“همه رشته های موسیقی می توانند در جشنواره شرکت کنند”

سجاد پورقناد
سجاد پورقناد
هفته گذشته، روزنامه آرمان گفتگویی با سجاد پورقناد تهیه کرده بود که با توجه به ناقص چاپ شدن این گفتگو در روزنامه، امروز متن کامل این مصاحبه را میخوانید:
شاید بیش از آنکه نام سجاد پورقناد* به عنوان موسیقیدان برای اهالی موسیقی آشنا باشد، نام او به عنوان نویسنده مقالات انتقادی موسیقی در اینترنت و مطبوعات دیده میشود. او یکی از قدیمی ترین چهره های فعال موسیقی در اینترنت است و امروز دوازده سال از شروع فعالیت او در این فضا میگذرد. در سال ۱۳۸۶ نشستی با حضور فعالین وب سایتهای موسیقی فارسی زبان در شیراز برگزار شد و پس از آن این نشست با تغییراتی به یک جشنواره جدی تبدیل شد. دبیری این جشنواره سجاد پورقناد است که گفتگوی ما را با او میخوانیم:
در این چند ساله شما یکی از فعال ترین نویسندگان در حوزه موسیقی و اینترنت بوده اید و نیز سر دبیر یک مجله اینترنتی، آیا فعالیت اینترنتی شما به کار موسیقی شما لطمه ای وارد نکرده؟
طبیعتا فعالیت در هر زمینه ای غیر از موسیقی میتواند زمان شما را برای کار موسیقی کمتر کند، مخصوصا اگر کسی مانند بنده نوازنده باشد که نیاز به تمرین مداوم دارد ولی محیط اینترنت به خاطر نوع سهولت استفاده از آن میتواند به شما در مفید تر بودن زمان فعالیت تان کمک کند. وقتی یک نوشته را در اینترنت منتشر میکنید بر خلاف مشکلاتی که در نشر کاغذی دارید، توانایی و امکانات بسیار زیادی را در اختیار میگیرید که بسیار سریع و قابل دسترس است.

با اینکه فعالیت نوشتاری من در یک بازه زمانی، گاهی از یک نویسنده مطبوعاتی بیشتر است ولی همیشه وقت برای کار موسیقی و تمرین و آموختنم وجود داشته، مگر در مواقعی خاص که ترافیک کاری بسیار زیاد بوده است. ضمنا نباید فراموش کرد که این ترافیک کاری هم در راستای موسیقی است و به اعتلای هنر موسیقی کمک میکند که مسلما هم راستای فعالیت اجرایی ماست.

فراموش نکنیم که یکی از مهمترین دلایل افت کیفی موسیقی ما، اهل مطالعه نبودن اهالی این هنر است و یکی از بهترین راه حل های این نقصان، رجوع به فضای اینترنت و استفاده از امکانات چند رسانه ای (مولتی مدیا) موجود در آن است.

سطح نوشته های مربوط به حوزه موسیقی را در فضای اینترنت چگونه ارزیابی می کنید؟
تا چند سال اخیر، بیشتر نوشته ها در اینترنت مربوط به جوانانی بود که امکان فعالیت در نشر کاغذی نداشتند و میتوانستند تنها در محیط شخصی خود، هرچه دل تنگشان میخواست بنویسند ولی امروز دیگر آن فضای سابق وجود ندارد و کسانی که به صورت حرفه ای در عرضه نویسندگی کاغذی هم فعال بودند، پایشان به اینترنت باز شده و از امکانات منحصر به فرد آن که در نشریات کاغذی نبود به نحوه احسن استفاده میکنند.

مثلا یکی از قدیمی ترین نویسندگان و منتقدان موسیقی کلاسیک ایران به نام محمود خوشنام، امروز نوشته هایی همراه با فایل صوتی منتشر میکند که هنوز بسیاری از جوانهای اهل اینترنت در آن سطح از تکنولوژی کار مطبوعاتی نکرده اند.

