نکاتی درباره محدودیت های تکنیکی تار (II)

وسعت مورد استفاده روی هر سیم تار: اگر تار را به صورت معمول یعنی دو اکتاو و نیم بدانیم (تارهای سه اکتاو هم کم و بیش ساخته میشوند ولی بسیار کمتر تعداد ترند نسبت به تارهای عادی یک و نیم اکتاو)، در سیم دو، کل سیم مورد استفاده قرار میگیرد، در سیم سل یک چهارم آخر سیم (در صورتی که کوک سل داشته باشد از نت سل ۴ به بالا) کمتر مورد استفاده قرار میگیرد و در سیم بم، دو سوم سیم (یعنی با فرض دو کوک شدن سیم، از نت سی بمل ۳ به بالا) کمتر مورد استفاده قرار میگیرد.

امکان پدال: در تار عموما این امکان با ارتعاش سیم بم و هنگام مورد استفاده قرار میگیرد و بیشتر مواقع نوع خاصی از پدال که ریتمیک است به عنوان پایه مورد استفاده قرار میگیرد که به خاطر عدم سهولت اجرای پایه های متنوع روی تار (نسبت به سه تار و سنتور) مضرابهای مختصر تر و محدودتری برای تار نوشته و اجرا میشود. از نوشتن نت پدال ممتد (که به سنت تار نوازی با ریز اجرا میشود) در سیم های غیر همسایه تار باید اجتناب کرد.

امکان ویبراسیون: ویبراسیون در تار به شکل پایین رونده بیشتر از طریق فشار بر خرک صورت میگیرد و در ویبراسیون های بالا رونده بیشتر به صورت حرکت عمودی و یا افقی دست چپ نوازنده ایجاد میشود. باید توجه داشت که اجرای ویبراسیون روی خرک و در عین حال مضراب زدن روی چند سیم، مثل پاپه معمول چهارمضراب، برای نوازنده تار، تقریبا غیر قابل اجرا است.

گلیساندو: با کشیدن دست روی پرده های تار، نوازنده میتواند تا محدوده وسعت هر سیم ایجاد گلیساندو کند که به خاطر وجود پرده ها صدایی نه مثل گلیساندو ویلن و نه حرکت کروماتیک پیوسته شنیده میشود، بلکه چیزی میان این دو است. اگر آهنگساز قصد دارد که از نتی به نت دیگری گلیساندو اجرا شود، در صورتی که ریز نواخته نمیشود و بعد از مضراب تک گلیساندو اجرا میشود، باید به ماندگاری صدا در ساز توجه کافی داشت تا این عمل موفقیت آمیز به اجرا درآید.

فلاژوه یا هارمونیک: استفاده از هارمونیک ها با اینکه طبق قوانین تارهای مرتعش روی تار هم قابل اجرا است ولی عمومیت ندارد و به ندرت از این تکنیک استفاده شده است.

استکاتو و نتهای مقطع: نت های مقطع بوسیله مرتعش کردن سیم و بلافاصله متوقف کردن لرزش سیم توسط انگشت انجام میشود که بسته به توانایی نوازنده میتواند سرعت این عمل کم یا زیاد باشد ولی به خاطر مکانیزم خاص در استفاده از عامل خفه کنند سیم، مسلما فقط این تکنیک در تمپوهای خاصی قابل اجرا است و مثلا بصورت چهار دولا چنگ با تمپوی ۱۲۰ برای تار نباید استکاتو یا اسپیکاتو نوشته شود.

پوش: وقتی مضراب به جای قرار گرفتن بر روی کاسه، جلوتر گرفته شود و روی ناقاره سیم را مرتعش کند، رنگ جدید صدایی تولید میشود که این عمل را اصطلاحا پوش مینامند ولی به خاطر حرکت زیاد سیم در این قسمت، باید سعی شود، جملاتی که روی این تکنیک نوشته میشود، به گونه ای نباشد که موجب ایجاد صدای اضافه برخورد مضراب با سیم شود.

فواصل خاص: در تار نوعی از پرده بندی متداول است و همچنان که در بعضی از سازهای کلاویه ای بعضی از نتها وجود ندارد، روی دسته تار هم آن پرده ها بسته نمیشود، هرچند امکان بسته شدن وجود دارد ولی متداول نیست. پس باید قبل از آهنگسازی برای تار، حتما پرده های تار را هم چک کنید که در حد امکان قطعه ای مثلا در سه گاه فا کرن برای تار ننویسید.

