هارمونی زوج (II)

همان طور که در آکوردها، هرچقدر بتوانیم نتهای تونال را مضاعف می کنیم، در آکوردهای مدال (زوج) نیز نوتهای مدال که همان ۱ و ۴ هستند می بایست مضاعف گردند (دوبله شوند). این منطق طبیعت اصوات است. با شرایط فوق اگر برای شور کنترمدی بدست بیاوریم چنین اصولی را باید رعایت کنیم:
۱- اگر گام مد، گامی بالا رونده باشد، کنتر مد گامی پایین رونده است. این اصلی منطقی و بدون چون و چراست.
۲- کنترمد چنانچه از اسمش آشکار است، باید علاوه بر حرکت مخالف مد، از اصواتی که مد اصلی از آنها تشکیل شده اند، ترکیب نشده باشد، بلکه شامل اصواتی باشد که هیچ کدام در ساختمان مد به کار نرفته باشند.
۳- اصوات مورد قبول این تئوری بر دو نوع هستند: الف) اصوات اصلی ب) اصوات فرعی
تبصره: منظور از اوتنتیک که ما فقط به عنوان یک اصطلاح استفاده کردیم، همان گام دوازده نیم پرده ای غربی است اما منظور از پلاگال تقسیم گامی بر مبنای موسیقی ایرانی است. همان گامی که ۱۸ قسمتی است و هر دو این گامها در موسیقی ما دارای اعتبار هستند.
۴- اصل همبستگی مد و کنتر مد: رعایت اصل همبستگی بین مد و کنترمدش امری اجباری است، چرا که اگر این اصل رعایت نشود، عدم یکپارچگی هارمونی مدال به وضوح مشاهده می گردد. این اصل عبارت است از اینکه در تشکیل کنترمد، می بایست بالاجبار درجه ۱ و ۴ مد را در ترتیب درجات کنترمد بگنجانیم؛ بطوری که هم مد و هم کنترمد درجه چهارمش که اساس و پایهء سیستم ماست دارای یک صدای واحد باشد. بنابر این گام کنتر مد دوگاه، چنین خواهد شد: بصورت پایین رونده: سل دیز – فادیز – می بمل – ر بکار – دو دیز – سی بکار – لا بکار – سل بکار که بعدا در مثالهای نوتی خواهید دید.

بررسی ساختار یک گام مد-نامگذاری درجات یک گام مد
در گذشته گفتم که مدهایی که بطور کلی در سیستم زوج میتوانند مورد استفاده عملی قرار بگیرند مدهای پلاگال میباشند. اما برای روشن تر شدن این موضوع در این بخش می خواهم مدهای «اتنتیک» را نیز بررسی کنم. مد اتنتیک مدی است که از توالی یک پنتاکورد و یک تتراکورد که روی درجه اصلی مد (مدیک) تلاقی می کنند، بوجود آمده باشد.

به عنوان مثال به مد روبرو توجه کنید: re-mi-fa-sol-la-si-do-re از نوت re تا la یک پنتاکورد و از la تاre یک تتراکورد را میتوان تجسم کرد که روی نوت la با هم تلاقی می کنند. نام این مد در روم قرون وسطی «DORIUS» بوده که به علت داشتن پنتاکورد تشکیل دهنده اول و تتراکورد تشکیل دهنده دوم به آن “PRIMUS-AUTHENTUS PROTUS” می گفتند.

«PRIMUS» در اینجا به معنی مد اول یا مکان اول مد است و «AUTHENTUS PROTUS» بیانگر اتنتیک بودن مد یعنی تشکیل شده از یک پنتاکورد اولیه تا نوت اصلی مد دورین است. اما نوع دیگر از همین مد که در واقع مد دورین پلاگال بوده نیز کاربرد بسزایی داشته که به آن «HYPODORIUS» می گفتند. در “HYPODORIUS” جای پنتاکورد اول دورین با تتراکورد دوم آن عوض شده و از یک تتراکورد و یک پنتاکورد الحاقی تشکیل شده است. در واقع به آن در روم مد دوم یا مد در حالت دوم می گفتند. «SECUNDUS-PLAGA PROTI» که همان مد دورین در حالت دوم که خاصیت پلاگال بودن آن کاملا مشخص است.