البته این به معنای نفی فعالیت در زمینه نوشتار کاغذی نیست، خود من هم که همیشه در زمینه اینترنت فعالیت میکردم درصد زیادی از نوشته هایم به صورت کاغذی در مجلات و روزنامه ها به چاپ رسیده و میرسد ولی امکانات چند رسانه ای اینترنت باعث میشود، مطالب خاص فنی مخصوصا در سیطره فضای وب باشد!

قبلا جشنواره در عنوان خود اصلاح «موسیقی کلاسیک ایران» را داشت ولی امروز فقط «موسیقی» نوشته شده و این تغییر اینطور تعبیر میشود که همه انواع موسیقی، اجازه شرکت در جشنواره را دارند، آیا داوران جشنواره توانایی داوری همه سبکها را دارند؟
پیشنهاد کلی تر شدن عنوان جشنواره از دکتر محمد سریر، رئیس وقت خانه موسیقی بود که در یکی از نشستها حضور داشتند و پیشنهاد ایشان هم به تصویب هیات برگزاری جشنواره رسید. ما داورانی داریم که سابقه فعایت مطبوعاتی قابل توجهی دارند و به این حوزه وقوف کامل دارند، نیز فعالیت نوشتاری و موسیقایی آنها راه را برای بوجود آمدن هر شبهه ای میبندد. ضمنا بار ها و بارها گفته شده که کیفیت نوشتار از منظرهای مختلف فنی، نوشتاری و … مورد بررسی قرار میگیرد، نه رشته موسیقی خاص.

این جشنواره در روزهای اول شکل گیری توسط اعضای سایتی که شما سردبیر آن هستید یعنی گفتگوی هارمونیک، برگزار میشد و امروز هم غیر از شما به عنوان دبیر جشنواره، حداقل سه نفر دیگر از اعضای برگزاری، از همکاران این سایت هستند؛ آیا فکر نمیکنید این دوستی ها باعث ایجاد شبهه در رای نهایی داوران باشد؟
اولا فقط دو نفر از اعضای هیات داواران جزو نویسندگان ” گفتگوی هارمونیک” هستند و هیات داوران ما پنج نفره است، ثانیا من به عنوان سردبیر سایت “گفتگوی هارمونیک” به مدیر سایت، متعهد شده ام که در انتخاب هیات نویسندگان، بهترین ها را انتخاب کنم و قطعاً در آینده هم چنین روالی خواهم داشت و اگر می بینید افراد کارکشته دیگری هستند و در جمع نویسندگان سایت ما نبوده اند، حتما جای دیگری مشغول بوده اند و توانایی همکاری با مجموعه ما را نداشته اند، من نمی توانم به خاطر جشنواره به سایتی که سردبیرش هستم لطمه بزنم یا برای جشنواره به سایت لطمه بزنم، پس تنها راه ما این بود که اساسنامه جشنواره را به طریقی تنظیم کنیم که این شبهه ها از بین برود، به همین دلیل ما در اساسنامه، سایتهایی را که اعضایی از هیات برگزاری در آنها نقش دارند از شرکت داده شدن در بخش سایت برگزیده حذف کردیم و تنها به نوشته های این سایتها اجازه شرکت در بخش مسابقه را می دهیم، آنهم نوشته هایی که نویسنده آنها از اشخاص شرکت کننده در هیأت برگزاری جشنواره نباشند.

درباره نحوه تعاریف بخشهای مختلف مسابقه توضیح بدهید.
در این باره پیشنهاد میکنم علاقمندان به سایت جشنواره و قسمت تعاریف مراجعه کنند MusicFestival.ir

زمان دریافت آثار تا چه تاریخی مقرر شده است؟
زمان دریافت آثار با تصویب هیات برگزاری جشنواره تا پایان خرداد ماه تمدید شده است و علاقمندان با دو اثر که در محیط اینترنت منتشر شده، میتوانند در مسابقه شرکت کنند. اطلاعات بیشتر در این زمینه هم در همان آدرس موجود است.

