ارسلان کامکار: ارکستر نسبت به ۱۵ سال پیش رشد داشته

ارسان کامکار
ارسان کامکار
خادمی: هم‌اکنون بعضی از موزیسین‌ها که بر خلاف توهم مسئولان انجمن موسیقی، قصد و قرضی هم ندارند، از صدای بد ارکستر سمفونیک و به ویژه فالش بودن صدای ساز‌های بادی‌برنجی می‌گوید، جناب کامکار این موضوع چقدر با واقعیت تطابق دارد؟
البته این موضوع را قبول دارم که بعضی مواقع صدای ساز‌های بادی یا برنجی خوب نبوده‌اند ولی در کل صدای ارکستر بد نیست اما واقعیت این است که بعضی از نوازنده های ارکستر بی‌خیال هستند. به فرض مثال زمانی که من قرار است یک میزان را سلوی ویلن را بزنم اینقدر باید تمرین ‌کنم که یک نت بالا و پایین نشود و اگر این اتفاق نیفتد از خجالت آب می‌شوم. اما شاهدیم که بعضی از نوازنده‌های سلو بی خیالند و اصلا دلهره ندارند. به همین دلیل برای یک اجرای تمیز و شفاف علاوه بر همت نوازنده باید رهبر ارکستر نیز سخت‌گیر باشد.

خادمی: یعنی شما می‌گویید اکنون صدای ارکستر سمفونیک تهران عالی است و هیچ مشکلی ندارد!؟
اگر واقعیتی در ارکستر سمفونیک باشد که بخواهم آن را منعکس کنم، هیچ مشکل و ترسی از کسی ندارم! از طرف دیگر باید بپذیریم که ما ارکستر فیلارمونیک برلین نیستیم اما به طور کلی سطح کیفی ارکستر بالا رفته است. البته نوسان‌هایی هم طی این ۳۰ سال داشته‌ایم اما اگر بخواهیم مقایسه بکنیم، کیفیت ارکستر نسبت به ۱۵ سال پیش بسیار بسیار بالاتر است.

مشکل ارکستر سمفونیک ما ربطی به تکنیک نوازنده‌ها و صدای ارکستر ندارد، مشکل چیزهای دیگری است. درباره این مشکلات به طور مختصر اگر بخواهم توضیح دهم باید بگویم، در ارکستر سمفونیک برنامه‌ریزی دقیقی برای قرارداد بستن، حقوق دادن، بیمه کردن نوازنده‌ها وجود ندارد.

به فرض مثال من با حدود سی سال سابقه کار حدود چهارصد هزار تومان پایه حقوق دارم که با مسائل جانبی دیگر رقمی نزدیک به هفتصد هزار تومان با کسر مالیات دریافت می‌کنم. دیگر نوازنده‌ها که نیز حقوق‌هایشان پایین بود و ما ارزیابی کردیم که حقوق چند نوازنده رسمی (شش یا ۷ نوازنده) که دیگر بیشتر از هفتصد هزار تومان نمی‌شود؛ بنابراین خودمان درخواست کرده‌ایم که اگر حقوق ما امکان افزایش ندارد، حداقل حقوق دیگر نوازنده‌ها را به حقوق ما نزدیک کنید.

خادمی: نظر ارزیابی شما از رهبری نادر مرتضی‌پور چیست؟
من آقای مرتضی‌پور را دوست دارم و وی از نظر شعور موسیقایی بسیار شعور بالایی دارد. به گونه‌ای که می‌توانم بگویم شعور موسیقی وی بالاتر از تکنیک اجرای وی است اما بچه‌ها به دلیل تعامل خوبی که وی با آنها دارد، ایشان را دوست دارند و من هم ایشان را بسیار دوست دارم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

فراخوان نشر موسیقی پتریکور (پروژه‌ی آهنگسازان جوان ١٣٩٩)

نشر موسیقی پتریکور از آهنگسازانِ زیر سی‌و‌پنج سالِ مقیم ایران دعوت می‌کند که آثار خود برای تکنوازی ساز‌های خانواده‌ی فلوت را تا پانزدهم مرداد‌ماه سال ١٣٩٩ به دفتر نشر ارسال نمایند. علاقه‌مندان می‌توانند در دو گروه سنی در این فراخوان شرکت کنند.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (VIII)

