جشن موسیقی‌نویسی در فضای مجازی

یادداشتی درباره‌ی نخستین جشنواره‌ی وبلاگ‌ها وسایت‌های موسیقی ایران
اینترنت و فضای مجازی چنان در زندگی انسان امروزی رسوخ کرده که شاید به سختی بتوان حتا در تخیل به جهانی بدون این بستر ارتباطی اندیشید. موسیقی و نوشتن درباره‌ی آن هم از چنین بستر ارتباطی نوینی بی‌بهره نمانده است. اکنون حضور موسیقی‌دوستان و موسیقی‌نویسان چنان در فضای اینترنتی گسترده و پر شمار است که به خوبی می‌توان حجم بزرگی از مطالب تولید یا نقل شده در باره‌ی موسیقی را در این حوزه جستجو کرد.

شاید در روزگاری که زیاد هم دور نیست اینترنت محیطی غیر رسمی‌تر و رسانه‌های چاپی (به‌خصوص مجلات تخصصی) بسیار معتبرتر شمرده می‌شدند اما امروزه هر چه پیش‌تر می‌رویم این تمایز میان دنیای مجازی و غیر مجازی رنگ می‌بازد. حالا بسیاری از ما وقتی می‌خواهیم چیزی راجع به موسیقی بخوانیم یا خبر کنسرتی یا موضوعی از این قبیل را پی‌گیری کنیم قبل از هر کاری دکمه‌ی روشن و خاموش رایانه‌ی شخصی‌مان را فشار می‌دهیم و بی‌درنگ به دنیای اینترنت می‌رویم تا ببینیم که نتیجه‌ی جستجوی‌مان چه خواهد بود.

چهار سال پیش، عده‌ای از اصحاب این بستر رسانه‌ای جدید یا به قولی موسیقی‌نویس‌های اینترنتی که به حضور خود و ارزشش آگاه شده بودند نخستین «نشست رسمی پایگاه‌های مجازی موسیقی کلاسیک ایران» را در شیراز با یاری آموزشگاه «آبنوس» برگزار کردند. این برنامه چیزی نبود جز گردهم آمدن خودجوش کسانی که در فضای مجازی به موسیقی‌ می‌پرداختند. برنامه‌ای با حرف‌های خودمانی و بعضی سخنرانی‌های رسمی و یک دو کارگاه که محور همه‌شان این بود که حضور موسیقی‌نویسان در اینترنت چگونه باید باشد.

از همانجا مشخص بود که موضوع برای بعضی آدم‌ها آنقدر جدی هست که بخواهند کار را در سال‌های بعد ادامه دهند، همین شد نطفه‌ی فعالیتی که در سه سال گذشته هم به شکل‌هایی ادامه پیدا کرده است. در واپسین روزهای سال ۱۳۸۷ دوباره برخی از کسانی که در سال ۸۶ از افراد موثر در برگزاری نشست بودند، فراخوانی دادند و این بار با این هدف که موسیقی‌دانان و نویسندگان و منتقدانی شناخته شده‌تر نسبت به دفعه‌ی پیش گردهم بیایند. جای برگزاری این مرتبه خبرگزاری مهر بود و سخنرانان سجاد پورقناد، محمد سریر، ابوالحسن مختاباد و آروین صداقت‌کیش بودند.

مشخص بود که کار جدی‌تر از سال پیش شده است. جشنواره رقابتی شد و در همان جلسه هیات داوری‌ای پیشنهاد و تلویحا پذیرفته شد. از آن زمان به بعد شکل کلی جشنواره -هر چند با تغییرات اندک- به همان صورت باقی مانده است.

از سخنرانی‌های این نشست خبری اینطور بر می‌آمد که موضوعات مورد بحث و دغدغه‌های برگزار کنندگان و برخی از داوران و همین‌طور حامیان حالا بیشتر معطوف به کیفیت مطالب تولید شده در دنیای اینترنت است؛ درباره‌ی علمی یا غیر علمی بودن مطالب صحبت می‌شد، در مورد نوع زبان به‌کاررفته و هنجارهای اخلاقی صحبت می‌شد و این یعنی روال پذیرش اولیه طی شده بود.