در روبرو مد پلاگال دورین را می بینید: la-si-do-re-mi-fa-sol-la. در شروع، نوت اصلی یعنی نوت la تا نوت re یک تتراکورد را تشکیل داده و ار re تا la شاهد پنتاکورد تشکیل دهنده دوم که روی نوت re با هم تلاقی می کنند هستیم. نقطه تلاقی در این مد دوم نوت «دومینانت» است به همین سبب به آن مد دوم نیز می گویند، در حالیکه در مد اول نقطه تلاقی پنتاکورد و تتراکورد دوم نوت اصلی مد یعنی مدیک یا همان به اصطلاح تونیک است.

“HYPODORIUS” اگر دارای سی بمل بشود کاملا با مد دوگاه تامپره شده که من در مثالها از آن استفاده می کنم از هر جهت برابر است. حال به سیستم نام گذاری در یک گام مد دوگاه یا همان “HYPODORIUS” می پردازم که این گونه نوشتن اسامی درجات در این نوع هارمونی استفاده بسزایی دارد. دیدیم که گام مد دورین پلاگال یا همان هیپودورین دارای خواص گام مد پلاگال دوگاه ایرانی میباشد. در نامگذاری درجات برای آنکه بتوان از یک سیستم بین المللی بهره جویی کرد، سعی شده از اسامی لاتین استفاده شود که معادل فارسی آنان نیز وجود دارد.

درجات گام مد
درجه اول گام مد یا همان تونیک را در این سیستم (مدیک) یا اصلی «MODIQUE» نام گذاشته ایم. نوت مدیک همان نوت تونیک در تونالیته میباشد ولی چون در اینجا مد مهمتر است، پس با دیدگاهی مدال اسم درجه اول را مدیک مینامیم.
درجه دوم طبعا همان «SUPERMODIQUE» است که با علامت اختصاری SM نشان داده میشود.
درجه سوم همان «SUBDOMINANTE» یا زیرنمایان است که به صورت S از این پس نمایش داده میشود.
درجه چهارم در اینجا همان نوت «DOMINANTE» یا نمایان این مد است.
درجه پنجم در اینجا «QUINTA» یا همان پنجم نام دارد که با علامت اختصاری Q نمایش داده میشود.

درجه ششم همان «SEXTA» یا ششم که با علامت SX نمایان میشود.
درجه هفتم هم «SEPTIMA» که با علامت اختصاری SP نمایان میشود.
آخرین درجه یا همان اکتاو را میشود به نام «FINAL» خوانده و با F آن را نمایش داد.

در قسمت بعدی نام گذاری آکوردها را در یک گام مد خواهیم دید و سپس به اسم گذاری در گام کنترمد مبپردازیم. نیز در آینده همبستگی آکوردها و سیستم مدولاسیون را در هارمونی زوج بررسی خواهم کرد.

9 دیدگاه

  • ناشناس
    ارسال شده در دی ۲۰, ۱۳۹۱ در ۱۱:۴۱ ب.ظ

    استاد استفاده کردیم یه سوال چرا گام شور را منطبق بر مد پلاگال دورین دانسته اید. آیا گام فریژین از نظر طبیعی انطباق بهتری با شور ندارد ؟ باتشکر

  • امیرعلی حنانه
    ارسال شده در دی ۲۱, ۱۳۹۱ در ۲:۵۲ ق.ظ

    مرسی از توجه شما دوست گرامی.
    در این مورد باید بگویم که اگر به گام فریژین اصلی که در روم قرون وسطی متداول بوده بیاندازیم میبینیم که این گام مد بصورت زیر وجود داشته:
    mi-fa-sol-la-(si)-do-re-mi
    که همانطور که میبینید شروع مد فریژین از مدیک “می” است و این یک مد انتتیک میباشد از نوع چیدمان پنتاکورد اولیه و تتراکورد دوم مشخص است.خوب پس فریژین یک مد اتنتیک است که خواص مد پلاگال را ندارد و نمیتواند مورد بحث ما باشدبه این گام
    Tertius-authentus deuterus یا phrigius میگفتند.ولی در یونان باستان به deuterusمیتوان معادل دوگاه را نسبت دادکه این موضوع فقط به علت وفور اسم گذاری در یونان باستان بوده.دوگاه مورد بحث ما مدی پلاگال از مدیک لا میباشد.