روزنامه آرمان

* سجاد پورقناد (زاده ۱۳۶۰ در تهران) نوازنده تار و سه تار، خواننده آواز اپراتیک، روزنامه‌نگار ایرانی، موسس جشنواره وبلاگها و سایتهای موسیقی و سردبیر مجله گفتگوی هارمونیک است. موسیقی را از سال ۱۳۷۷ با فراگیری ساز سه تار نزد مسعود شعاری و تئوری موسیقی نزد هوشنگ کامکار شروع کرد و پس از آن از محضر استادانی مانند حسین دهلوی، منوچهر صهبایی، کیوان میرهادی، شاپور رحیمی و علی نوربخش استفاده کرد.

او رتبه اول در نوازندگی سه تار در سال ۱۳۸۶ در مسابقات کشوری شهرداری تهران کسب کرده است.

سجاد پورقناد از سال ۱۳۷۸ یکی از اولین فعالین موسیقی در فضای اینترنت بود و به صورت پراکنده به فعالیت های نوشتاری در زمینه موسیقی می پرداخت. پس از سامان گیری سایتهای موسیقی فارسی زبان در اینترنت، او همکاری خود را با این سایتها آغاز کرد و پس از تاسیس ژورنال روزانه موسیقی گفتگوی هارمونیک مدتی به صورت نویسنده این سایت و بعد از سه سال به سردبیری این مجله رسید که این پست تا امروز در اختیار اوست.

سجاد پور قناد غیر این فعالیت های اینترنتی در روزنامه های فارسی زبان نیز فعالیت داشته است. او مسئول صفحه موسیقی روزنامه کلمه سبز از سال ۱۳۸۸ تا زمان توقیف آن بوده است و نیز مقالات زیادی در روزنامه های شرق، بهار، ایران، روزگار، آرمان داشته است. همچنین در مجله های کاغذی همچون هنر و موسیقی و هفت هنر مقالاتی داشته است.

او سرپرستی گروه موسیقی ایرانی آریا از سال ۱۳۷۷ تا سال ۷۹ و پس از آن، تاسیس و مدیریت هنری گروه صهبای کهن با سرپرستی علی نجفی ملکی را از سال ۱۳۷۹ تا کنون به عهده داشته است. فعالیت های کنسرتی او شامل اجرای حدود ۴۰ برنامه در فرهنگسرای بهمن، اندیشه، معرفت، ارسباران و … دانشگاه های شریف، تهران، امیرکبیر، بهشتی، شریعتی، هنر و معماری، هنر کرج و … تالار میلاد می شود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

روی دانوب زیبای آبی (II)

یوهان اشتراوس این والس را کـه اصـلا بـرای آواز جمعی‌ و ارکستر‌ نوشته بود و به «انجمن خـوانندگان ویـن‌» تقدیم‌ کرد و آنها‌ در‌ ۱۵‌ فوریه ۱۸۶۷ در تالار‌ دیانا (محل امروز دیاناباد) {این اثر را} به‌ اجرا در آوردند. مـتن اشـعار آن را افسر پلیس یوزف وایل‌‌ سـاخته‌ و بـا این مـطلب شـروع مـی‌شد:

عمومی: مردم با نظریه های جدید در ابتدا مخالفت می کنند

من در سال ۱۳۴۲ وارد دانشگاه شدم و سال دوم دانشکده بودم که در اردوها شرکت کردم و همان موقع بود که با اساتید آشنا شدم و به دنبال آن به هنرستان رفتم و به کلاس‌های استاد محمود کریمی برای فراگیری ردیف رفتم و تئوری و سلفژ را با استاد فرهاد فخرالدینی کار کردم؛ در همان موقع بود که من به گروه آقای فرامرز پایور رفتم یعنی من حدود ۵۰ سال پیش، سال ۴۵ یا ۴۶ به گروه سازهای ملی آقای پایور که تأسیس شده بود پیوستم. ایشان کنسرت من را در پایان سال تحصیلی یا هنرستان دیده بودند و از استاد کریمی خواسته بودند که من را دعوت کنند تا به گروه ایشان بپیوندم.

