تکنیک های نی و محدودیت های آن (I)

در مباحث گذشته بیشتر در خصوص شیوه های نوازندگی نی و راههای تولید صدا و نیز انواع صداهای نی بحث شد. در این مقاله سعی خواهد شد راجع به قابلیت های تکنیکی ساز نی و توانائیهای این ساز در اجرای قطعات و تکنیکهای مختلف سازی بحث شود. قبل از ورود به بحث اصلی این نکته یادآور میشود که این مقاله بر اساس قابلیت های نی هفت بند سنتی که بصورت دندانی نواخته میشود، نگاشته شده و در مواردی یک تکنیک یا حتی اجرای یک نت بوسیله این نی غیر ممکن و یا بسیار مشکل است ولی با نی کلید دار و یا بصورت لبی قابل اجراست این تفاوتها و وجه تمایزها توضیح داده خواهد شد.

حال ابتدا راجع به کوک نی توضیح می دهیم.

نی از جمله سازهایی است که قابلیت کوک کردن را ندارد و به دلیل خاصیت فیزیکی و ثابت بودن اندازه طولی و حتی قطری آن که غیر قابل تغییر است، همواره دارای کوک ثابتی است.

البته عواملی مانند گرما، سرما و یا حتی رطوبت بواسطه تاثیری که در انبساط و انقباض نی دارد، میتواند به میزان محدود و حداکثر تا نیم پرده کوک نی را تغییر دهد. دیگر اینکه بلند و کوتاه کردن سر نی نیز تا حدی کوک نی را تغییر داده و نیز گاهی نوازنده بر حسب شرایط که بطور مثال ممکن است ناشی از اختلاف کوک نی با ارکستر در اثنای اجرای کنسرت باشد، مجبور شود مقدار شدت و قدرت دمیدن خود را بطور کلی برای تغییر کوک به مقدار مورد نظر نوازنده است، افزایش و یا کاهش داده و یا لب خود را بیش از حد طبیعی کشیده و یا جمع نماید.

تمامی این راه ها تا حدی می توانند به نوازنده برای تغییر کوک کمک کنند. ولی این تغییر کوک همانطور که گفته شد حداکثر تا نیم پرده (بدون افت کیفیت نوازندگی از لحاظ سونوریته و تکنیکی) قابل اجراست. لذا از اینرو برای اینکه بتوانیم گام ها و کوک های مختلفی با نی اجرا کنیم، لازم است که نی هایی با اندازه های مختلف تهیه نماییم.

قاعده کلی در رابطه با اندازه طولی و قطری نی با کوک آن این است که هرچه طول و قطر نی بیشتر باشد، کوک آن بم تر و هر چه طول و قطر نی کم تر باشد،‌ کوک آن زیرتر است. برای مثال دو نی که اندازه طولی آنها یکی است،‌ اما قطر یکی بیشتر از دیگری باشد آن نی که قطر بیشتری دارد بم تر خواهد بود. به این ترتیب میتوان به مقدار اندازه های مختلف نی، کوک های مختلفی از این ساز را داشت که البته بهتر است کوک های مختلف نی را بر اساس کوکهای استاندارد (دیاپازون) ساخت.

هرچند در این رابطه این مشکل وجود دارد که معمولاً‌ نوازنده های نی به لحاظ اینکه دارای شدت دمیدن های متفاوتی هستند،‌ ممکن است یک نی را چند نوازنده با کوک های مختلفی اجرا نمایند! اما این بدین معنا نیست که نمی توان نی استاندارد تولید کرد؛ چراکه اگر چنین بود سازهای بادی غربی را نیز باید به این دلیل به تعداد نوازنده های آن،‌ با اندازه های مختلفی ساخت.

البته این نکته را نیز نباید فراموش کرد که یکی از تفاوتهای عمده ای که بین نی و سازهای بادی غربی وجود دارد این است که نی در طبیعت و بر اساس شرایط محیطی و بدون دخالت انسان و با اندازه های متفاوتی رشد میکند که ممکن است دو نی با اندازه و قطر یکسان به سختی یافت شود ولی سازهای بادی غربی اغلب بصورت صنعتی و با قالب یکسان تولید میشود و از ابتدا تا انتهای ساخت آن تحت کنترل دست انسان است.

با این حال نمی توان گفت ساخت نی با اندازه استاندارد بر اساس شدت دمیدن نرمال غیر ممکن است. دراین جا لازم است به یک اصطلاح رایج در رابطه با کوک های نی اشاره کرد که ممکن است برای بسیاری از اهالی موسیقی سوال باشد و آن این است که بطور مثال نی “سل کوک” یا نی “فا کوک” به چه معنی است و دلیل این نامگذاری ها چیست‌؟

پاسخ این است که مبنای این نامگذاری، به یک انگشت گذاری خاص برمیگردد. به این معنا که اگر ما پنج سوراخ روی نی را آزاد گذاشته و فقط یک سوراخ پشتی را ببندیم، هر نتی که در این حالت از انگشت گذاری تولید می شود نام آن نت روی نی گذاشته می شود.

