Tears in Heaven

Eric Clapton
Eric Clapton
اریک کلپتون (Eric Clapton) در سال ۱۹۴۵ در انگلیس متولد شده و مسئولیت بزرگ کردن او را مادر بزرگش بعهده می گیرد. او که از کودکی به موسیقی سبک Blues علاقه بسیاری داشته است، از سن ۱۵ سالگی شروع به نواختن گیتار میکند.

برای تحصیل به کالج کینگستون (Kingston) میرود و اغلب اوقات جوانی خود را در بارها به نوازندگی گیتار می پردازد و شاید به همین دلیل خیلی زود از کالج اخراج میشود.

بتدریج بعد از خروج از کالج به سبک R&B/Rock گرایش بیشتری پیدا کرده، شروع به نوازندگی در کلوبی بنام Crawdaddy می کند. Crawdaddy همان مکانی است که Rolling Stones در ابتدای راه موسیقی کار خود را از آنجا آغاز کرد.

اریک کلپتون با یک مدل ایتالیایی ازدواج میکند و در سال ۱۹۸۶ صاحب پسری می شد. اما با کمال تاسف پسرش در سال ۱۹۹۱ در اثر پرتاب شدن از پنجره یک آپارتمان کشته میشود. مقارن با این حادثه در سال ۱۹۹۲ ،‌ Eric Clapton آهنگی بنام Tears in Heaven را برای خاطر پسر خود اجرا میکند. (این آهنگ در فیلم Rush هم مورد استفاده قرار گرفته چرا که مسئولیت ساخت موزیک متن این فیلم با کلپتون بوده است.)

این آهنگ در سال ۱۹۹۲ بین ۴۰ آهنگ اول رتبه دوم را بدست آورد.

audio.gif Tears in Heaven

گفتگوی هارمونیک

مکتب و مکتب داری (IV)

نمونه ای دیگر، کنسرت گروه اساتید (به کوشش فرامرز پایور) در مایه دشتی به سال ۱۳۵۸ همراه صدای محمدرضا شجریان است. در آلبوم «پیغام اهل راز» استاد فرامرز پایور، روایتی دیگر و برداشتی خاص از تصنیف «خون جوانان وطن» اثر عارف را ارائه داده و یکی از زیبا ترین اجراهای استاد اسماعیلی در همین آلبوم است. ارتباط شنونده این آثار باصدای ضرب (تنبک) استاد، ارتباطی ناخودآگاه است. مانند ارتباط شنونده ارکستر سمفونیک با صدای کنترباس ها و ویولونسل ها و دست چپ پیانو.

یادداشتی بر آلبوم «گلعذار»

گوش‌ها را به شنیدن و چشم‌ها را به خواندن رنجه نساختن، در تنه‌ی موسیقی خلأ اندیشه و خِرد را با ایدئولوژی پر کردن‌، از هنر جز ژست گرفتنش را نداشتن، از جعل و شید تاریخ ساختن، کندذهنی و بی‌دقتی و درجا زدن در بنیان‌های سستِ آموزش‌های علیلِ آمیخته با انواع توهمات و خرافات، همه و همه ثمرِ آفت‌زده‌ای جز همان «انبساط خاطر» و زبان‌آوری‌های مجانی و بی‌باج در دورهمی‌های موسیقایی‌ای که حال به لطفِ بسترِ مهیا‌ی خانه‌ی عفافِ نشر در ایران رسمیت یافته‌اند نخواهد داشت.