ملودی زدن روی سیم هنگام: با اینکه اصولا اضافه شدن این سیم ابتکار درویش خان به تقلید از ساز سه تار بوده، امروزه گاهی از این سیم هم غیر از کاربرد واخوان و یا دوبل نواختن با سیم بم استفاده میشود؛ با اینکه امکان دوبل گرفته نشدن آن با سیم بم وجود دارد ولی هنوز در کمتر قطعه ای استفاده از این سیم را به صورت مشخص، نوشته شده است؛ به یاد داشته باشید، برای نوشتن ملودی روی این سیم از علامت های مخصوص خودش استفاده کنید، چراکه از نظر جنس سیم در بیشتر مواقع کوک سیم، شبیه به دوبل سیم اول تار یعنی سیم دو است و ممکن است نوازنده با دوبل سیم اول جمله را اجرا کند که مسلما رنگ صدا با خواسته آهنگساز تفاوت خواهد داشت.

2 دیدگاه

  • مهدی
    ارسال شده در آبان ۱۳, ۱۳۹۳ در ۱۲:۲۳ ب.ظ

    تشکر
    مطلبتون غیر تکراری و آموزنده بود

  • بینام
    ارسال شده در آذر ۱, ۱۳۹۵ در ۶:۴۴ ب.ظ

    با وجودی که از نظر علمی مطالب,خوب بود,,ولی اکنون نوازندگان,چیره دستی هستند که این محدودیت هارا,بسیار,از بین برده اند,خصوصا در ساز تار که,قدرت(مانوور)نوازنده بیشتر است(تار شاهساز ایرانیست)

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

سعیدی: همیشه با ساز همسرم می نوازم

همیشه یادشان می‌کنم، همیشه… در حقیقت می‌توانم بگویم که یکی از اساتیدی بودند که در زندگی هنری من خیلی مؤثر بودند هم ایشان هم استاد دکتر صفوت و البته استاد مفتاح هم که جای خودشان را دارند چون سبک مضراب زدن را در حقیقت ایشان به من یاد دادند و اگر ایشان نبودند، خب من نمی‌توانستم به اینجا برسم. هرچند تکنیک‌های ایشان با چیزی که امروز من اجرا می کنم فرق دارد چون من دیدم کارم یک جور دیگر است، تکنیک را عوض کردم و فرم کار را عوض کردم. حالا ان‌شاءالله این سی دی هزار گیسو که به بازار بیاید تمام این تغییرها و تمام این تفاوت‌ها را شما می‌توانید حس بکنید.

درباره یادگار حبیب سماعی، طلیعه کامران (II)

خالقی بعد‌ها محتوای برنامۀ همایون اجرای طلیعه کامران را ضبط کرد و به‌عنوان نمونۀ هنر بانوان موسیقیدان ایران، طی بازدید خود از روسیه، به آن کشور برد؛ نمونه‌ای که قریب پنجاه سال بعد از آرشیو آن استاد فقید استخراج شد و در کتاب بخش‌هایی از ردیف حبیب سماعی به روایت طلیعه کامران (موسیقی عارف، ۱۳۸۸) آوانگاری گردید. همچنین خالقی، طی یکی از برنامه‌های ساز و سخن در رادیو، به معرفی وی پرداخت و او در رادیو به‌همراهی ضرب حسین تهرانی به اجرای آموزه‌های حبیب سماعی در دستگاه چهارگاه پرداخت. متأسفانه، بعدها بر اثر بی‌مبالاتی ادارۀ رادیو و به بهانۀ کمبود نوار، این نمونۀ نفیس پاک شد اما خوشبختانه نت آن در کتاب حاضر به‌یادگار باقی است.