بسیاری از خواننده‌هایی که در دوران حیات واروژان با او کار کرده‌اند، وسعت صدای گسترده‌ای دارند؛ اما واروژان بهترین تکه‌ی دامنه‌ی صوتی این خواننده‌ها را برای آهنگ‌هایی که ساخته یا تنظیم کرده استفاده کرد. مثلاً در آهنگ «بوی خوب گندم»، با اینکه خواننده هم می‌توانسته بم‌تر و هم زیر‌تر از گام اصلی آهنگ بخواند، واروژان متناسب با حال‌و‌هوای ترانه و همچنین متناسب با رجیستر بهینه‌ی خواننده، از استفاده از گام بم‌تر در ساخت آهنگ اجتناب کرد؛ کاری که اصلاً تصادفی نیست و هوش و حسابگری فراوان او را در آهنگ‌سازی نشان می‌دهد؛ زیرا راوی داستان ترانه در حالتی انفعالی قرار دارد و برایش مهم نیست چه‌چیزی را به‌علاوه‌ی آن چیز اصلی از دست بدهد.

از روزهای گذشته…

پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (V)

پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (V)

روشن است که دشواری دوچندان می شود زیرا گونهای بسیار خاص از چیزی پیش روی ما است که نوع عامش هم چندان برایمان شناخته شده نبوده است. حال برای آن که کمی موضوع ملموس تر شود تحلیل یک فراز کوتاه اما مهم کتاب راهگشا است: «محتوای اینتناسیونی سری پیچیده و متنوع است. بررسی آن از لحاظ علمی بهتر است به چند مرحله تقسیم شود. مرحله ی ابتدایی، آشنایی با آن ویژگیهای اینتناسیونی ای است که در سطح قرار دارند و مستقیما با گوش درک می شوند. روشهای مهم تحلیل عبارت اند از: ۱- شنیدن اینتناسیون ها به صورت گروهی […] یکی از عمده ترین کارکردهای ساختاری سری، برآورده کردن تمام بافت (هم از لحاظ افقی، هم از لحاظ عمودی، هم در بعد مختلط) با یک ماتریال اینتناسیونی واحد است.
گفت و گویی کوتاه با پیمان سلطانی در باره آواز ایرانی

گفت و گویی کوتاه با پیمان سلطانی در باره آواز ایرانی

در یکی از روزهای گرم مرداد ماه، برای خرید کتاب به انتشاراتی ویستار واقع در میدان هفت تیر تهران رفته بودم، به طور اتفاقی پیمان سلطانی هم در آن جا حضور داشت. بعد از احوال پرسی مثل همیشه صحبت موسیقی به میان آمد و بحث بر سر آواز ایرانی بالا گرفت. پس از دقایقی صحبت، با خود اندیشیدم که چه خوب است این گفت و گو را به مصاحبه ای تبدیل کنم، اول خواستم به ایشان بگویم وقتی تعیین کنند که مفصل در این باره بحث کنیم اما با اطلاع از اینکه پیمان سلطانی مشغله ی کاری زیادی دارد و ممکن است به این زودی فرصتی برای این کار پیدا نشود، تصمیم گرفتیم بحث را در همان جا ادامه دهیم و از او خواستم چند دقیقه ای وقتش را به من دهد و او هم مثل همیشه با خوش رویی پذیرفت و گفت و گو را ادامه دادیم.
دیبازر: می خواهم تجربه ام را انتقال دهم

دیبازر: می خواهم تجربه ام را انتقال دهم

می خواهم تجربه ام را انتقال دهم که احساس می کنم در بعضی موسیقیدان ها به خاطر عادت به نوع موسیقی آموزش دیده شان، آزاد‌اندیشی برایشان کار سختی می شود و تا آن آزاد‌اندیشی نباشد، شما نمی توانید ارزشهای انواع دیگر را ببینید. نمی دانم چرا فکر‌ می‌کنند که اگر نوع دیگری از موسیقی را بکوبید به ارزش خودتان اضافه می کنید. باورم این است که هیچ موسیقیدانی ادعای توانمندی در حوزه خودش را ندارد و با این باور می توان برای انواع موسیقی رسمیت و احترام قائل شد و هر کدام از ما مشغول به کار خودمان‌ باشیم.
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (IV)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (IV)

به عقیده ی آدرنو “تغییرات ملودیک در آثارِبارتوک و یا تغییرات ریتمیک مانند آنچه استراوینسکی انجام می دهد چندان بزرگ و بیان کننده ی تعارضات اجتماعی نیست”(جاودانی ۳۴:۱۳۸۹). او حقیقت هارمونی را دیسونانت می دانست. نکته ی مهم دیگر که به نظر میرسد آدرنو کمتر به آن توجه داشته اهمیت شعر و کلام در موسیقی عامه پسند است. همین امر موجب شده است که او موسیقی عامه پسند را مدام با موسیقی کلاسیک غرب و تکامل آن مقایسه کند در حالی که بخش عظیم موسیقی کلاسیک اروپا کارگان سازی دارد و تقریبا بیشترِکارگان موسیقی عامه پسند همراه با کلام است. طبیعی است که در موسیقی سازی نوآوری بر پایه ی هارمونی( و ریتم و ارکستراسیون و…) بنا می شود اما در موسیقی عامه پسند ممکن است نوآوری هارمونیک در اولویت اول نباشد.
ضرابی: در سنتور فقر نت بیشتر از تار و سه تار است

