عمر فاروق، موسیقیدان ترک (IV)

فاروق
فاروق
موسیقی متن سلیمان به صورت ویدئو نیز عرضه شد و این جا بود که اکارت ران (Eckart Rahn) مدیر Celestial Harmonies برای اولین بار کار فاروق را شنید. او می گوید: «کلیپ را تماشا کردم و فکر کردم که هیچ گاه نشنیده ام که کسی این طور فلوت بزند.» او نام آهنگ ساز را یادداشت کرد و به دنبال برایان کین رفت.

«در آن زمان مدیریت انتشار آلبوم لری کوریل (Larry Coryell) را بر عهده داشتم و می دانستم که گیتاریست جزی به نام برایان کین هست که هر از گاهی با لری در تورهای کنسرت شرکت می کند. اما هیچ وقت فکر نمی کردم که او همان فردی باشد که در همسایگی من زندگی می کند.» خیلی زود موسیقی متن فیلم نیز عرضه شد.

از آن جایی که نخستین همکاری کین و فاروق موفقیت آمیز بود، فاروق مایل بود که باز هم با او همکاری کند. و معلوم شد که این تمایل دو طرفه است. فاروق می گوید: «احساس می کردم که کین درک بسیار بالایی از موسیقی ترکی دارد.او همیشه من را تشویق می کرد.» بالاخره فاروق تواست تنها بر موسیقی و آفرینش موسیقایی تمرکز کند. در سال های بعد فاروق و کین ۵ آلبوم مشترک دیگر ضبط کردند.

ترکیب گیتار ها و سینتسایزرهای فاروق با گنجینه فلوت های ترکی، عودها و پرکاشن چالش های موسیقیایی جالبی را پدیدار ساخت. فاروق با لبخند می گوید که «گاهی برایان آکوردهای عجیبی را زیر نت هایی که من می نواختم می زد. من هم به او می گفتم که برایان این آکوردها گوش خراشند. نباید یک سری نت ها را در بعضی از گام های ما استفاده کرد در حالیکه او این نت ها را به کار می گرفت. در نتیجه من سنت خودمان را برایش توضیح دادم. او همیشه من را به جلو رانده است، همیشه به همه می گوید که این اثر، کار فاروق است و من فقط تنظیم آن را به عهده داشته ام.»

با پیدایش کیبوردهای retunable، کین و تکبیلک به این نتیجه رسیدند که سازهایشان خیلی طبیعی تر با یکدیگر ترکیب می شوند. آن ها علاوه بر کارهای اصلی خودشان با همکاری یکدیگر نه تنها در موسیقی ترکی بلکه در موسیقی عربی و آمریکایی نیز به کند و کاو پرداختند. فاروق توضیح می دهد که «من تلاش می کنم که یک آهنگ را همانگونه که باید، بنوازم.

یعنی مثلا اگر قرار است یک آهنگ عربی بنوازم آن را به سبک عربی می نوازم. و اگر قرار باشد یک آهنگ ترکی بنوازم آن را به سبک ترکی می نوازم». (فاروق اصالتا مصری – ترکیه ای است در نتیجه به خوبی با موسیقی عربی که از چند جهت اساسی با سنت ترکی متفاوت است به خوبی ارتباط برقرار می کند.) او چند لحظه سکوت می کند، کمی فکر کرده و ادامه می دهد که: «گاهی اوقات نمی توانم از پیوند دادن این دو خودداری کنم. فقط سعی می کنم که به آهنگ گوش کنم؛ او خود به من می فهماند که می خواهد چگونه باشد.»

فرایند آهنگ سازی نیز برای فاروق همین گونه است: هیچ فرمول یا روش خاصی وجود ندارد. هر آهنگی به شیوه متفاوتی ساخته می شود. اکنون موسیقی فاروق او را به گوشه کنار دنیا کشانده و باعث شده است که در همکاری های گسترده ای مشارکت کند.

