تاثیر ذهن بر ساختار جمله بندی ها در ویولن (II)

در واقع دریافت ذهن در زمینه پیوستگی و اتحاد موسیقایی جمله که روند اجرای صعودی دارد با آمیخته و درگیر شدن به موضوع مقاطع برش در پس اجرای هر دسته نت شش تایی و ایجاد یک تغییر پوزیسیون، دچار نوعی آشفتگی ذهنی می گردد که این آشفتگی با ماهیت سیال جمله در تضاد است و به دلیل وجود همین امر، ذهن به شکل منفک و پله گونه به جمله پرداخته و از آزادی آن در پرداختن به جمله و برداشت ماهیت سیال از جمله دچار ایراد می گردد و در عمل، جمله سخت تر از آنچه هست به نظر می رسد و زمان بیشتری را نیز در تمرین برای رسیدن به پختگی طلب می کند.

از سوی دیگر، با تغییر ادیت دست چپ نیز نمی توان به پاسخی بهتر از ادیت معمول ذکر شده، دست یافت و بهترین روش اجرا در همین نوع ادیت می باشد.

حال با توجه به آنچه در بالا گفته شد، می توان به روش جمله بندی ذهنی این نمونه پرداخت.

audio file اجرای پاساژ در تمپوی اصلی

برای اینکار لازم است تا تمرکز ذهن را از روی نت های سل دیز و سی دیز آغازین برداشته و با جابجایی ذهنی نتها، هر جمله را مرکب از شش نت ولی این بار بگونه ای که نت آغازین جمله لا دیز باشد، ببینیم.


در این شکل دسته بندی ذهنی، جمله به جای آنکه با سل دیز آغاز گردد با لا دیز آغاز گشته و نت سل دیز نه سنگ بنای یک جمله، بلکه عضوی از یک دسته شش نتی است که تمرکز خاصی بر روی آن از طرف ذهن وجود ندارد و ذهن نوازنده این نت و تغییر پوزیسیون انجام گرفته بر روی آن را، در داخل ساختاری روان و به دور از مشکل پذیرفته است.

در واقع ردیف نت های یک جمله به تعداد دو نت در ذهن به جلو رفته و سومین نت، تبدیل به نت آغازین جمله می گردد. در این حالت جمله های منفک نیز در دل یکدیگر حل شده و نسبت به همدیگر پیوسته می گردند و مقاطع برش بوجود آمده پس از اجرای هر دسته نت شش تایی و ایجاد تغییر پوزیسیون که در بالا گفته شد، از میان می رود.


در این راهکار، برای رسیدن به کمال مطلوب در اجرای جمله لازم است تا پس از جمله بندی به شکل گفته شده، نوازنده شکل جدید جمله را نزد خود و بدون بکارگیری ساز در ذهن خود به شکل آوازی بخواند و فراز و فرود موسیقی هر جمله را پیش از نواختن به ذهن خود معرفی کند تا در هنگام نواختن نیازمند به تعلیم دادن موسیقی جمله از طریق ساز به ذهن خود نباشد بلکه تلقی ذهن از این موسیقی را با ساز نمایانگر سازد(پیشتر در مقاله ای بنام نت خوانی و اجرا درباره تاثیر دریافت ذهن بر نحوه اجرا نوشته ام) و از سوی دیگر با خواندن جمله به روش پایه، به مقایسه این دو جمله شناسی و تفاوتهای این دو بپردازد.

در اینجا دقت به این نکته نیز جالب است که هر چند می توان ردیف جملات را نه به میزان دو نت، بلکه فقط به میزان یک نت به جلو راند و آغاز جملات را نه از نت لا دیز بلکه از سی دیز در ذهن آغاز نمود. اتخاذ این روش نیز نسبت به در نظر گیری جملات حالت پایه (شروع جمله با سل دیز) به مراتب بهتر است، اما به دلیل آنکه خاتمه هر جمله به نت سل دیز خواهد افتاد و اتمام هر جمله با یک تغییر پوزیسیون همراه خواهد بود، چندان مطلوب نیست. بنابراین روش تشریح شده اصلی که جملات با جابجایی دو نت در ذهن خوانده می شوند(شروع جمله با نت لا دیز) ارجحیت خواهد داشت.


حال که ذهن به برداشتی روان که ناشی از ممزوج شدن جملات در دل یکدیگر است، دست یافته می توان دو آرشه راست وچپ رفت و برگشتی را نیز به یک آرشه قوی راست تقلیل داد. زیرا دیگر نت سل دیز در ذهن نوازنده آغازگر هیچ دسته نت یا جمله ای نیست بلکه بخشی از داخل دسته جمله شش نتی است و دلیلی برای تغییر آرشه بر روی این نت وجود ندارد.