از اینها گذشته دگردیسی نام جشنواره از «نشست رسمی پایگاه‌های مجازی موسیقی کلاسیک ایران» به «جشنواره‌ی وبلاگ‌ها وسایت‌های موسیقی ایران» یک پیام روشن برای موسیقی‌نویسان دنیای مجازی داشت و آن این که برخلاف شروع راه، نوشتن در مورد همه‌ی گونه‌های موسیقی پذیرفته است و توجه جشنواره به جای آن که معطوف به گونه‌ی موسیقایی باشد به ویژگی‌های کیفی مطلبی است که تولید شده.

قرار بود نخستین جشنواره در تابستان ۸۸ برگزار شود که نشد. باز همان هیات برگزاری تلاش کردند با تاخیر جشنواره را در نیمه‌ی دوم همان سال برگزار کنند اما باز هم میسر نشد. یک سال تاخیر افتاد تا سرانجام در اواخر سال ۸۹ با تغییری در هیات داوران و حمایت رسمی خانه‌ی موسیقی جشنواره‌ای شد که اگرچه هنوز منتظر برگزاری نخستین مانده اما دست‌کم در فضای مجازی کاملا شناخته شده است.

چیزی نزدیک به دو سال کار پراکنده و گاه منسجم اهداف جشنواره را مشخص کرد. روشن شد که این جشنواره بیش از هر چیز موضوع محتوای نوشتاری را مد نظر قرار داده، رقابتی است و می‌خواهد بر کیفیت فعالیت‌های حوزه‌ی موسیقی از طریق همین رقابت تاثیر بگذارد. بدین ترتیب فعالیتی که چند نفر وبلاگ‌نویس به شکلی خودجوش شروع کرده بودند به شکل رسمی تبدیل شد به جشنواره‌ای که اهداف خود را چنین تعریف کرده است؛ ایجاد انگیزه در وبلاگ‌نویسان، شناسایی وبلاگ‌ها و سایت‌های موسیقی، جلب توجه اهالی موسیقی به فعالیت‌های اینترنتی در این حوزه، معرفی استعدادها و نویسندگان برتر موسیقی در فضای مجازی، نقد و ارزیابی وبلاگ‌ها و سایت‌های موسیقی، ارتقای سطح کیفی وبلاگ‌ها و سایت‌های موسیقی، گسترش حوزه‌ی مخاطبان وبلاگ‌ها و سایت‌های موسیقی.

حال قرار است این جشنواره که برگزاری‌اش به دلایل متعدد به تاخیر افتاد در تیرماه ۹۰ با هیات برگزاری‌ای که با یک تغییر نسبت به سال ۸۸ مرکب است از حمیدرضا عاطفی، محمدرضا فیاض، سید ابولحسن مختاباد، پیمان سلطانی، آروین صداقت‌کیش، سجاد پورقناد و عطا نویدی که از این گروه پنج نفر اول داورند و دو نفر آخر به ترتیب دبیر و مسئول روابط عمومی جشنواره.

از سایت‌ها و وبلاگ‌های اینترنتی فارسی زبان مرتبط با موسیقی اطلاعات کمی بسیار اندکی در دست است اما می‌دانیمدر زمانی که طرح اولین نشست شکل می‌گرفت فعالیت در این حوزه از امروز محدودتر بود.

با یک حساب سرانگشتی می‌توانیم بگوییم در سال ۹۰ دست‌کم سه وبگاه-مجله‌ی اینترنتی به شکل کاملا فعال حضور دارند که به عنوان وبگاه رسمی یا غیر رسمی موسسه‌ای تلقی نمی‌شوند بلکه به کار خبررسانی و نقد و تحلیل و … در حد توانایی فنی‌شان مشغول‌اند.

امروز دست‌کم یک نشریه‌ی پژوهشی کاملا و منحصرا اینترنتی داریم. برای بعضی‌ها که بیشترشان نویسندگان حرفه‌ای حوزه‌ی موسیقی نیستند، نوشتن در وبلاگ یا وبگاه شخصی و غیرشخصی از حد یک مشغولیت یا تفریح کمی فراتر رفته است، علاوه بر اینها شاهد تولد محیط‌های بعضا جدی برای بحث و تبادل نظر و انتشار اخبار اطلاعاتدر شبکه‌های اجتماعی هستیم.