8 دیدگاه

  • ارسال شده در اسفند ۲۱, ۱۳۸۹ در ۸:۳۱ ق.ظ

    سلام استاد عزیز و دوست بزرگوار جناب ملکی
    خوشحالم که دوباره در سایت مقاله نوشته اید و خیلی برای امثال من قابل استفاده و مفید است .
    نکته جالب اینکه اطلاع نداشتم که قطر نی چندان در کوک نی موثر باشد .

    دستتان درد نکند .

  • قاسم
    ارسال شده در خرداد ۲۲, ۱۳۹۰ در ۵:۲۳ ب.ظ

    اصلا همه حرفاتون درست. وقتی که یه آهنگساز از شما میخواد که برای ترویج استفاده از نی کلیددار و استفاده از تجربیات شما باهاش همکاری کنید، ولی شما میپیچونیدش، این حرفا به جه درد میخوره؟ شما انگار خوشتون میاد فقط نقد کنید و بنویسید و آوانگارد باشید.(البته فقط در حرف)به قول استادی: “موزیسین با کارش حرف میزنه.” و موسیقی دانی که کار نمیکنه، همون بهتر که حرف هم نزنه..!

  • ارسال شده در خرداد ۲۲, ۱۳۹۰ در ۵:۴۶ ب.ظ

    دوست گرامی این نوشته خطاب به چه کسی است؟ نویسنده این مقاله؟ آقای عمومی؟ سازندگان این نی؟

  • حمید
    ارسال شده در تیر ۲۸, ۱۳۹۰ در ۸:۴۶ ق.ظ

    سایتتون بی نظیره متشکرم

  • ایمان
    ارسال شده در آبان ۶, ۱۳۹۰ در ۱۲:۱۱ ق.ظ

    سلام
    من تازه شروع کردم به نوازندگی نی. اگه امکان داره بیشتر برام بنویسید.
    از استاد کسایی هم بیشتر اطلاعات جمع کنید.

  • ارسال شده در مرداد ۲۰, ۱۳۹۳ در ۷:۱۲ ب.ظ

    تشکر برای سایت مفید شما

  • ارسال شده در مهر ۴, ۱۳۹۴ در ۱۱:۵۰ ب.ظ

    متشکرم ازاین همه اطلاعات مفید درمورد ساز نی …اگه طول نی های با کوکهای مختلف رو بگید ممنون میشم …خصوصا کوک لا وسل

  • علی 20
    ارسال شده در آبان ۲۹, ۱۳۹۵ در ۷:۲۷ ب.ظ

    سلام، من به صورت شخصی نی رو یاد گرفتم همه صداهاش روهم درمیارم اما دومشکل درنواختن دارم.یکی اینکه نمیدونم صدای زیروغیث روچجور به هم وصل کنم یکی هم این که نمیدونم این صداهارو کجااستفاده کنم،ممنون میشم اگه کمکم کنید،درضمن اصلا دست رسی به کلاس یا استادی ندارم

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بیابانگرد: تقلید باعث بوجود آمدن آسیب های جسمی و هنری می شود

چون متدهای مدونی برای آموزش تکنیک آوازی نداشته ایم و فقط از طریق گوش هست که جوانان به شنیدن صدایی که استایل نادرست و تکنیک ناقص هستند عادت می کنند و آنها را الگو خودشان می کنند و این جریان باعث می شود، تکنیک و استایل افت کند و متاسفانه تقلید تا آنجاست که علاوه بر تقلید جنس صدا، از فیگور ظاهری هم و نوع آرایش مو خوانندگان دیگر هم تقلید می کنند!

گزارش از نقد آلبوم عطاریه (II)

پورقناد در پایان گفت: به نظر من آلبوم عطاریه به جز در قطعه «سرچشمه» به صورت خودخواسته سعی کرده پا را فراتر از فرم های شناخته شده نگذارد. در این اثر قطعات «سرچشمه» و دو تصنیف در آواز بیات ترک که از قدرت ملودیک قابل قبولی برخوردار است، بهترین آثار این آلبوم محسوب می شوند. وی همچنین با انتقاد از اجرای بعضی از بخش های متر آزاد این اثر به صورت بداهه گفت: بخشی از آواز های این آلبوم خوشبختانه به صورت طراحی شده ارائه شده بود که کیفیت قابل قبولی داشت ولی ظاهرا در بخش هایی از آلبوم بداهه نوازی انجام شده که بهتر است امروز از این کار اجتناب شود چراکه به خاطر تکرار مکررات، دچار کلیشه و اشباع شده ایم.

