گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

About گروهی برای بداهه نوازی (III)

گروه Hot Chip همیشه به بداهه نوازی در اجراهای زنده فکر کرده بود و با آن آشنا بود اما این تجربه برای تیلور از جنس دیگری بود: «هم هیجان برانگیز بود و هم وحشتناک. وحشتناک از این جهت که دوست نداری که اجرا خوب نباشد یا اینکه همه چیز خوب پیش نرود یا احساس کنی که داری وقتت را تلف می کنی یا کاری بی معنی انجام می دهی.»

گروه Hot Chip همیشه به بداهه نوازی در اجراهای زنده فکر کرده بود و با آن آشنا بود اما این تجربه برای تیلور از جنس دیگری بود: «هم هیجان برانگیز بود و هم وحشتناک. وحشتناک از این جهت که دوست نداری که اجرا خوب نباشد یا اینکه همه چیز خوب پیش نرود یا احساس کنی که داری وقتت را تلف می کنی یا کاری بی معنی انجام می دهی.»

اما همه چیز خوب پیش رفت. در اواسط اجرای خود آن ها کاور You’re No Good از آهنگ ساز مینیمالیستی تری رایلی (Terry Riley) که در واقع بر اساس تِرک سول (soul track) ناشناخته ای از هاروی آورن (Harvey Averne) ساخته شده بود را اجرا کردند.

این نخستین اثر آنها است که جدا از آلبوم جدیدشان ارائه می شود، در واقع تیلور آوازی غم انگیز درباره کسی که با او بد رفتار می کند می خواند و سپس جز فانک جمِ (jazz-funk jam) یازده دقیقه ای آغاز می شود.

پس از کنسرت طرفداران Hot Chip از توماس می پرسند که گروه پیش از اجرا چقدر تمرین داشته است؟ آن ها کاملا به اعتراض توماس به این پرسش بی توجهند. از توماس اصرار که اجرا کاملا بداهه نوازی بوده و از آن تماشاچیان انکار!

توماس که با ناباوری تماشاچیان موجه شده است با لبخندی بر لب می گوید: «عالی بود. در پایان اجرا فقط به این فکر می کردیم که: خدایا چقدر وحشتناک بود. او ما را شش هفته در اتاق زندانی کرده بود». واکنش کاکسون به این ناباوری طرفدارانشان سنجیده تر بود.

او در حالی که دندان هایش را هم می ساید می گوید: «بسیاری از افراد نسبت به موسیقی که مانند صدای غژ غژ در است طبیعتا احساس انزجار می کنند و از نظر آن ها بداهه نوازی نیز اینگونه است».

کاکسون تعریف می کند که یک بار پس از اینکه اِوان پارکر (Evan Parker)، ساکسیفونیست free-jazz اجرای خود را تمام می کند، فردی که بسیار هم هیجان زده بوده سراغ او می رود تا با او صحبت کند اما وقتی که متوجه می شود که موسیقی نواخته شده کاملا بداهه بوده است آشکارا ناامید شده و به پارکر می گوید: «حتی اگر هم موسیقی خوب باشد، خیلی از مردم اینگونه کار کردن را نمی پسندند، یعنی باعث می شود آن ها فکر کنند که یک جای کار ایراد دارد.»

کاکسون سپس از دل و جان درباره اینکه چگونه بداهه نوازی در پس گونه های متفاوت آهنگ سازی جای می گیرد و اینکه چگونه تمام اعضای این گروه همیشه آهنگها را عاشقانه دوست داشته و نواخته اند. من اشتباه می کنم و از کاکسون می پرسم که آیا آنها قصد دارند که این ارتباطات پیشین را فراموش کنند؟

او هم در پاسخ می گوید که گروه ما هیچگاه چنین قصدی ندارد. هدف ما فقط نواختن در لحظه است. پاسخ دادن به موقعیتی که خودمان را در آن قرار داده ایم. قضیه این نیست که الکسیس از آنجا به گروه پیوسته و من از جای دیگر.»

گفتگوی هارمونیک

۱ نظر

بیشتر بحث شده است