رهبری: شایعات از طرف رقبای من بوجود می آیند

علی رهبری
علی رهبری
یک تصویر از شما وجود دارد به همراه آقای روستروپویچ که شما در این عکس، گردن آویزی صلیب شکل به گردن دارید که اینجا در مطبوعات نوشته بودند که شما تغییر مذهب داده اید، در این زمینه صحبت کنید…
این حرف بسیار دروغ و کذبی بوده که زده اند… من زمانی یک هدیه از مادرم دریافت کردم که او آنرا از یک دست فروش کنار خیابان خریده بود که یک نماد مصری است به نام قدرت که در ایران هم وجود دارد، شاید از دور شبیه به صلیب به نظر برسد. این سمبل قدرت است که روی آن یک سنگ سیاه وجود دارد و من بیشتر از بیست و چند سال است که این نماد را دارم و مخصوصا پس از درگذشت مادرم همیشه آنرا بیرون نگه داشته ام ولی در این سالها تا حالا کسی در خارج از کشور فکر نکرده که من مسیحی شده ام!

تنها تغییر مذهبی که در خانواده ما وجود داشته تغییر مذهب خانم من بوده از مسیحی کاتولیک، به اسلام که تحت تاثیر من این اتفاق افتاده است!

متاسفانه در ایران بدون هیچ کنترلی هر کسی حرفهای دروغ و شایعات را میتواند مطرح کند! یا جای دیگر نوشته بودند علی رهبری درباری بوده! در حالی که ما درباری نبودیم درباریها علی رهبری ای بودند! آنها از ما استفاده میکردند و سعی داشتند خودشان را به هنرمندان وصل کنند نه برعکس.

بنده اگر در ۲۴ سالگی دعوت به مدیریت هنرستان شدم به این خاطر بود که در ۲۲ سالگی آسیستان آهنگسازی در آکادمی وین شده بودم! یک بچه معمولی در تهران با یک پدر پزشکیار چطور میتواند درباری باشد؟! من هیچوقت اهل رفیق بازی، پارتی بازی، سیاست بازی یا مذهب بازی نبودم، برای همین هم هست کسانی در تهران نمیتوانند مرا تحمل کنند، من یک هنرمندم که با هنرم به اینجا رسیدم و هیچوقت نیازی نداشته ام که با یک گردن آویز یا چیز دیگری خودم را به گروهی بچسبانم تا از من حمایت کنند. من اگر این سنگ را مادرم از روی زمین هم برداشته بود آن را به گردن می انداختم چون مادرم را بی اندازه دوست داشتم.

آیا انتشار این شایعات در مورد شما فقط مربوط به ایران بوده یا در خارج از کشور هم به این مشکل برخوردید؟
شایعات در ایران بیشتر است ولی در خارج از ایران هم من با این دروغها درگیر بوده ام. در ۳۵ سال گذشته رقیبان بزرگی داشتم که به این خاطر که توانایی برابری هنری را با من نداشتند، سعی میکردند از ایرانی بودنم، برای ضربه زدن به من استفاده کنند؛ مخصوصا رهبران کلیمی سعی میکردند، من را به عنوان یک ایرانی دشمن کلیمیان معرفی کنند (که این موضوع کاملا دروغ است) و امکان فعالیت هنری من را محدود کنند.

مسئولین چه عکس العملی نشان داده اند به این شایعات؟
متاسفانه هیچ! من در دو مسابقه جهانی رهبری که از داوطلبانی از بیش از ۳۵ کشور داشت، مقام اول را کسب کردم، متاسفانه مسئولین کاملا از این اتفاق بی خبر بودند و هستند، اگر من در یک مسابقه ورزشی مثل کشتی چنین موفقیتی کسب کرده بودم (که موفقیت در آن فقط نیاز به آمادگی بدنی دارد نه فکری و فرهنگی) همه مسئولین و هم شوراهای مختلف موسیقی (!) من را به خوبی میشناختند!