از روزهای گذشته…

رسول صادقی: نی برنجی امکانات خوبی دارد

رسول صادقی: نی برنجی امکانات خوبی دارد

سری تلق پلاستیکی صدای نرم ولی کم حجمی را تولید می کند و کوک نی را کمتر از ربع پرده پایین می آورد، اکثر نوازنده ها مجبورند از سری تلقی استفاده کنند، سری برنجی، صدای نسبتا تیز و پر حجمی تولید می کند یعنی شفافیت و حجم صدا را همزمان دارد، جدای از این، تنوع سری ها؛ خود جنس سری در نی باعث اختلاف کوک است مثلا شما یک نی را با سری برنجی و تلق با هم مقایسه کنید، نزدیک به ربع پرده اختلاف کوک دارند و برنجی زیرتر صدا می دهد، در کنار همین مسئله نکته جالب دیگری هم هست که عمق کام نوازنده نی، به نوعی جزئی از طول ساز محسوب می شود و اختلاف کوک دمش نوازنده ها در یک نی ثابت، گاهی اوقات به بیشتر از نیم پرده هم می رسد!
نگاهی به سمفونی فانتاستیک اثر جاودان هکتور برلیوز (III)

نگاهی به سمفونی فانتاستیک اثر جاودان هکتور برلیوز (III)

در موومان دوم با والسی که فرمی همانند روندو دارد (کودا- A′ B A – مقدمه) به شایستگی تضاد کاملی با موومان نخست پدید می آید. فضاسازی لطیف و درخشان در این موومان و بکارگیری دو هارپ به گونه ای که موسیقی تداعی گر بزمی مفرح می شود بسیار قابل توجه است. گفتنی است که این گونه فضاسازی ها مشخصه ی بارز برلیوز است، چنانکه این بخش را می توان با بکارگیری هارپ ها در بخش دوم رومئو و ژولیت، موومان پایانی تدئوم، مارش تروا و همچنین ارکستراسیون برلیوز برای اثری از وبر به نام دعوت به رقص مقایسه کرد.
گزارش جلسه دوازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه دوازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گذشته از پیوند دادن نتایج پژوهش‌های تجربی روان‌شناسی مدرن با نقد هنری آنچه بیشتر به‌عنوان نقد روان‌شناسانه (به‌ویژه در ادبیات) شهرت دارد برآمده از به‌کارگیری روان‌کاوی و روش‌ها و دست‌آوردهای آن در نقد ادبی سده‌ی گذشته است. اما پیش از پرداختن به نقد روان‌کاوانه‌ی موسیقی ناگزیر باید ببینیم رابطه‌ی روان‌کاوی و موسیقی چگونه است یا می‌تواند باشد. امروزه روان‌کاوی موسیقی حوزه‌های مطالعات مختص خود دارد و دیگر لازم نیست با مشابهت‌یابی زمینه‌هایی در ادبیات، آن را تاسیس کنیم:
سپنتا؛ نقطه پایان یک مکتب (III)

سپنتا؛ نقطه پایان یک مکتب (III)

بدین ترتیب موسیقی‌شناس مکتب وزیری کار بر روی آثار باقی‌مانده از عهد قاجار را برمی‌گزیند و در تحلیل‌هایش اگر چه گاه و بیگاه نقدی هم نثار ناکوکی و … آنها می‌کند اما نتیجه‌ی کار نه تنها نفی نیست بلکه اغلب همراه با دلبستگی زیباشناختی به آثار آنان است. او به ویژه به خوانندگان مشهور آن عصر علاقه داشت و ضبط‌های بعضی‌شان را واجد ارزش‌های هنری می‌دانست.
درباره موسسه فرهنگی هنری «پل هنر»

درباره موسسه فرهنگی هنری «پل هنر»

یکی از این راه های ارتباطی بین ایران و کشور اتریش برقرار گردیده؛ با توجه به فعالیت هنرمندان ایرانی مستعد در زمینه موسیقی و خلا امکانات مناسب در امور آموزش و اجرایی و از سوی دیگر مطرح بودن و بالا بودن سطح کیفی این رشته در کشور اتریش، این موسسه فرهنگی هنری «پل هنر» در نظر دارد جهت ارتقای سطح کیفی و هنری در حوزه موسیقی و مبادلات علمی و تکنیکی در این زمینه و حمایت از هنرمندان ایرانی، فرصتی مناسب برای آنان فراهم آورد.
نقدی بر مقاله پیمان سلطانی، «آهنگ شعر معاصر» (IV)

