شهرام ناظری و حسین علیزاده آماده آغاز تور اروپایی

شهرام ناظری و حسین علیزاده
شهرام ناظری و حسین علیزاده
مادرید، ۱۶ ماه می، نوید آن می رسد که شهرام ناظری و حسین علیزاده دو تن از نام آوران موسیقی ایران، کارهای تازه ای در قالب یک تور اروپایی اجرا خواهند کرد. چند تن از نوازندگان برجسته همانند محمد فیروزی (بربت)، پژمان حدادی و بهنام سامانی (نوازندگان سازهای کوبه ای)، سینا جهان آبادی (کمانچه) و سیامک جهانگیری (نی)، نیز ناظری و علیزاده را در این کنسرتها همراهی می کنند.

شهرام ناظری و حسین علیزاده پس از حدود بیست سال، بار دیگر کنار یکدیگر روی صحنه میروند تا هفت کنسرت در کشورهای آلمان، سوئد، اسپانیا و سوئیس برگزار کنند.

سالن فیلارمونیک کلن اولین میزبان کنسرتهای ناظری و علیزاده در این تور اروپایی است که از روز ۲۰ ماه می آغاز می گردد. روزهای ۲۱ و ۲۲ می، نیز به ترتیب استکهلم و گوتنبرگ از شهرهای سوئد محل هنرنمایی اساتید موسیقی ایرانی است.

شهرام ناظری و حسین علیزاده در نیمه راه خود، به مادرید پایتخت اسپانیا می رسند تا دو کنسرت را در روزهای ۲۴ و ۲۶ ماه می در تئاتر کلاسیک اینفانتا ایزابل (Infanta Isabel) و سالن مدرن سان چینارو (Centro cultural Sanchinarro) برگزار کنند. این گروه روزهای ۲۸ و ۲۹ ماه می نیز به ترتیب در فرانکفورت و زوریخ برنامه خواهند داشت.

به گفته بهنام سامانی نوازنده سازهای کوبه ای، بداهه خوانی و بداهه نوازی نقش پر رنگی در این کنسرتها خواهد داشت و قطعات موسیقی نیز بیشتر در مایه های اصفهان، راست پنجگاه و افشاری پیش بینی شده است.

این چارچوب موید هدف آهنگساز و خواننده گروه است که از ابتدا ساختار کنسرتهای تازه خویش را«بداهه و بدعت در موسیقی ایرانی» عنوان کرده و مجموعه کار را «ترنمی در هوای بی چگونگی» نام نهادند.

با آنکه نوآوری در چارچوب موسیقی سنتی ایرانی به شکل عام آن، همواره دغدغه مشترک این دو هنرمند بوده با این حال، از اواخر دهه شصت، آنان کمتر فرصت آن را یافته اند تا به طور رسمی در کنار یکدیگر قرار گیرند. اکنون در شرایطی راه هنری آنان دوباره با یکدیگر برخورد می کند که هر دو از شناخته شده ترین چهره های موسیقی ایرانی در جهان به شمار می روند و در عین حال هر یک پاسدار نام و شیوه ویژه هنری خویش هستند.

از یکسو شهرام ناظری تا دریافت نشان شوالیه لژیون دو نور فرانسه پیش رفته و از سوی دیگر علیزاده آثار ارزشمندی را با هنرمندان ایرانی و خارجی منتشر ساخته که مورد توجه محافل موسیقی مهم جهان قرار گرفته است. ناظری و علیزاده در برخی از کشورهای میزبان تور کنونی آنها، حضوری نادر داشته اند که از جمله می توان به اسپانیا اشاره کرد. شهرام ناظری تنها ۲۰ سال پیش در قالب فستیوال پاییز مادرید در کنار داریوش طلایی به پایتخت اسپانیا آمده و حسین علیزاده نیز سه سال پیش به همراه گروه ضربانگ میهمان کانون فرهنگی پرسپولیس در اسپانیا بوده است.

دیگر نوازندگان گروه حاضر در این کنسرتها نیز دارای ویژگیهایی هستند و هرکدام توانایی آن را دارند تا بر زیبایی و غنای کار علیزاده به عنوان آهنگساز بیفزایند. علاوه بر آن، هر کدام از هنرمندان گروه با رمز و راز بداهه نوازی آشنا هستند. بربت گروه در دستان محمد فیروزی است. فیروزی از جمله نوازندگانی است که در دهه های اخیر با بیشتر نامداران موسیقی ایرانی ساز زده و تجربه زیادی اندوخته است.