اینها همه دست به دست هم می‌دهند و با در نظر گرفتن سرعت تغییرات در دنیای مجازی باعث می‌شوند کهنخستین جشنواره‌ی وبلاگ‌ها وسایت‌های موسیقی ایران، بار سنگین‌تری حتا نسبت به سال ۸۸ بر دوش داشته باشد. قطعا این بار سنگین تنها محدود به دشواری‌های اجرایی برگزاری یک جشنواره نخواهد بود بلکه حوزه‌هایی مانند کار نظری بر تفاوت‌های نوشتار در فضای مجازی با نشریات متعارف و مطالبی از این قبیل را هم در بر خواهد گرفت.

گام گذاشتن در راهی که از پیش کوبیده شده شاید چندان دشوار نباشد اما به باور ما رفتن در راهی که هم نکوبیده است و هم به همان اندازه رو به آینده، امری است که برای جامعه‌ی امروزین موسیقی ما ضروری است. رفتن در این راه ما را یاری خواهد داد تا اگر این جشنواره چند سالی بپاید و دوام بیابد، دیدگاه‌های جامعه‌ی موسیقی‌مان را نسبت به نوشتار موسیقایی در فضای مجازی صیقل بدهیم.

اگر چنین شود که امیدواریم بشود، ما نیز پس از چندی می‌توانیم به خود ببالیم که حجمی از کار فکری مرتبط با این حوزه در زبان فارسی وجود دارد که به شکلی پیدا و پنهان در آیین‌نامه‌ها، مکاتبات، اظهار نظرهای داوران و شرکت‌کنندگان، کارگاه‌های جنبی جشنواره و … ذخیره شده و برای دیگران و البته خود ما قابل استفاده است.

روزنامه آرمان

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگاهی گذرا به جریان بندی های موسیقی ایران؛ به بهانه سالروز درگذشت پرویز مشکاتیان (I)

امروز دهمین سالگرد درگذشت پرویز مشکاتیان است؛ پویان فخرایی دو سال پیش به مناسبت درگذشت این هنرمند مقاله ای نوشته است که امروز می خوانید: شاید تنها یک جمله باشد؛ ولی نه تنها یک جمله نیست. نهان‌های بسیاری از کنار این جمله بر خواهند گذشت:«مشکاتیان دیگر از خواب بر نخواست.» اگر دنیای مردگان تشریفاتی همچون…
ادامهٔ مطلب »

ریتم و ترادیسی (IX)

با این حال، حتی مفیدتر از فهرست های رویدادها، تجسم داده های MIDI به صورت پیانو-رُل مطابق شکل ۱۲ است. در این نوع ارائه، محور عمودی نشان گر شماره های نت MIDI است (مانند F2=53) و نت های متناظرِ شستی های پیانو به صورت گرافیکی بر هر دو طرف شکل نشان داده شده اند. زمان در طول محور افقی حرکت می کند، و با ضرب ها و میزان ها مشخص شده است. هنگام نمایش سازهای کوبه ای، هر سطرْ متناظر با یک ساز متفاوت (به جای یک نت متفاوت) است. برای مثال، در مشخصات کلی MIDI برای طبل، سطر متناظر با C1 طبل بزرگ با شماره ی نت MIDI برابر ۳۶ است، D1=38 طبل کوچک است و ۴۲=۱♯F و ۴۴=۱♯G و ۴۶=۱♯A انواع مختلف سِنج پایی هستند. این موارد در شکل همراه با شماره ی نت MIDI متناظرْ برچسب گذاری شده اند.

از روزهای گذشته…

نی و قابلیت های آن (I)

نی و قابلیت های آن (I)

در ادامۀ مباحث مقدماتی در مورد ساز های ایرانی تلاش می کنیم به تدریج، به بررسی سازهای ایرانی و قابلیت های آنها و نقاط قوت و ضعف آنها در تکنوازی و کارهای گروهی بپردازیم و در ادامه این مباحث به برخی طرح ها و ابتکاراتی که در راستای تکامل تدریجی این سازها و برطرف کردن نقاط ضعف اجرایی و ساختاری آنها صورت گرفته، می پردازیم.
اُرفِ ایرانی؟ (III)

اُرفِ ایرانی؟ (III)

از صفحه‌ی چهل به بعد جلد دوم بیشتر به آن چیزی پرداخته که نویسنده از پیش آن را هدف کتاب دانسته است؛ موسیقی ایرانی، آن‌هم از طریق ملودی‌های نابش. «رنگ حربی»، کرشمه‌ی ماهور، «زنگوله‌ء راست‌پنج‌گاه» قطعه‌هایی است که به شکل ساده شده از ردیف نقل شده است. در همه‌ی موارد پیش از شروع قطعه توصیه شده با هجاهای معمولی مانند «لا» و «ها» و … وزن درست تمرین شود. به این ترتیب حالت‌های اصلی بر ساس میزان‌بندی و نواخته شدن در گروه از بین نخواهد رفت.
گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