از روزهای گذشته…

هشتادمین سالگمرگ درویش خان (I)

هشتادمین سالگمرگ درویش خان (I)

غلامحسین درویش معروف به درویش خان از نوابغ موسیقی سدۀ اخیر است. وی هنرمندی خلّاق با سلیقه و ظریف و نوازنده ای ماهر و چیره دست بود. وی در سال ۱۲۵۱ به دنیا آمد پدرش حاجی بشیر نام داشت که از اهالی طالقان بود و سه تار مینواخت. از آنجایی که شوق فرزندش را در یاد گیری موسیقی دریافت وی را به موزیک دارالفنون سپرد.
بیژن کامکار: هرگز برای پول کار نکرده‌ام

بیژن کامکار: هرگز برای پول کار نکرده‌ام

… اما خرسندی‌هایی هم هست. گروه های جوانی هم هستند که انصافن خوب کار می‌کنند اگر بی‌پولی و بی‌حمایتی کارشان را خراب نکند. بیشتر گروه هایی که تشکیل می‌شوند به دلیل مشکلات و مسائل مالی و اینکه کارشان بازدهی اقتصادی منطقی ندارد از هم می‌پاشند. خیال‌تان را راحت کنم وضعیت اقتصادی موسیقی ما فاجعه است. چرا باید هنرمند از هنرمند پول بگیرد؟ من چرا باید دستمزدم را از پشنگ بگیرم؟ چرا گروه باید با مرحوم مشکاتیان طرف می‌شد و چرا او باید دستمزد می‌داد؟ بگذارید مثالی بزنم. فقط شش گروهان، از استادیوم آزادی حراست می‌کنند. صد تا مسئول گیشه دارد. یک اکیپ کار نور می‌کند. یک لشکر برای اصلاح چمن وجود دارد.
دیوید پی یت

دیوید پی یت

دیوید پی یت (David Pyatt) در سال ۱۹۸۸ در حالیکه فقط ۱۴ سال داشت به عنوان جوانترین برنده جایزه بزرگ موسیقیدان جوان سال BBC شناخته شد. به دنبال این موفقیت او به حرفه نوازندگی سولیستی روی آورد که باعث شناخته شدنش در انگلیس، اروپا، آمریکای شمالی، کانادا و ژاپن شد. او در انگلیس با ارکسترهای مهمی مانند ارکستر مجلسی انگلیس (English Chamber Orchestra)، موزار نوازان لندن و ارکستر هاله کار کرده است. اولین برنامه ای که از او در شبکه BBC پخش شد، اجرای دومین کنسرتوی هورن اشترائوس (Strauss) در سال ۱۹۹۳ بود.
هنر و انقباض ایدوئولوژیک (III)

هنر و انقباض ایدوئولوژیک (III)

می دانید هرگاه منبعی به وسیله تبدیل شود، به سرعت دچار استهلاک و افت کیفیّت شده و در فرجام خود ناچار می شود آخرین دقائق نزدیکی به مرگ خود را شماره کند. پس نتیجه می گیریم بازتاب های تمرکز دو قدرت سیاسی و اقتصادی در یک نهاد اجتماعی به نام دولت، انقباض بیش از حدِّ فضاهای آزاد اجتماعی را به همراه دارد و منابع زایای اجتماعی را به وسایل مصرفی لازم برای تمرکز بیش از حدِّ قدرت سیاسی تبدیل می کند.
«شب هارپ»؛ شب ستاره باران

«شب هارپ»؛ شب ستاره باران

لحظاتی از تاریخ هست که همیشه از اینکه در آن حضور نداشته ام افسوس می خورم؛ به طور مشخص در حوزه موسیقی، زمانی که بتهوون پس از رهبری نخستین اجرای سمفونی نهم خود، صدای تشویق بی امان حضار را نمی شنید، چرا که کاملا ناشنوا بود! خواه واقعیت باشد، خواه افسانه. یا زمانی که استراوینسکی را پس از نخستین اجرای باله ی پرستش بهار، از در پشتی اپرای پاریس فراری می دادند، تا مورد ضرب و شتم پاریسی های خشمگین قرار نگیرد. و در این زمان نه پاریسی ها و نه حتی خود او نمی دانستند که فصلی نو از تاریخ موسیقی ورق می خورَد. یا در مختصاتی نزدیک تر و خودی تر، زمانی که حسین علیزاده ترکمن را روی صحنه اجرا کرد.
منتشری: از طرف پدرم یک رضایت نامه نوشتم!

منتشری: از طرف پدرم یک رضایت نامه نوشتم!