در اینجا وجود یک آرشه برای اجرای جمله خاصیت سیال تری را در روند کلی اجرای نوازنده مهیا می سازد که این خصوصیت تنها بواسطه تغییر نگرش ذهن نسبت به جملات و بدون هیچ گونه تغییر در ساختار ادیت دست چپ حادث می گردد.


لازم به یادآوری است که روش جمله بندی ذهنی که در بالا توسط نگارنده تشریح گشت، غالبا در مواردی کارساز می گردد که نمی توان با تغییر ادیت در ویولن به نتایج بهتری در ساختار اجرایی جمله دست یافت.

یک دیدگاه

  • ارسال شده در فروردین ۱۸, ۱۳۹۰ در ۱:۲۰ ق.ظ

    mersii aaaaaali bood.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «ایوارگاه»

وحید طهرانی آزاد با ایوارگاهش نشان می‌دهد که امروز، برخلاف تصور درونی‌شده‌ی عمومی، می‌توان بدون عملیات محیرالعقول و شعبده ساز درخور زد و گوشی یافت. اگر از چهار دونوازی کوتاه سنتور و ویلن (پرنای ۱ تا ۴)، با همه‌ی کمیابیِ خودِ ترکیب و نگاه متفاوت به سبک و سیاق خط ویلن، موقتا چشم بپوشیم هیچ چیز عجیب و غریبی در ایوارگاه نمی‌یابیم. آنچه در ایوارگاه به گوش می‌رسد غریبه که نه، اما شخصی است.

فرایند خم کردن زه وارها و اتصال آن به ساختمان کلافها در ویولن (I)

محتوای این مقاله بخشی از دروس ارائه شده در شهریورماه ۱۳۹۷ در کارگاه رضا ضیائی (RZW) توسط رضا ضیائی است که فرشاد شالپوش آن را گردآوری و تدوین کرده و امیر خمسه ویراستاری آن را بر عهده گرفته است. متن کامل و دیگر مقالات مرتبط در آرشیو کارگاه موجود است.

از روزهای گذشته…

«موسیقاب» (IV)

«موسیقاب» (IV)

استفاده از شیوش‌های متفاوت و بدیع و به طور کلی تنوع چشم‌گیر سونوریته، در خدمت بافت چندلایه‌ی اثر است؛ رنگ هایی کمتر شنیده شده که در عرف تارنوازی حتی به بدصدایی معروف‌اند. گاه صداهایی پلشت و ناتمیز از سیم‌ها برمی‌خیزد که این اصوات را برای یک گوش تارشنیده‌ی متوسط نیز که در طول دهه‌ها، خوش‌صداترین و دلنوازترین نغمات را از این ساز شنیده است، غریب، نامأنوس و فرانمایانه جلوه می‌دهد.
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XVII)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XVII)

اغلب ضعف های نگارندگان نت و اجراکنندگان از روی نت مشترک است. تقویت شناخت نظری و در نهایت تسلط عملی به مواردی که به عنوان ضعف های مشترک نوازندگان و نگارندگان مطرح می گردد، به ارتقاء کیفیتِ نتِ نگارش یافته و اجرای مطلوب تر و نزدیکتر به اصل قطعه از روی نت می انجامد. حال به صورت تیتروار، و نه به شکل مرتب بر اساس اولویت، مواردی را معرفی میکنم(بدیهی است فهرست زیر بسیار ناقص است و حالت کامل تر آن در کتابی که در دست نگارش دارم، آمده):
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (X)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (X)

پس از ارائه تم اصلی توسط سازهای زهی و بادی چوبی، ناگهان پیانو با چندین آکورد فورته قدم به صحنه گذاشته و زمینه را برای تکنوازی و هنرنمائی نسبتا طولانی خود فراهم ساخته و با الهام گیری از تم اصلی ارائه شده و همچنین تم گرم و بیانگری که پیانو در اوایل موومان اول معرفی نمود، بسیار پر احساس نواخته و زهی ها نیز به همراهی آن می پردازند.
موسیقی آفریقای جنوبی (IX)

موسیقی آفریقای جنوبی (IX)

در دهه نود قرن بیستم، سبک جدیدی از موسیقی محله های سیاهپوست نشین به نام کویتو خود را در ذهن و قلب جوانان سیاه پوست آفریقای جنوبی جای داد. همانطور که موسیقی بابلگام مناطق سیاهپوست نشین از دیسکوهای آمریکا نشأت گرفته بود، کویتو نیز تفسیری آفریقایی از موسیقی بین المللی رقص دهه نود بود، ژانری که برای آن عبارت نا دقیق موسیقی هاوس (house music) هم به کار برده می شود.
نوازندگان تنبک دراواخر عصر قاجار (II)