در ابتدای بازبینی و بررسی تمرین‌های انجام شده در جلسات گذشته، به دلیل آن که بعضی از شرکت‌کنندگان غایب بودند به جلسه‌ی دیگر موکول شد. اما پیش از شروع درس، مدرس با اشاره به یکی از تمرین‌های انجام شده در جلسات گذشته حاوی نکاتی درباره‌ی رنگ صوتی ویژه‌ی «گروه پایور» و مقایسه‌ی آن با رنگ صوتی گروه‌های دوره‌ی قاجار بود، یادآوری کرد که با توجه به عدم حضور نویسنده بررسی دقیق به جلسه‌ی آینده موکول می‌شود اما برای این که تصوری به دست آوریم از این که رنگ‌ صوتی قابل شنیدن در آثار «فرامرز پایور» هم در طول زمان تغییر کرده است و دوری از توهم ایستایی در موسیقی ایرانی، نمونه‌هایی از آثار پایور در دوره‌های مختلف («مارش ماهور» اثر «درویش خان» از مجموعه‌ی «آثار درویش خان»، بخش‌هایی از مجموعه‌ی هفت پیکر، «پیش‌درآمد همایون» از مجموعه‌ی «گروه‌نوازی‌های پایور»، قطعه‌ی «دردشت» از مجموعه‌ی «ارغوان») پخش کرد و گفت باید توجه داشت که گروه‌هایی که این نمونه‌ها را اجرا کرده‌اند دقیقا یکی نبوده‌اند علاوه بر این سازآرایی خاص هر یک از آهنگ‌ها هم باید در نظر گرفته شود اما با حذف همه‌ی این تفاوت‌ها هنوز هم تغییر رنگ صوتی واضح است. البته ویژگی‌هایی مانند دقت در کوک و هماهنگی نوازندگان در اغلب موارد تکرار شده است که تاثیر مستقیمی بر رنگ صوتی شاخص این گروه‌نوازی‌ها ندارد.
نقدی بر نقد کتاب «پیوند شعر و موسیقی» (IV)

نقدی بر نقد کتاب «پیوند شعر و موسیقی» (IV)

منتقد در ادامه می نویسد: «در گفتار دهم کتاب شاهد بخش‌نویسی آواز در چهار بخش سوپرانو، آلتو تنور و باس هستیم که این فرم هیچ‌گونه قرابت و نسبتی با شعر و موسیقی ایرانی و نحوه‌ی پیوند پیچیده‌ی این دو با هم ندارد و تقلید صرف از آواز کلاسیک غربی است.» در این بخش از نوشته نیز کاملا تاثیرات گفتمان غرب ستیزانه مرکز حفظ و اشاعه موسیقی را مشاهده می کنیم؛ در این گفتمان به صورت بسیار سطحی و عوامانه، تمام نمودهای ظاهری فرهنگ غرب رد می شود؛ در اینجا چندان مهم نیست که این موسیقیِ آوازیِ چند صدایی شده، چه خصوصیات از نظر محتوا دارد و فقط همین که به گروه های سوپرانو، آلتو، تنور و باس دسته بندی شده حتما غربی است!
باغسنگانی: جشنواره های دهه ۷۰ نقطه آغاز کار پژوهشی ام بود

باغسنگانی: جشنواره های دهه ۷۰ نقطه آغاز کار پژوهشی ام بود

به زودی مجموعه «چراغداران فکر و فرهنگ ایران» با گردآوری و تالیف محمد حسینی باغسنگانی، نویسنده، پژوهشگر حوزه موسیقی، ادبیات و فلسفه اسلامی منتشر می شود؛ پیش از انتشار این مجموعه نیز، رادیو گفتگو، دو مجموعه برنامه با نویسندگی و تهیه کنندگی باغسنگانی را با نامهای «بهار دلنشین» مخصوص عید نوروز و تبریک نوروزی هنرمندان موسیقی به مردم و «چراغداران فکر و فرهنگ ایران» که در ادامه پروژه برنامه تاریخی «صدسال فرهنگ» است، به روی آنتن می برد. محمد حسینی باغسنگانی در کارنامه خود ضبط هزاران ساعت برنامه رادیویی و چند مجموعه تلویزیونی از جمله: «مفاخر»، «رستاخیز کلمات» و «چکاوک» را دارد.
نوگرایی بر شالوده‌ی یک سنت صلب (II)