از روزهای گذشته…

تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (II)

تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (II)

کم کم با گذشت روزها و ماه ها، تعداد هنرآموزان کلاسی که نزدیک به پنجاه نفر هنرآموز داشت به پنج یا شش هنرآموز رسید. ولی من همچنان سعی میکردم با وجود هزینه بالای کلاس، در این مکتب حضور داشته باشم، زیرا گمان میکردم او با افراد خاصی میخواهد تا پایان راه برود و همه مطالب را با هر کس عنوان نمیکند. او در کلاسهایش از پروژه ای به نام پروژه هزار آهنگساز یاد میکرد و با محاسبه عدد و رقمهایی میگفت قصد دارد این تعداد آهنگساز را تربیت کند!
روش سوزوکی (قسمت چهلم)

روش سوزوکی (قسمت چهلم)

پرنس توکوگاوا از طرز فکر پدر من خیلی خشنود شده بود. احتمالاً پدرم به او گفته بوده که من بسیار خوشحالم که پسر مرا می خواهید با خود همراه کنید و حتما هم او را در آلمان بگذارید تا با باقیمانده پول هایش تحصیل کند. اما آدمی‌ هرگز نمی‌تواند بفهمد که سرنوشت او را به کجا می‌کشاند، من در آغاز سال از ورود به آکادمی‌ موسیقی اونو ناامید بودم، در پاییز با کشتی بخار لوکس‌ هاکونه مارو (Hakone Maru) به سمت مارسل (Marseille) می‌رفتم و به پیشنهاد پدرم به یک سفر دور دنیا می‌رفتم ولی در واقع راه من مرا بطرف آلمان برای تحصیل می‌برد.
صداسازی در آواز (I)

صداسازی در آواز (I)

آواز، دغدغه و علاقه همیشگی من بوده است و بر این اساس به عنوان یک هنرجو در زمینه تکنیکهای صداسازی آواز کلاسیک، مدتی را در این کلاس ها مشغول به کسب مهارت بوده ام. همزمان با آن برای درک و یادگیری بهتر این هنر به منابع دیگری از قبیل ویدئوهای آموزشی، فایلهای صوتی و مطالب نوشتاری از اساتید مطرح در این زمینه نیز رجوع کردم; طبعا نکات زیادی برای یادگیری وجود داشت ولی نکته جالب توجه و در عین حال عجیب این بود که هر کدام از این اساتید از شیوه ای کاملا متفاوت و خاص خود برای آموزش یک موضوع واحد (صداسازی ) بهره می بردند.
نمودی از جهان متن اثر (II)

نمودی از جهان متن اثر (II)

اصطلاح «آنالیز موسیقی» اشاره به نوعی از مطالعه‌ی موسیقی دارد که به جای آنکه از عواملی بیرون از کار هنری (۲) (اثر موسیقایی) شروع کند، از خود موسیقی می‌آغازد. این تعریفی است که سادگی اولیه‌اش پهلو به پهلوی دشواری نهایی‌اش می‌زند. در همین صورت‌بندی اولیه، سوالات بسیاری نهفته است که پاسخ دادن به آنها چندان هم آسان به نظر نمی‌رسد؛ چه نوع مطالعه‌ی موسیقی مد نظر است؟ منظور از «خود موسیقی» در اینجا دقیقاً چیست؟ برای آنکه این مسایل دقیق‌تر روشن شود بهتر است ابتدا به بعضی از تعاریفی که از این اصطلاح موسیقایی داده شده نظری بیفکنیم:
در باب متافیزیک موسیقی (II)

در باب متافیزیک موسیقی (II)

الفاظ برای موسیقی چیزی اضافی و بیگانه اند و چنین می مانند، چون تاثیر اصوات به طرز غیر قابل مقایسه ای نیرومند تر، پایدارتر و سریع تر از تاثیر الفاظ است. از این رو، هنگامی که الفاظ نیز در موسیقی وارد می شوند، صرفا باید موقعیتی کاملا تبعی را اشغال کنند و خود را به طور کامل با موسیقی تطبیق دهند. اما وقتی که یک قطعه موسیقی برای یک شعر خاص و لذا برای نغمات یا اشعار اپرا ساخته می شود، این رابطه جریان عکس پیدا می کند.
اپرای آیدا (I)

اپرای آیدا (I)

