گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

محمودی: نیاز به لیدرهای فرهنگی داریم

اول در هنرستان موسیقی سوره وارد شدم و بعد دوره لیسانس را در هنرستان عالی صدا و سیما کار کردم. افتخار دارم که همکلاس بودم با هنرمندان جوان و با استعدادی مثل سهراب پورناظری، امیر پورخلجی، هومن مهدوی که از نوازندگان خوب تار و سه تار است، خوشبختانه در دوره ما هنرمندان خوبی تربیت شدند و بنده هم به عنوان ضعیف ترین هنرجو توانستم در کنارشان باشم.

موسیقی را در چه مراکزی آموختید؟

اول در هنرستان موسیقی سوره وارد شدم و بعد دوره لیسانس را در هنرستان عالی صدا و سیما کار کردم. افتخار دارم که همکلاس بودم با هنرمندان جوان و با استعدادی مثل سهراب پورناظری، امیر پورخلجی، هومن مهدوی که از نوازندگان خوب تار و سه تار است، خوشبختانه در دوره ما هنرمندان خوبی تربیت شدند و بنده هم به عنوان ضعیف ترین هنرجو توانستم در کنارشان باشم.

من موسیقی را با آواز شروع کردم و مانند خیلی از خوانندگان که از آواز را با شرکت در مراسم مذهبی و سرودهای مدارس آغاز میکنند، از کودکی شروع به خوانندگی کردم و از طریق نوارهایی که از ردیف مرحوم محمود کریمی ضبط شده بود، ردیف را کار کردم و سال دوم هنرستان بودم که با آقای صدیق تعریف رابطه پیدا کردم و مطالب خیلی زیادی از ایشان در زمینه آواز آموختم.

سخت پسندی و نگاه تیزبینانه به آواز را ایشان به من دادند. بعدا از کلاسهای خانم مهرعلی استفاده کردم در زمینه آواز و جواب آواز و همینطور از استاد محسن نفر بسیار بهره بردم.

استادان دیگری هم داشته ام، البته تازگی ها هر کس که مدتی کوتاه نزد استادی تحصیل میکند، نام او را به عنوان استادش مطرح میکند که ممکن است خود استاد از این کار رضایت نداشته باشد، در نتیجه باید بگویم در جلساتی که از محضر استاد محمدرضا لطفی استاده کردم از ایشان بسیار در زمینه آواز یاد گرفتم چون ایشان آنالیزور خوبی هستند در زمینه آواز.

من واقع آواز را از یک تعزیه خوان گمنام در خوانسار یادگرفتم و فهمیدم در واقع آواز یعنی چه! تعزیه خوانساریها، کاشانیها، ترکها به من یاد دادند که آواز واقعی چیست. از طریق مسافرتهایی که میرفتم و همینطور آرشیوی که از این تعزیه ها ضبط میکردم، از این هنرمندان گمنام، بسیار آموخته ام.


وضعیت تدریس موسیقی را چطور میبینید؟

ما در مملکتمان نیاز به لیدر هایی داریم که جریانی را در فرهنگ هدایت کنند، افرادی مثل وزیری، صبا، خالقی، مهرتاش، برومند و … نیاز داریم و امروز این افراد انگشت شمارند و اگر در کل نگاه کنیم نسبت به جمعیت میتوانیم بگوییم وجود ندارند!

ما هر ضعف و قدرتی که داریم از مدرسینی هست که داشته ایم، اگر به نوازنده ای میخواهیم بگوییم ۹ سر تمرین باشد و مجبوریم به او بگوییم ۸:۳۰ تمرین شروع میشود! تا بلکه با نیم ساعت تاخیر سروقت به ارکستر برسد، فرهنگی است که از مدرسین مان یادگرفته ایم، نمیگویم از اساتید، از مدرسین مان!