نوگرایی بر شالوده‌ی یک سنت صلب (II)

او حتا به سراغ سرزمین ممنوعه هم رفت. در آمیختن موسیقی ایرانی و ارکستر غربی، چیزی که سنت‌گرایان متعصب نه تنها بدان دست نمی‌یازیدند که نسل پیش از خود را هم به کیفر آن تکفیر می‌کردند. شگفتا که نتیجه بسیار بر دل شنوندگان نشست و از «ایرانی»ترین قطعات نوشته شده برای ارکستر زهی و سازی ایرانی شد. تجربه‌ای که شاید بتوان آن را از منظری دیگر، آخرین مرحله از چیرگی زیباشناسی بازگشت بر دنیای موسیقایی آن روز دانست.
شکوری: استاد باید شاگردش را به اطرافش حساس و هوشیار کند

شکوری: استاد باید شاگردش را به اطرافش حساس و هوشیار کند

اول از اینکه بنده به تدریس علاقه دارم و فکر می کنم وقتی که شما کاری را دوست دارید، خود به خود در آن ایده های نو هم دوست دارید بیاورید و با آن بیشتر می توانید کارهای که می خواهید را انجام دهید. بنده فکر می کنم درسی که من داده ام برای شاگردانی که ۵ ساله هستند یا کسانی که مثلا ۸۵ ساله هستند باید تفاوت داشته باشد ولی مسئله ای که در آن مشترک است آن وصلی است که به سازشان دارند، بنده به این موضوع تاکید می کنم برای آن که اگر آن را نداشته باشند و اگر واقعا ندانند که چکار دارند می کنند و برای چه دارند ساز می زنند به بی راهه می روند.
جولیا فیشر، ویرتوز ویولون و پیانو (II)

جولیا فیشر، ویرتوز ویولون و پیانو (II)

شرکت پنتاتون (PentaTone) اولین سی دی فیشر را در پاییز ۲۰۰۴ روانه بازار کرد: این سی دی عبارت بود از ویولن کنسرتو های روسی به رهبری یاکوف کرایزبرگ و ارکستر ملی روسیه. این اثر فیشر نظر مساعد منتقدان را به خود جلب کرد و تنها در چند روز به یکی از پنج اثر کلاسیک پرفروش در آلمان تبدیل شد.
نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XVIII)

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XVIII)

وزیری و مین باشیان متناوباً هر ۵ تا ۷ سال، ریاست مدرسه را به دست می آوردند و برنامه آن را کلاً تغییر می دادند و به این ترتیب تداومی که لازمه هر پیشرفتی است از میان می رفت. از سوی دیگر، بین وزیری و عارف بر سر نوع موسیقی ایرانی درگیری شدید وجود داشت. نک به مقاله عارف «فتوای من» (روزنامه ناهید، شماره پنجم، سال اول، تیرماه ۱۳۰۴) به نقل از باستانی پاریزی، در کتابِ نای هفت بند، چاپ پنجم، تهران، موسسه مطبوعاتی عطائی، ۱۳۶۹، صص ۲۴۴- ۲۴۹). این مقاله هم درگیری های جبهه های تجدد طلبی را نشان می دهد و هم نشان دهنده طرز برخورد غیر اصولی و احساساتی عارف است، که شایسته نقد نیست. عارف در این مقاله می نویسد:
داوودیان: وقت است را برای صدای شجریان نوشتم

داوودیان: وقت است را برای صدای شجریان نوشتم

این سئوال را پرسیدم به این دلیل که کنسرتو فرمی خاص است که میتواند تواناییهای آهنگسازی و موسیقایی زیادتری داشته باشد نسبت به فرم های دیگر. یک تصور عمومی هست در موسیقیدانان که اعتقاد دارند، کاملترین فرم سمفونی است ولی به اعتقاد من کنسرتو کاملترین فرم است، چراکه هم امکانات موسیقایی سمفونیک و هم امکانات موسیقایی تکنوازی در آن وجود دارد.