ارسلان کامکار: شاید دیگر جسارت کنسرتو زدن پیدا نکنم!

سجاد پورقناد: شاهدیم در ارکستر سمفونیک کارهای سولیستی اجرا نمی‌شود دلیل آن چیست؟ یعنی نوازنده‌ها تمایل به اجرای کنسرتو ندارند!
نوازنده سولیست باید توانا باشد؛ به گونه‌ای که وی بتواند جلوی جمعیت برنامه ‌اجرا بکند.

پورقناد: چرا کارهای سولیستی زیاد از شما ندیده‌ایم و فقط شما چند سال پیش، کنسرتو بتهوون را اجرا کردید و دیگر بعد از آن کنسرتو اجرا نکردید؟
برای کنسرتو زدن و سولیست بودن باید نوازنده‌ای توانا بود. من بعد از اجرای کنسرتو ویولون بتهوون، پشت دستم را داغ کردم که دیگر کنسرتو نزنم! چرا که در آن اجرا از لحاظ روانی به من فشار زیادی وارد شد.

یک نوازنده سولیست به طور حرفه‌ای از بچگی به روی سن می‌رود و در طی این اجراها تجربه‌های مختلفی کسب می‌کند و دستش روان می‌شود. اما اکنون برای سولیست بودن، سنم بالا رفته است و دیگر اینکه من تجربه یک سولیست حرفه ای را ندارم. یک سولیست حرفه‌ای در طول تحصیل خود آنقدر کنسرت می‌دهد که سولیست بودن برایش عادی می‌شود؛ هرچند خیلی از اینها اذعان دارند که استرس تا آخر عمر با آنهاست.

به فرض مثال در کنسرتو ویولون بتهوون، دو روز مانده به اجرا آنقدر دلهره داشتم که مجبور شدم پیش یکی از دکترهای فامیل بروم و ایشان یک قرص آرام‌بخش به من داد که یک ساعت قبل از اجرا بخورم. یادم هست که در این اجرا که به رهبری ایرج صهبایی بود، یک ساعت قبل از اجرا من قرص را خوردم و هر چه منتظر تاثیر قرص شدم نتیجه‌ای ندیدم! زمان اجرا ارکستر شروع به نواختن اورتوری کرد و من پشت صحنه در دلم به خودم فحش می‌دادم که حالا کنسرتو دادنت چه بود!؟ بعد فکر کردم که نه دیگر دیر شده است و اجرا زنده است و مخاطبان نشسته اند و ارکستر هم دارد کار خودش را انجام می‌دهد. روی صحنه رفتم و از ابتدای اجرای کنسرتو که هنوز ویولون وارد نشده بود، کم کم به خودم تلقین کردم که حالا که این کار را کردی باید بزنی و راه دیگری وجود ندارد… بعد از اینکه نت های اولیه را زدم، انگار آب سردی به روی من ریخته شد و تا آخر کنسرتو تقریبا راحت بودم.

پورقناد: تاکنون چند اثر سولیستی اجرا کرده‌اید؟
یکی از آثار حسین دهلوی به نام شوشتری (به زندان)، چهار فصل ویوالدی (همه فصلها)، کنسرتو بتهوون و این اواخر هم بخش ویولون سولوی شهرزاد ریمیسکی کورساکف را اجرا کردم.

پورقناد: اگر قرار باشد در آینده نیز کنسرتو بزنید، چه می‌زنید؟
ممکن است دیگر جسارت چنین کاری را نداشته باشم؛ چراکه برای اجرای کنسرتو باید جوانتر باشم و من با پنجاه سال سن، دیگر توانایی گذشته را ندارم اما می‌توانم کنسرتوی مندلسون، کنسرتوهای باخ و کنسرتوی شمار ۳ و ۴ و۵ موتسارت را بزنم.

