نباید نگران بود (III)

تا آنجا که شناخت من از نمونه‌های موجود اجازه‌ی اظهار نظر می‌دهد بیشتر تلاش‌های صورت گرفته در این زمینه به تغییر در عادت‌های مربوط به متن می‌پردازند و با پرسش‌های بنیادینی که گفتم مواجه نمی‌شوند، بلکه بیشتر با پرسش‌هایی از این قبیل سروکار دارند که: «آیا تغییر متن برای ایجاد تغییرات بنیادی در حالت عمومی موسیقی کافی است؟»، «آیا برای تغییر دادن متن لازم است تکنیک‌های موسیقایی دیگری به کار بگیریم؟»، و … از همین جا می‌توانیم ببینیم که اگر این روند در طول زمان گسترش پیدا کند مجموعه‌ای از این پاسخ‌ها و جمعی از آثار موسیقی زیربنای زیباشناختی و تکنیکی لازم را آهسته آهسته تکمیل خواهند کرد.

همان‌طور که می‌بینید در حد حوصله‌ی این گفتگوی کوتاه در غالب پرسش‌هایی به اختصار نشان دادم برخی مسائل تکنیکی و زیباشناختی بر سر راه چگونه می‌توانند باشند. روشن است که برای پاسخ به پرسش‌های قبلی (به غیر از یکی دوتا که مربوط به منفعل بودن موسیقی بود) موسیقی ناچار دگرگونی‌هایی را به خود می‌پذیرد. مثلا برای بازنمایی لحظات متن در دنیای صداها، موسیقی ما امکانات کمی دارد به‌ویژه اگر متن‌ها چیزی غیر از متن‌های تغزلی مرسوم باشند حال اگر بخواهیم به راهی برویم که به بازنمایی ختم شود ناچاریم این امکانات را بسط بدهیم، یعنی این که باید تغییرات جدی و عمیق ایجاد کنیم.

درست از همین نقطه است که به بخش پایانی پرسش شما نزدیک می‌شویم؛ زیباشناسی این موسیقی مخدوش می‌شود یا قدم به دنیای نویی خواهیم گذاشت؟

در برخورد اول باید بگویم نمی‌دانم. سرانجام چنین پرسشی را تلاش‌هایی که صورت گرفته معین خواهد کرد. از این جهت می‌گویم نمی‌دانم که شما واژه‌ی مخدوش را طوری به کار گرفته‌اید که بار منفی دارد و آن را از مقوله‌‌ی قدم به دنیای نو گذاشتن مجزا کرده‌اید، اما اگر مرور کوتاهی را که پیش از این بر تجربه‌های انجام شده و امکانات موجود صورت دادیم به یاد داشته باشید خواهید دید که میزان تغییراتی که باید برای رسیدن به «دنیای نو» شما در موسیقی ایرانی صورت گیرد به قدری است که اگر انجام گیرد خودبخود گسستی در اندیشه زیباشناختی رخ خواهد داد.

از طرف دیگر تا آنجا که تجربه‌ی تاریخ موسیقی (و هنر) نشان می‌دهد پا گذاشتن به جهان جدید بدون «مخدوش کردن» حداقل بخشی از سنت‌ها اتفاق نیافتاده است. به همین علت است که من فکر می‌کنم برای اینکه به سوی گسترش قابلیت‌های نمایشی-متنی در موسیقی ایرانی برویم لازم است که زیباشناسی مرسومش «مخدوش» شود و بیان تکنیکی‌اش هم بنا بر نیاز تغییر بپذیرد.

در حقیقت من فکر می‌کنم اگر کسانی می‌خواهند به این سو حرکت کنند نباید نگران مخدوش شدن باشند بلکه به عکس باید از آن استقبال کنند. در اینجا تنها یک شق دیگر از پرسش شما می‌ماند آن هم اینکه بگوییم پرسش در مورد این است که «آیا بالاخره موسیقی ایرانی موفق می‌شود عناصر دراماتیک را در خود بپذیرد یا تنها آثاری کم ارزش از این تلاش باقی می‌ماند؟»

به نظر می‌رسد پاسخ این پرسش نزد من نیست، بلکه باید آن را نزد آهنگسازان پیدا کرد و بهترین پاسخگوی چنین پرسش‌هایی هم تاریخ هنر است، یعنی باید صبر کنیم و ببینیم که در آینده از برآیند آثاری با خصوصیات دراماتیک و بر پایه‌ی موسیقی ایرانی که این روزها تعدادشان اندکی بیش از گذشته شده چه چیز برای‌مان باقی می‌ماند آنگاه وقتی به چشم‌انداز پشت سر نگاه می‌کنیم آسان‌تر می‌توانیم ببینیم چه رخ داده و کدام آثار درخور توجه‌اند؟ در حال حاضر بهتر است به هر قطعه‌ی موسیقی گوش بسپاریم و مختصاتش را بدون آن که گرفتار صادر کردن حکم‌های کلی بشویم تحلیل کنیم…

شرق

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی شناسی فمنیستی (XI)

بسیار روشن است که با چنین فرضی که نبوغ لازمه عقلانیت و عقلانیت ریشه دار در مذکر بودن باشد، زنان پیشاپیش از دایره پدیدآورندگان آثار هنری بیرونند؛ بدین معنا که کارهای زنان می تواند از سنخ کارهای ماهرانه باشد، اما فاقد نبوغ است.

