فقط تصور کن! (IV)

هیجان، نوآوری، محبوبیت – حرکت!
موسیقی بیتل ها عین تناقض بود: تلفیقی بی بدیل از شور و هیجان، نوآوری و در عین حال جدیت. شعرهای بیتل ها با محتوا بود، اما در عین حال شوری در شنونده ایجاد می کرد که پلیس مجبور می شد هربار برای حفظ امنیت اعضای گروه و تماشاگران تدابیر امنیتی خاصی را در نظر بگیرد.

سبک موسیقی آنها هم ترکیبی جالب داشت؛ سرچشمه الهام آنها را شاید بتوان سبک های متنوعی چون: بلوز سنتی، ریتم و بلوز چاک بری، راک اند رول الویس پریسیلی، ترانه های عامیانه انگلیسی و شعرهای باب دیلن دانست. حتی نفوذ موسیقی مذهب های هندی هم در آثار آنها حس می شود و همین آنها را به سمت تجربه مخدرهای توهم زا سوق داد.

بیتل ها در پی حذف قید و بندها بودند و برای رسیدن به این هدف کلیشه های ملودیک و هارمونیک را آگاهانه از آوازهایشان حذف کردند. همین، موسیقی آنها را سنگین تر و پیچیده تر می کرد. آوازهای این گروه، اغلب به جای تکیه بر گام های ماژور و مینور بر مبنای مدهایی ساخته می شدند و واژگان هارمونیک آنها غنایی بیش از اغلب آثار راک داشت.

این آوازها گاه دارای تغییر وزن و عبارت هایی با طول های نامنظم هستند. در این میان چیزی که از همه بیشتر جلب توجه می کرد، استفاده بیتل ها از صداهای متنوع الکترونیک و غیر الکترونیک بود که پیش از آنها شاهدش نبودیم.
« هی پسر، امروز خبر خوندم
راجع به مردم خوش شانسی که موفق شده بود
اما بقیه خبرها ناراحت کننده بودند،
من فقط مجبورم که بخندم
و عکس دیدم »

A Day in the Life، با این جملات شروع می شود. این آهنگ آخرین آواز سیکل Sgt. Pepper s Lonely Hearts Club Band است که در آن گیتار الکتریک با نمودی بی سابقه وارد موسیقی راک می شود. Sgt. Pepper s Lonely Hearts Club Band را واقعا می توان نقطه عطفی در تاریخ موسیقی راک دانست.

این آلبوم یکی از نخستین صفحه های راک بود که به صورت یک سیکل یکپارچه آوازی تنظیم شده بود و شعرهای آن چنان درخور توجه بودند که بر جلد آلبوم چاپ شد. ۱۳ آواز این سیکل به مدد نمایشی مجازی در یک تالار موسیقی انسجام می یابند؛ تالاری که در آن شنوندگان با تماشای تنوعی گیج کننده از پرده های نمایشی سرگرم می شوند.
«هی پسر، امروز یک فیلم دیدم
ارتش انگلیس تازه جنگ را برده بود
مردم رویشان را برمی گرداندند
اما فقط من مجبور بودم در حالی که کتاب می خواندم، نگاه کنم »

در اینجا با زبانی ساده ما با واقعیتی خشن و دردناک روبه رو می شویم. طرح این آواز چیزی به این شکل است:
پستلود A2 اینترلود دوم B اینترلود اول A2 A1 A مقدمه
در بخش های A2 A1 A اواز جان لنن که با ظرافت تمام به شیوه ای گسسته اجرا می شود و از خشونت و جنگ می گوید، کیفیتی «غیرواقعی» دارد. در بخش A1 با واژه های He blew his mind out آغاز شده و با ادای واژه House of Lords بر یک نت زیر پایان می یابد. آغاز بخش A2 با ادای عبارت a film today saw I و پایان آن با پرداختی محو شده و تریل گونه از واژه های turn you onاست این واژه ها زمینه ساز پیدایش اینترلود وهم انگیز اول هستند؛ اینترلودی که در آن بلوک غول آسای صدای الکترونیک و ارکستر _بر زمینه ضرب هایی کوبشی_ تلنبار شده و رفته رفته قوی تر می شود و اوج می گیرد.

این صدای حجیم ناگهان بریده می شود تا راهگشای ضربان هایی بی وقفه و زنگ ملایم یک ساعت شماطه دار شود. پل مک کارتنی، چنان که گویی از یک رویای آزارنده بیدار شده باشد، به توصیف رخدادهای زندگی روزانه خود می پردازد (بخش B). بخش B به سبب ضرب نیرومندتر، ریتم سرزنده تر و حالت طبیعی تر صداهای آوازی، با بخش های آغازین در تضاد است. واژه های I went into a dream باا آغاز دومین اینترلود – که در آن صدای دوردست آوازی واژه ah را ادا می کنند و صداهای ارکستر نیز به تدریج از نظر ملودیک برجستگی می یابند، می آمیزد.