پورقناد: باتوجه به اینکه کنسرتو کمانچه شما با عنوان «برتارک سپیده» با استقبال خوبی مواجه شد و اینکه شما ساز عود را هم به خوبی می‌نوازید آیا نمی‌خواهید برای ساز عود هم کنسرتو بنویسید؟
در فکرش هستم و ایده های جالبی نیز دارم و همانطور که خودتان گفته‌اید، کنسرتو کمانچه بسیار با استقبال مواجه شد و این آنقدر بر روی ذهنم تاثیر گذاشت که می‌خواهم برای تک تک ساز‌های ایرانی چون عود، تار، سنتور و… کنسرتو بنویسم و همینطور کنسرتو دوم کمانچه ام را بنویسم.

10 دیدگاه

  • بی نام!
    ارسال شده در خرداد ۲۳, ۱۳۹۰ در ۱۱:۲۷ ب.ظ

    خوب یادم میاد اهالی هارمونی تاک در چند مقاله از انگشت گذاری های جناب کامکار در اجرای این کنسرتو خصوصاً در موومان سوم انتقاد کردند…..وقتی شما اصل قضیه ر ول کردید به انگشت گذاری که تا حدود زیادی شخصیه گیر میدید کسی جرأت نداره بیاد روی سن! در ایران تعداد صاحب-نظران و منتقدان خیلی بیشتر از نوازندگان حرفه ای است….چرا؟؟؟؟ به عنوان یک رسانه وظیفه بزرگی روی دوش شماست!

  • ل.ص
    ارسال شده در خرداد ۲۴, ۱۳۹۰ در ۹:۵۰ ق.ظ

    دلایل شخصی روی سن نیامدن از طرف آقای کامکار در متن گفتگو بخوبی توضیح داده شده، فکر نمیکنم نیاز به مفسر بی نام داشته باشه! در تمام دنیا هم صاحب نطر و منتفد موسیقی وجود داره و اتفاقا خیلی بیشتر از چند نفر و یا چند سایت انگشت شمار موسیقی و یا یک دو مجله و اساسا این مسئله با اینکه کسی به خود جرات اجرا بده یا نه متفاوته، و اتفاقا وجود نقد و منتقدان(با نظر مثبت یا منفی)باعث اعتلای سطح کار میشه. اتفاقا یکی از وظایف رسانه بر خلاف نظر شما خبر رسانی و بررسی همین موضوع هست. اما متاسفانه، این کار در همین سایت درباره اون اجرا انجام نشد و من شاهد نقد اجرا از زوایای مختلف رهبری، ارکستر و سولیست نبودم، من تعجب میکنم شما چطور نقدی رو که انجام نشده و ما نخوندیم، متوجه سایت میدونین؟ همین الان هم نوشته های سایت تماما موجود هست و میتونین برای صحبتتون لینک “چند مقاله ای” رو که گفتین، بگذارین!

  • بی نام!
    ارسال شده در خرداد ۲۴, ۱۳۹۰ در ۱۱:۰۵ ب.ظ

    من هم در آرشیو پیدا نکردم! شاید من اشتباه می کنم و وبسایت دیگری این موضوع را بررسی کرده، شایدم هیچ کدام. دقیقاً نقد هست که باعث پیشرفت میشه اما نه با ادبیات و سطح دانش برخی نویسندگان این پایگاه و نشریات! معرفی آلبوم ها خیلی اوقات با تبلیغ اثر همراه شده و نه نقد فنی! در مصاحبه ها جبهه گیری میشه و … پیشنهاد من برای نویسندگان این پایگاه اینه که به مطالعه بیشتر نشریات موسیقی جهانی بپردازند تا با روش کار “موزیگولوگ”ها در بررسی آثار آشنایی بیشتری پیدا کنند.