پژمان حدادی و بهنام سامانی به عنوان زوج کوبه ای شاخص موسیقی ایرانی و با بیش از ۱۰ سال تجربه همکاری بی وقفه با یکدیگر، ارزشی افزون در کارهای گروه ایجاد می کنند. سیامک جهانگیری نی نواز گروه و سینا جهان آبادی نوازنده کمانچه نیز از جمله چهره های شاخص نسل نوین موسیقی ایرانی هستند که در سالهای اخیر در کنار اساتید بزرگ موسیقی ایران بارها روی صحنه رفته اند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آلبوم «انگاره‌ها»؛ به‌آهنگ‌سازی و نوازندگیِ مهران بدخشان منتشر شد

این اثر که نخستین آلبوم مهران بدخشان به‌عنوان آهنگ‌ساز و نوازنده است؛ شامل مجموعه‌ای از قطعات پیانوییِ آهنگ‌ساز است که تحتِ عناوین پرلود در می‌بمل مینور، واریاسیون‌ بر روی تمی عاشقانه، شش‌قطعه کوتاه برای پیانو، دو قطعه تغزلی، امپرومتو و سونات پیانو شماره ۱ (در دو موومان) عرضه شده‌است.

تاریخ مختصر موسیقی ایران، پیش از اسلام تا صفویه (IV)

در این دوره وضعیت موسیقیدانان بسیار بهتر شد. خسرو پرویز بزم ها و مجالس بسیاری داشت. در حجاری طاق بستان در کرمانشاه یک شکار به تصویر کشیده شده که تعداد زیادی چنگ، موسیقار، دف های چهارگوش، شیپور، نی، سازهای کوبه ای و یک نفر در حال دست زدن را نشان می دهد. چنگ های مثلث و افقی در این دوره بسیار رایج بوده است.

از روزهای گذشته…

پورساعی: استاد نباید شاگردش را محدود کند

پورساعی: استاد نباید شاگردش را محدود کند

در این چهار سال گذشته من چند بار به ایران آمده‌ام که البته به‌دلیل مسائل خانوادگی که باید خود را بیشتر با آن مشغول می‌کردم نتوانستم مستر‌کلاس و کنسرت برگزار کنم، اما این‌بار زمان بیشتری داشتم و خواستم از تجربیاتی که در این مدت در فنون انرژی‌زایی کسب کرده‌ام، برای نوازندگانی که بی‌دلیل در روی صحنه، در اثر التهاب، هنر و توانایی خود را از دست می‌دهند روش‌هایی را بیاموزم که بتوانند با این روش‌ها، به‌راحتی انرژی لازم برای یک نوازندگی خوب در صحنه را به‌دست بیاورند.
جایگاه تمبک در رده بندی سازها

جایگاه تمبک در رده بندی سازها

ساز، سیستمی است فیزیکی و قابل ارتعاش، متشکل از بخش های مختلف با وظایف خاص. در حالی که نوازنده با اعمال نیرو بر ساز، آن را مرتعش می کند، برآیند پاسخ های اجزای سیستم منتهی به ایجاد خصوصیات کمی و کیفی صوت برخاسته از ساز می شود. عالم سازها از تنوع چشمگیری برخوردار است. این تنوع باعث می شود تا سازها از جهات مختلف مطالعه شوند و جایگاه هر کدام و ارتباط سازها با هم مشخص گردد. به دانش مطالعه سازموسیقی ٬ ارگانولوژی Organology یا همان ساز شناسی گویند .
عصیان ِ کلیدر (VI)

عصیان ِ کلیدر (VI)

علی نجفی که خود نیز نوازنده ی نی است در باره اجرای نی در این قطعه میگوید :«از نظر من اجرای نی در این کنسرت چندان مناسب نبود. بحث نی نوازی را می توان از دو زاویه مورد بررسی قرار داد یکی موضوع سونریته نی که به نظر شخصی من سونوریته مناسبی برای همراهی ارکستر نبود، چه از نظر بالانس بودن صدای اول به صدای دوم و سوم، چه از نظر کوک و ولوم صدا که برای سلو نوازی در کنار ارکستر مناسب نبود. یکی هم از زاویه ی تکنیکی که آن آمادگی ای که باید سولیست داشته باشد، نوازنده در اجرای دوم (که من دیدم) آن آمادگی لازم را نداشت، حال به لحاظ خستگی یا جو سالن بود یا اینکه ارکستر نتوانسته بود آن فضای لازم را برای نوازنده ی نی فراهم کند که او در حس حال قطعه ی نی نوا باشد. هر کدام از این دو دلیل میتوانست وجود داشته باشد.
پورساعی: سونوریته مهمترین اصل در نوازندگی است

پورساعی: سونوریته مهمترین اصل در نوازندگی است

نخستین اصلی را که هر نوازنده باید به آن اهمیت دهد، کیفیت نوازندگی است و مهم‌ترین عاملی که به کیفیت نوازندگی کمک می‌کند، سونوریته‌ی ساز است و من همواره به شاگردان خود توصیه می‌کنم به‌جای اینکه به نواختن قطعات بیشتر و سریع‌تر فکر کنند، از ابتدای کار دستیابی به برترین‌ کیفیت نوازندگی و سونوریته‌ی ساز خود و همچنین به افزایش توانایی خود در اجرای باکیفیت و نوانس بیشتر قطعات اهمیت بدهند. متأسفانه در ایران هنرجویان به‌دنبال اجرای قطعات بیشتر هستند و انتظار دارند، هر بار که به کلاس می‌آیند، قطعه‌ای جدید یاد بگیرند، صرف نظر از اینکه با چه کیفیتی قرار است اجرا کنند.
گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

