سان را و فلسفه کیهانی (II)

سان را (1914 – 1993)
سان را (1914 – 1993)
مادر سان را نام او را تحت تأثیر جادوگر تئاتر های وودویل (vaudeville)، یعنی بلک هرمان (Black Herman) (با نام اصلی بنجامین راکر Benjamin Rucker) انتخاب کرد. سان را نیز، از روی مزاح، تصور می کرد که او رابطه ای دور با الیجاه پول (Elijah Poole) دارد که بعد ها به عنوان الیجاه محمد (Elijah Muhammed)، رهبر امت اسلام شناخته شد. از دوره کودکی سان را با نام «سانی» (Sonny) خوانده می شد. سان را یک خواهر بزرگ تر و یک برادر نا تنی داشت و مادر و مادربزرگش صرف نظر از از شیطنت هایش او را بسیار دوست داشتند.

سان را در کودکی پیانیست بااستعدادی بود. او از ۱۱ یا ۱۲ سالگی از خود سرود هایی را می نوشت و می توانست دشیفر بنوازد. بیرمنگام توقفگاه مهمی برای موزیسین هایی بود که تورهای کنسرت اجرا می کردند. بدین گونه بود که سان را توانست موزیسین های شناخته شده ای مانند فلچر هندرسون (Fletcher Henderson)، دوک الینگتون (Duke Ellington)، فتس والر (Fats Waller)، و موزیسین هایی که به اندازه همکارانشان با استعداد اما کمتر معروف بودند را ببیند. در این رابطه سان را گفته است که «روزگار بسیاری از موزیسین های خوب را نا امید کرده است».

سان را در سال های نوجوانی استعداد موسیقیایی شگفت انگیزی از خود بروز داد: آشنایان او می گویند که بسیاری از اوقات سان را کنسرت های بیگ بند (big band) را تماشا می کرد و تمامی سرودهایشان را از حفظ می نوشت. سان را تقریبا از ۱۶ یا ۱۷ سالگی به عنوان پیانو سولیست نیمه حرفه ای مشغول به کار شد. او همچنین به عنوان عضوی از گروه های گوناگون جز و آر اند بی به فعالیت می پرداخت. او در دبیرستان صنعتی بیرمنگام (دبیرستان پارکر کنونی) زیر نظر استاد شناخته شده موسیقی یعنی جان تی «فس» واتلی (John T. “Fess” Whatley) به تحصیل پرداخت. واتلی استادی شدیدا مقرراتی و بسیار مورد احترام بود که موزیسین های حرفه ای بسیاری را تربیت کرده است.

audio file بشنوید قسمتی از اجرایی را از سان را

سان را در ده سالگی به سازمان شوالیه های پیتیس (Knights of Pythias) پیوست و تا پایان دوره دبیرستان نیز عضوی از این سازمان بود. خانواده سان را عیمقا مذهبی بودند اما آن ها پیرو هیچ کلیسا یا فرقه خاصی از مسیحیت نبودند. سان را در دبیرستان هیچ دوست نزدیک یا صمیمی نداشت اما همیشه به عنوان دانش آموزی مهربان، آرام، ممتاز و اهل مطالعه از او یاد می شد. Black Masonic Lodge در بیرمنگام یکی از معدود مکان هایی بود که آفریقایی-آمریکایی ها در آن دسترسی نا محدود به کتاب داشتند. کتاب های فراوانی که درباره فراماسونری و مفاهیم رمزآلود دیگر در این مکان وجود داشتند تأثیر زیادی بر سان را به جای گذاشتند.

سان را در نوجوانی همچنین از بیماری کرپتورکیدیم رنج می برد که پیوسته آزارش می داد و گاهی باعث دردهای شدید می شد. شوئد بر این باور است که این وضعیت برای سان را مایه خجالت بود و حس تنهایی او را افزایش داد.

آغاز کار حرفه ای و کالج
نخستین کار حرفه ای موسیقیایی تمام وقت در سال ۱۹۳۴ به سان را پیشنهاد شد. در واقع، اتل هارپر (Ethel Harper)، معلم زیست شناسی دبیرستان صنعتی، تصمیم گرفته بود که گروه موسیقی راه بیندازد و خواننده آن گروه شود. سان را همچنین به سندیکای موزیسین ها پیوست. گروه هارپر نیز تورهای خود را در جنوب شرقی و مرکز غرب آفریقا به انجام رساند.