  • ناشناس
    ارسال شده در دی ۲۱, ۱۳۹۱ در ۱۱:۲۰ ب.ظ

    استاد چرا معیار شما نامگذاری قرون وسطایی میباشد واز نامگذاری یونانی استفاده نشده ؟در یک منبع اطلاعاتی دیدم که به دوررین از ر تا ر در یونان یگاه واز می تا می دوگاه واز فا تا فا سه گاه واز سل تا سل چهارگاه گفته میشده در کتاب گامهای گم شده استاد حنانه هم این مطلب گفته شده فقط اشاره ای به شروع شمارش گاهها نشده که من در آن منبع دیدم که یگاه همان دورین میباشد از ر تا ر ومنطبق با گام راست میباشد ومنطقا درجه اول راست میبایست همان یگاه باشد یعنی راست همان یگاه است وماهور نمیتواند یگاه باشد ! اینکه شما شک در اصالت ماهور دارید هم به این علت است که جایگاهش در سیستم میتواند درست نباشد به اعتقاد من چنانچه ماهور را برای مثال هفت گاه بنامیم منطبق با یونین از دو تا دو خواهد شد و ماهور=ماژور شکلی اصیل از مد یونین خواهد شد!

  • ناشناس
    ارسال شده در دی ۲۳, ۱۳۹۱ در ۱۰:۱۹ ب.ظ

    یک سوال:وقتی در شور فوقانی هستیم و نت می هم بمل شود آیا کنتر مد تغییر میکند ؟

  • ارسال شده در بهمن ۲۳, ۱۳۹۱ در ۱:۰۷ ق.ظ

    ممنون بااحترام یه خورده بازبان ساده تر توضیح بدیدبهتره تاهمه بفهمنندوازسادگی موزیک پیچیدگیشودرک نکنند

  • ناشناس
    ارسال شده در تیر ۲, ۱۳۹۲ در ۴:۱۴ ب.ظ

    از جناب حنانه پاسخی دریافت نشد و ما همچنان منتظر ؟!

  • ناشناس
    ارسال شده در تیر ۲, ۱۳۹۲ در ۴:۱۷ ب.ظ

    فرهاد جان توضیح مطالب پیچیده به صورت ساده بسیار سخته!!!

  • ﻣﺠﺘﺒﻲ
    ارسال شده در مهر ۲۷, ۱۳۹۳ در ۹:۵۷ ب.ظ

    ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ اﻧﺸﺎ ﺁﻗﺎﻱ ﺣﻨﺎﻧﻪ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺿﻌﻴﻔﻪ و ﺧﻮﺏ ﻧﺘﻮاﻧﺴﺘﻪ ﻣﻂﻠﺐ ﺭﻭ ﺗﻮﺿﻴﺢ ﺑﺪﻩ.

  • kian
    ارسال شده در آبان ۲۱, ۱۳۹۶ در ۲:۵۵ ق.ظ

    خیلی سخت توضیح اقایه حنانه
    ساده تر هم میشه بیانش کرد

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر کتاب «موسیقی ایرانی در شعر سایه»

«سایه» در دوره‌ای از موسیقی ایران تأثیرگذار بوده است. این تأثیرگذاری می‌تواند موضوع مقاله‌ای تحلیلی-انتقادی باشد. چنین پژوهش‌هایی نه تنها در مورد سایه بلکه در مورد دیگر هم‌دوره‌هایش نیز باید صورت گیرد (که به هر دلیل هنوز انجام نشده). سایه با موسیقی دستگاهی نیز در حد یک موسیقی‌دوستِ بسیار پیگیر که معاشرت‌هایی با اهالی این موسیقی داشته، آشنایی‌هایی دارد. از مجموع صحبت‌های او در منابع مختلف چنین برمی‌آید که این آشنایی، علمی و چندان عمیق نیست و بالطبع شامل داده‌هایی درست و غلط از دیده‌ها و شنیده‌هاست (مانند بیگجه‌خانی را شاگرد درویش‌خان دانستن! و موارد دیگر). واژگانِ موسیقایی نیز در شعرِ او فراوان‌اند.

نظر من، نظر شما، نظر او

خیلی پیش می‌آید که در واکنش به یک نقد بشنویم؛ «این نظر نویسنده است». آیا تا به‌حال دقیقاً فکر کرده‌ایم که چنین جمله‌ای یعنی چه؟ کسی که این جمله را می‌گوید درواقع دارد اعتبار حکم‌های درون نقد را زیر سؤال می‌برد. می‌گوید آنها از جنس «نظر شخصی» هستند. اولین مفهومی که از نظر شخصی به ذهنمان می‌آید چیزی است مثل این جمله «قورمه‌سبزی خیلی خوب است». این «نظر» گوینده است درباره‌ی یک غذا. آنجا «شخصی» بودنش معلوم می‌شود که یک نفر دیگر پیدا می‌شود و درست برعکسش را می‌گوید و ما هم راهی پیدا نمی‌کنیم که بگوییم کدام درست گفته. فقط می‌توانیم بگوییم با اولی موافقیم یا با دومی. یعنی وابسته به «شخص» گوینده یا شنونده است.

