About گروهی برای بداهه نوازی (IV)

از چپ: چارلز هایوارد، پت توماس, جان کاکسون و الکسیس تیلور
از چپ: چارلز هایوارد، پت توماس, جان کاکسون و الکسیس تیلور
این پرسش در واقع نقطه ضعفی است که کاکسون همواره به آن اشاره می کند. «مشکلی که از نظر من وجود دارد این است که همیشه باید موسیقی را در دسته و کلمه ها خلاصه کنیم و واژه ها به داستان های خود نیازمندند که حاصل کنار هم گذاشتن این گونه تاریخچه ها هستند. در حال که داستان ما فقط درباره چهار نفر است که در یک استودیو هستند.»

تابستان گذشته دومین آلبوم گروه About به نام Start and Complete در یکی از معروف ترین استودیو ها ضبط شد استودیوی شماره ۲ در اَبی رود (Abbey Road)؛ جایی که بهترین آلبوم های گروه بیتلز تولید شدند!

گروه About یک بار دیگر کل آلبوم خود را در یک روز ضبط کرد. کاکسون می گوید این بار همگی تحت تأثیر تازگی و طراوت آثار پاپی که در دهه شصت در این مکان ضبط شده بودند، بودیم؛ هیوارد نیز از «اکوی طلایی» که معماری این استودیو ایجاد می کند خوشش آمده بود.

اما تیلور می گوید که «من هنوز هم عادت داشتم که روی صندلی پشت کامپیوتر بنشینم و با همکارم در حالیکه کیبوردش را بر روی پایش می گذاشت تِرک ها را یکی یکی بسازیم اما برای ضبط این اثر در معروف ترین استودیوی دنیا بودیم و و هیچکس نمی دانست که می خواهیم چه کار کنیم. همه هدفون بر روی گوششان بود و یکدیگر را نمی دیدیم.» او لبخند زیرکانه ای می زند و ادامه می دهد که «این گونه ضبط کردن کمی دیوانه وار است.»

اما آلبوم Start and Complete علیرغم دیوانه وار بودنش رک و راست است. آهنگ های کوتاه تر به خاطر فانک ملایم، زمینه الکترونیکی و ضربه های درام جذاب تر هستند. تیلور بر این باور است که این آلبوم نسبت به تمام کارهایی که در چند وقت اخیر در ساختشان درگیر بوده است نرمال تر است اما این حقیقت به هیچ رو از ارزش فرایند تولید این اثر نمی کاهد.

تیلور در توصیف همکاری با توماس در پارت های پیانو می گوید: «آخرین ساعت کار ضبط شگفت انگیز ترین ساعت های زندگی من بودند.»

فقط دو روز پس از آن تجربه به یاد ماندنی، گروه About در فستیوال ۲۰۱۰ گلستونبری در کافه ای کوچک به اجرا پرداخت. توماس با شوخ طبعی می گوید که استودیوی ابی رود جای خوبی برای تمرین بود. هیوارد هم به خاطر می آورد که بوی سوسیس هوا را پر کرده بود و اینکه آن ها پس از the Members بر روی صحنه رفتند.

تیلور هم به خاطر می آورد «تماشاچیان مدام در حال آمدن و رفتن بودند اما در بین آن ها کسانی هم بودند که در اجرا و در نحوه برقراری ارتباط نوازنده ها با یکدیگر و نحوه پیشرفت کار غرق شده بودند». همین برای او کافی بوده است و کاکسون نیز با او هم عقیده است.

کاکسون می گوید «مهم نیست که شما، من یا هر کس دیگری چه فکری می کنیم.» او که انگار سرانجام به مانیفست خود دست یافته است ادامه می دهد که «تنها چیزی که اهمیت دارد نواختن بخشی از آهنگ است که مربوط به شما می شود، همین و بس!» همگی به یکدیگر نگاه می کنند، سرشان را تکان می دهند و بداهه نوازی کامل می شود.

guardian.co.uk

یک دیدگاه

  • ارسال شده در اردیبهشت ۱۳, ۱۳۹۰ در ۳:۵۶ ب.ظ

    به راستی که ویلیون نواز و سازندهء آثار ویلیونی همچون نیکولو پاگانینی در طول تاریخ وجود نداشته است من بعد از ظهرها وقتی که به کنسرتو ویلون های وی گوش می دهم مجذوب قطعالت زیبای آنها می شوم

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «سالنامه»

سالنامه در میان آثار فیاض، بیش از همه در مسیرِ «در گذر» است. علاوه بر مشابهت در فرایند آهنگسازی و نوعِ کنار هم نشاندنِ و برخورد با مواد و مصالح موسیقی، حضور صریحِ برخی نقش‌­مایه­‌های «در گذر»، مدگردی­‌های متنوع، استفاده از نوازندگانِ گروه در مقامِ خواننده و ساختار کلی مجموعه، این همانندی را پررنگ­‌تر می­‌کند.

آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (III)

آنچه شونبرگ دنبالش می گشت، همان بود که باخ می جست: دست یافتن به وحدت کامل در یک ترکیب موسیقی. شونبرگ احساس می کرد که این روش نوین مبتنی بر ادراک کامل و جامع فضای موسیقی است. ولی به هر حال موسیقی نوشته می شد، با تمام شیوه ها، و شونبرگ اصرار داشت شنونده و آهنگساز هر دو باید شیوه ها را فراموش کنند، و موسیقی را به عنوان موسیقی بشنوند و قضاوت کنند. گفته است: «اغلب درست نمی توانم توضیح دهم: کار من ساختن موسیقی ۱۲ صدایی است نه ساختن موسیقی ۱۲ صدایی.»

از روزهای گذشته…

معنی نادرست یک اصطلاح در هارمونی

معنی نادرست یک اصطلاح در هارمونی

هنگامی که به هارمونی از منظر گذر زمان شکل گیری نگاه می شود معمولا” آنرا به دو دسته عمده تقسیم می کنند، هارمونی کلاسیک و هارمونی مدال (Modal).
تکنیکِ دست چپ و بازو در ویولنسل، مورّب یا عمود؟ (III)

تکنیکِ دست چپ و بازو در ویولنسل، مورّب یا عمود؟ (III)

طبیعی‌ترین حالت انگشت‌گذاریِ ممکن، هنگامی که در پوزیسیون شست هستید و آرنج الزاماً بالاتر از معمول قرار گرفته، همان حالتِ انگشت‌گذاریِ مورب در پوزیسیون‌های دیگر است. پس اگر شما روشِ انگشت‌گذاریِ مورب را انتخاب کرده‌اید، در پوزیسیون‌های پایینِ گریف (پوزیسیون‌های شست) نیازی به تغییر حالتِ انگشتان ندارید و در سراسر گریف انگشت‌گذاریِ یک‌شکلی را انجام خواهید داد (بدیهی‌ست که در روش انگشت‌گذاریِ عمود، نوازنده مجبور به تغییرِ حالتِ انگشتان در پوزیسیونِ شست خواهد بود).
چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (I)

چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (I)

رابطهٔ شهر و موسیقی رابطه‌ای کم‌سابقه نیست. موسیقی‌دانان پاتوق‌های خاص خود را داشته‌اند، بعضی خیابان‌ها بیش از همه میزبان نوای سازشان بوده یا حتّی بعضی مراکز به‌طور تاریخی محلّ هم‌نشینی آن‌ها یا قرارهای کاری گذاشتن بین آن‌ها بوده است. می‌دانیم که قهوه‌خانه‌های صفوی اصفهان گاه محلّ تجمع گروه‌های مطربی و گاه رقاصان روسپی یا پسربچه‌های زن‌پوش بوده است؛ سنّتی که تا امروز به‌صورت پراکنده در کشورهایی مانند افغانستان به حیات خود ادامه می‌دهد. می‌دانیم که قهوه‌خانه‌های بعضی از شهرهای ترک‌نشین پاتوق کاری و شخصی «عاشیق»ها هستند و ذات وجودی و کارکردی آن‌ها رابطه‌ای تنگاتنگ با حضور این عاشیق‌ها دارد (۱). مثال‌هایی از این دست چندان کم‌شمار نیستند، امّا اگر پدیده‌های معاصر را بررسی کنیم، به چه شکل‌هایی از این رابطه برمی‌خوریم؟
در آمدی بر تدوین فهرست جامع <br> آثار روح الله خالقی(I)

در آمدی بر تدوین فهرست جامع
آثار روح الله خالقی(I)