نگاهی گذرا به جریان بندی های موسیقی ایران؛ به بهانه سالروز درگذشت پرویز مشکاتیان (IV)

مشکاتیان در دهه ۷۰ آثار دیگری را به جامعه هنردوستان ایران تقدیم می کند که خوانندگان آن عموما قوت محمدضا شجریان را ندارند و بعضا مجری های خوبی برای آثار او نیستند ولی بی‌شک هنر آهنگسازی او به نهایت گوش نواز است؛ از جمله «مقام صبر» با صدای علیرضا افتخاری، «افق مهر» با صدای زنده یاد ایرج بسطامی، «کنسرت عارف» سال ۱۳۸۶ با صدای شهرام ناظری و…

از روزهای گذشته…

برای علیرضا خورشید فر، هنرمندی که سایه ای بلند داشت

برای علیرضا خورشید فر، هنرمندی که سایه ای بلند داشت

از هنگامیکه موسیقی ما در این شش دهه اخیر، بیشتر به جانب موسیقی ارکسترال و چند صدایی (پلی فونیک) تمایل یافت و سعی داشت تا لایه ها و مفاهیم تازه ای را در موسیقی به ذهن و ضمیر مخاطب تشنه ادراکی عمیق تر از هنر بود، منعکس نما ید، هنرمندانی با دانش و توان لازم با این راه گام نهادند و با خلاقیت هایی هنر موسیقی ماندگاری بخشیدند.
چه آتش‌ها

چه آتش‌ها

کنسرتی که گروه همنوازان حصار در پاییز ۱۳۹۰ در تالار وحدت تهران اجرا کرد، پاییز امسال در قالب آلبومی به نام «چه آتش ها» به بازار آمد. انتشار آلبوم نیز همانند اجرا، واکنش های ضد و نقیضی در پی داشت. روهی آن را فاقد اصالت و قوام موسیقایی دانستند و گروهی نیز آن را خلاقیتی جسورانه خواندند. اما به زعم نگارنده، این نگاه های سیاه و سفید، ریشه در خود آلبوم و محتوای آن دارند و خود این چیدمان ۹۰ دقیقه یی نیز کشکولی از عناصر سیاه و سفید است؛ به این معنی که از سویی نگاه شنونده را با درخشش و شکوه خود در لحظاتی خیره می کند و از دیگر سو نه تنها با کنش هایی دیگرآزارانه، مخاطب را گیج و منگ رها می کند بلکه وجود مخاطب را در لحظاتی نادیده می گیرد و راه خود را می رود.
روش سوزوکی (قسمت چهل و سوم)

روش سوزوکی (قسمت چهل و سوم)

دکتر میشاالیس (Dr.Michaelis) قبل از سفرش شبی یک میهمانی موسیقایی تدارک دیده بود. از من هم خواسته شد که آنشب اجرایی داشته باشم و هرچند که من خیلی خوب نبودم اما از من درخواست شد که اجرایی داشته باشم و من هم بی هیچ مقاومتی پذیرفتم و اثری که بسیار جایش را در قلب من باز کرده بود اجرا کردم، اثری از بروخ، کنسرتو {ویولون} بروخ که تمرین آنرا تازه با کلینگر شروع کرده بودم، وقتی که مراسم چای برگزار شد، فضای جالبی بر جمع حاکم شد و همه دور هم جمع شدند. خانمی‌که تقریباً هفتاد ساله بود گفت که من واقعاً نمی‌توانم این را درک کنم که کسی مانند سوزوکی که در ژاپن، سرزمینی که کاملا غریب است متولد شده، حالا در آلمان برای ما اثری از یک آلمانی برجسته مانند بروخ ارائه می دهد، شما چه فکر می‌کنید؟ اصلاً چنین چیزی ممکن است؟ سکوت همه جا را فرا گرفت.
دگ جنسن، نوازنده جهانی فاگوت

دگ جنسن، نوازنده جهانی فاگوت

باسون (یا فاگوت) بخاطر گران قیمت بودن، در مقایسه با دیگر سازهای بادی چوبی ارکستر، پرطرفدار نیست، به همین با وجود صدای زیبا، تکنیک و وسعت قابل توجهش کمتر مورد استفاده قرار می گیرد. همین اتفاق روی بازار این ساز هم تاثیر گذاشته و باعث شده کمتر نوازنده ای در این ساز به شهرت جهانی برسد و این شانس را پیدا کند که در اجرا های کم تعداد این ساز (چه همراه با ارکستر ها چه در گروه های موسیقی و چه در نقش سولیست) شهرتی پیدا کند.
وزن خوانی یادیاری وکاربرد آن در موسیقی (I)