نوازندگان تنبک دراواخر عصر قاجار (II)

آقاجان دوم:آقاجان فرزند داود شیرازی ، از شاگردان سماع حضور و از منسوبین حسن خان (معروف به سنتورخان استاد معروف سنتور عصر محمدشاه و اوائل سلطنت ناصر الدین شاه) بود. او در فن خود مهارت تمام داشت و در خواندن تصنیف و نواختن تنبک کسی به پای او نمی رسید.
از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (IV)

از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (IV)

به هر تقدیر اکنون بهتر است به موضوع مهم و پیچیده (!) شکل گیری اثر هنری بپردازیم: آنچه که موضوع خلق هر اثر هنری است، بیش از هر چیز از این پرسش ناشی می شود که اثر هنری چگونه پدید می آید؟ در این نکته شکی نیست که فرآیند خلق هر اثری اصولا رویدادی «درونی» است. در مقابل فرآیند تجلی آن که رویدادی بیرونی است، شما هنگامی که اثری خلق می کنید این اثر را در «خودِ» درونی تان پدیدار می سازید.
کوتاه از یک عمر همراهی جیلاردینو و گیتار

کوتاه از یک عمر همراهی جیلاردینو و گیتار

آنجلو جیلاردینو (Angelo Gilardino) متولد ۱۹۴۱ در ورچلّی ایتالیا است. در همین شهر به مدرسه موسیقی رفت؛ نوازندگی گیتار و ویلونسل را آموخت و به تحصیل آهنگسازی پرداخت. سال های ۱۹۵۸ تا ۱۹۸۱ برای جیلاردینو دوره فعالیت به عنوان نوازنده کنسرتی بود. او توانست تاثیر مهمی بر رشد گیتار به عنوان سازی که در قرن بیستم “در چشم بود” داشته باشد. در این سال ها اولین اجراهای صدها قطعه که برای گیتار نوشته شده و به او تقدیم شده بود را اجرا کرد. در سال ۱۹۶۷ انتشارات بربن (Bèrben) او را به عنوان سرپرست مهمترین مجموعه ای که در رابطه با موسیقی قرن بیستم منتشر می کرد، برگزید.
روایت یک سده پیانو

روایت یک سده پیانو

بعضی کنسرت‌ها مهم‌اند. حتا با نگاه کردن به فهرست برنامه‌شان، نشنیده هم می‌توان گفت که مهم‌اند. از آن دست کنسرت‌ها که بروی و چند لحظه به موسیقی سازی خالص گوش بسپاری؛ کنسرتی که نه کلام دل و هوش از شنونده برباید نه صدای دلکش خواننده‌ای، فقط موسیقی باشد و خودش…
پری ثمر (II)

پری ثمر (II)

کار من منحصر به اجرای برنامه در مونیخ نیست، بلکه خواننده رسمی اپرای فرانکفورت هستم و در هر سال باید ۵۱ برنامه در فرانکفورت اجرا نمایم! از طرف دیگر از ماه مارس امسال قرارداد چهار ماهه‏ای با اپرای ملی وین دارم و در این مدت باید ۱۴ برنامه در شهر مزبور اجرا کنم. شاید برای خوانندگان مجله وزین کاوه جالب باشد که فقط از قسمتی از برنامه‏هائی که من از هشتم تا بیستم ماه مارس امسال اجرا می‏کنم، اطلاع حاصل کنند:
سعید تقدسی: دو سال و نیم با ارکستر سمفونیک تهران کار کردم

سعید تقدسی: دو سال و نیم با ارکستر سمفونیک تهران کار کردم

من از سن ۱۲ سالگی وارد هنرستان شدم و تا دوره دیپلم متوسطه بود آنجا ادامه تحصیل دادم؛ در این مدت معلمایی که داشتم به ترتیب اسم می‌برم آقای خیرخواه بود بعد آقای منشی زاده شدند، بعد یک آقای آلمانی به اسم آقای کاییزار (Kaiser) اسم کوچیکش خاطرم نیست و دو معلم آمریکایی داشتیم که تمام این معلم ها در سمفونیک کار می‌کردند، خانم سوزان ایلور (Susan Ayler) می بود که شوهرش هم کلاینت می‌زد، یک خانمی بود به اسم سوئینتلا (Merlin Swindler)بعد از این خانم یک آقایی به نام یوهان ریستا (Johann Rista) بود. بعد از ایشان آخرین معلمی که داشتم آقای مهدی جامعی بودند که یک سال آخر را باهاش کار کردم.