از روزهای گذشته…

درباره علیرضا فرهنگ

درباره علیرضا فرهنگ

با توجه به عمر کم موسیقی پیشرو و علمی در ایران، هرگاه سخن از این موسیقی در کشورمان می آید ذهن کثیری از افراد به سوی آهنگسازانی با نام هایی آشنا همچون علیرضا مشایخی، شاهرخ خواجه نوری، کیاوش صاحب نسق و عده ای دیگر از این عزیزان معطوف میشود. در حالی که آهنگسازان دیگری هستند که هم در داخل و هم در خارج از کشور (اروپا و امریکا) مشغول تحصیل و یا فعالیت های خود هستند و متاسفانه حتی نام آنها را یک دانشجوی موسیقی هم نشنیده است و یا افراد اندکی آنها را می شناسند که این مساله می تواند نویدی از بی توجهی مسئولان، رسانه ها و نهاد های داخل کشور به موسیقی فاخر ( بالاخص موسیقی پیشرو و علمی) باشد.
وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (VIII)

وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (VIII)

ابو حسن علی بن نافی که به خاطر چهره ی سیاه و کلام حکیمانه اش به زریاب معروف بود. او از مشهورترین موسیقیدانان زمان خود و اندلس شمرده می شود. زریاب از شاگردان برجسته ی اسحاق موصلی بود. از ابتکارات او می توان به افزودن سیم پنجم به عود اشاره کرد که نام آن را حاد نهاد. ناگفته نماند نام چهار سیم دیگر عبارت بود از بم، مثلث، مثنی، زیر. زریاب پس از عزیمت به اسپانیا دردربار سلطان حکم اول و بعد از آن عبدالرحمان دوم عزیز و محترم شمرده شد. او هنر موسیقی ایرانی را در اسپانیا ترویج داد ودر اندلس مدرسه ی موسیقی تاسیس کرد. از آن پس اندلس به مرکز مهم موسیقی در اروپای غربی تبدیل شد.
سالاری: استاد ناظمی مبتکر پل رگلاژ بود

سالاری: استاد ناظمی مبتکر پل رگلاژ بود

در قدیم سیستم پل گذاری بدین گونه بوده است که قطعه چوبی را در عرض ساز زیر سیم ها ، بریده بریده کار می گذاشتند و به آن پل شانه ای و یا پل شتری می گفتند. اما از آن جا که این پل ها نمی توانستند صدای خوبی را بوجود آورند پل های ستونی توسط حبیب سماعی ساخته شد و تکنیک آن به ناظمی انتقال یافت و استاد ناظمی مبتکر پل رگلاژ بود.
ارکستر سمفونیک تهران در زمان جنگ

ارکستر سمفونیک تهران در زمان جنگ

ارکستر سمفونیک تهران پیش از انقلاب مانند بیشتر ارکستر سمفونیک های جهان فعالیتی در چهارچوب موسیقی سمفونیک داشت و حتی در برنامه های تشریفاتی هم حضور چشمگیری نداشت. هیات انتخاب قطعه برای ارکستر نسبت به امروز استقلال بیشتری داشت و بی توجه به مسائل سیاسی روز به اجرای رپرتوار معمول جهانی و کم و بیش آثار برجسته آهنگسازان سمفونیک ایران میپرداخت. پس از انقلاب با بوجود آمدن موج قوی هنر سیاسی و هنر مربوط به انقلاب، ارکستر سمفونیک تهران به عنوان یک عنصر بی طرف هنری شناخته میشد و روز به روز سازمان این ارکستر با تهدید فروپاشی مواجه بود.
نشست تخصصی پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران

نشست تخصصی پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران

امرزه دغدغه تمام کسانی که در عصر حاضر زندگی میکنند یعنی دوره ای که ما آن را با نام دنیای ارتباطات و فناوری اطلاعات میشناسیم کسب خبر از اتفاقات رخ داده در سراسر جهان و آشنا شدن با خواستگاها و اندیشه مردمان دیگر سرزمین میباشد.
اکسپرسیونیسم در موسیقی