  • ل.ص
    ارسال شده در خرداد ۲۵, ۱۳۹۰ در ۹:۱۷ ق.ظ

    من تعجب می کنم از شما! شما در کامنت اول نوشتید:” خوب یادم میاد” در چند مقاله از انگشت گذاری های جناب کامکار در اجرای این کنسرتو خصوصاً در موومان سوم انتقاد کردند و… بعد که بنده به شما معترض شدم می فرمائید:شاید من اشتباه می کنم و وبسایت دیگری این موضوع را بررسی کرده، شایدم هیچ کدام!؟!؟ پس اساسا کامنت اول رو صرفا جهت تخریب بی دلیل و بی پایه و اساس دوستان زحمت کش هارمونی تاک نوشتید. جالبه حالا لطف بفرمائید اینکه در دومین کامنت نوشته اید:
    معرفی آلبوم ها خیلی اوقات با تبلیغ اثر همراه شده و نه نقد فنی! مشخصا لینک مطالبی که در اون آنها آلبوم ها تبلیغ شده و نه نقد فنی بگذارید و بنویسید به چه دلایلی نقد اشتباه صورت گرفته؟
    دوست عزیز بی نام، نویسندگان این سایت هر یک تعداد بسیار زیادی مقالات فنی در مطالب مرتبط با تخصص خود نوشته اند و کار خود رو خوب بلد هستند!و این نشریه در حال حاضر به دلیل سطح کار بالا ی تخصصی و “زحمات بی منتی” که در این چند سال برای اعتلای موسیقی فارسی زبانان و افرادی چون بنده و جنابعالی کشیده است در موقعیت تخصصی بسیار خوب، حتی از سطح جهانی قرار گرفته و من انگلیسی کردن مقالات خصوصا نویسندگان سایت رو پیشنهاد می کنم. شما هم لطف بفرمائید به جای رکه گیری، و حملات بی مایه از لحاظ بنیان دانشی و بی پایه از جهت ارائه قرائن از مطالب بهره بیشتری بگیرید و فرهنگ تشکر و ادب و سواد آموزی رو به جای گستاخی پیش بگیرید:::دقیقاً نقد هست که باعث پیشرفت میشه اما نه با ادبیات و سطح دانش برخی نویسندگان این پایگاه و نشریات! !!!
    جالب اینجاست که بسیاری از افرادی که در محیط دنیای مجازی چنین جامه دری می کنند و فریادها می زنند یا برای تقویت مواضع ابراز داشته خود کامنت های با نامهای متفاوت در انتهای یک مقاله می گذارند(و البته اینها همه نشانه بیماری است!)در محیط دنیای واقعی و هنگامی که سطح دانش و توانائی هایشان مشخص می گردد به همین نویسندگان،استاد استاد می کنند!موفق باشید دوست عزیز.

  • بی نام!
    ارسال شده در خرداد ۲۵, ۱۳۹۰ در ۸:۵۲ ب.ظ

    صرفاً جهت یادآوری:

    http://www.harmonytalk.com/id/923
    http://www.harmonytalk.com/id/924

    http://www.harmonytalk.com/id/737

    http://www.harmonytalk.com/id/3835

    این چند نمونه را می توانید ترجمه کرده و برای یک نشریه “معتبر” موسیقایی ارسال نمایید، البته به همراه آلبوم آهنگساز.
    نویسندگان بهتر است کمتر تملق دوستان و استادانشان را بگویند.
    موفق باشید

  • ل.ص
    ارسال شده در خرداد ۲۶, ۱۳۹۰ در ۱۲:۰۶ ق.ظ

    لینک هایی رو که گذاشتین دیدم، جالب اینجاست که دو لینک از چهار لینک به بررسی مفصل و فنی یک موضوع(تحلیلی بر آثار منتشر شده کیاوش صاحب نسق) اخنصصاص دارد که نوشته جناب صداقت کیش بوده و در مجله معتبر “فرهنگ و آهنگ” و نه هارمونی تاک اول بار منتشر شده؛اما جالب اینجاست که اول، باز هم شما نفرمودید که به چه دلیل فنی بر این نوشته خرده می گیرید؟ آیا نقدی بر نوشته آقای صداقت کیش دارین؟ یا نقدی بر اثر جناب صاحب نسق؟ و اگر هست چرا ارائه نمی کنید؟ دوم، حتما در نشریه فرهنگ و آهنگ هم جبهه گیری شده! و اصولا اگر در هر کجا از کسی یا کاری تعریف بشه و یا حتی صحبتی در جهت شناساندن اثری صورت پذیرد، شما دچار ناراحتی و تشویش می شوید و آنرا تملق می دانید و نویسندگانش را بی دانش و…حال چه صاحب نسق باشد، چه صهبایی، چه داودیان و…!(جالب اینجاست که این نویسندگان به زعم شما بی دانش و متملق از کجا اینهمه مطلب فنی محیا می سازند؟!؟!) سوم، این برای من بسیار جالبه که چطور اشخاصی چون شما که این سایت و مطالب آنرا نمی پسندند و غیر تخصصی و یا تملق گونه می پندارند؛ چندین سال هست که در هزار توی مقالات این سایت پرسه میزنند! این هم از عجایب خلقت انسان هست…!!
    این برای انسان یک حسن و در عین حال نشانه سلامت روح و روان است که از دیدن دوستی و موفقیت هم میهنان خودش خشنود شود و هیچگاه فراموش نکنید که در این دنیا برای تمامی اشخاص مستعد و با اراده که تلاش می کنند، جای پیشرفت و امکان موفقیت وجود دارد و هرگز موفقیت کسی مزاحم تنفس دیگران نیست، حتی جنابعالی دوست دانشمند و مهربان ! بدرود!!