وزن خوانی یادیاری وکاربرد آن در موسیقی (I)

با توجه به سوابق و مستندات تاریخی ضرب آهنگ موسیقی ایرانی در گذشته با متریک کنونی متفاوت بوده و بر اساس سیستم ایفاعی تنظیم می گردید. بر اساس بعضی نوشته ها مانند تحقیق ماللهند از ابوریحان بیرونی ، به دلیل حضور تفکر ایقاعی در موسیقی قدیم ایران و هند ، اصول عروض و ایقاع احتمالا ریشه در فرهنگ آریایی داشته است.
موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (IX)

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (IX)

در کرمان مشابه همین مراسم در ماه رمضان و با نام «الله رمضونی» و «کلید زنی» برگزار می شود. «الله رمضونی» بیشتر توسط کودکان و «کلید زنی» توسط زنان و دختران انجام می شود که در آیین دوم فردی که این مراسم را انجام می دهد نباید شناخته شود. کلید زنی در شب های ماه رمضان برگزار می شود. زنی در حالی که صورت خود را با چادر پوشانده و یک سینی (در سیرجان به جای سینی از الک استفاده می شود که به آن کمو می گویند) در دست دارد که درون آن آیینه، سرمه دان و یک جلد قرآن قرار دارد، به خانه اهل محل می رود و با کلید به سینی (یا در خانه) می زند. صاحب خانه پس از گشودن در آینه داخل سینی را بر می دارد و چهره خود را می نگرد، سپس مقداری شیرینی، قند یا پول داخل سینی قرار می دهد. در کرمان همچنین از شب سوم تا پایان ماه رمضان مراسمی با عنوان «الله رمضونی» برگزار می شود که در آن گروهی از کودکان و نوجوانان به در خانه اهل محل رفته و این سرود را می خوانند و پس از اتمام سرودخوانی صاحب خانه پولی به سرپرست گروه می دهد:
یادداشتی بر کنسرتِ «فوتِ ده‌سالگیِ ارکستر سازهای بادی تهران»

یادداشتی بر کنسرتِ «فوتِ ده‌سالگیِ ارکستر سازهای بادی تهران»

نیمه‌ی پر: هرچند حاصل ده سال عمر یک ارکستر باید باکیفیت‌تر از این باشد اما در ایرانِ اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه نود! حفظ کردن و تداوم فعالیت یک ارکستر، خود، کار صعبی‌ست. باید بر شانه‌ی این ارکستر زد و گفت دمتان گرم. و جای خوشحالی‌ست که بشنویم گروهی متشکل از انواع سازهای بادی، در اوضاع آشفته‌ی موسیقی در ایران، گیریم با موسیقی پاپیولارِ دهه شصت و هفتادِ غرب کنسرتی تدارک دیده‌اند؛ آن هم با نوازندگانی با میانگین سنی پایین و یک اجرای تماشاگرپسند صمیمی و بی شیله پیله که تکلیفش با خودش مشخص است.
شیفراژ

شیفراژ

Figured Bass به معنای باس شماره گذاری شده، که در کشور ما بیشتر با اصطلاح “شیفراژ” بکار برده می شود نوعی روش استفاده از اعداد برای مشخص کردن فاصله های موجود در آکودرها نسبت به نت بخش باس است. این روش معرفی آکوردها بیشتر در دوران باروک بخصوص برای همراهی سازی مانند ارگ با گروه کر، کاربرد داشته است و امروزه نیز در کتب مختلف برای آموزش هارمونی از آن استفاده می شود.
به بهانه ی انتشار خسوف (I)

به بهانه ی انتشار خسوف (I)

ریشه ی واژه ی اوراتوریو (oratorio) به دورانی در قرن شانزدهم باز می گردد که قدیس فلیپ نری (saint philippe neri) روحانی کاتولیک، مجالسی را برای شنیدن آثار موسیقایی در کلیسای مشهور «اوراتوار» (oratoir) واقع در شهر رم تشکیل می داد. واژه ی «اوراتوریو» نیز از نام همین کلیسا مشتق شده است.
نی و قابلیت های آن (XIII)

نی و قابلیت های آن (XIII)

در چند قسمت در مورد محدوده های صوتی و شیوۀ انگشت گذاری ساز نی صحبت کردیم و در ادامه به بررسی برخی ویژگی های اجرایی ساز نی در تکنوازی، همنوازی و گروهنوازی می پردازیم. همانطور که ذکر شد نی از لحاظ تنوع صدایی و تولید صداهای متفاوت دارای قابلیت های بسیار برای یک آهنگساز بوده و آهنگسازانی که از فواصل اجرایی ساز نی و قابلیت های آن آگاهی کامل داشته باشند میتوانند از آنها به بهترین نحو و در حالات متفاوت استفاده نمایند برای مثال صداهای بم نرم و بم معمولی نی دارای دو شخصیت کاملا متضاد هستند، به نحوی که حتی می توان چنین تصور نمود که این دو نوع صوت از دو ساز متفاوت تولید می شوند.