محمودی: سولیستی از سخت ترین مهارتهاست

تاریخچه این ارکستر را بگویید.
نام این ارکستر “جام جم” است که نامش را به خاطر مرکزیت آن در صدا و سیما و همچنین افسانه های تاریخی مربوط به این نام، اینگونه انتخاب شده است از سال ۱۳۸۷ با همکاری دانشجویان دانشکده موسیقی صدا و سیما پایه ریزی شد. در اوایل کار پیاپی با اشکالاتی مربوط به برنامه ریزی مواجه میشد ولی با پیگیری بنده و سایر دوستان و علاقمندان این ارکستر بتواند به حدی برسد که اجرای برنامه داشته باشد.

نوازنده های این ارکستر آیا فقط در این ارکستر فعالیت دارند و یا نوازنده های مشترکی هم دارید با ارکسترهای دیگر؟
ما به خاطر روابط دوستی ای که از بچگی داشته ایم با یک سری از نوازندگان، با اینکه آنها در ارکسترهای اسم و رسم داری هم عضو هستند لطف کرده اند و با ما همکاری میکنند، نوازندگان ارکستر سمفونیک تهران، ارکستر ملی و ارکستر صدا و سیما که البته به خاطر تداخل برنامه های این ارکسترها با ارکستر ما، بعضی از این نوازندگان را موقتا از دست داده ایم.

این دوستان خیلی به من لطف داشتند و به خاطر روابط دوستانه ما می آمدند، ولی ای کاش همکاری آنها با ارکستر ما به خاطر روابط دوستی ما نبود و با انگیزه حمایت از موسیقی خوب بود و آنجا که موسیقی کمک نیاز داشت کمکش میکردیم نه به خاطر دوستی با شخص یونس محمودی یا سجاد پورقناد!

خیلی از نوازندگانی که ما از آنها استفاده میکنیم را من اسمشان را میگذارم پشت در مانده، چراکه علی رغم توانایی هایی که دارند مجال ورود به ارکسترها را نداشتند.

نداشتند یا ندادند؟
ممکن است که سیاست ورود به مافیاهای موجود موسیقی را نداشتند. در ضبط ها و ارکستر ها از آنها استفاده نشده است. میبینید که یکسری از نوازندگان هستند که در تمام ارکسترها و ضبطها هستند البته قطعا هنرمندان خوبی هستند که همه از استفاده از آنها احساس رضایت میکنند ولی این مسئله شبیه همان اتفاق بدی بود که در دهه گذشته برای فوتبال ایران بوجود آمد و هنوز تاوانش را داریم میدهیم که به علت حضور چند بازیکن قدیمی همه استعدادها پشت درهای بسته ماندند؛ این اتفاق در موسیقی ما هم می افتد، ضمن اینکه فضا برای کار موسیقی بسیار تنگتر از فوتبال است. به خاطر این فضای بسته، خلقیاتی در هنرمندان موسیقی بوجود می آید که اخلاق هنری نیست.

رهبری ارکستر را با چه کسی کار کردید؟
کسی که حرکات رهبری را یاد من داد و باگت رهبری را دست من داد و برخورد آگاهانه با پدیده موسیقی را به من یاد داد، استاد شریف لطفی بود که من خودم را بیشتر از همه مدیون ایشان میدانم و بعد از ایشان آقای دیبازر استاد جوانی که برای من در آن دوره خیلی خوب بودند. این روحیه که چطور انگیزه و انرژی بالقوه ام در زمینه رهبری را به بالفعل تبدیل کنم و چگونه روبروی یک ارکستر بایستم را حمیدرضا دیبازر به من آموخت و اینکه چطور در حد بضاعتم عمل کنم، این معرفت را از محضر استاد شریف لطفی آموختم.

من هم مثل همه بچه هایی که امروز در دانشگاه ها و هنرستانهای موسیقی درس میخوانند با آزمون و خطا راه های مختلف آموختن موسیقی را امتحان میکنند، این مسیر را رفتم و مدرک دیپلم هنرستانم را با ساز سنتور گرفتم ولی سنتور هیچوقت ارضا کننده نبود برای من. این ایراد به سنتور وارد نیست، شاید من با این ساز هماهنگ نبودم.

یکبار من به مرحوم استاد تجویدی گفتم من پشت سنتور بازیگوشی میکنم، آهنگسازی میکنم و این ساز به من جواب لازم را نمیدهد و خسته ام میکند، ایشان گفتند سنتور برای تو تمام شده است و این ساز مال تو نیست! ای کاش من آنزمان سراغ سازی مثل ویولون رفته بودم و ویولون زده بودم و اگر دوباره به دنیا بیایم اینکار را میکنم!