  • سینا حسینی
    ارسال شده در خرداد ۲۶, ۱۳۹۰ در ۸:۵۷ ق.ظ

    واقعا ارسلان کامکار یکی از هنرمندای خوش اخلاق ماست. تو چندتا مصاحبه و صحبت دیدم که صداقت داره و خودش و حد خودش رو به خوبی می شناسه. حتما یکی از دلایل موفقیتش هم همینه. اصلا کلا اکثر هنرمندایی که چنین اخلاقی دارن موفقن. کاش همه هنرمندای ما این اخلاق رو داشتن….

  • منوچهر نظری
    ارسال شده در فروردین ۲, ۱۳۹۳ در ۵:۴۹ ب.ظ

    بنده افتخار شاگردی ایشان رو داشتم بسیار متواضع و انسان وارسته ای هستند براشون ارزوی موفقیت دارم امید دارم شرایطی پیش بیاد که دوباره در خدمت ایشان باشم

  • فربد
    ارسال شده در مرداد ۵, ۱۳۹۳ در ۵:۵۷ ب.ظ

    سلام می خواستم خواهش کنم که از جناب ارسلان کامکار و سایت بسیار خوبتون که این اجرا هایی رو که می فرمایند در دسترس قرار بدهند تا ماهم بتونیم لذت ببریم برای مثال نه توی اینترنت چیزی پیدا می شه نه ایشون چیزی رو ضبط و منتشر کرده اند که ما تهیه کنیم ایشون می فرمایند کنسرتوهای مندلسون که واقعا سخت هستند و باخ و ۳٫۴٫۵ موتسارت و بتهوون و ۴ فصل ویوالدی رو می نوازند و اجرا داشته اند ببینید من خواهش می کنم ایشون چند سالی رو تمرکزشونو بزارند رو یکی از این شاهکارها و حداقل اجرای تمییز استودیوئی داشته باشند واقعا حیفه آخه … این رو گفتم به خاطر این که ایشون این کارها رو اجرا کرده انده و درست هم هست اجرای زنده در ایرانی که هیچ دلخوشی برای اون همه زحمت نه مادی نه معنوی وجود نداره کاملا درسته ولی حداقل این اجرا ها رو از خودشون به جا بزارند و هارمونی تاک عزیز اگر اجراهای سولو ایشون رو دارید لطفا با اجازه ایشون تو سایت قرار بدید بازم ممنونم از سایت فوق العاده شما

  • ارسال شده در مرداد ۶, ۱۳۹۳ در ۷:۳۵ ق.ظ

    آقای فرید عزیز، آقای ارسلان کامکار هیچ یک از این کنسرتو ها را هنوز ضبط نکرده اند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (I)

ریتم و ترادیسی دو روشِ فهم نظم های زمانی در جهان پیرامونِ ما را در تباین با هم قرا می دهد: فهم مستقیم به-واسطه ی قوه ی ادراک، و فهم غیر مستقیم به واسطه ی تجزیه و تحلیل. «ریتم» به دستگاه ادراکی ای که امکان مشاهده و دریافتِ بی دردِسرِ پدیده های ریتمیک را در اختیار افراد قرار می دهد گریز می زند، درحالیکه «ترادیسی» ابزارهای ریاضی ای را که برای کشف نظم ها و مطالعه ی الگوها مورد استفاده قرار می گیرد پیشِ روی می گذارد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (II)

