متبسم: من فرزند گروه های پیشین هستم!

حمید متبسم
حمید متبسم
سجاد پورقناد: با نگاه کلی به آثار شاخص نوشته شده توسط شما برای ارکستر سازهای ایرانی به این نتیجه میرسیم که در کار آهنگسازی شما همان تفکر ارکستر نویسی موسیقی کلاسیک (که غربی نیست و روشی جهانی است) دیده میشود که این تفکر در آثار فرامرز پایور که در واقع پایه گذار ارکستر ایرانی به شکل امروزی است، دیده میشود؛ آیا تفکر گروه نوازی خود را نزدیک به گروه پایور میبینید؟
اگر بخواهیم مقایسه ای بین گروه دستان و گروه های موجود در ایران داشته باشیم قطعا باید از نظر تفکر آهنگسازی و تاثیر آهنگساز این موضوع را بررسی کنیم.

در همین راستا می توان دستان را با ارکستر سازهای ملی به سرپرستی فرامرز پایور مقایسه کرد و البته اینکه من جنس کارهای حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان را می پسندم و باید بگوییم که دستان فرزند این گروه ها است که در یک روند طولانی و با یک آنسامل کوچک تر حرکت کرده است؛ حال ممکن است از نظر صدادهی قابل مقایسه با یک گروه ۱۰ نفره نباشد اما از نظر تفکر آهنگسازی این گونه است.

یعنی حتی تفکر ما در اجرای یک دوئت، تریو، کوارتت تا اثر ارکسترال بزرگ، ادامه دهنده راه آنهاست؛ چرا که ما در بعضی از سفرها به دلیل مشکلاتی که یک سفر در پیش دارد به اجبار از یک سازبندی محدود تر استفاده کردیم و قطعاتی که با آن شکل ارکستر همخوانی داشته باشد اما روند کارمان در کل به یک صدادهی مشخص می رسد.

من فرزند گروه های قبلی مثل پایور، عارف و شیدا هستم اما با این حال خودم دارای شخصیت جداگانه ای هستم.

پورقناد: ما می بینیم با اینکه شما تفکر کلاسیک هنرستانی دارید و تحصیل کرده هنرستان ملی هستید اما از می بینیم که آهنگسازی شما با نسل هنرستانی ها فرق دارد، این شخصیت مستقل چطور شکل میگیرد؟
من از کودکی عاشق موسیقی بی کلام و آهنگسازان روسی از جمله کورساکف بودم و معتقدم که تفکر یک آهنگساز از آنجایی که آموزش دیده باشد، شکل می گیرد و اینکه چقدر در دوران نوجوانی خط و مش خودش را پیدا کرده باشد.

پورقناد: شما کدام دوره از هنرستان مشغول تحصیل بودید؟
در دوره ما آقای رهبری و دکتر فرشاد ریاست هنرستان ملی را به عهده داشتند.

من هم در دانشسرای هنر درس میخواندم و هم در هنرستان موسیقی ملی به صورت شبانه که این تحصیل را در این دو مرکز به صورت همزمان پیگیری میکردم. از هنرستان ملی دیپلم دارم و از دانشسرا فوق دیپلم.

تفکر فرامرز پایور را نسبت به موسیقی گروه نوازی و نظم و انضباط کاری گروهی پایور را بسیار می پسندم و تفکر آهنگسازی حسین علیزاده را و همچنین تلفیق شعر و موسیقی پرویز مشکلاتیان را بسیار می پسندم و دوست دارم.

همچنین ردیف را در مرکز چاووش آموختم و چه بهتر که آنرا به صورت خالص و بکر در این مرکز آموختم چون در هنرستان سیستم آموزش ردیف به شکل کلاسه شده و همسان با تفکرات کلنل وزیری بود… ترکیبی از این آموخته ها، نوع آهنگسازی من را تعیین می کند.

یک دیدگاه

  • کرم یافتی
    ارسال شده در تیر ۱۱, ۱۳۹۰ در ۹:۴۸ ب.ظ

    چقدر کوتاه..

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (IV)

شکل و هیئت معماری مدرن، بیادآوردنده هیچ فرمی از گذشته و تاریخ یا خاطره ای قومی یا ملی نیست، بلکه نشان دهنده دیدگاه و تفکر «مدرن» ی است که با واقعیت گرایی در پی شناخت حقیقتِ فرم و مصالح است. جمله معروف «کمتر، بیشتر است» معرف برنامه معماری مدرن شد.