چقدر اعتقادات ملی میهنی یا مذهبی را در کار یک هنرمند دخیل میبینید؟
هر هنرمندی که از جایی می آید یکسری اعتقادات مذهبی و ملی و … همراه خود دارد و اکثرا هم به این اعتقاداتش عشق میورزد ولی گاهی افرادی هستند که از روی بیکاری، مجبورند این سنت ها را دست آویزی قرار دهند که بوسیله آنها بتوانند ارتباطات کاری پیدا کند و به وسیله ای غیر هنری با این تیترها خودشان را مطرح کنند، این کار نه به درد خودش میخورد نه میهن و نه مذهب و … من با این کار به شدت مخالفم.

اینکه کسی در آثارش اعتقاداتش تاثیر داشته باشد هیچ اشکالی ندارد مثل پوچینی که مردی مذهبی بود یا هایدن و موزار را ببینید که چقدر قطعه مذهبی نوشته اند، این مسئله ای نیست ولی وقتی به عوام فریبی برمیگردد و به پیدا کردن راهی برای پول در آرودن و شهرت، بسیار کار ناپسندی است ولی شما اگر در آمازون یا تهران به دنیا بیایید و سنتی در خون شما باشد و در آثارتان متجلی بشود هیچ اشکالی ندارد.

روزنامه ایران

4 دیدگاه

  • امید
    ارسال شده در خرداد ۱۷, ۱۳۹۰ در ۸:۲۶ ق.ظ

    سلام
    جناب پورقناد
    یک بار دیگر مدتها پیش خدمت شما عرض کرده بودم و شما به تندی برخورد کرده بودید.
    ننوشتن لید برای یک مصاحبه یک نوآوری هنرمندانه در ژورنالیسم نیست و برای مخاطب آزاردهنده است. خواننده حق دارد در یک نگاه به ابتدای مصاحبه بداند که این مصاحبه با چه کسی و با چه سوابقی انجام می‌شود. من قصد تخریب ندارم و نیتم هم خیرخواهانه است. امیدوارم شما هم استدلال منطقی و علمی خود را برای انتخاب این سبک بدیع از مصاحبه‌نویسی بیان کنید.
    با سپاس

  • ارسال شده در خرداد ۱۸, ۱۳۹۰ در ۹:۴۵ ق.ظ

    سلام
    دوست گرامی کجا و سر چه موضوعی با شما به تندی برخورد شده؟
    پرسش شما کاملا منطقی است و از طرف بنده پاسخ دارد حال ممکن است مورد قبول شما واقع شود یا نشود ولی این اضطراب شما از برخورد غیر حرفه ای، برایم نگران کننده است!
    این مصاحبه همانطور که میبینید مربوط به دو روزنامه ایران و روزگار بوده و این طبیعتا لید هم داشته است ولی لیدی که در روزنامه نوشته میشود با لیدی که در سایت ما قرار میگرد در مواقعی مثل این مورد کاملا متفاوت است.
    شما در روزنامه به جز آن صفحه هیچ اطلاعات دیگری نمیتوانید مثلا از شخص آقای رهبری بگیرید ولی در سایت ما شما فقط زیر همین مطلب بیشتر از ۱۰ لینک در مورد ایشان میتوانید ببینید و نیازی به لیدی که باز کمی از بیوگرافی آقای رهبری بگوید و برای چندمین بار توضیح دهد که ایشان با قهر از ایران رقتند برای دومین بار و … نیست.