آیدا (Aida) اپرایی است در چهار پرده که توسط جوزپه وردی (Giuseppe Verdi) بر لیبرتویی ایتالیایی از آنتونیو گیسلانسونی(Antonio Ghislanzoni) و بر اساس سناریویی از آگوست مریت (Auguste Mariette)، مصر شناس فرانسوی، ساخته شده است. آیدا برای نخستین بار در خانه اپرای خدیوال (Khedivial Opera House) در ۲۴ دسامبر ۱۸۷۱ در قاهره اجرا شد و رهبری آن را جیوانی بوتسینی (Giovanni Bottesini) بر عهده داشت.
گفتگو با علی صمدپور (I)

گفتگو با علی صمدپور (I)

از دهه ۵۰ تا اوایل دهه ۷۰ نسلی از موسیقیدانان در حوزه‌ی موسیقی ایرانی ظهور کردند که بطور مشخص در مرکز حفظ و اشاعه‌ی موسیقی ریشه داشتند و بعد از انقلاب نیز با حذف‌شدن رقبا عرصه برای آن نسل خالی شد. انتظار می‌رفت در دهه‌های بعد شاگردان آنها نسل دیگری باشند که تولید موسیقی در آن نوع را در دست بگیرند اما این اتفاق رخ نداد و جالب اینکه در نسل بعدی یعنی شاگردان شاگردانشان بود که این امر به هر شکل محقق شد.
ساز دهنی (I)

ساز دهنی (I)

سازدهنی‌ها، همه جا هستـنـد؛ در فیلم‌هایی از جنــگ جهانـی دوم ۱ در فیلم‌هایی از جنگ‌های داخلی آمریکا ۲ در فیلم‌هایی راجع به افسردگی و ماتم ۳ و به همین ترتیـب شمـا می ‌توانیـد سازدهنی‌ هـا را درکـارخانـه ‌هـای ماشین ‌سازی، در دسته گانگسترها و در جیب گاوچران‌ های آوازخوان، پیدا کنید.
درباره‌ی نقد نماهنگ (VII)

درباره‌ی نقد نماهنگ (VII)

در این دسته (زیباشناسی موقعیت)، اولی‌ها اغلب موقعیت‌هایی ایستایند -گرچه گاه نگاه دوربین (سوبژکتیو) در زمان و مکان حرکت کند-، و دومی‌ها پویا. خود موقعیت پویایی زمانی دارد. سلسه رویدادهای درونش زمان دارند. چون رویدادند و سلسله‌اند و سرانجام به نحوی در پی هم ردیف می‌شوند. از این سطح است که اندک اندک روایت نیز برمی‌آید. موضوع نماهنگ بعدی دیگر می‌یابد. دیگر تصویر تنها نیست که با موسیقی می‌آمیزد و از طریق اشارت‌های پنهان و آشکار، راستا و عمق نگاه زیباشناسی ربط را برآورده می‌کند. این جنبه‌ی جدید، بدنه‌ی اصلی جریان مصرفی نماهنگ‌ها را می‌سازد. نوعی «جریان اصلی» که بخش عمده‌ی محصولات در زیر چتر آن می‌گنجد. و همچون هر جریان اصلی‌ای چنان شمول عامی یافته که مترادف نام گونه‌ی خویش شده است؛ هرگاه از نماهنگ سخن به میان آید بی‌درنگ این جریان به ذهن درمی‌آید.
نگاهی به اپرای مولوی (XIII)

نگاهی به اپرای مولوی (XIII)

در پاسخ مولوی، همسرش می خواند: «بی نوا گردی ز یاران وابری، خار گردی و پشیمانی خوری» که می شنویم خواننده نقش همسر مولوی با اشاره به Fa # در گوشه «اوج» شور این گوشه را به بیات راجع اصفهان تبدیل می کند که گویا برای تاکید بر عدم درک متقابل احساسات طرفین اینگونه خوانده شده است. در ادامه نغمه “فا دیز” به “فا بکار” تبدیل شده و سئوال و جواب ها در دو گوشه مختلف یک دستگاه ادامه پیدا می کند؛ این رویه تا حدی ادامه پیدا می کند که همسر مولانا هم با او یکدل می شود.