پس از بازگشت بخش A2-I read the news و آخرین واژه ها (turn you on) پستلودی می آید که شبیه به اینترلود اول اما از نظر ساختار صداهای الکترونیک و ارکستری از آن نیز قوی تر است. پستلود با یک آکورد بم می ماژور که محو آن نیم دقیقه به درازا می کشد پایان می گیرد. این محو کندگویی می خواهد تنش های مهیب سیکل آوازی را از میان ببرد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

یادداشتی بر موسیقیِ متنِ فیلم «آشغال‌های دوست‌داشتنی»

جدیتِ آغاز فیلم از جایی که گوینده‌ی شبکه‌ی ماهواره‌ای، خبری درباره‌ی «منیرخانوم» می‌گوید به یکباره رنگ عوض می‌کند و بیننده وارد خیالات او می‌شود. این اولین نمود موسیقی در فیلم است: یک هفت‌ضربیِ سرخوشانه‌، با پایه‌ای روی سه‌تار به‌صورتِ خفه (Mute) که به یاریِ تغییر فضایِ فیلم می‌آید. روی همین ملودی، طنز فیلم پررنگ‌تر می‌شود. منیر چندین بار با تغییر کانال‌های ماهواره، گیتارنوازی را می‌بیند که ترانه‌ای با کلیدواژه‌ی نام او می‌خواند. این ملودی چند بار دیگر در لحظاتی که بار کمدی فیلم بیشتر است حضور می‌یابد: صحنه‌ای که منیر دنبال بغلیِ شوهر می‌گردد یا آنجا که همه به توصیه‌ی شوهر، ظاهرِ خود را درست می‌کنند تا برای ورود مأمورین آماده باشند.

جان کیج و ذن بودیسم (IV)

گفتگوی بالا بین پروفسور «سوزوکی» – استاد فلسفه شرق دور – و یکی از شاگردانش در دانشگاه کلمبیا صورت گرفته که جان کیج آن را در مقاله ای به نام «شفافیت و ظرافت» آن را نقل می کند. می گویند که «ذن» اولین بار با یک کنایه آغاز شد. بدین گونه که: روزی بودا با شاخه گلی در دست به جایگاه موعظه ی روزانه اش آمد و به جای موعظه های معمول، آن روز فقط گل بود و سکوت. یکی از پیروانش راز پیامِ بی کلام او را دریافت و ذن آغاز شد.

از روزهای گذشته…

یک پیانیست چه نوع تمریناتی و به چه مقدار اجرا مینماید؟ (I)

یک پیانیست چه نوع تمریناتی و به چه مقدار اجرا مینماید؟ (I)

بسیاری از پیانیست ها یک ساعت و یا بیشتر بر روی تمرینات تکنیکی وقت صرف مینمایند برخی از این تمرینات میتواند مانند تمرینات Hanon (تمرین برای ۵ انگشت که الگوهای متفاوتی را اجرا مینماید) یا Dohnanji و Cortot که برای تفکیک انگشتان بکار میرود (من فکر میکنم این دو تمرین آخری واقا خظرناک میباشند و ممکن است موجبات صدمات جدی بر انگشتان و عضلات وارد نماید وباید وقتی تمرین شود که شخص واقعا تجربه و دقت کافی را داشته باشد (همچنین گامها) فرمهای بسیاری برای گام نوازی وجود دارد.
گفتگو با آن سوفی موتر (I)

گفتگو با آن سوفی موتر (I)

تنها با در نظر گرفتن فعالیت های آن سوفی موتر (Anne-Sophie Mutter)، ویولونیست، نیز می توان به راحتی تحت تأثیر قرار گرفت چه برسد به تماشای نوازندگی او. موتر در دهه چهل زندگیش دیسک گرافی شگفت آوری دارد: در سی سال گذشته با ۳۵ آهنگساز در بیش از ۳۰ اثر ضبط شده همکاری کرده است. وقتی که موتر تازه شروع به کار کرده بود نامش همیشه با نام هربرت فون کارایان همراه بود. اما موتر از آن زمان به بعد با بیش تر رهبران و موزیسین های سرشناس اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم همکاری کرده است.
ادیت در ویولن (VII)

ادیت در ویولن (VII)

نگارنده در ادامه نوشته، راهکار انگشت گذاری مبتنی بر اصل تغییر پوزیسیون ها بر اساس حداقل جابجایی طولی بر روی گریف را در اجرای این جمله پیشنهاد می دهم. پیش از بررسی موضوع انگشت گذاری هفت دسته جمله سه نتی سه لا چنگ (از لا بکار تا می بمل)، پرداختن به انگشت گذاری سه جمله شامل تریوله های رابط الزامی می باشد.
ارکستر فیلارمونیک وین