از روزهای گذشته…

روایت ملودیک سفرهای استراوینسکی

روایت ملودیک سفرهای استراوینسکی

به دلیل دور بودن استراوینسکی از کشورش روسیه، بحث های زیادی درباره ماهیت روسی او صورت گرفته است. جمعه، بیست و دوم ژانویه ۲۰۱۲، در برنامه ای به نام “استراوینسکی بیرون از روسیه” لئون بتشتاین (Leon Botstein)، ارکستر سمفونیک آمریکا (American Symphony Orchestra) را برای اجرای گلچینی از آثار استراوینسکی رهبری کرد. این آثار به گونه ای انتخاب شده بودند که هم میراث روسی استراوینسکی و هم زیبایی شناسی کشور دومش را به خوبی نشان می داد.
ادگارد وارز :  پدر موسیقی الکترونیک

ادگارد وارز : پدر موسیقی الکترونیک

ادگارد ویکتور چارلز وارز Edgard Victor Charles Varèse ، آهنگساز فرانسوی الاصل، در ۲۲ دسامبر سال ۱۸۸۳ متولد شد و در ششم نوامبر ۱۹۶۵ چشم از جهان فرو بست. وارز مخترع واژه “نوای سازمان یافته” در موسیقی است، بدین معنا که آهنگ ها و طنین های متفاوت می توانند با یکدیگر در یک گروه قرار بگیرند و ترکیب صوتی جدیدی بوجود بیاورند.
د-دورز (II)

د-دورز (II)

“آتش مرا روشن کن” تک آهنگی از گروه که توسط الکترا ضبط شد و بر روی بیلبورد در جایگاه اول قرار گرفت و بیش از یک میلیون نسخه از آن به فروش رفت. گروه در برنامه های تلویزیونی بسیاری حضور یافت، با اینحال اجراهای آنان در تلویزیون آنطور که باید اثر گذار و موفقیت آمیز نبود تا آنکه آنها در “برنامه اد سالیوان” (The Ed Sullivan Show) حضور یافتند و بسیاری از توجه ها را جلب خود نمودند.
پیت فاونتین همچنان مینوازد

پیت فاونتین همچنان مینوازد

نیو اورلینز- خانه پیت فاونتین (Pete Fountain) – نوازنده افسانه ای کلارینت جاز- در نزدیکی خلیج سنت لوییس، تصویری زنده از داستان زندگی او بود – صفحه های طلایی، عکسهایی که با چهار رئیس جمهور دارد، یادداشتهای تشکر آمیز از فرانک سیناترا (Frank Sinatra)، کلارینتهای عزیزش و سازهای قدیمی و کلاسیک دیگر.
گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (VI)

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (VI)

او افزود: این نکته بسیار بااهمیتی است که در قسمت دوم عرایضم به آن خواهیم رسید و حالا می‌خواهم با پیش زمینه‌ای که آقای فیاض گفتند بازگردم به «واکاوی». اگر ما بخواهیم این کار را بکنیم؛ انگشت بگیریم به سمتی و بگوییم «این» را ببین! یکی از مهمترین کارهایی را کرده‌ایم که منتقدان می‌توانند بکنند اگر نگوییم تنها کاری است که می‌توانند بکنند. انگشت بگیرم و بگویم «این!» صداقت‌کیش ادامه داد: اگر بخواهیم این کار را بکنیم با موسیقی باید چه کنیم؟!
سال‌ها بدون وقفه کار و همکاری با سولیست‌های برجسته‌ی دنیا (IV)

سال‌ها بدون وقفه کار و همکاری با سولیست‌های برجسته‌ی دنیا (IV)

خب می‌دانید که من بیشتر از ۴۰ اثر اپرایی در بازار‌های بین‌المللی موسیقی دارم و خوانندگان این آثار هم معروف هستند. من مانند آقای کارایان اعتقاد دارم که کار یک رهبر در رهبری اپرا مشخص می‌شود. هیچ‌وقت اپراهایی را که ضبط کرده‌ام از بازار‌های بین‌المللی خارج نشده است؛ زیرا کارهای موفقی بوده است. با «گویری جونس»، «دکاناوا»، «گئو ادام» باریتون معروف و «ساردینرو» که با کارایان هم زیاد کار می‌کرد و با «آراگال» تنور معروف نیز کار کرده‌ام. خوانندگانی که با آنها کار کردم بیشتر از نسل جدید هستند چون آواز مانند ساز تا سنین بالا نمی‌تواند کیفیت عالی داشته باشد. البته «برامبری» خواننده‌ی سیاه‌پوست که هشتاد‌ساله بود با من هفت، هشت سال پیش در فستیوال اتریش خواند، ولی این اتفاق به‌ندرت می‌افتد. نام بسیاری از این سولیست‌ها را فراموش کرده‌ام و شما که یادآوری می‌کنید بعضی را به‌خاطر می‌آورم. بالاخره سال‌هاست بدون وقفه مشغول کار هستم.