او با دون چری (Don Cherry) نوازنده ترومپت جز، سیمون شاهین فلسطینی(Simon Shaheen)، نوازنده عود و ویرتوز ویولون، مایکل اسکیل (Michael Askill) پرکاشنیست و آهنگ ساز استرالیایی و آرتو تانکبویاسیان (Arto Tuncboyaciyan) پرکاشنیست ارمنی، کارل برگر (Karl Berger) نوازنده کیبورد، جینجر بیکر (Ginger Baker) ، درامر پیشین گرو راک Cream، افرا هازا (Ofra Haza)، حسام رمزی (Hossam Ramzy)، گلن ولز (Glen Velez)، بیل لاسول (Bill Laswel)، مایک مینیری (Mike Mainieri)، پیتر ارسکین (Peter Erskine)، تریلوک گورتو (Trilok Gurtu)، جی یوتال (Jai Uttal) و استیو شیهان (Steve Shehan) همکاری داشته است.

audio file بشنوید قسمتی از اجرای عمر فاروق را

علیرغم وقایع تاریخی خشونت باری که بین ترکیه و ارمنستان رخ داده اند، دوستی فاروق و آرتو بسیار صمیمانه است. فاروق می گوید: «ما با هم بزرگ شدیم. پدر من در منطقه ای بزرگ شده است که ارمنی های زیادی در آن جا زندگی می کردند. حتی معلم پرکاشن ما نیز یک نفر بوده است.» (آرتو نیز مانند فاروق برادر بزرگتری داشت که تأثیر بسزایی در زندگی او به جا گذاشته است.) در واقع آرا دینکجیان (Ara Dinkjian)، نوازنده عود، بود که آرتو را برای همکاری در آلبوم Beyond the Sky، سومین آلبوم کین/تکبیلک، معرفی کرد.

از آن زمان تا کنون این پرکاشنیست ارمنی به نوازنده ثابت اثرهای اخیر تکبیلک تبدیل شده است. و در حالیکه کین در حال حاضر یکی از پر طرفدارترین تهیه کنندگان در صنعت ضبط است که در چند دهه گذشته چندین صفحه طلایی را عرضه کرده است، اما به کار کردن بر روی تک تک آثار فاروق روی آورده است. کین می گوید: «انسان برخی از کارها را به خاطر حرفه اش انجام می دهد و برخی کار ها را فقط به خاطر موسیقی. کار کردن با فاروق یکی از بهترین تجربه های موسیقیایی زندگی من بوده است.»

audio file بشنوید قسمتی از اجرای عمر فاروق را

فاروق موفق به دریافت جایزه «بهترین موزیسین در زمینه موسیقی ترکیه» در سال ۲۰۰۳ از طرف انجمن نویسندگان ترکیه و هم چنین جایزه موزیسین سال گولند بلی در سال های ۱۹۹۸ و ۱۹۹۹ در آمریکا شده است. او در سال ۲۰۰۳ نیز نامزد دریافت جایزه بین المللی موسیقی بی بی سی در بخش موسیقی خاورمیانه بوده است.

آلبوم های فاروق عبارتند از:
۱۹۸۸ – Suleyman The Magnificent با همکاری برایان کین
۱۹۹۰ – Fire Dance
۱۹۹۲ – Beyond The Sky
۱۹۹۴ – Gypsy Fire
۱۹۹۴ – Whirling
۱۹۹۵ – Fata Morgana
۱۹۹۶ – Mystical Garden
۱۹۹۸ – Crescent Moon
۱۹۹۹ – One Truth
۲۰۰۰ – Dance into Eternity – قطعات منتخب
۲۰۰۲ – Alif – Love Supreme
۲۰۰۳ – One
۲۰۰۶ – Tree Of Patience
۲۰۰۸ – Garden of Delight

علیرغم اینکه موسیقی فاروق ریشه در سنت دارد اما از حال و هوای موسیقی کنونی نیز بهره برده است. از نظر فاروق «رویکرد» او به موسیقی کیهانی است و تعهد او به موسیقی بسیار عمیق است. چهار ستون اصلی خلاقیت او بر عرفان، فولکلور، رومانس و تخیل پایه ریزی شده است. موسیقی فاروق مانند خود او حاکی از کثرت در وحدت است.


omarfaruktekbilek.com
harmonies.com

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مرور آلبوم «مثنوی صبا»

بازنویسی/تنظیم آثار برای سازهای دیگر در اولین سطح به کار گستراندن کارگان (رپرتوار) می‌آید، حال با هدف آموزش باشد یا دسترسی‌پذیری قطعات برای نوازندگان آموزش دیده. از این رو نفس حضور آلبوم «مثنوی صبا» (و بیش از آن کتاب نغمه‌نگاری‌‌اش) مغتنم است. آنچه در خود آلبوم شنیده می‌شود ۲۱ قطعه و نواخته از «ابوالحسن صبا» موسیقیدان افسانه‌ای و پرجاذبه‌ی تاریخ ماست که اگر از سطح نخست برگذریم ابعادی از مساله‌ی کارهای مشابه را بر ما هویدا می‌کند.