  • امید
    ارسال شده در خرداد ۱۸, ۱۳۹۰ در ۱۰:۲۳ ق.ظ

    آن برخورد مربوط به یکی دو سال پیش بود و شاید هم من برداشت اشتباهی از پاسخ شما داشتم.
    اما بحث من بر سر بیوگرافی یا سوابق و تاریخچه و اینها نیست. بحث من بر سر یک عنوان گویا است که نشان‌دهنده‌ی محتوای متن باشد.
    مطلب به طور ناگهانی آغاز می‌شود و خواننده احساس می‌کند از وسط یک متن شروع به خواندن کرده است.
    مثالی دیگر از مصاحبه‌های خودتان بزنم: مطلب زیر
    http://www.harmonytalk.com/id/3849
    که ظاهراً گفتگویی بوده بین شما، پیمان سلطانی، وحید رستگاری و کاظم داوودیان. خواننده ناگهان با شکوه و گلایه پیمان سلطانی در ابتدای مطلب مواجه می‌شود. منی که هر روزه پیگیر اخبار موسیقی هستم، تا دو سه پاراگراف بعد متوجه نشدم که موضوع بحث بر سر چیست. انگار خواننده ناگهان وارد اتاق شده و با گفتگوی شما چهار نفر مواجه شده است. در حقیقت به نظرم این مطلب بی سر و ته است (نه به معنای توهین‌آمیز عامیانه‌ی آن) و کاملاً خام است. پروراندن این گفتگوی خام با مقدمه و مؤخره، انتخاب عنوان مناسب و گذاشتن یک لید که بیانگر محتوای گفتگو و فضای آن باشد، خواننده را آگاه‌تر وارد مطلب می‌کند و به او امکان انتخاب می‌دهد: انتخاب این که این مطلب آیا برای او جذاب است یا نه، آیا تمایلی به ادامه‌ی خواندن دارد یا نه.
    این مشکل به خصوص برای خوانندگانی که از خوراک آر‌اس‌اس سایت استفاده می‌کنند حادتر است چرا که عکس یا تصویر کنار متن (که بعضاً تا حدی فضای گفتگو یا مطلب را مشخص می‌کند) در فید سایت وجود ندارد.
    خواهش می‌کنم به این نکته توجه کنید که امروزه و در دنیای انفجار اطلاعات تمامی خبرگزاری‌ها و سایت‌ها تلاش می‌کنند تا در کمترین زمان ممکن بیشترین اطلاعات را به خواننده بدهند و وظیفه‌ی خود می‌دانند که مطلب را به امان خدا رها نکنند و تلاش کنند تا آن را به گونه‌ای بپرورانند تا مخاطب به آسانی بتواند استفاده‌ی خود را از آن ببرد.
    البته سایت گفتگوی هارمونیک یک سایت خاص است که مخاطب خاص هم دارد، ولی تصور می‌کنم که رعایت این نکات می‌تواند بر غنای مطالب سایت بیفزاید.
    بابت طولانی شدن مطلب عذرخواهی می‌کنم و تأکید می‌کنم به عنوان یکی از علاقه‌مندان سایت گفتگوی هارمونیک و مطالب جنابعالی وظیفه خود دانستم نواقص را با نیتی خیرخواهانه گوشزد کنم.

  • ارسال شده در خرداد ۱۸, ۱۳۹۰ در ۱۲:۴۲ ب.ظ

    پیش از این برای مرتبط شدن مصاحبه ها با هم قسمتی به صورت لید مینوشتیم که “حالا قسمت چندم مصاحبه را بخوانید” ولی با وجود لینک های مرتبط و تصویر یکسان گمان میکنم این کار هم نوعی کلیشه عذاب آور باشد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

شیدایی تار (II)

وی در جریان انقلاب اسلامی از سمتهای خود استعفا کرد و به مردم انقلابی پیوســت و ســاخته ها و نواخته های او با صدای محمدرضا شــجریان و شــهرام ناظری در نوک پیکان انقلاب قرار گرفت و امروزه به عنوان یک خاطره ملی در اذهان مردم باقی است. لطفی در مورد ساخته معروف خود، سپیده (ایران ای ســرای امید)، می گوید: «وقتی در دستگاه ماهور شروع به کار کردم طبق روال آواز از منطقه بم شــروع شد ولی هر کاری که می‌کردیم، می دیدیم جور درنمی آید. پس از مدتی قرار شد آقای شجریان از اوج بخواند و خیلی خوب درآمد. در آن روزگار جامعه ایرانی یکپارچه شور و هیجان بود، ما هم که از جامعه دور نبودیم و با مردم همصدا بودیم.

تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (II)

من این نوع دیدگاه گسترش هارمونی را در هفت متد اصلی دسته بندی و خلاصه می کنم که در جای خود در باره ی هر کدام صحبت می کنم. این متد ها عبارتند از:

از روزهای گذشته…

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (X)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (X)

تا اینجا با روشی تدریجا گسترش یابنده، گام به گام نشان داده شد که حتا اگر آن دید باریک و سخت‌گیرانه را نسبت به کتاب نداشته باشیم و تنها از منظر تنگ یک کتاب دیگر -که احتمالا مدل اولیه‌ی این فرهنگ یا نخستین محرک ذهنی مولف بوده است- بدان ننگریم و از رهگذر آن مستبدانه حق اندیشیدن یک مولف را هر چند از دیگران تاثیر پذیرفته باشد، سلب نکنیم، اشکالات کتاب برسرجای خود باقی می‌ماند و گاه حتا شدیدتر هم می‌شود.
در باب متافیزیک موسیقی (IX)

در باب متافیزیک موسیقی (IX)

یک رشته آکورد کنسونانت، همچون کرختی ناشی از برآورده شدن امیال، ملال آور و خسته کننده و پوچ می شود. از این رو گرچه دیسونانس ها ناراحت کننده اند و تاثیری تقریبا دردناک دارند، با این حالب باید به کار روند، اما تنها برای آنکه دوباره و با آمادگی مناسب در کنسونانس ها حل شوند. در حقیقت، در سرتاسر موسیقی تنها دو آکورد اصلی وجود دارد، یعنی آکورد دیسونانت هفتم و تریاد هارمونیک و تمامی آکوردهای موجود را می توان به این دو آکورد برگرداند.
نامه ای از عباس خوشدل به بهانه جشنواره سایت ها و وبلاگهای موسیقی

نامه ای از عباس خوشدل به بهانه جشنواره سایت ها و وبلاگهای موسیقی

نوشته ای را که می خوانید، نامه ای است از هنرمند قدیمی، عباس خوشدل که به بهانه برگزاری جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی، منتشر شده است. این آهنگساز و نوازنده پیش کسوت، مدتی است که اقدام به تاسیس وبلاگی کرده است و در محیط مجازی از آثار گذشته و وقایع موسیقی پیش از انقلاب می نویسد و این اقدام را تنها وسیله موجود در برابر وضعیت تاسف انگیز موسیقی در عضر حاضر می داند.
زندگى با بتهوون

زندگى با بتهوون

به نظر شما آیا راهى براى تقسیم بندى آهنگسازان وجود دارد؟در یک دسته بندى کلى شاید بتوان آنها را به دو گروه آهنگسازان «قبل از بتهوون» و آهنگسازان «بعد از بتهوون» تقسیم کرد. در حقیقت بتهوون در تاریخ موسیقى یک نقطه عطف به شمار مى آید. زیرا آهنگسازان قبل از او همه براى درباریان و اشراف زادگان آهنگ مى ساختند و در واقع مى توان گفت آنها همان قطعه اى را مى نوشتند که از ایشان درخواست مى شد. قطعاتى که با ارکستر دربار نواخته مى شدند. اما بتهوون دیدگاه تازه اى به وجود آورد و اگر بگویم که هیچ آهنگسازى تا آن زمان، به این اندازه خود را وقف آهنگسازى نکرده است، دور از حقیقت نیست.
پیانو – نحوه انتخاب، قسمت اول