در گفتگویی رادیویی در سال ۱۳۴۰ در پاسخ به این پرسش که تا بحال چند آهنگ ساخته اید، مرحوم خالقی اظهار میدارد: “… در این مورد نمیتوانم مثل دیگران دقیق جواب بدهم…”
ونجلیس  : هنر خود را از دیگران وام نگیر

ونجلیس : هنر خود را از دیگران وام نگیر

آلبوم Spiral در سال ۱۹۷۷ به بازار ارائه شد و از آن به بعد دنیا بدون کوچکترین شک و شبه ای ونجلیس را بعنوان موسیقیدانی با سبک jazz فضایی همراه با روح اساطیری شناخت.
انتشار تاریخچه هنرستان موسیقی تبریز

انتشار تاریخچه هنرستان موسیقی تبریز

به مناسبت پنجاهمین سالگرد تاسیس هنرستان هنرهای زیبا در تبریز، کتاب «هنرستان موسیقی تبریز» به قلم فرهود صفرزاده (پژوهشگر موسیقی ایرانی) به چاپ رسیده است .
هنر از هنر تا جامعه (II)

هنر از هنر تا جامعه (II)

در دهه شصت، بویژه در فرانسه ژان پل سارتر و همپالگی هایش، حتی این نظر را تئوریزه کردند. آنها یکی از نقشهای فرعی و معمول هنر را تبدیل به نقش اصلی و علت وجودی هنری کردند که سرانجام در جهان امروز بصورت عامل سرسام آور جلوه کرده است. بدین ترتیب از مقوله مهم هنر برای هنر تفسیرهای بسیار غلط ارائه شد که در پس آن میتوانستی بسهولت مفهومی بسیار غلط انداز به نام هنر بمثابه وسیله را ردیابی کنی.
در جستجوی موسیقی سنتی (IV)

در جستجوی موسیقی سنتی (IV)

«سنتی» در زمان حال و در مقوله های فرهنگی ـ هنری، پدیده ای است “شبه شرقی یا شبه ایرانی“ که نشانی و شباهتی ظاهری با یک فرم قدیمی ـ تاریخی دارد. (در موسیقی نوع سازها و لباس های به ظاهر وطنی و تزئینات صحنه با قالی و کلیم و مخده و در معماری استفاده از قوس و قوس شکسته و کاشیکاری)، پدیده ای است که یک توریست غربی غریب و ناوارد آن را به عنوان یک پدیده شرقی یا ایرانی شناسایی می کند. پدیده ای است که با انتظارات و تصورات غربی ها از فرهنگ و هنر شرقی مطابقت دارد. (توریست غربی از چایخانه و سفره خانه سنتی عکسبردای می کند و در وطنش برای دوستانش کنفرانس می دهد که بعله! ایرانی ها از قدیم الایام عصر ها در این نوع چایخانه ها جمع شده و در ضمن صرف چای و قلیان گفتگو می کنند) که مطلقاً صحت ندارد.
نقد تئوری «دودانگی» در مقام شناسی موسیقی ایرانی (II)

نقد تئوری «دودانگی» در مقام شناسی موسیقی ایرانی (II)

علینقی وزیری مطابق با تصورش از هم مرتبگی یا یکسان بودن نقش «شاهد» در مقام و «تونیک» در گام، با صدای شاهد شور گام را شروع می کند. اما این گام با مشکل متغیر بودنِ فاصله پنجم، (دمینانت یا نمایان) خواص یک گام دیاتونیکِ هفت صدایی را ندارد.
بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (V)

بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (V)

آریستوگزنوس همچنین قاعده‌ی «تحدید موضوع» (۱۱) را به کار می‌برد تا موضوع دانشی را که در حال شکل دادن به آن است تعریف کند و نشان دهد که چه چیزی موضوع مورد بررسی آن است و چه چیزی نیست. و درست از همین نقطه است که او از معلم‌اش ارسطویی‌تر می‌شود (Anderson 1980: 81) (12)، چرا که ارسطو تقریبا نظر فیثاغورثیان را پذیرفته و نغمه‌شناسی را بخشی از ریاضیات فرض کرده بود. اما آریستوگزنوس با استفاده از قواعدی که نام‌شان بردیم موفق می‌شود دانش نغمه‌شناسی را کاملا خودمختار نگهدارد و ضوابط و معیارهای آن را تا آنجا که ممکن است به حوزه‌ی همین دانش محدود کند (۱۳).