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (I)

تمپرلی در مقاله اش با نام «متر و دسته بندی در موسیقی آفریقایی» این سوالات را مطرح می کند: «چگونه می توان ریتم آفریقایی را با دید رایج تئوریک ریتم مطابقت داد؟»، «چه شباهت ها و تفاوت های بین ریتم آفریقایی و ریتم غربی وجود دارد؟ با توجه به این که ریتم غربی در بر اساس تئوری موسیقی سنجش می شود.» دیدگاه من در این مقاله نیز تفاوت چندانی با سوالات مطرح شده ندارد. مانند تمپرلی من نیز می خواهم مفاهیم تئوری های اخیر ریتم و متر را با توجه به موسیقی غربی مورد بحث قرار دهم. با این حال، من صرفا موسیقی آمریکایی را مد نظر قرار نمی دهم.

از روزهای گذشته…

ارکستر سمفونیک سین سیناتی (CSO)

ارکستر سمفونیک سین سیناتی (CSO)

ارکستر سمفونیک سین سیناتی (Cincinnati Symphony Orchestra) یا CSO پنجمین ارکستر قدیمی آمریکا، به خاطر سفرهای بین المللی، ضبطها و اجراهای تاریخیشان در تالار موسیقی (Music Hall) شهرت دارد. تاریخچه این ارکستر نشان دهنده تکامل تدریجی موسیقی در شهر سین سیناتی در جنوب غربی اوهایو می باشد.
ریختر، پیانیستی برای تمام دوران (I)

ریختر، پیانیستی برای تمام دوران (I)

اسویتوسلاو ریختر (Sviatoslav Teofilovich Richter) در آگوست سال ۱۹۱۵ از پدری آلمانی و مادری روس در شهر Zhytomyr شوروی سابق (اکراین امروزی) بدنیا آمد. وی را بعنوان یکی از برترین نوازندگان پیانو در قرن بیستم یاد میکنند. موزیکالیته و تکنیکی ستودنی و همچنین رپرتوار گسترده ای که داشت مورد شگفتی و تحسین همگان بود.
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (III)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (III)

هیچ یک از موسیقیدانان بعدی، خواه اسکریابین که او را دوست داشت یا “دبوسی ” و “استراوینسکی” که آنها را متجمل و خالی از صداقت و صمیمیت تلقی می کرد، روی موسیقی راخمانینوف تاثیری نداشته اند. درست است که پرلود معروف راخمانینوف و دومین پیانو کنسرتوی او دارای جمله ها و عباراتی است که به همان اندازه کارهای چایکوفسکی تکان دهنده است اما از این دست، در آخرین پرلودها، اتود “تصویر برای پیانو”، آخرین آوازها و قطعه “نیایش مغرب”، خیلی بیشتر می توان یافت: اینها از لحاظ ساختار، شاهکارهایی هستند که ارزش آنرا دارند که از زیر دست “مندلسون” یا “شوپن” بیرون آمده باشند.
زوبین مهتا، رهبر هندی ایرانی تبار

زوبین مهتا، رهبر هندی ایرانی تبار

زوبین مهتا (Zubin Mehta) در خانواده ای ایرانی الاصل در بمبئی در ۲۹ آوریل ۱۹۳۶ به دنیا آمد. پدر وی مهدی مهتا، ویلونیست است، او موسس و رهبر ارکستر سمفونیک بمئی است و خودش اولین استاد زوبین بوده. در سن ۱۸ سالگی، بعد از تحصیلی کوتاه در رشته پزشکی در بمبئی، زوبین برای یادگیری موسیقی در سال ۱۹۵۴ به وین رفت و در آنجا به آکادمی موسیقی فور راه یافت.
تور پاییزی گروه مضراب

تور پاییزی گروه مضراب

گروه مضراب به سرپرستی حمید متبسم پاییز امسال در شهرهای تورنتو، آتاوا و مونترال کانادا و بسیاری از شهرهای اروپایی به روی صحنه می رود. گروه مضراب یکی از پروژه های جدید حمید متبسم، نوازنده تار و سه تار و آهنگساز است که سالهاست در اروپا اقامت دارد.
گزارش جلسه یازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه یازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

