محمودی: رپرتوار را در حد بضاعتم انتخاب کردم

یونس محمودی
یونس محمودی
ارکستر جام جم چگونه بوجود آمد؟
میرزمانی:
مطابق سیستم آموزشی بسیاری از دانشگاه های موسیقی در جهان، دانشگاه موسیقی صدا و سیما هم برای آموزش نوازندگی در ارکستر، ارکستر بزرگی تشکیل داده و در این ارکستر از دانشجویان و فارغ التحصیلان این دانشگاه دعوت به همکاری کرده است. به مناسبت برگزاری جشنواره فجر دانشجویان از مدیریت محترم دانشگاه درخواست کردند که اجازه داشته باشند در کنار بقیه ارکسترها در جشنواره شرکت کنند و ایشان هم با شرایطی تحت نظرات مستقیم دانشکده موسیقی موافقت کردند.

خوشبختانه با وجود وقت کمی که بچه های ارکستر داشتند توانستند خودشان را به جشنواره برسانند و در امتحان ورودی مورد تایید قرار بگیرند.

بیشتر قطعات این برنامه از ساخته های استاد حسین دهلوی است و امیدواریم که ارکستر بتواند در حد قابل قبولی آثار ایشان را اجرا کند.

رهبر جوان این ارکستر را چگونه میبینید؟
رهبر این ارکستر آقای یونس محمودی هستند که ایشان دانشجوی دانشگاه صدا و سیما و در آخرین روزهای تحصیل خود هستند. ایشان در سالهای اخیر در دانشگاه موسیقی صدا و سیما بسیار فعال بودند و از دانشجویانی بودند که در فعالیتهای فوق برنامه دانشکده همکاری زیاد و موفقی داشتند. ایشان تجربه هایی هم در این زمینه داشتند و قرار شد در این کنسرت خودشان هدایت ارکستر را به عهده داشته باشند.

البته جا دارد که اینجا از آقای گلشن ماسوله دانشجوی دانشکده که مدیرت داخلی ارکستر را پذیرفته اند و با اینکه جوان هستند و تجربه زیادی ندارند، توانسته اند اعضای ارکستر را به خوبی هماهنگ کنند تقدیر کنم.

اینطور که مشخص هست، اکثر اعضای ارکستر جام جم از دانشجویان دانشگاه صدا و سیما هستند؛ آیا فارغ التحصیل شدن این دانشجویان باعث خروج آنها از ارکستر میشود؟
مسلما هیچگاه در دانشگاه موسیقی صدا و سیما، دانشجویانی وجود ندارند که در تمام سازهای ارکستر سمفونیک در حدی باشند که بتوانند در ارکستر بنوازند، پس ما همیشه مجبوریم از فارغ التحصیلان دانشگاه و همچنین دیگر هنرمندانی که خارج از دانشگاه ما تحصیل کردند استفاده کنیم.

چه شد به فکر جمع کردن این ارکستر افتادید؟
یونس محمودی:
جمع کردن این ارکستر به عقیده من دو دلیل دارد یکی مسائل مربوط به جامعه موسیقی و اعتلای وضعیت آن در جامعه ایرانیان است و دیگری مسائل شخصی خودم و علاقمندیهایم برای فعالیت در این عرصه.

میدانیم که در ایران ارکستر به اندازه ای که باید باشد نیست، رپرتوار کافی نیست و … هر کسی در حد وسع خودش میتواند در این زمینه تلاش کند و من هم سعی کردم در این زمینه کاری انجام دهم. به این خاطر که هیچ وقت جز هیچ طیف و دسته و باندی نبوده ام، گفتم به این صورت مشغول شوم و ارکستری تشکیل بدهم. از نظر شخصیتی هم همیشه علاقه داشته ام که جمعی تشکیل بدهم و لیدر یک تیم ورک باشم و این توانایی را در درونم احساس میکنم. تشکیل و رهبری یک ارکستر هم برای من یک آرزو بوده و هست و بزرگترین عشق من رهبری است.

من از سال ۱۳۸۲ در هنرستان موسیقی با بچه ها در جشنواره دانشجویی برای اولین بار قطعاتی را از ساخته های استادان دهلوی، علیزاده و لطفی با تنظیم هنرمند عزیز امیر اسلامی اجرا کردیم که به عنوان گروه برتر از ارکستر ما تقدیر شد.

خیلی ها هستند که دغدغه رهبری ارکستر را در ایران دارند و برایشان رهبری یک رویاست ولی راه های دسترسی به این رویا و روش های پیشرفت و آموختن در این راه را نمیدانند ولی گاهی پذیرش ضعفها برای بعضی از این دوستان کمی مشکل است.