بیرون‌رفتن مردم از خانه و برگرفتن و دورافکندن کلوخ در آخرین روز ماه شعبان به احتمال فراوان به نشانه ترک عیش و عشرت و باده‌نوشی در ماه مبارک روزه‌گیران و دورکردن دیو گناه باده‌نوشی از خود بوده است و این آیینی بازمانده از دوره پیش از اسلام بوده که با دگرگونی نظم و روال زندگی عادی مردم در تغییر ماه همراه بوده است (۲) و یا جشن «هالووین» در فرهنگ غربی. «هالووین» یک جشن مسیحیت غربی و بیشتر سنتی می‌باشد که مراسم آن سه شبانه‌روز ادامه دارد و در شب «۳۱ اکتبر» (نهم آبان) برگزار می‌شود. بسیاری از افراد و مخصوصا کودکان و نوجوانان در این شب با چهره‌های نقاشی شده، لباس‌های عجیب یا لباس‌های شخصیت‌های معروف، چهره و ظاهری که آن به‌نظرشان ترسناک باشد خود را آماده جشن می‌کنند و برای جمع‌آوری نبات و آجیل به در خانه دیگران می‌روند. این جشن را مهاجران «ایرلندی» و «اسکاتلندی» در سده نوزدهم با خود به قاره آمریکا آوردند. (۳)

از روزهای گذشته…

روش سوزوکی (قسمت پنجاه و دوم)

روش سوزوکی (قسمت پنجاه و دوم)

چرا بیشتر انسان ها به این می‌اندیشند که کاری را انجام دهند اما در پایان آن را انجام نمی‌دهند؟ چرا آنها قدرت آن را ندارند که آن کاری را که در مغزشان می‌خواهند به آن عمل کنند عمل نمی‌کنند اگر آدم به انجام آن کار فکر کند باید به اجرای آن کار عمل کند.
کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه‌ اثر موسیقایی (I)

کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه‌ اثر موسیقایی (I)

تجزیه و تحلیل موسیقی یا همان آنالیز از آن دسته فنون است که کاربردی دوگانه دارد. در سنت موسیقی کلاسیک دو گروه از افراد هستند که مایلند اطلاعاتی دقیق از ارتباطات دقیق درون یک اثر موسیقایی به دست بیاورند؛ آهنگسازان و موسیقی‌شناسان. شناخت آثار برای این دو گروه که گاه به یکدیگر یاری نیز می‌رسانند، اهمیتی حیاتی دارد. برای گروه نخست اهمیت این فنون در این است که امکان یادگیری از پیشینیان را فراهم می‌سازد.
مرثیه ای فنی برای یک سنتورنواز (II)

مرثیه ای فنی برای یک سنتورنواز (II)

نخست خلاقیت وی در دگرگونه شیوش صدای ساز رخ نمود. صدایی که پلی شد میان صداهایی از خاطره سنتور و آینده هنوز آفریده نشده اش. او این همه را بر بنیاد راست، استوار نشستن در پشت سنتور، یکی شدن دست و مضراب و بهره بردن از تمامی جان دست برای به فریاد آوردن آن همه سیم به دست می آورد. به حرکت های دست، جز از گردش از سر مچ یا بازی حلقه مضراب به دور انگشتان باز، تازش مچ، هم گیری و فشردن انگشتان انتهایی و نرمی ته دست را افزود، بنابراین ظرافت نواختن مضراب با صلابت همنشین شد.
نگاهی به اپرای مولوی (VI)

نگاهی به اپرای مولوی (VI)

سبک خوانندگی خاص علیشاپور به حدی در این اپرا به زنده شدن نقش او کمک کرده که گویی تا به حال علیشاپور برای خواندن این نقش روی این سبک کار میکرده است! نوع بیان او، نوع تحریر ها و محبتی که در این صدا وجود دارد، سلطان العلما را با قدرت در ذهن مخاطبان حک کرده است.
بالاد – قسمت دوم