پیرگلو: برای انتخاب اجباری سنتور خوشحالم

من ۲۶ آبان هزار و سیصد و سی نه در تهران بدنیا آمده ام و موسیقی را از کتاب خانه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در واقع در پارک نیاوران (گمان می کنم سال ۱۳۴۸ یا ۴۹) شروع کرده ام. در آن مقطع مربیان زیادی می آمدند و می رفتند از جمله خانم ابراهیمی، آقای راسخ ولی تنها کسی که روی من تاثیر به سزابی گذاشتند و راهم را در زندگی عوض کردند، آقای محمد رضا درویشی بوده اند و اولین قطعه ای هم که راه من را مشخص کرده است، سونات اول بتهوون، سونات پاتیتیک بوده است که آن آکورد اول راه بنده را در زندگی عوض کرده و تا امروز هم ادامه دارد.

از روزهای گذشته…

دامارو یک ساز ضربی

دامارو یک ساز ضربی

باورکردنی نیست اما در فلات تبت (Tibet) نوعی ساز ضربی بنام Damaru وجود دارد که در ساخت آن از جمجمه انسان استفاده می شود. این ساز از دو کاسه سر انسان تشکیل می شود و جالبتر از همه آنکه بنابر متون مذهبی مردم این منطقه، ترجیح بر آن است تا در ساخت این ساز از جمجمه سر یک پسر ۱۶ ساله و یک دختر ۱۲ ساله استفاده شود.
همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (IV)

همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (IV)

سیر مطلب به گونه‌ای است که بیشتر به خود علیت پرداخته و کمتر به موضوع موسیقی و رابطه‌ی آن با علیت. تا پیش از آن که در بهره‌ی دوازدهم به «بررسی علل اربعه در هنر و موسیقی» برسد اشاره‌ای به موسیقی نیست. به غیر از یک مورد که آن هم بیشتر شبیه یک دستور العمل اخلاقی است و بدون ربط با متنی است که در آن واقع شده و بیشتر به نظر می‌رسد به آن پیوند زده شده است.
ریکاردو موتی، رهبر مشهور اپرا

ریکاردو موتی، رهبر مشهور اپرا

ریکاردو موتی (Riccardo Muti) یکی از رهبران ارکستر شناخته شده ایتالیا میباشد که میتوان نام او را در بسیاری از فستیوال های معتبر موسیقی در اروپا و به عنوان رهبر ارکستر مشاهده نمود. ریکاردو موتی در ۲۸ ژوئن سال ۱۹۴۱ در ناپل ایتالیا در خانواده ای که پدرش مشغول به طبابت بود متولد شد، هر چند در زمینه موسیقی به عنوان یک خواننده آماتور موسیقی نیز فعالیت مینمود اما در سوی دیگر مادرش خواننده ای حرفه ای بشمار می رفت. موتی نوازندگی پیانو را در کنسرواتوار San Pietro a Majella و زیر نظر Vincenzo Vitale فرا گرفت.
کارایندرو، بانوی موسیقی لایت (I)

کارایندرو، بانوی موسیقی لایت (I)

خانم النی کارایندرو (Eleni Karaindrou) در روستایی کوهستانی تیچیو در مرکز یونان به دنیا آمد و در آتن بزرگ شد، در آنجا او به تحصیل پیانو و تئوری در هلنیکن اُدین (Hellenikon Odion) پرداخت. از سال ۱۹۶۹ تا ۷۴ در رشته اتنوموزیکولوژی (ethnomusicology) در پاریس تحصیل کرد. در بازگشت به یونان در مرکز فرهنگی ORAلابراتواری برای سازهای سنتی یافت، از آن پس به نمایندگی از موسیقی یونان موسیقیدانی فعال بود.
نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی <br>متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت هشتم

نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی
متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت هشتم