پیانو – نحوه انتخاب، قسمت اول

انتخاب پیانو بخصوص اگر بودجه کافی در اختیار داشته باشید، یکی از لذت بخش ترین اوقات زندگی یک علاقمند به موسیقی و پیانو است. ایستادن پشت ویترین مغازه های پیانو فروشی و مات و مبهوت ماندن در مقابل عظمت و زیبایی این ساز، بر هیچکدام از نوازندگان پیانو پوشیده نیست.
الیزابت شوارزکوف، نقطه اوج سوپرانو

الیزابت شوارزکوف، نقطه اوج سوپرانو

الیزابت شوارزکوف (Elisabeth Schwarzkopf ) متولد نهم دسامبر سال ۱۹۱۵، خواننده اپرای آلمانی الاصل تبعه کشور انگلستان و در زمره برجسته ترین خوانندگان soprano به شمار می رود، اجراهای متعدد و درخشان آثار بزرگانی چون Mozart، Strauss و Hugo Wolf، از دلایل عمده شهرت جهانی این هنرمند بزرگ است.
ویولون مسیح استرادیواریوس (IV)

ویولون مسیح استرادیواریوس (IV)

بنابراین ما این ۴ گزینه را برای سنجش و انطباق در اختیار داریم و فقط در رابطه با صفحه رو محدوده خطوط محیطی وجود ندارد که طبیعتا اگر بخواهیم با شواهد بیشتری به استدلال بپردازیم بهتر است صفحه زیر را مورد تحقیق قرار دهیم زیرا که هر چهار گزینه در ارتباط با آن موجود هستند و البته به طور معمول بیشتر صفحه زیر به جهت الگوبرداری مورد استفاده قرار می‌گیرد تا صفحه رو.
کریستوفر هاگوود: رهبر، موسیقی شناس و نوازنده کیبورد (I)

کریستوفر هاگوود: رهبر، موسیقی شناس و نوازنده کیبورد (I)

کریستوفر هاگوود که «فون کارایانِ موسیقی کهن (early music)» نامیده می شود در عرصه بین المللی به عنوان یکی از تأثیر گذارترین حامیان جریان تاریخی موسیقی کهن شناخته شده است. او هم چنین به همین اندازه نیز به موسیقی قرن ۱۹ و ۲۰ علاقه مند است و به خصوص توجه ویژه ای به مکتب نئوکلاسیک (مارتینو، استراوینسکی، بریتن، کپلند، تیپت و هونگر) داشته است.
رساله ای از خواجه نصیر الدین طوسی در علم موسیقی (III)

رساله ای از خواجه نصیر الدین طوسی در علم موسیقی (III)

طنین: عبارت است از بعد میان دو صوت مانند دو – ر یا بعد میان فا-سل در تدوین زیر ابعاد سابق الذکر نموده شده است (توجه کنید به عکس پایین صفحه و نوشته های زیر هر فاصله)
در نقد کتاب «مقدمه‌ای بر آنالیز موسیقی آتنال» (IV)

در نقد کتاب «مقدمه‌ای بر آنالیز موسیقی آتنال» (IV)

طرح کلی کتاب دو دسته از دسته‌های موسیقی پساتنال را پوشش می‌دهد؛ آتنال آزاد و دوازده تنی (دودکافونیک). سه فصل نخستین و به ویژه دومی و سومی ضمن آن که مفاهیم تکنیک‌های پایه را -که در فصل چهار هم مورد استفاده‌اند- به خوانندگان آموزش می‌دهد به موسیقی آتنال آزاد می‌پردازد. این گرایش در فصل‌های اولیه در انتخاب مثال‌ها مشهود است؛ آنجا که تمرکز توجه بر آثار پیش از جنگ جهانی اول شوئنبرگ، وبرن و برگ است. انتخاب مثال‌ها که جز در مورد اپوس ۱۱ شوئنبرگ تقریبا به طور کامل با کتاب استراوس تفاوت دارد، همچنان مناسب و درست انجام شده.