نقدی بر مقاله پیمان سلطانی، «آهنگ شعر معاصر» (IV)

پیمان سلطانی در بخش دوم مطلبش می نویسد: “شعر کلاسیک یک پیشینه ی قدرتمندِ نقش بازی کردن برای ارضاء حس هنری ایرانی داشته است” راست اش در اینجا اصلا متوجه منظور ایشان نشدم! در ادامه می گوید: “به دلیل ممنوعیتِ سایر هنرها از جمله موسیقی نتوانست آهنگ درونی شعر را متبلور کند اما در دوره ی معاصر و به دلیل گذر از انقلاب صنعتی و هم آمیزی با دوران توسعه در علم و هنر موسیقی در شعر بسیاری از شاعران از جمله هوشنگ ابتهاج نمود عینی پیدا کرد”، چگونه می توان پذیرفت که ممنوعیت موسیقی باعث لطمه زدن به موسیقی شعر شده است؟! همان طور که گفتیم موسیقی یکی از عناصر جدا نشدنی شعر است و نه تنها شعر کلاسیک بلکه شعر نو و حتی شعر سپید هم از عنصر موسیقی بهره گرفته است. حال در شعری موسیقی کمتر است و در شعری بیشتر.
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XV)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XV)

ذیل عنوان فرهنگ های شفاهی توضیح دادیم که این فرهنگ ها، حداقل تاکنون یعنی قرن ۲۰ میلادی، از عواملی غیرمشابه فرهنگ های غیر شفاهی استفاده می کرده اند. در سالهای نخستین هزاره جدید و با تغییراتی که در زندگی افراد به وجود آمده و مانند گذشته دسترسی آسان و دائم به استاد برای آموختن صحیح و کامل به روش سینه به سینه وجود ندارد، ما را به این اعتقاد میرساند، که آوانگاری و نت نگاری و همچنین استفاده از نوارکاست، سی دی، دی وی دی تصویری و… در آموختن و انتقال میراث گذشتگان می تواند بسیار مؤثر باشد. ‌‌
گفتگو با سارا چانگ (V)

گفتگو با سارا چانگ (V)

به اندازه کافی افسرده کننده هستند، چرا خودم را با قرار دادن در آن حالت آزار بدهم؟ اما به هر حال موسیقی می تواند شما را غمگین کند، مسلما بسیار زیبا خواهد بود اگر تمام آنچه را که می نواختید شاد و روشن می بودند، اما اینگونه نیست. بعضی از قطعات و پاساژها بسیار ریتم پایین و افسرده کننده ای دارند و این به درون شما نیز رخنه می کند به خصوص زمانی که یک ارکستر نیز در پشت شما بنوازد و اگر هم یک رهبر فوق العاده مثل استاد ماسور(Masur) داشته باشید که او تمام آن حس را به شما منتقل می کند، شما به او نگاه می کنید و او اینجا است وقتی شما در حال نواختنید، او نیازی ندارد حرفی به شما بزند چون شما می دانید او چه می خواهد.
گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

«محمود توسلیان» نظر مدرس را درباره‌ی «سرگذشت موسیقی ایران» نوشته‌ی «روح‌الله خالقی» جویا شد. وی گفت موضوع این کتاب بیشتر موسیقی‌دانان هستند تا خود موسیقی و چنان که خود خالقی نیز به آن اشاره می‌کند به گونه‌ای داستان مانند نوشته شده تا مردم را جلب خود کند. بنابراین ضمن ارزش بسیار زیاد آن از جهت مکتوب کردن بخشی از تاریخ ما که می‌توانست به سادگی از دست برود، با تاریخ موسیقی به مفهومی که اینجا گفته شد، تفاوت‌هایی دارد.
گفتگو با حسین علیشاپور (VI)

گفتگو با حسین علیشاپور (VI)

شما دقت بفرمایید موسیقی ما پر است از این گونه موارد. برای مثال عرض می کنم گستره ی صوتی صدای استاد بنان در حد – مثلا – آقای گلپایگانی و ایرج نبود، منتهی طوری از کلام استفاده می کرد که مخاطب را پای کار می نشاند. یا – خدا رحمتشان کند – استاد محمودی خوانساری با این که شعر را که می خواند هجابندی های خوبی – آنچنان که در نظر بنده و شما هست و استاندارد است – نداشت اما آنقدر شعر را خوب انتخاب می کرد و مضمون شعری که می خواند خوب بود که من دیده ام مخاطب عام صدای او را می شنود – مخاطبی که به موسیقی ایرانی دلبستگی ای ندارد – و پای صدای او می نشیند.