    بابا طرف شیفته لنون بود روانیم بود زد کشتش همین حالا شما میخوای ربطش بدی به استکبار ؟!

  • رامین منصفی
    ارسال شده در آذر ۲۷, ۱۳۸۹ در ۹:۰۹ ب.ظ

    والا من با این دوستم موافقم آخه دولت آمریکا که نمیاد یه پاپولر رو ترور کنه که!
    :-))

  • ashkan
    ارسال شده در دی ۴, ۱۳۸۹ در ۷:۴۵ ب.ظ

    khande dar bood..john lennon baed az ghatlesh kheili bishtar mashhoor o mahbob shood..pas ro che hesabi fbi o cia too ein terror das dashtan ??

  • مهدی
    ارسال شده در اسفند ۹, ۱۳۹۰ در ۱۲:۰۷ ق.ظ

    دوستانی که صحبت از توهم دایی جان ناپلئونیسم میکنید همین چند روز پیش بود که بی بی سی فاش کرد چارلی چاپلین در اواخر عمرش شدیدا تحت نظر اف بی ای بوده.اتهام هم که همیشه مشخصه:طرفداری از کمونیسم!

  • mostafa
    ارسال شده در خرداد ۲۴, ۱۳۹۱ در ۹:۵۵ ب.ظ

    ”گلوله ای درست مغز او را نشانه گرفت”
    یعنی در جا مرد؟! حس آمیزی نکن کم سواد..
    گوش کن واقعیت رو:
    ۱۰:۵۲
    از گوشه ای تاریک صدا زد: آقای لنون…
    همین که لنون به سمت صدا برگشت,۵ گلوله به او شلیک کرد…
    ۱۰:۵۸
    jim moran و bill gamble در حالی که او را به بیمارستان میبرند یکی از آن دو پرسید: آیا تو جان لنون هستی؟! -بله.
    و این آخرین کلام لنون بود.
    ۱۱:۰۷
    رسیدن به بیمارستان و اعلام مرگ جان وینستون لنون.
    برگرفته از:
    wikipedia,
    life and death of a legend,
    let me take you down by jack jones

    حالا تو قضاوت کن…

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

فرایند خم کردن زه وارها و اتصال آن به ساختمان کلافها در ویولن (I)

محتوای این مقاله بخشی از دروس ارائه شده در شهریورماه ۱۳۹۷ در کارگاه رضا ضیائی (RZW) توسط رضا ضیائی است که فرشاد شالپوش آن را گردآوری و تدوین کرده و امیر خمسه ویراستاری آن را بر عهده گرفته است. متن کامل و دیگر مقالات مرتبط در آرشیو کارگاه موجود است. زه وار به عنوان بخشی…
ادامهٔ مطلب »

مروری بر آلبوم «کنسرتوها»

آغاز راه، در رجز، هنگامی‌که نرم‌ نرمک اتمسفر چهارگاه از ابهام چند نغمه‌ی اولیه به در می‌آید و بر همه‌جا تسلط می‌یابد هراس نیز همراه آن گسترده می‌شود که مبادا آهنگساز برای بازآفرینی رویارویی جمع و فرد یا نبرد گلادیاتوری‌اش (۱) راه دَمِ دست را برگزیده باشد. از یک‌سو برای ساختن تضادهای پیش‌برنده‌ی یک کنسرتو به سراغ گنجینه‌ی همیشه حاضر و آماده‌ی هویت‌نمای دستگاه‌ها رفته و ماده‌ی خامشان را بی پردازشی در برابر فضای ناآشنا بگذارد و از سوی دیگر بار عاطفی نام «رجز» و کارکردش در جنگ (یا جنگ نمادین؛ تعزیه) را دستاویز تأکید بر شباهت کنسرتو به نبرد کند و تمام.

از روزهای گذشته…

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (IV)

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (IV)

از طرف دیگر در بررسی های تاریخی – ادبی می بینیم که در دوره های مختلف تاریخی، زبان های فارسی و عربی در جهان متمدن قدیم، مانند زبان های فرانسه و انگلیسی در قرن اخیر، زبان های بین المللی بوده اند و حدودشان بر محدوده های فرهنگ های ایرانی یا عربی منطبق نبوده است. شاعران فارسی گویی مانند امیر خسرو دهلوی، هندی و رودکی، ترک سمرقندی بوده اند و همان طور که اشاره شد، عده ی زیادی از شاعران ایرانی نژاد و فارسی زبان هستند که آثارشان به زبان عربی و در حیطه ی تاریخ ادبیات عرب است. (۴)
بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (I)

بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (I)