در هر صورت من در شرایط آموزشی آنزمان از فضا سوء استفاده کردم که هر ترم یک سازی زدم و در نهایت خودم را به عنوان نوازنده موسیقی مطرح نمیکنم و علاقه ای به نوازنده بودن هم ندارم اما معتقدم نوازندگی و سولیستی در بعضی از سازها، از سخت ترین کارهاست.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی شناسی فمنیستی (I)

در دوران معاصر بحث حقوق زنان در جوامع و پرداختن به ارزشهای زنان از جایگاه ویژه ای در می ان صاحب نظران و انسان شناسان برخوردار است. در طول تاریخ در راستای برابر سازی حقوق زنان و مردان تلاشهای بسیاری شده است. این تلاشها صرفا در زمینه حقوق اجتماعی و شغل و پوشش و… نبوده بلکه یکی از این شاخه ها برابری در زمینه هنر است. چیزی که امروزه در غرب همچنان با آن مواجه هستیم و آن استفاده ابزاری از زن برای جذب مخاطب در آثار هنریست، از نقاشی و مجسمه سازی تا سینما و موسیقی. بر خلاف تبلیغ سیستم های غربی در زمینه برابری جنسیتی زن و مرد در عمل مشاهده می کنیم که هیچ برابری حتی در صحبت های برخی فیلسوفان تاریخ غرب برای زن و مرد در نظر گرفته نشده و گاها حتی زن را عاری از نبوغ و شعور آفرینش اثر هنری می دانستند. بحث بسیار گسترده و طولانیست اما در این مقاله با استفاده از چند نوشتار مشهور در زمینه موسیقی شناسی سعی کردیم تا حدودی به این موضوع مهم در زمینه هنر و مخصوصا موسیقی بپردازیم.

کنسرت تریوی فلوت و پیانو اجرا می شود

فیروزه نوائی، نولوون بارگین و لیلا رمضان، در روز ششم شهریور در تالار رودکی ساعت ۲۰:۰۰ به روی صحنه می روند. در این کنسرت آثاری از یوهان سباستین باخ (Johann Sebastian Bach)، فردریش کولاو (Friedrich Kuhlau)، ثیوبالد بوم (Theobald Boehm)، ژاک ایبرت (Jacques Ibert)، فرانتس داپلر (Franz Doppler)، نادر مشایخی و جوزف دیشلر (Josef Dichler) اجرا می شود.

از روزهای گذشته…

ظرایف ویولن (I)

ظرایف ویولن (I)

گاهی سال ها با ویولنی مشغول به تمرین و نواختن هستیم، اما از توجه به نکات حیاتی مرتبط با حفظ سلامتی بدن و جلوگیری از بروز بیماری و نیز نگهداری سالم ساز و همچنین عواملی که باعث کمک به صحیح تر نواختن ساز می گردد و باید بدان ها توجه داشته باشیم، غافل هستیم که معمولا این غفلت به دلیل عدم اطلاع و آگاهی ماست.
جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (I)

جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (I)

گوشه را شاید بتوان کاملترین – کوچکترین جز ردیف موسیقی ایرانی دانست. به نظر می آید مفهوم و ساختار گوشه از مهمترین عواملی است که موسیقی ایرانی را از موسیقی های عربی و ترکی متفاوت می کند. با آنکه ساختارهایی مشابه گوشه در موسیقی کلاسیک آذری وجود دارد (دورینگ، ایرانیکا) اما مفهوم گوشه – با رعایت همه ی ساختارهایش – احتمالن فقط در موسیقی کلاسیک ایرانی وجود دارد. برخورد موسیقی دان کلاسیک ایرانی با دستگاه و مقام یا مایه از راه گوشه انجام می شود.<
تالار المپیا

تالار المپیا

پاریس المپیا در سال ۱۸۸۸ به وسیله ژوزف اولر بنیانگذار مولن روژ بنا نهاده شد. المپیا قدیمی ترین تالار موسیقی پاریس و از معروف ترین تالارهای موسیقی دنیاست، تالاری که امروزه با چراغ های عظیم و قرمز رنگ نورانی اش شناخته می شود. این مجموعه در سال ۱۸۸۹ با نام “مونتان روز” بازگشایی و در سال ۱۸۹۳ به المپیا تغییر نام پیدا کرد.
ترس از صحنه (اضطراب اجرا)

ترس از صحنه (اضطراب اجرا)