هارپر در اواسط تور گروه را ترک کرد و به نیویورک نقل مکان کرد (او سپس به عضویت گروه تقریبا موفق Ginger Snaps در آمد). در نتیجه سان را رهبری گروه را به عهده گرفت و نام آن را به ارکستر سونی بلانت (Sonny Blount Orchestra) تغییر داد. آنها چندین ماه به برگزاری تورهای مختلف پرداختند تا اینکه گروه که هیچ سودی برایشان نداشت را منحل کردند. هرچند گروه برایشان از لحاظ مالی سودآوری نداشت اما باعث شد که نظر مثبت موزیسین ها و علاقه مندان به موسیقی را به خود جلب کنند. سان را از آن پس توانست کاری دائمی در بیرمنگام پیدا کند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

احمد نونهال: گروه های کر با چالش روبرو هستند

گروه کُر «شانته» به‌ رهبری احمد نونهال با همکاری جشنواره موسیقی صبا در دومین رویداد تابستانه پنج قطعه موسیقی کرال را در موزه نگارخانه کاخ گلستان اجرا کرد. احمد نونهال رهبری جوان و پر انگیزه است و توانسته با وجود مشکلات مختلف این گروه جوان را به روی صحنه ببرد. امروز گفتگوی محمدهادی مجیدی را با او می خوانید:

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (VIII)

در پایان این مراسم که معمولا تا پاسی از شب به طول می‌کشد، افراد گروه نذورات جمع آوری شده را بین خود و یا مستمندان تقسیم می‌کنند. همچنانکه در بالا ذکر شد، شکل اجرا در بین تمامی مناطق ترکمن نشین یکسان است. مفهوم ابیاتی که از سوی سرخوان قرائت می شود نیز یکسان است اما آن ابیات در هر منطقه با هم متفاوت است. به طور مثال، در ترکمنستان ابیاتی که سرخوان دسته می خواند، چنین است (با این توضیح که بعد از هر بند از ترانه ـ که از سوی سرخوان گفته می‌شود ـ تمام اعضای گروه، همصدا «یارمضان» می‌گویند.):

از روزهای گذشته…

نماد‌شناسی عود (I)

نماد‌شناسی عود (I)

عود (معرب wood) ساز اصلی موسیقی کلاسیک عربی است. شاعران در سراسر قلمروی اسلام هزاران سال در وصف آن شعرها سروده‌اند. العود، در واژه و محتوا، به فواصل دور تا اروپا و آفریقا و آسیای غربی راه پیدا کرده‌است. پشت گلابی‌شکل آن به چشم‌ها آشنا است. نقاشان همواره دوست داشته‌اند جزییات آن را در مینیاتورهای شرقی و نقاشی‌های اروپایی به تصویر بکشند.
ویولون مسیح استرادیواریوس (II)

ویولون مسیح استرادیواریوس (II)

امروزه اینگونه به نظر می رسد که اکثر سازندگان ساز تمایل چشم گیری به تکرار آثار گذشتگان داشته و همچنان نیز دارند، مسیری که با توجه به کیفیت آثار گذشتگان و در توازی با آن تبلیغات وسیعی که در این راستا می شود، انتخابی ارجح و مطمئن برای سازندگان ساز است. این انتخاب را می توان در ابتدا از دو جهت بررسی نمود، اول مسیری برای آن دست از سازندگانی که در ابتدای کار هستند و تجربه چندانی ندارند و دوم ، از سوی دیگر افرادی که زمان بیشتری صرف نموده و تجربه ایی فراتر از دسته اول دارند.
گاه های گمشده (IV)

گاه های گمشده (IV)

به طور کلی این دستگاه از سه نت امکان آغاز دارد. (نوعی دیگر از آغاز نیز توسط نوازندگان استفاده می شود که از گوشه مخالف شروع و با نوع خاصی از جملات پایین رونده به درآمد و نت پایان آن متصل می شود) این سه نت عبارتند از:
بداهه نواز خوب باشیم (II)

بداهه نواز خوب باشیم (II)