رسم‌الخط مخصوصی را برای مکتوب ساختن برخی از اصطلاحات جا افتاده‌ی موسیقی به کار برده که در ابتدا باعث می‌شود خواننده کمی سردرگم شود. برای مثال: «سُپرآنُ» به جای سوپرانو و «آلتُ» به جای آلتو یا «مینُر» به جای مینور و ماژُر به جای ماژور (۱۲). در [۴] با وجود این‌که اشکالات زبانی کمتر است، اما گاه اظهار نظرهایی وجود دارد که خواننده را در مورد صحت متن ترجمه شده به شک می‌اندازد.
پاسخ دوم به نقد حافظ ناظری و شهرام ناظری

پاسخ دوم به نقد حافظ ناظری و شهرام ناظری

ماهها از آخرین پاسخ آقای امین موسوی به جوابیه میگذرد و در این مدت اتفاقات مختلفی باعث شد، انتشار این مطلب به تاخیر بی افتد، از چیستی این اتفاقات اکثرا بی اطلاع نیستیم ولی قسمتی هم از این تاخیر به خاطر جمع آوری فایل های لازم برای این مطلب بود، نوشته های مطلب حاضر تقریبا یک هفته پس از جوابیه حاضر شده بود… امیدوارم این سؤال و جوابها بتواند نقشی هرچند کوچک در اعتلای فرهنگ موسیقی ایران زمین داشته باشد.
زندگی کرد، سختی کشید و …

زندگی کرد، سختی کشید و …

تحلیلگران موسیقی در رابطه با شوبرت می گویند “زندگی کرد، سختی کشید و مرد”. ظاهرآ او آنقدر در زندگی درگیر گرفتاری و رنج بود که طعم خوشبختی را هرگز نچشید و شاید هیچوقت خود متوجه رنج و محنتی که می کشید نبود.
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (XII)

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (XII)

بسیاری از مطالعات تطبیقی چه در دوره‌ی معاصر، در عرض و چه گذشته، در طول هنوز مجالی برای انجام نیافته‌اند. به تحقیقات تاریخموسیقی کمتر از جنبه‌ی مردم‌نگارانه نگریسته‌ایم (برای مطالعه یکی از معدود نمونه‌ها نک. (فاطمی ۱۳۸۰ ال و ب) و (فاطمی ۱۳۸۱))؛ مقادیر زیادی اطلاعات قابل استخراج در آثار ادبی، سفرنامه‌ها، تاریخ‌های عمومی و حتا نگاره‌ها وجود دارد که برای روشن‌تر شدن برخی قضایای تاریخی در طول چند صد سال گذشته قابل استفاده است (۳۹).
“ردیف” و “اغراق” به مثابه دو بال عامیانگی (III)

“ردیف” و “اغراق” به مثابه دو بال عامیانگی (III)

پیش از هر چیز اجازه بدهید اشاره کنم که موضوعاتی که در اینجا مطرح میشود، در مورد همۀ قطعات اجرا شده در این کنسرت صدق میکند، به جز آواهای زیگورات که برای پیانوی سولو نوشته شده بود. در مابقی قطعات بدون استثناء، ارکستر یا پیانو یا صداهای الکترونیک پیشتیبان صدای یک یا چند ساز ایرانی تنها شده بود. خوب این به تنهایی هیچ اشکالی ندارد به شرط آنکه نگفته باشیم: “اندیشه نو، یک ضرورت غیر قابل انکار تلقی میشود” (از متن بروشور) و بعد قطعاتی بسازیم که خط ملودیک واضحشان جملات صریحی از ردیف سازی ماست!
دژآهنگ: هنوز با استاندارد جهانی در هارمونیکا فاصله داریم

دژآهنگ: هنوز با استاندارد جهانی در هارمونیکا فاصله داریم

بله ایشان فقط با هارمونیکای کروماتیک ساز می‌زدند حتی یادم است که چندسال پیش یک سوالی داشتم در مورد هارمونیکای دیاتونیک و از ایشان پرسیدم؛ او گفت بهتر است که از متخصص این ساز بپرسی. در واقع این دو ساز کروماتیک و دیاتونیک به کلی متفاوت هستند، به ندرت یک نفر این دو ساز را می تواند بنوازد و حتی بقیه سبک‌ها و ژانرها را هم به ندرت حتی با یک ساز می نوازند؛ نه اینکه در دنیا هیچ نوازنده ای نیست، هست ولی خیلی خیلی کم تعداد هستند. در ابعاد درجه یک‌ها، به هیچ وجه شما نمی‌بینید.