مسلما هر کس که جلوی ارکستر دست تکان میدهد رهبر نیست و من میبینم که خیلی از این افراد وقتی روبروی ارکسترها قرار میگیرند در واقع تابع ارکستر هستند و ارکستر آنها را هدایت میکند و نه برعکس! اگر ارکستر خوب باشد که فبها المراد ولی اگر ارکستر خوب نباشد، میشود اشتباه در اشتباه در اشتباه….! اگر من الان هدایت این ارکستر را در دست گرفتم میدانم که رهبری این قطعات در بضاعت من است ولی هیچ وقت این توهم برای من بوجود نخواهد آمد که من یک رهبر کامل ارکستر هستم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

شناخت کالبد گوشه‌ها (IX)

حقیقت یافتن یکی از دو سوی این متناقض‌نما دیگر بستگی به مولف و کارش ندارد بلکه بیشتر مربوط به واکنش جامعه‌ی موسیقی است و آن کسانی که کتاب را می‌خوانند و به کار می‌بندند. احتمالا آگاه بودن بر این نکته که تحلیل ردیف به عنوان نوعی دستور زبان چه کاستی‌هایی دارد یا می‌تواند به بار آورد، همان کاستی‌ها را به نقطه‌ی قوتی در دگرگونی تلقی ما از دامنه‌ی خلاقیت در موسیقی دستگاهی تبدیل خواهد کرد، حتا اگر شده با مطرح کردن پرسش‌هایی درباره‌ی حدود تفسیر و … به بیان دیگر اگر دستاوردهای تحلیلی کتاب به عنوان یک حقیقت مسلم یا یک و تنها یک تفسیر قطعی درک شوند سوی اول روی می‌دهد و اگر به عنوان یک تفسیر خاص اما معتبر از میان بسیار تفسیرها، سوی دوم.

آثار مرتضی حنانه به نفع زلزله زدگان کرمانشاه عرضه می شود

برای اولین بار پارتیتورهایی از آثار آهنگساز بزرگ و صاحب سبکِ ایرانی استاد زنده یاد مرتضی حنانه به نفع زلزله زدگان غرب کشور عرضه می شود. امیرآهنگ آخرین شاگرد مرتضی حنانه اعلام کرد: به زودی ده پارتیتور از آثار استاد مرتضی حنانه توسط من و نظارت امیرعلی حنانه در اختیار علاقمندان آثار این آهنگساز برجسته و صاحب سبک قرار می گیرد.

از روزهای گذشته…

بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (IX)

بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (IX)

با وجودی که هر سه از انواع مختلف دراب به عنوان تزیین استفاده کرده‌اند صداهای تشکیل دهنده یکسان نیست (نمونه‌ی ۱۸). در این مورد خاص به نظر می‌رسد که تفاوتی که در نوشته‌ی بهجت با دو نوشته‌ی دیگر موجود است حاصل سلیقه‌ی او در تنظیم برای سنتور بوده باشد، چرا که اجرای این نوع از دراب با تار چندان مرسوم نیست و با توجه به این‌که منبع اصلی وی به گفته‌ی خودش نواخته‌های برومند بوده، محتمل‌ترین حالت این است که دخالت سلیقه‌ی او را بپذیریم.
پای صحبت طراح صداهای  Star Wars

پای صحبت طراح صداهای Star Wars

بن بارت (Ben Burtt) طراح اصلی مجموعه صداهای فیلمهای Star Wars در باره کار خود می گوید : در کار تهیه فیلم در واقع سه شغل مختلف دست اندر کار تولید مجموعه اصواتی هستند که شما در یک فیلم میشنوید. سه کار خلاقانه که در نهایت نوار صدای فیلم را تهیه میکنند، یکی از آنها صدابردار صحنه است.
فخرالدینی: دهلوی مرا معلم هنرستان کرد

فخرالدینی: دهلوی مرا معلم هنرستان کرد

در آن زمان آقای تجویدی ردیف میرزا عبدالله را در محضر حاج آقا محمد ایرانی مجرد یاد گرفته بود و آنها را نت نویسی می‌کرد و من از روی نوشته‌های آقای تجویدی رونویسی می‌کردم. حدود سه سال هم نزد آقای تجویدی بودم که برای من مفید بود و از طرز کارشان بسیار استفاده کردم و برایم دوران خوبی بود. جالب اینجاست که من قصد تحصیل در رشته پزشکی یا مهندسی کشاورزی داشتم و عازم خارج بودم. حدود سال ۱۳۳۸ بود که من دیپلم خود را از مدرسه دارالفنون گرفته بودم ولی در تمام مدتی که شاگرد مدرسه دارالفنون و مدرسه علامه قزوینی بودم با موسیقی سروکار داشتم و از دبیرستان که بیرون می‌آمدم و برای مطالعه کتابهای موسیقی به کتابخانه ملی می‌رفتم.
نگاهی به وضعیت خواننده و خواننده سالاری در موسیقی معاصر ایران (III)