موسیقیدانان و نوازندگان خبره جز (Jazz) از لحاظ جسمی یا روحی چیزی بیش از شما ندارند. در واقع اینطور نیست که خداوند چیزی بیش از شما در وجود آنها قرار داده باشد. برتری آنها بر دیگر علاقمندان عادی به موسیقی آن است که با جدیت و نظم بیشتری به تمرین موسیقی می پردازند بطوریکه پس از مدتی توانایی شنیدن ایده های موسیقی در مغز و انتقال آن به انگشتان خود را بدست می آورند.
دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (VIII)

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (VIII)

این نکته را نیز باید در نظر داشت که موسیقی اندازه گیری شده در این دو مقاله از لحاظ کشش نت ها و کشش و فشرده سازی تمپو، درهم و برهم نیست. بالعکس هر دو مقاله روی ژانر های کار کرده اند که تمپوی مشخص و دقیق از اهمیت و ارزش زیادی برخودار است؛ نمونه ی نروژی موسیقی رقص است. به هر حال باید به یاد داشت که تفاوت بین تمپو ها در سطح زیرشاخه ها اهمیت چندانی ندارد البته تا زمانی که مقادیر به صورت نسبی اندازه گیری شده اند و نه به صورت مطلق.
بیرون آمدن از محدوده‌ی موسیقی ایرانی

بیرون آمدن از محدوده‌ی موسیقی ایرانی

شیرزاد شریف از نوازندگان جوان ایرانی مقیم کالیفرنیا است که تا کنون برنامه‌های زیادی با نوازندگان دیگر ملل اجرا کرده است. شنیدن آثار یک موسیقی‌دان جاز آمریکایی او را به همکاری با نوازندگان دیگر ملل علاقه‌مند کرده است. شیرزاد شریف معتقد است برای همه‌ی نوازندگان ایرانی لازم است که قدری از دایره‌ی موسیقی سنتی بیرون بیایند.
مروری بر آلبوم «هزاره‌ی تنبور»

مروری بر آلبوم «هزاره‌ی تنبور»

تنبوریان همیشه تنبور را در متقال مقدسی از اعماق تاریخ و اسطوره پیچیده‌اند. هر کجا صحبت از تنبور است، رد پای گزاره‌های ماورایی صوفی‌نمایانه و باستان و اعصار را نیز می‌توان یافت.
نوشتن همراهی برای یک ملودی (I)

نوشتن همراهی برای یک ملودی (I)

به هیچ وجه قصد نداریم در اینجا خیلی پیشرفته و تخصصی راجع به انواع و اقسام روشهای همراهی صحبت کنیم. بلکه خیال داریم در جواب دوستانی که بارها و بارها براشون این سئوال مطرح شده که حالا روی این ملودی چه آکورد هایی بگذاریم؟ و یا اصلا” مدل همراهی چگونه باشد یک پاسخ ساده ارائه کنیم.
تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (III)

تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (III)

آن زمان من چند سالی بود که سه تار میزدم و با چگونگی استفاده از سه تار در ارکستر های بزرگ آشنا بودم و نیز به راحتی میتوانستم از روی دست نوازنده مهارت او را در نوازندگی تشخیص دهم. اولین چیزی که قبل از نواختن ارکستر و کوک کردن آنها توجهم را جلب کرد، آماتور بودن بیش از حد بیشتر نوازندگان بود؛ معلوم نبود چرا آهنگساز برای موسیقی ای که به ادعای خودش با این حساسیت نوشته است، از آماتور ترین نوازنده ها استفاده میکند!؟
هنر و انقباض ایدوئولوژیک (II)

هنر و انقباض ایدوئولوژیک (II)

وجود این رابطه یا باز خورد امنیّت ــ مالیات نه تنها باعث جدایی این دو قدرت و حفظ حریم یکدیگر می شود، بلکه از طریق همین نیاز متقابل، زمینه برای ظهور دموکراسی فراهم می شود. با این حال باید توجه داشت که استثنائی وجود دارد که ممکن این تعامل دوسویه بین اقتصاد و سیاست را بر هم بریزد و آن وقتی ست که سیاست از طریق انحصارات فروش موادّ خام ( در کشور ما نفت ) به قدرت مورد نیاز خود دست پیدا کند.