بالاد – قسمت دوم

سنت سرودن ترانه های داستانی درباره وقایع و شخصیتهای روز، هنوز هم ادامه دارد و کمتر پیش می آید که یک واقعه با جذابیت عمومی از چشم تیزبین سرایندگان تصنیف دور بماند.
دومین دوره‌ی کارگاه‌های موسیقی دعوت به شنیدن

دومین دوره‌ی کارگاه‌های موسیقی دعوت به شنیدن

این کارگاه‌ها که در آخرین جمعه‌ی هر ماه برگزار می‌شود با دو هدف کلیِ ایجاد مخاطب فعال برای آثار موسیقی تولید شده و کنسرت‌‌های کشور و و بالا بردن سطح علمی دست‌اندرکاران موسیقی بنیان گذاشته شده است. تمام کسانی که به موسیقی به عنوان امری جدی و نه فقط سرگرمی نگاه می‌کنند و به دنبال درک بهتر و عمیق‌تر و به دنبال آن لذت بیشتر از موسیقی هستند، با هر سطح شناخت از موسیقی، می‌توانند از این کارگاه‌ها استفاده کنند.
حمید رضا دیبازر رئیس دانشکده موسیقی دانشگاه هنر تهران شد

حمید رضا دیبازر رئیس دانشکده موسیقی دانشگاه هنر تهران شد

“حمید رضا قنادی دیبازر” پنجمین رئیس این مجموعه از سال ١٣۶٨ تا کنون است. وی فارغ التحصیل هنرستان موسیقی با ساز “فرنچ هورن” و دارای مدارک “کارشناسی موسیقی” و “کارشناسی ارشد آهنگسازی” دانشکده موسیقی دانشگاه هنر تهران می باشد.
حضور بانوان در جامعه ی موسیقی ایران (II)

حضور بانوان در جامعه ی موسیقی ایران (II)

اولین ارکستر غیر مدرسه ای ایران با رعایت استانداردهای بین المللی، ارکستر سمفونیک بلدیه به رهبری غلامحسین مین باشیان است که بعضی از افراد به اشتباه، این ارکستر را ارکستر سمفونیک تهران می خوانند؛ فعالیت این ارکستر به شکل مستقل کوتاه بوده و به سرعت این ارکستر به هنرستان عالی موسیقی منتقل می شود.
درباره‌ی آلبوم «نه فرشته‌ام نه شیطان» (I)

درباره‌ی آلبوم «نه فرشته‌ام نه شیطان» (I)

خوب اگر گوش بخوابانیم، یا نه، حتا بدون تیز کردن گوش‌ها نیز، می‌شنویم چیزی در موسیقی ما دارد تغییر می‌کند. نکته‌ای خزنده و پنهان رو که حسین علیزاده با سخنانش، محمد موسوی با یادداشتش و حتا ساسان فاطمی به بهانه‌ی نقد کنسرتی دیگر پیدایی و چیرگی آن را بر سپهر موسیقی ایران هشدار داده‌اند. موسیقی کلاسیک ایرانی یا چنان که قبلا شهرت داشت، سنتی، یا بهتر بگوییم، برخی مجریان اش دارند گام به وادی‌های تازه‌ای می‌گذارند. این وادی‌های تازه، تازگی‌شان را لزوما از موسیقی‌ای که اجرا می‌شود، نمی‌آورند که اگر چنین بود نامش را به سادگی «نوآوری» موسیقایی می گذاشتیم و می‌گذشتیم یا نمی‌گذشتیم. اما اینجا چیزکی در رابطه‌ی موسیقی‌دان و شنونده دارد دگرگون می‌شود.
صدای بوچلی

صدای بوچلی

بوچلی در ۱۹ آوریل قدم به صحنه موسیقی آمریکا گذاشت و روز بعد از اجرای خود در واشنگتن به کاخ سفید دعوت شد. تور داخل آمریکای او هم با موفقیتی بی سابقه همراه بود و در تمام اجراها سالن نمایش لبریز از هواداران این ستاره موسیقی کلاسیک بود.