اگر تصور ما از حرفه ای بودن در موسیقی، پولکی بودن ما است، این تاثیر مدرسین ماست. اینکه یک عده دور هم جمع شوند و به جای ایجاد یک جریان هنری یک مافیای کور را تشکیل دهند، این جریانی است که از مدرسینمان یاد گرفته ایم. اینکه یکنفر در صد تا سندیکا و اتحادیه باشد و هر شعاری از هر طرفی بدهد و به هر سمتی که باد میوزید متمایل شود به بهانه هنرمند بودن را ما از همین مدرسین آموخته ایم.

متاسفانه مردان بزرگی که پیشرو بودند و هنرمندان دنباله روی آنها بودند در موسیقی ایرانی خیلی کم هستند، جای دهلوی و صبا خالی است… کسانی که باید حرکت کنند و جریانی را هدایت کنند. شما میدانید که استاد فلانی وقتی پنج دقیقه سر تمرین دیر می آمده، آقای پایور چه برخوردی با ایشان میکرده است؛ در حالی که یک رهبر امروز خیلی سخت میتواند به یک نوازنده معمولی ارکستر تذکر دهد بخاطر دیر آمدن؛ به نوازنده امروز اگر تذکر دهید غر میزند!

من شاهد بودم که یک نوازنده با سابقه ساز بادی وقتی با تذکر رهبر به خاطر دیر آمدن سر تمرین مواجه شد، پاسخ داد جایی بودم که پول بیشتری میدادند! حالا چه حسابی میکند یک نوازنده جوان در این ارکستر؟! آن هم در شرایطی که هر هنرجویی که دانشگاه را تمام کرده یا نکرده وارد ارکستر میشود و صاحب در آمد و کار میشود و پیشکسوتانش را اینگونه میبیند. نگاه علمی کاربردی داشتم به موسیقی که انگار باید کار موسیقی کنی که فقط پول دربیاوری! من نمیدانم کجای دنیا این دید را به موسیقی دارند؟!

با این وضع ما نمیتوانیم فقط توقع از دولت داشته باشیم برای اداره موسیقی… به قول آقای مشایخی ما از روحانیون متعصب در موسیقی ضربه نخوردیم، بلکه از انسانهای دون و پست و فرصت طلب و مغرض ضربه خوردیم!

چند موزیسین داریم اهل کتاب باشد؟! چند موزیسین اهل قلم است؟! چند موزیسین اهل گفتگو داریم؟! چند موزیسین داریم که میتوانند از اثرشان دفاع کنند؟! کسانی که بتواند تصور غلط مردم را نسبت به هنر و موسیقی تغییر دهند. اینجا کلنل علینقی وزیری میخواهد که بیدار شدنش تا خوابیدنش درس است برای اهالی موسیقی…

ما این افراد را لازم داریم، زایش اندیشه کم داریم، پیشرو کم داریم… و میشود گفت به نسبت به جمعیتمان نداریم! ارکستر را هم اگر تشکیل دادم هدفش راه افتادن حرکتی فرهنگی بود، همانطور که در تاریخ موسیقی ایران نوشته اند، ارکستر فرهنگ و هنر، ارکستر رادیو تلوزیون ملی ایران و … یک زمانی هم بنویسند ارکستر جام جم هم ارکستری بوده که حرکتی فرهنگی راه انداخته است و یکسری هنرمند جوان را معرفی کرده است و یکسری آهنگساز آماده اند و در این فضا کار کرده اند، کسانی که به درهای بسته خورده اند، فرصت داشته اند تا استعداد خودشان را بروز بدهند و در نهایت این ارکستر منبع خاطراتی هنری بشود و نوشته بشود که چه کسانی آماده اند در این ارکستر و رفته اند.

سجاد پورقناد

سجاد پورقناد متولد ۱۳۶۰ تهران
نوازنده تار و سه تار، خواننده آواز اپراتیک و سردبیر مجله گفتگوی هارمونیک
sadjad.p@gmail.com

۱ نظر

بیشتر بحث شده است