اکسپرسیونیسم در موسیقی

حرکت اکسپرسیونیسم (Expressionism) در هنر از اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ ام میلادی بدنبال محقق شدن ایده های امپرسیونیسم شروع شد و بر خلاف امپرسیونسیم که غرق در رویاها و تفکرات غیر واقعی بود سعی کرد که به واقعیات درونی هنرمند بپردازد، بخصوص قسمتهایی از درون انسان که افراد هموراه برای حفظ ظاهر و شخصیت، آنها را از دیگران و اجتماع پنهان میکنند.
روش‌های آوانگاری فُنمیک و فُنتیک (II)

روش‌های آوانگاری فُنمیک و فُنتیک (II)

مانتل هود (Hood 1971: 59) در شرح روشی که از استادش فراگرفته است توضیح می‌دهد که برای آوانگاریِ موسیقی، مرحله به مرحله، از طرح فنمیکِ کلی به جزییاتِ فنتیک پیش می‌رود. میزانِ اعتبارِ تعبیری که او از این مراحل به «فنمیک» و «فنتیک» کرده است از طریق مقایسه‌ی آن با توضیحاتِ پیشین و موارد تکمیلی پیشِ روی بررسی خواهد شد.
آیین نکوداشت یکصدمین سالروز تولد استاد حشمت سنجری برگزار می شود

آیین نکوداشت یکصدمین سالروز تولد استاد حشمت سنجری برگزار می شود

آیین نکوداشت یکصدمین سالروز تولد استاد حشمت سنجری در ۱۹ اسفند همراه با رونمایی فیلم رقص دایره برگزار می شود؛ «رقــص دایــره» به کارگردانی فرزاد فره وشی که چندی پیش اولین سریال تحلیلی پژوهشی به نام روزنه ی آبی را روانه ی بازار کرد اختصاص به زندگی حرفــه ای و اقدامـات “حشمت سنجری” دارد.
تحلیلی بر کتاب‌شناسی‌های موسیقی در ایران (VII)

تحلیلی بر کتاب‌شناسی‌های موسیقی در ایران (VII)

[۴] و [۵] در توضیح معیار انتخاب میان انبوه منابع قابل بررسی نوشته‌ای از ایرج افشار را نقل کرده‌اند که وی در مقدمه‌ی جلد چهارم کتاب «فهرست مقالات فارسی» (۱۰) نوشته است: «در تدوین این فهرست هیچ نوع تمییزی را بین مقالات جایز ندانسته‌ام یعنی آنها را سبک سنگین نکرده‌ام. این کار محقق و مصنف صاحب تشخیص است که مقالات محققانه و عمیق را با طبع سلیم و بینش انتقادی از نوشته‌های پست جدا سازد. فهرست‌نگار را با نیک و بد نوشته‌ها کاری نیست، نخواسته‌ام این فهرست جنبه‌ی گزیده و انتقادی داشته باشد.» (۱۱) و بدین ترتیب مدعی شده‌اند که صافی‌ای را برای بر گزیدن مقالات اعمال نکرده‌اند الا مرتبط بودن با موضوع موسیقی.
گذر از مرز ستایشِ محض (I)

گذر از مرز ستایشِ محض (I)

بیشتر اوقات انتشار پرونده‌ی مطبوعاتی به نام یک شخص -به مثابه متمایز کردن او از دیگر نوشته‌ها- حکم بزرگداشت می‌یابد. بزرگداشتی که به اعتبار تمایز اعمال شده- مستقل از جهت‌گیری مطالب- دیده می‌شود. هم از این روست که ناخودآگاه بیشتر مطالب در ستایش شخص مورد بحث از کار درمی‌آیند؛ در ستایش آثارش، کردارش (هنری و غیر هنری) و گفتارش. نتیجه؛ خواننده خویش را با روایتی سخت ستایش‌گرانه از یک هنرمند روبرو می‌بیند.پنداری که هیچ هنگام ایرادی بر او وارد نشده و هیچ کس در نقد وی چیزی ننوشته است. آشکار است که حقیقت به گونه‌ی دیگری است و چنانکه تمام پدیده‌های شناخته شده در تجربه‌ی روزمره‌ی ما می‌گویند، همه چیز دو وجه تاریک و روشن را به هم آمیخته دارد. پس نقد و داروی معطوف به بدی نیز به کار شناخت شخصیتی هر چند ستایش شده، می‌آید. و به گمانی جز این راهی نیست تا چهره‌ی حقیقی موضوع روشن شود.