به نام خداوند جان و خرد / کزین برتر اندیشه برنگذرد. اول اجازه بدهید که خدمت همه خوانندگان این مجله درودی عرض‌کنم. من اهل شمال هستم و در سال ۱۳۲۱ در شهرستان لنگرود متولد شدم. موسیقی از ابتدا در خانواده ما وجود داشت چون پدرم از صدای خوشی برخوردار بود. در آن زمان یادم می آید که تازه گرمافونی موسوم به بوقی باب شده بود و روی صفحه ضبط می شد، پدرم صفحات مربوط به صدای مرحوم بدیع زاده و ادیب خوانساری و تاج اصفهانی و طاهرزاده را می خرید و روی گرامافون پخش می کرد. ما از سن ۵-۶ سالگی در فضای موسیقیایی بزرگ شدیم.
قیطاسی: همرنگ جماعت شو!

قیطاسی: همرنگ جماعت شو!

هرچند سابقا موسیقی کلاسیک بهتری داشتیم اما درکل موسیقی کلاسیک ما به صورت ریشه ای دچار اشکال است، چه قبل از انقلاب در جایگاه خودش و چه بعد از انقلاب که مشکلاتش بیشتر شده است، به خاطر آنکه به خوبی شناسانده و تعریف نشده است به همین دلیل گروه های کوچک مثل ما قابل فهم نیستند –البته ما این مطلب را به جایگاه خودش می رسانیم- و مطلب بعدی آن است که موسیقی های مردمی و موسیقی های سنتی خیلی بیشتر در میان مردم جایگاه پیدا کردند و مردم گوش شنوای خودشان را از دست دادند و این ها باعث شد که بیشتر بحرانها به موسیقی کلاسیک دامن بزند و اینها را بیشتر زیر سوال ببرد، مثلا مردم موسیقی کلاسیک کمتر گوش می کنند چون بیشتر به موسیقی پاپ و کمی موسیقی سنتی گرایش دارند و برایشان قابل فهم تر است ولی کلا درک موسیقی مردم بسیار از پیش بالاتر رفته است.
دوسکو گویکویچ به زبان خودش (IV)

دوسکو گویکویچ به زبان خودش (IV)

در اروپا نکته مثبت اینجاست که شما مجبور نیستید خیلی تجاری باشید. همیشه الزامی ندارید تا آنچه را نمی پسندید انجام دهید، با اینحال همچنان از پس مخارجتان نیز بر خواهید آمد. من همیشه از زندگی در اروپا لذت برده ام و با موسیقیدانان و نوازندگان خوبی همکاری داشته ام، احساس می کنم در محیطی پر از جاز حضور دارم.
سر کالین دیویس، نامدارترین رهبر انگلیس درگذشت

سر کالین دیویس، نامدارترین رهبر انگلیس درگذشت

سر کالین دیویس (Sir Colin Davis) رهبر انگلیسی در هشتاد و پنج سالگی درگذشت. دیویس رپرتوار گسترده ای داشت اما از بین آهنگسازانی که ارتباط به خصوصی با آثارشان داشت می توان به موتسارت، برلیوز، الگار، سیبلیوس، استراوینسکی و تیپت اشاره کرد.
نباید نگران بود (III)

نباید نگران بود (III)

تا آنجا که شناخت من از نمونه‌های موجود اجازه‌ی اظهار نظر می‌دهد بیشتر تلاش‌های صورت گرفته در این زمینه به تغییر در عادت‌های مربوط به متن می‌پردازند و با پرسش‌های بنیادینی که گفتم مواجه نمی‌شوند، بلکه بیشتر با پرسش‌هایی از این قبیل سروکار دارند که: «آیا تغییر متن برای ایجاد تغییرات بنیادی در حالت عمومی موسیقی کافی است؟»، «آیا برای تغییر دادن متن لازم است تکنیک‌های موسیقایی دیگری به کار بگیریم؟»، و … از همین جا می‌توانیم ببینیم که اگر این روند در طول زمان گسترش پیدا کند مجموعه‌ای از این پاسخ‌ها و جمعی از آثار موسیقی زیربنای زیباشناختی و تکنیکی لازم را آهسته آهسته تکمیل خواهند کرد.