«ابونصر طرخان ابن محمد فارابی» را «معلم ثانی» لقب داده‌اند (به تعقیب ارسطو که معلم نخست بود) که یعنی ارسطوگراترین متفکر دوره‌ی خودش بوده است. اندیشه‌ی موسیقایی فارابی نیز در بعضی دیدگاه‌ها بی نصیب از تاثیر اندیشه‌های یونانی نمانده تا حدی که برخی آرا و اندیشه‌های موسیقی‌شناسانه‌ی او را تنها ترجمانی از آرای موجود در نوشته‌های نظریه‌پردازان موسیقی یونانی می‌دانند:
در خانه عنایت الله شیبانی با استاد سه تار، احمد عبادی (II)

در خانه عنایت الله شیبانی با استاد سه تار، احمد عبادی (II)

به لباس های عبادی که بسیار خوشرنگ بود خیره شدم و به کفش هایش که انگار تازه از کفاشی خریده است، کروات و «پوشت» او که با لباسهایش هماهنگی کامل داشت و بوی ادکلنی که در فضای اطاق پیچیده نشان می داد که تا چه حد به نظافت و حفظ ظاهر اهمیت میدهد. شاید خنده دار باشد اگر بگویم که جوراب های عبادی هم از نظر رنگ و فرم برای من تازگی داشت.
گفتگو با فیلیپ میرس (V)

گفتگو با فیلیپ میرس (V)

با وزن بالای ۱۶۳ کیلو نواختن در حالت ایستاده برایم دشوار است. پس اگر قرار باشد تکنوازی کنم می نشینم. واقعیت این است که با وزن ۱۷۷ کیلو به تنهایی نواختن برایم دشوار است. با وزن ۱۹۶ که خیلی راحت از نفس می افتم.
۸۵ سالگی اسطوره جاز (II)

۸۵ سالگی اسطوره جاز (II)

سال ۱۹۴۵، نورمبرگ محل تجمع سالیانه نازیها بود و آدولف هیتلر (Adolph Hitler) در طی آنها پیام نفرت خود را پخش میکرد و به همین خاطر شهرت بسیار بدی داشت. اما بعد از پایان جنگ، بروبک با گروه خود به نام Wolf Pack سالن اپرای نورمبرگ را بازگشایی کرد و در اول جولای ۱۹۴۵، پیام صلح و دوستی را به گوش همگان رسانید.
گفتگو با گیل شاهام (I)

گفتگو با گیل شاهام (I)

وقتی بدشانسی به تو رو میکنه، تو یه لحظه شانس در خونتو میزنه! همه ما داستانهای زیادی راجب آدمهای بی سواد که یه شب راه ترقی را طی کردن شنیدیم. این داستانها علاوه بر تئاتر روی صحنه کنسرت هم اتفاق می افته. وقتی ویلونیست مشهور پرلمن (Itzhak Perlman) در سال ۱۹۸۹ به علت عفونت گوش نمی تونه به لندن سفر کنه، گیل شاهام ۱۸ ساله بزرگ ترین شانس زندگیشو بدست میاره و کنسرتو های سیبلیوس و بروخ را با همکاری London Symphony Orchestra اجرا میکنه.
محسن قانع بصیری درگذشت…

محسن قانع بصیری درگذشت…

کوچک بودن و نوشتن از انسان های بزرگ و بزرگوار وظیفه سنگینی است. امروز اما به رسم شخصیت پرمحبتش که همیشه با پرسش از دیگران، حتی افراد جوان و بی تجربه، درپی آموختن از آنها و نشر آموخته هایش بود، با جسارت، در سوگ از دست دادنش می نویسم.
اپرای راک – ۱

اپرای راک – ۱

راک اپرا یا راک موزیکال، به یک محصول موزیکال در فرم اپرا یا فیلم موزیکال گفته میشود که در آن به جای استفاده از انواع موسیقی سنتی و کلاسیک، از موسیقی راک استفاده شده باشد.
آیا وزیری به موسیقی ایران خیانت کرد؟

آیا وزیری به موسیقی ایران خیانت کرد؟

نوشته پیش رو نقدی است بر بخشی از نظرات مرحوم آقای دکتر محمد مددپور (زادهٔ ۱۳۳۴ در بندر انزلی – درگذشتهٔ ۱۳۸۴)، نویسنده و فلسفه‌دان معاصر که در مجله مقام موسیقایی منتشر گردید.
لئو فندر شخصی که نمی توانست حتی یک نت بنوازد

لئو فندر شخصی که نمی توانست حتی یک نت بنوازد

کلارنس لئونیداس فندر (Clarence Leonidas Fender) در سال ۱۹۰۹ در کالیفرنیای آمریکا بدنیا آمد. او از کودکی به مسائل برقی و مهندسی علاقه بسیاری داشت و دائم در حال ساخت و تعمیر رادیو و دیگر وسایل الکتریکی بود.