- گفتگوی هارمونیک Harmony Talk - http://www.harmonytalk.com -

حمید متبسم: با لشکر کشی مخالفم

پورقناد: در میان صحبتها گفتید در ارکستر مضراب از همراهی سه تار و تار و بم تار استفاده شده که این ترکیب به دلیل داشتن واخوانها در سه تار کمی عجیب به نظر میرسد؛ در این مورد خاص و موارد کلی، نگاه شما در آهنگسازی در موسیقی ایرانی و استدلال شما برای ترکیب سازهای یک ارکستر به چه صورت است؟
من کاملا مخالف بی دلیل بزرگ کردن یک ارکستر با پیش فرض اینکه حجم ارکستر بیشتر شود، هستم؛ چراکه حجم ارکستر با اضافه کردن تعداد ساز ایجاد نمی شود و ما نمی توانیم با آوردن نامحدود از یک نوع ساز حجم ارکستر را بزرگتر کنیم.

اگر مثلا من در ارکستر پردیس از همنوازی دسته سه تارها و دسته تارها استفاده کردم به این دلیل بود که خواستم طعم ساز “چگور” را ایجاد کنم و این صدا ایجاد شد. پس استفاده من از سه تار به دلیل حجیم کردن ارکستر از نظر کمی نبوده.

مثلا یادم هست در قدیم برای اینکه یک خط موسیقی پرحجم دیده شود، یک خط ساز را دو دفعه در استودیو می نواختند که من کاملا با آن مخالفم؛ چراکه دفعه دوم ممکن است کار تمیز ارائه نشود و در کار خلل ایجاد شود. بنابراین، تعداد سازها در یک ارکستر باید منطق داشته باشد. الان هم نمی دانم در گروه های تکصدایی چه منطقی حاکم است که مثلا از یک ساز ۵ نوازنده در گروه است!

برای من تک تک سازها در یک ارکستر باید منطق داشته باشد و کلا با لشکر کشی مخالفم؛ چراکه از ارزش کار کم می کند و در کارهای من فرقی نمی کند دو نوازی باشد، تریو، کوارتت یا کوئینتت و یا ارکستر بزرگی مانند سیمرغ، تمام سازها باید منطق داشته باشد حتی بعضی مواقع برای اینکه یک صدا با یک فرکانس خاص را می خواهم، مجبور شده ام که دو ساز را با هم ترکیب کنند تا به آن صدای دلخواه که در ذهنم است برسم.

پورقناد: شخصا اعتقاد دارم اگر پنج قله را برای کارهایی که شما در آن حضور محوری داشتید را بخواهم یاد کنم، همه این پنج اثر نام شما را به عنوان آهنگساز دارند؛ با توجه به اینکه بعضی از نوازنده های گروه دستان اقدام به ارائه یک آلبوم کرده اند، می خواستم ببینم تفاوت یک نوازنده خوب و یک آهنگساز چیست و اینکه آیا کسی که خوب نوازندگی می کند، بالقوه می تواند آهنگساز خوبی هم باشد؟
قائدتا من نمی توانم به محدوده هنری افراد وارد شوم و به کسی بگویم که چرا آهنگسازی می کنید؟! چرا که فعالیت هر هنرمندی به خودش مربوط است ولی اصولا به طور کلی هر نوازنده ای خوبی نمی تواند آهنگسازی کند. اصلا این گونه نیست که هر کسی که ساز خوب می زند بالطبع می تواند آهنگساز خوبی هم باشد؛ چراکه ذات آهنگسازی در ابتدا باید در ذات فرد باشد و با مدرسه رفتن و دانشگاه رفتنم و آموزش دادن هم به تنهایی به دست نمی آید.

همچنین تفکر آهنگسازی از دانش آهنگسازی می آید که در راستای آن، کسی که ذات آهنگسازی دارد باید علم آن را نیز یاد بگیرد. مثلا یک نوازنده سه تار اگر ساز شناسی بلد نباشد و خطی را برای ساز سنتور بنویسید ممکن است یک خط کاملا بی تکنیک یا بی نمک باشد؛ چرا که وسعت این سازها و صدا دهی آنها و… را نمی داند.

در حال حاضر شاهدیم که خیلی از گروه ها اصلا به اکتاو ها توجه نمی کنند و برایشان دو اکتاو بالا یا پایین فرقی ندارد! اما برای من نت دو زیر خط حامل با نت دو بالای خط حامل از نظر فرکانس کاملا با یکدیگر فرق دارد و تمام آثاری که می نویسم مشخص می کنم که این محدوده و این فرکانس صدا را می خواهم.