دشواریهای تجزیه و تحلیل موسیقی ما (II)

دشواریهای تجزیه و تحلیل موسیقی ما (II)

کتاب و ده قطعه‌ای که در آن تجزیه و تحلیل شده، فارغ از ارزشی که هر گونه فعالیت تجزیه و تحلیلی درباره‌ی آثار آهنگسازان ایرانی می‌تواند داشته باشد و جدای از درستی یک تجزیه و تحلیل -که همیشه ممکن است به نحوی موثر به چالش کشیده شود- پیش از هر چیز دشواری‌های به‌کارگیری روش‌های تجزیه و تحلیل در گونه‌های مختلف موسیقی ایرانی (۴)، شکستگی‌ها و پراکندگی‌ها در بهره‌گیری از مفاهیم تئوریک و مانند آن را آشکار می‌کند. در حقیقت این کتاب با یک کنش مثبت، گسل‌های شناختی ما را در این حوزه به وضوح به نمایش می‌گذارد. پرسش‌هایی چون؛ چگونه باید با چنین آثاری رویارو شد؟ کدام مولفه‌هایشان بیش از بقیه واجد اهمیت است؟
دژآهنگ: سبک مورد علاقه من کلاسیک است

دژآهنگ: سبک مورد علاقه من کلاسیک است

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با الیاس دژآهنگ استاد و نوازنده‌ هارمونیکا، این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است. وی فوق لیسانس آهنگسازی از دانشگاه هنر است و مدت‌هاست روی تکنیک‌های جدید نوازندگی ساز هارمونیکا تلاش می‌کند و در کنار آن به تشکیل آنسامبلی از انواع هارمونیکا پرداخته است.
درباره یادگار حبیب سماعی، طلیعه کامران (II)

درباره یادگار حبیب سماعی، طلیعه کامران (II)

خالقی بعد‌ها محتوای برنامۀ همایون اجرای طلیعه کامران را ضبط کرد و به‌عنوان نمونۀ هنر بانوان موسیقیدان ایران، طی بازدید خود از روسیه، به آن کشور برد؛ نمونه‌ای که قریب پنجاه سال بعد از آرشیو آن استاد فقید استخراج شد و در کتاب بخش‌هایی از ردیف حبیب سماعی به روایت طلیعه کامران (موسیقی عارف، ۱۳۸۸) آوانگاری گردید. همچنین خالقی، طی یکی از برنامه‌های ساز و سخن در رادیو، به معرفی وی پرداخت و او در رادیو به‌همراهی ضرب حسین تهرانی به اجرای آموزه‌های حبیب سماعی در دستگاه چهارگاه پرداخت. متأسفانه، بعدها بر اثر بی‌مبالاتی ادارۀ رادیو و به بهانۀ کمبود نوار، این نمونۀ نفیس پاک شد اما خوشبختانه نت آن در کتاب حاضر به‌یادگار باقی است.
نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (II)

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (II)

گویی نام او دچار همان «نسیانی» شده است که «خورخه لوئیس بورخس»، نویسنده‌ی بزرگ آرژانتینی در آرزویش بود؛ یعنی واروژان و آثارش به‌گونه‌ای واقعی وارد فرهنگ و زندگی روزمره‌ی ما شده که این ورود مثل هوایی که هر لحظه تنفس می‌کنیم، آن‌قدر طبیعی و واقعی بوده که برای بیشتر ما ملموس نیست. از طرف دیگر عوامل متعدد که از‌جمله‌ی آن بی‌تمایلی خود واروژان به عکس‌انداختن و مصاحبه‌کردن، باعث شده تا «نسیانِ افسانه‌ای» درباره‌اش اتفاق بیفتد.