اگر فکرِ حضور مقابل گروهی از مردم و اجرا شما را می ترساند، خودتان را در این ترس تنها ندانید. میلیون ها نفر هستند که درگیر اضطراب اجرا یا “ترسِ صحنه” هستند. به راستی که بسیاری از مردم بیماری آنفولانزا را به اجرا ترجیح می دهند! ورزشکاران، موسیقیدانان، هنرپیشگان و سخنرانان اغلب درگیر این نوع اضطراب هستند.
زمان بندی و شیوه تمرینات روزانه در نوازندگی گیتار (I)

زمان بندی و شیوه تمرینات روزانه در نوازندگی گیتار (I)

هر وقت هنرجویی می پرسد “چقدر زمان برای تمرین لازم است؟ “معلم پاسخ می دهد: “هر چقدر که در توانت هست” و این تقریبا پاسخی صادقانه است.
درباره «سلوک» (II)

درباره «سلوک» (II)

در انتخابِ سازها در این اثر، غیر از نقشِ رنگ آمیزی و محدوده ی صوتی و تکنیک های خاصِ هر ساز، نقشِ ایجادِ بافت و چندصدایی به طورِ جدی مدِنظر بوده است. به این ترتیب، مسأله ی تنظیمِ قطعات، از دیگر مواردی بوده که آهنگساز در آن جسارت به خرج داده است؛ چرا که در قریب به اتفاقِ نمونه های موجود از موسیقیِ حوزه ی ایرانی-عربی-ترکی که مبتنی بر پایه های موسیقیِ قدیم هستند، اجراها به صورت هتروفونیک هستند؛ یعنی تمامِ سازها و آواز ملدی واحدی را، البته هر کدام به سلیقه خود و با ظرایفِ ویژه اجرا می کنند. اما این که چند خطِ ملدیک بر روی هم و به موازاتِ هم حرکت کنند در قدیم معمول نبوده است.
مصاحبه با ایگور ایستراخ (II)

مصاحبه با ایگور ایستراخ (II)

بله خیلی، بیش تر از هر دانش آموز دیگری، به آنها خیلی مؤدبانه آموزش می داد، شوخی می کرد و سعی می کرد به آنها توهین نکند اما من پسرش بودم و این مسئله زیاد اهمیت نداشت!
منبری: علاقه زیادی به خلق موسیقی داشتم

منبری: علاقه زیادی به خلق موسیقی داشتم

با یکی از دوستانم آقای افشار که شاگرد ارشد آقای جعفری استاد هنرستان موسیقی بودند در آن سالها که نوازنده حرفه ای کلارینت هم بودند. ابتدا با متد رودولف و بعدها پوزولی را کار کردم. سلفژ ریتم هم شروع کردم و به موازاتش کلاس تنبک رفتم. سال بعدش توسط خود آقای شجریان به استاد پایور معرفی شدم که ایشان علاقه من را دیدند و با روی باز و مشفقانه بنده را پذیرفتند؛ بطوریکه من سازی هم نداشتم، یکی از سازهای خودشان را به من دادند و گفتند تا زمانیکه سازی تهیه کنی با این ساز تمرین کن. بعدها من با پس اندازم و با کمک و حمایت مادر بالاخره به قیمت ۲۵۰۰ تومان، یک ساز دم دستی و بازاری خریدم.
بررسی اجمالی آثار شادروان <br />روح الله خالقی (قسمت ششم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت ششم)

بهترین تصنیف قرن، عنوانی است که کارشناسان موسیقی برای این اثر برگزیده اند. اما مستقل از سلیقه شخصی، قطعا این آهنگ نقطه عطفی در تاریخ برنامه گلها بود. تا قبل از این برنامه هیئتی چند نفره که ارکستر نامیده میشد و از اساس علمی و پایه فنی بی بهره بود، اجرای آهنگها را به عهده داشت و از آنجا که همه اعضا آنرا اساتید کهنه کار تشکیل میدادند، نتیجه کارشان نیز استادانه بود.
با هم به راه افتادیم، بی او برگشتیم (I)

با هم به راه افتادیم، بی او برگشتیم (I)

قرار بود، ساعت نه‌وسی دقیقه‌ی بامداد روز یکشنبه، مراسم تشییع از منزل شخصی‌اش آغاز شود. اما به‌دلیل گروه بی‌شماری از یاران و مشتاقانش که هر لحظه از راه می‌رسیدند تا در آخرین وداع با استاد گرانقدر شریک باشند، حرکت مشایعین تا ده‌وده دقیقه‌ی بامداد به تعویق افتاد و در این دقایق بود که همه به راه افتادیم.