در حال حاضر و با بررسی اغلب روندهای موجود، آنچه به نقد موسیقی اعتبار و مرجعیت می‌بخشد به نظر مدرس حاصل ترکیبی از رابطه‌ی میان پنج عامل نقدگر، آفریننده، دریافت‌کننده‌ی نقد، خود اثر و محتوای نقد است. اغلب پاسخ‌های مختلف به پرسش‌های یاد شده را می‌توان بر اساس هم‌بندی عامل‌های پنج‌گانه تشریح کرد.
«شوشتری برای ویولون و ارکستر» از نگاه ملاح

«شوشتری برای ویولون و ارکستر» از نگاه ملاح

کتابی معرفی می‏شود که کلمات، بیان ‏کنندهء اندیشهء نویسنده، یا مترجم آن نیستند، بلکه بیانگر فکر آفرینندهء نخستین و نشان‏ دهندهء قدرت آراینده و اراءدهندهء آن به‏ گونهء علمی، نغمات و یا بنا به اصطلاح این روزگار «نوت» های موسیقی هستند. این اثر موسیقی چند صوتی (پولیفنیک) به جای اینکه بالفعل ارائه گردد، به‏ گونهء اثری بالقوه، به نام «شوشتری برای ویلن و ارکستر» توسط موسیقی‏دان معاصر آقای حسین دهلوی‏ (استاد و رئیس پیشین هنرستان عالی موسیقی ملی) چاپ و در دسترس جامعهء موسیقی‏ علمی نهاده شده است.
نقدی بر هارمونی زوج (V)

نقدی بر هارمونی زوج (V)

علاوه بر این نویسنده در اصالت پا را فراتر می گذارد و به خطا می افتد. او می پندارد که تنها سازهای ایرانی هستند که از دیگر قوم ها تاثیر گرفته اند. کدام یک از سازهای غربی یا شرقی هستند که تنها زاده و ساخته ی یک فرهنگ هستند؟ رجوع کنید به تاریخ پیانو، ویولن، گیتار، تنبور و رباب. در بسیاری موارد تاثیر پذیری چندان زیاد بوده که در هیچ سندی یک فرهنگ یا کشور را سازنده ی یک ساز نمی دانند.
پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (III)

پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (III)

این تلقی خاص از پیشرفت یا پیشرو بودن ممکن است تنها مرتبط با زمان حال (هم‌عصر شونبرگ) تعبیر شود اما نکته‌ای بسیار ظریف‌تر هم در اینجا نهفته است و آن گرایش به آینده است. این نوع نگاه به پیشرفت موسیقایی به این معناست که آهنگساز یا منتقد نه تنها آینده را حدس بزند بلکه از رخ‌دادن آن مطمئن باشد و به اثر موسیقایی کنونی از نگاه ناظری در آن آینده‌ی مفروض بنگرد و ببیند که در آینده این بیان موسیقایی پذیرفته شده و تلاش‌های امروز نیز نقشی با اهمیت در آن بازی کرده است.
قلب رازگوی شوپن

قلب رازگوی شوپن

ادگار آلن پو استاد نوشتن داستان های ترسناک و وابسته به مرگ بود. داستان کوتاه او با نام «قلب رازگو» یک داستان کلاسیک گوتیک است که ریشه در گناه و ترس دارد. داستان از این قرار است که تصور قلب از جا در آمده و پر تپش مقتول ذهن قاتل را تسخیر می کند. آثار پیانویی شوپن که یکی از برجسته ترین آهنگسازان دوره گوتیک است بسیار روح نوازند؛ اما یک قرن است که اتفاقات پس از مرگش ذهن دانشمندان را درگیر کرده است و ارزش این را دارد که اساس نوشتن داستان های ترسناک شود. دانشمندان در لهستان اکنون ادعا می کنند که علت مرگ شوپن را یافته اند. اما سوال اینجاست که بر اساس کدام شواهد؟ پاسخ چیزی نیست جز «قلب رازگوی شوپن».
سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (VI)

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (VI)

بیچام با نزدیک شدن تولد شصت سالگیش تصمیم گرفت که یک سال از دنیای موسیقی فاصله بگیرد و تعطیلاتش را در یک کشور آفتابی سپری کند. اما شروع جنگ جهانی دوم در ۳ سپتامبر ۱۹۳۹ برنامه های او را به هم زد و در عوض مجبور شد برای تضمین آینده ارکستر فیلارمونیک لندن که حامیانش پشتیبانی مالی خود را با اعلام جنگ قطع کرده بودند، مبارزه کند.