ارکستر فیلارمونیک وین

تا قبل از آنکه در ۲۸ مارچ سال ۱۸۴۲ ارکستر فیلارمونیک وین اولین اجرای رسمی خود را انجام دهد، شهر وین اعتبار خود را مدیون افرادی چون ژزف هایدن، ولفگانگ آمادئوس موتزارت و لودویک فون بتهوون بود و هیچ تجربه حرفه ای در زمینه اجرای کنسرت نداشت. کارهای سمفونیک بیشر برای مراسم و موقعیت های خاص اجرا می شد و نوازندگان اغلب متشکل از حرفه ای ترین موسیقی دانهایی بودند که در تئاتر ها کار می کردند.
آنجا که موسیقی آغاز می‌شود

آنجا که موسیقی آغاز می‌شود

مجاب‌کردن هنرجوی موسیقی به شنیدنِ آنچه می‌نوازد، دشوار است. یک موسیقی‌دان جوان به‌ندرت به آنچه می‌نوازد، توجه کافی دارد و حتی از آن کمتر به «چگونگی» نواختنش. گاهی هنرجو برای اجرای صحیح ریتم، به شمارش می‌پردازد؛ اما حتی موسیقی‌دانانی که خوب و درست آموزش دیده‌اند هم ممکن است در کار با مترونوم به زحمت بیفتند. هنرجو آن‌قدر درگیر نواختن نت‌هاست که دیگر انرژی و زمانی برای امور دیگر برایش باقی نمی‌ماند؛ حتی شمردن و شنیدن.
جعفر صالحی: محدودیتی در فیناله وجود ندارد

جعفر صالحی: محدودیتی در فیناله وجود ندارد

من نرم‌افزار سیبلیوس را بلد نیستم و به این دلیل نمی‌توانم مقایسه‌ای بین این دو از لحاظ قابلیت داشته باشم. اما چیزی که می‌توانم بگویم این است که چه برای موسیقی ایرانی و چه برای موسیقی غیرایرانی و همه نوع موسیقی (که البته به من برای نوشتن ارجاع شده است) هیچ محدودیتی در فیناله وجود ندارد و به قول یکی از دوستان (به طنز)، فیناله فقط چایی برای آدم دم نمی کند!

تعرفه آگهی در سایت گفتگوی هارمونیک

تعرفه آگهی در سایت گفتگوی هارمونیک آگهی های مجله گفتگوی هارمونیک در دو ستون سمت راست و چپ سایت منتشر می شود: آگهی سمت راست سایت در سایز ۱۶۰×۱۶۰ پیکسل با قیمت ۲۵۰ هزار تومان برای هر ماه است. آگهی سمت چپ سایت در سایز ۱۵۰×۲۲۰ پیکسل با قیمت ۴۰۰ هزار تومان برای هر ماه…
ادامهٔ مطلب »
“بهزاد” پس از سالها در سرزمین مادری اش می خواند

“بهزاد” پس از سالها در سرزمین مادری اش می خواند

مهدی بهزاد پور مشهور به بهزاد خواننده نام آشنا و پرکار سالهای ابتدایی دهه ی شصت که با اجرای آثاری از همایون خرم، اسدالله ملک، فضل الله توکل و موید محسنی پا به عرصه ی موسیقی گذاشت پس از سالها دوری از صحنه کنسرتی را در شهرهای کرمان و بم برگزار می کند.
د-دورز (I)

د-دورز (I)

د – دُرز (The Doors) گروه راک آمریکایی که در سال ۱۹۶۵ در لس انجلس-کالیفورنیا تشکیل شد. در بیشترین مدت زمان بقای این گروه؛ جیم موریسون (Jim Morrison) خواننده، ری منزارک (Ray Manzarek) نوازنده کیبورد، جان دنسمور (John Densmore) درامر و روبی کریگر (Robby Krieger) گیتاریست گروه، بوده اند. در دهه ۱۹۶۰ آنان از جمله جنجال آفرین ترین گروهها بودند، به ویژه اشعار خشن موریسون و شخصیت غیر قابل پیش بینی وی بر روی سن معروف و بحث برانگیز بود.
کلود دبوسی، آهنگساز فرانسوی (II)

کلود دبوسی، آهنگساز فرانسوی (II)

نخستین اجرای اپرای “پلئاس و ملیزاند” در پی اختلافی که میان دبوسی و آهنگسازی به نام ماترلینک بر سر گزینش خواننده نقش ملیزاند و کشیده شدن ماجرا به دادگاه با سر و صدای بسیار همراه شد و موسیقی دوستان را به دو دسته تقسیم کرد و این اجرا با دخالت پلیس بدون موفقیت انجام شد، اما اجرای دوم موفقیتی چشمگیر داشت و تا سه ماه اجرا می شد.