ضرابی: در سنتور فقر نت بیشتر از تار و سه تار است

سونوریته ها فرق زیادی دارند، به نظر من بیش از ۵۰درصد! اگر دقت کنیم تفاوت زیاد است. سنتور شباهت زیادی به پیانو دارد از نظر مکانیسم؛ اگر دو نوازنده سطح بالای پیانو یک قطعه را بنوازند یکی با ظرافت بیشتر و یکی کمتر بنوازد با گوش دقیق اختلاف مشخص است ولی در سنتور به این خاطر که ارتباط نوازنده و ساز نزدیکتر است و مستقیم تر است، این تفاوت بیشتر شنیده میشود.
والری گرگیف، رهبری آزار دهنده!

والری گرگیف، رهبری آزار دهنده!

والری ابیسالوویچ گرجیف (Valery Abisalovich Gergiev) متولد ۲ مه ۱۹۵۳، رهبر مشهور روس و مدیر اپرا است. گرجیف مدیریت هنری بسیاری از سازمانهای موسیقی را بر عهده داشته؛ مدیر تئاتر مارینسکی، رهبر ارکستر سمفونیک لندن و رهبر میهمان اصلی اپرای متروپالتن و نیز مدیر هنری جشنواره شبهای سفید در شهر پترزبورگ روسیه می باشد. گرجیف در مسکو به دنیا آمده، وی از همان کودکی آغاز به نواختن پیانو نموده، پیش از آنکه برای تحصیل به کنسرواتوار پترزبورگ در لنینگراد از سال ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۷ برود. استاد رهبری وی الیا موسین (Ilya Musin) یکی از بزرگترین استادان رهبری در تاریخ موسیقی روسیه بود.
لیدی بلانت و مسیح (V)

لیدی بلانت و مسیح (V)

در نمونه ویلن مسیح نیمه پائینی دریچه در محدوده ای با تراکم کمتر در چوب واقع شده است در صورتی که کاملا در جهت عکس در نمونه لیدی بلانت نیمه پائینی دریچه ها در محدوده متراکم تری در حیطه عرضی چوب قرار گرفته است که این موضوع خود نیز به تنهایی از جهات مختلفی قابل بررسی است که ما به بخش مختصری دراین میان اشاره نمودیم.
عرض اندام دوباره حفظ و اشاعه ای ها (III)

عرض اندام دوباره حفظ و اشاعه ای ها (III)

نکته ای که برای شنونده سخنان حسین علیزاده پرسش برانگیز بود، این بود که طرح موارد فوق چه ارتباطی با این مراسم داشت و آیا علیزاده تاکنون تریبونی برای بیان منویات خود نداشته؟ نکته دیگر این که چرا لحن و شیوه پرداخت کلامی شخص حسین علیزاده آن هم در چنین مراسمی، عامیانه بود و نه تناسبی با خود ایشان و نه داریوش طلایی و نه حاضرین سالن داشت؟
زنان موسیقی یا موسیقی زنان! (I)

زنان موسیقی یا موسیقی زنان! (I)

مطلبی که پیش رو دارید، در پاسخ به مقاله ی کلید در دوزخ، نوشته ی فرشاد توکلی در سایت زنان موسیقی نوشته شده است.)
قصر هنر های ملکه سوفیا

قصر هنر های ملکه سوفیا

قصر هنر های ملکه سوفیا (El Palau de les Arts Reina Sofía) خانه اپرا و مرکزی فرهنگی است در والنسیای اسپانیا. سالن تئاترآنجا در ۸ اکتبر ۲۰۰۵ بازگشایی شد. اولین اپرایی که آنجا اجرا شد، Fidelio اثر بتهوون بود که در ۲۵ اکنبر ۲۰۰۵ به روی سن رفت. هلگا اشمیت (Helga Schmidt) مدیر امور اداری کمپانی می باشد که او پیش از آن این سمت در خانه اپرای رویال لندن از سال ۱۹۷۳ تا ۱۹۸۱ مسئولیت داشت. اشمیت چندی از هنرمندان مشهور را جذب کرد تا به قصر ملکه سوفیا بپیوندند.