«نشانه‌ی زبانی رابطه‌ی بین یک چیز و یک نام نیست، بلکه رابطه‌ای است بین یک مفهوم و یک الگوی صوتی. الگوی صوتی به واقع از نوع صوت نیست؛ زیرا صوت چیزی مادی (فیزیکی) است. الگوی صوتی پنداشت روانشناختی شنونده از صوت است آن گونه که از طریق حواس دریافت می‌کند. این الگوی صوتی را فقط از آن جهت می‌توان “مادی” تلقی کرد که بازنمود دریافت‌های حسی ما هستند.» (سوسور ۱۳۷۸: ۶۴)
موسیقی و معنا (V)

موسیقی و معنا (V)

در اواخر قرن هفدهم و اوایل قرن هجدهم، معنای موسیقی عموماً در هیجانات و تمایلات بشری جست‌وجو می‌شد. در آن دوره تصور بر آن بود که یک قطعه‌ی مستقل باید احساس یا میل ویژه‌‌ای را در حالت و قالبی متناسب با آن بیان و منتقل کند. گرچه ساختارهای موسیقایی به خودی خود اهمیت بیشتری پیدا کردند، نزدیکی موسیقی با فن بلاغت، به سبب انعکاس الگوهای عروضی زبان در قالب‌های موسیقایی، مورد توجه قرار گرفت (Sparshott 1998) و ارزش‌ها و معنا در موسیقی تا حد زیادی در پیوند با لذت عقلانی مبتنی بر کارکرد عقل در نظر گرفته شد. به نظر می‌رسد قواعد عقلانی در موسیقی، که کمابیش بر پایه‌ی پیشرفت علم صوت‌شناسی شکل گرفت، تماماً مختصاتی را شرح و بسط داد که در آن یک قطعه‌ی موسیقی می‌تواند واجد معنا باشد.
طبقه‌بندی سازها (V)

طبقه‌بندی سازها (V)

از نظام ماهیلون تا نظام ایجاد شده توسط قوم‌موسیقی‌شناسان آلمانی به نام‌های «اریش فون هورن باستل» (۱۹۳۵-۱۸۷۷) و «کورت زاکس» (۱۹۵۹-۱۸۸۱) که شهرت‌شان را از طریق پژوهش در تاریخ موسیقی‌ای که به اروپا منحصر نمی‌شد، کسب کرده بودند، فاصله‌ی اندکی بود. در ۱۹۱۴ آن‌ها «Systemik der Musikinstrumente» را منتشر کردند، تنها طبقه بندی‌ای که امروزه هنوز، اگر چه با قدری بازبینی، در مقیاسی وسیع به کار می‌رود.
کارلا بلی

کارلا بلی

کارلا بلی نی بورگ (Carla Bley, née Borg)، متولد یازدهم ماه می سال ۱۹۳۸ آمریکا، آهنگساز جز، پیانیست، نوازنده ارگ و یکی از رهبران بزرگ ارکسترهای جز است.
قیطاسی: همرنگ جماعت شو!

قیطاسی: همرنگ جماعت شو!

هرچند سابقا موسیقی کلاسیک بهتری داشتیم اما درکل موسیقی کلاسیک ما به صورت ریشه ای دچار اشکال است، چه قبل از انقلاب در جایگاه خودش و چه بعد از انقلاب که مشکلاتش بیشتر شده است، به خاطر آنکه به خوبی شناسانده و تعریف نشده است به همین دلیل گروه های کوچک مثل ما قابل فهم نیستند –البته ما این مطلب را به جایگاه خودش می رسانیم- و مطلب بعدی آن است که موسیقی های مردمی و موسیقی های سنتی خیلی بیشتر در میان مردم جایگاه پیدا کردند و مردم گوش شنوای خودشان را از دست دادند و این ها باعث شد که بیشتر بحرانها به موسیقی کلاسیک دامن بزند و اینها را بیشتر زیر سوال ببرد، مثلا مردم موسیقی کلاسیک کمتر گوش می کنند چون بیشتر به موسیقی پاپ و کمی موسیقی سنتی گرایش دارند و برایشان قابل فهم تر است ولی کلا درک موسیقی مردم بسیار از پیش بالاتر رفته است.