نگاهی به وضعیت خواننده و خواننده سالاری در موسیقی معاصر ایران (III)

متاسفانه خوانندگان صاحب نام ما نیز هرگز تلاشی جهت رفع این معضل فرهنگی و هنری نمی کنند، چرا که حل این مساله را به ضرر خود دیده و به عبارتی هیچ کاسبی در تلاش برای کساد کردن بازار خود نیست. در ۳۰ سال اخیر با آمدن بزرگانی چون محمد رضا شجریان و شهرام ناظری و … این مساله مشهود تر شده و این هنرمندان هرگز تلاشی برای کمرنگ کردن این ماجرا نکرده اند.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XXII)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XXII)

ادوارد الگار گفت: او در بهار با من رقصید. من احساس می کردم که او رو به راه نیست اما در نگاه اول متوجه نشدم که اوضاع از چه قرار است. او همیشه صبر می کرد تا من وارد قفس شوم و سپس کف آن می نشست انگار که می خواهد برای خود لانه ای بسازد. من با خودم گفتم: خب چرا این کار را نکند؟ روز بعد او را بر روی شاخه ای دیدم در حالی که با تکه ای از شاخه در جنگ بود. او شاخه را با خود حمل کرده و سعی می کرد از در قفس آن را داخل کند. در آخر، موفق به داخل کردن شاخه در قفس شد و از خستگی روی زمین افتاد و نگاهش را به من دوخت. مانده بودم که چه می خواهد بکند.
کول، همیشه محبوب

کول، همیشه محبوب

نت کینگ کول در سال ۱۹۵۶ اولین سیاهپوستی بود که مجری یک سریال تلویزیونی به نام The Nat King Cole Show شد. مدت زمان این برنامه ۱۵ دقیقه ای پس از چند ماه به ۳۰ دقیقه رسید و تا آخر سال ۵۷ ادامه داشت و کول توانست از این وسیله رای حمایت از برابری نژادی استفاده کند.
گزارشی از سخنرانی مژگان چاهیان در فستیوال بین المللی موسیقی معاصر تهران

گزارشی از سخنرانی مژگان چاهیان در فستیوال بین المللی موسیقی معاصر تهران

سمینار پژوهشی “مطالعه‌ی تأویلی فعالیت‌های موسیقی معاصر در ایران” ۷ اردیبهشت ۱۳۹۶ از ساعت ۱۲ تا ۱۴:۳۰ در موزه هنرهای معاصر تهران – سینما تک در دومین فستیوال بین المللی موسیقی معاصر تهران برگزار شد. نوشته ای که پیش رو دارید گزارشی است از سخنرانی مژگان چاهیان تحت عنوان «تأثیر نغمات موسیقی قدیم بر آهنگسازی معاصر» در دومین فستیوال بین المللی موسیقی معاصر تهران.
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XII)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XII)

یکی از موارد مهم در زمینه موسیقی کنونی ایران که بسیار با اهمیت است، وجود و لزوم حضور فواصل کوچکتر از نیم پرده یا میکروتُن (ریز پرده) است. با حذف این فواصل یکی از اصلی ترین خصوصیات درونی موسیقی ایران دچار فقدان می گردد و این موسیقی دیگر خاصیت خود را نخواهد داشت.
تولد یک اثر جامعه‌شناسی موسیقی (I)

تولد یک اثر جامعه‌شناسی موسیقی (I)

پس از دو تلاش به‌نسبت ناموفق که اتفاقا یکی از آنها اشتراکی هم با موضوع مورد بحث این نوشتار دارد (۱) اکنون با انتشار «تا بردمیدن گل‌ها»، کتاب تازه‌ی «محمدرضا فیاض» فضای نوشتاری و مطالعاتی موسیقی کلاسیک ما صاحب اولین نوشته‌ی جامعه‌شناختی درخور خود شده است. نویسنده‌ی کتاب که پیش از این به عنوان منتقد موسیقی به خوبی شناخته شده و مهارت خود را برای «دیگرگونه دیدن» به ظهور رسانده است در این کتاب از توانایی‌اش به بهترین شکل بهره می‌گیرد به نحوی که نیروی بازنگری را به شاه‌کلید درک رویدادها و روابط موسیقی و جامعه بدل ساخته است.
زندگی و آثار جهانگیر ملک

زندگی و آثار جهانگیر ملک

مرحوم جهانگیر ملک، در بیست و نهم بهمن ماه سال ۱۳۱۱ در تهران خیابان ری، کوچه آبشار، پا به عرصه وجود نهاد. علاقمندی ایشان نسبت به نوازندگی تنبک از همان دوران تحصیل در دبیرستان دارالفنون شروع شد. اکبر گلپایگانی، خواننده مشهور از دوستان مدرسه ای ایشان بود که در همان دوران تحصیل نیز با هم به تمرین موسیقی می پرداختند.