بیانیه هیات داوران جشنواره سایتها و وبلاگها و اسامی برگزیدگان جشنواره

اهدای جوایز جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی (تصویر از نازنین یوسفی- سایت خانه موسیقی)
اهدای جوایز جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی (تصویر از نازنین یوسفی- سایت خانه موسیقی)
جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی امروز در خانه هنرمندان ایران برگزار شد. در این برنامه که با سخنرانی دبیر جشنواره سجاد پورقناد، سخنگوی خانه موسیقی، داریوش پیرنیاکان، نماینده هیات داوران محمدرضا فیاض و اجرای موسیقی توسط گروه “مهتاب رو” همراه بود، به برگزیدگان جوایزی اهدا شد.

در این جشنواره افراد ذیل به عنوان برگزیده معرفی شده و از آنان تقدیر شد که با کلیک روی نامهای آنها میتوانید مطلب برگزیده آنها را ببینید:
بخش مقاله: نفر برگزیده علی شریفی، با تقدیر از: شاهین مهاجری و علی نوربخش بخش نقد: امیر علی پور بخش مصاحبه: کامیار صلواتی بخش گزارش: راحله سجودی گیلوایی بخش عکس: کوروش جوان سایت برگزیده: وبسایت موسیقی ایرانیان بخش جنبی: سمیه قاضی زاده ، (یادداشت)، آزاده فضلی (مصاحبه)، تقدیر از راضیه غنجی (مصاحبه) و صبا رادمان (گزارش)

در ادامه بیانیه‌ی هیات داوران نخستین جشنواره‌ی وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌های موسیقی ایران را که توسط محمدرضا فیاض قرائت شد، میخوانید:
نگاهی ولو به اجمال به مجموع آمار بازدیدکنندگان سایت‌ها و وبلاگ‌های حوزه‌ی موسیقی در ایران و مقایسه آن با شمارگان نشریات مکتوب این عرصه، آشکارکننده نکته مهمی است: جفاکارانه است این میدان فراخ را «مجازی» بنامیم و آن کوچه کم تردد- و البته پراهمیت- را حقیقی؛ حقیقت اصلی اینجاست که به مدد دستاوردهای فن آورانه، برای نخستین بار سپهر عمومی گسترده ای بر فراز حیات موسیقایی ایران شکل گرفته که در آن جوان هنرجوی موسیقی در شهرستانی دور همان اندازه می‌تواند به ایفای نقش بپردازد که شناخته شده‌ترین چهره‌‌های هنری پایتخت. اهمیت موضوع زمانی افزوده می‌شود که در نظر داشته باشیم که این حوزه‌ی همگانی، دیگر نه بر مبنای تک‌گویی، که با تضارب آرا و سلیقه‌ها ساخته می‌شود. این دنیای تنها به اصطلاح «مجازی»، به راستی چهارراهِ پرترددِ آرا وآمال و گرایش‌هاست.

آیا این افق گسترده اطلاعات و مباحثات و تمایلات رنگارنگ، به ارتقای حیات موسیقایی ایران یاری خواهد رساند؟ این پرسشی نیست که پاسخ از پیش آماده‌ای داشته باشد؛ فردا از کنش‌های امروز ساخته می‌شود؛ بر این مبنا، هیئت داوران کوشیده با معرفیِِ کوشندگان اثرگذارتر این حوزه، به نوبه خود در غنای هرچه بیشتر فرآیندهای موسیقایی کشور، گامی برداشته باشد.

ما داوران «نخستین جشنواره‌ی وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌های موسیقی ایران» ، پس از بررسی آثار منفرد رسیده به دبیرخانه‌ی جشنواره و رصد بخشی از وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌های موسیقی فارسی زبان، پیش از هر چیز اعلام می‌داریم که بررسی‌های صورت گرفته‌ به ویژه در بخش‌های شش گانه به جز وبلاگ و وب‌سایت برگزیده، بیشتر بر محتوای اثر فرستاده شده متمرکز بوده است.

علاوه بر این چون در بخش وبلاگ و وبسایت برگزیده روش بررسی بر اساس رصد هیات داوران بوده است غیر ممکن نیست اگر واحدی از چشم ما پنهان ما مانده باشد؛ این موضوع به‌ویژه در مورد وبلاگ‌ها احتمال بیشتری دارد.

ما داوران این جشنواره اعلام می‌داریم با وجود اینکه فراوانی فعالان حوزه‌ی مجازی و تعدد دیدگاه‌های موجود در این حوزه بسیار فراتر از حد انتظار ما بود، اما تولیدمحتوا متناسب با آن فراوانی نیست. به بیان دیگر اکنون مولفان و خلاقان در این دنیا بخشی اندک از کل فعالان را تشکیل می‌دهند. بر این اساس کمیته‌ی داوران که با هدف بهبود بخشیدن به روندهای موجود در جهان مجازی موسیقی از طریق برگزیدن برخی نمونه‌های برتر دست به انتخاب از میان آثار فرستاده شده و موجود زده است ذکر چند نکته را ضروری می‌داند:
نخست؛ ضمن اذعان به اینکه دنیای مجازی روش‌های مخصوص به خود را دارد و شیوه‌های انتقال اطلاعات در آن هنوز در حال تکمیل شدن است و با در نظر گرفتن این که فضای مجازی با وجود عمر کم تغییرات بسیار سریع و عمیقی را تجربه می‌کند؛ ما معتقدیم که افزایش دانش تخصصی و -در بعضی موراد- عمومی موسیقی به بهبود کیفیت محتوایی یاری زیادی خواهد رساند.

دوم؛ با احترام به فضای تجربه‌گرایانه‌ی کنونی در وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌های موسیقی توجه فعالان این حوزه را به تعمق در آثار و روش‌های همکاران غیر فارسی زبان و نویسندگان نشریات کاغذی جلب می‌کنیم. چرا که معتقدیم این انتقال تجربیات به توانمندتر شدن کل جریان کمک خواهد رساند. سوم؛ توجه شما را جلب می‌کنیم به این که دنیای موسیقی‌نویسی مجازی که زیرمجموعه‌ای خُرد از نویسندگی در جهان مجازی است، خودش شاکله‌ی خود را تعریف می‌کند. بنابراین هیچ چیز به اندازه‌ی ارزشمندی محتوای ارائه شده و خلاقیت در روش‌های ارائه‌ی آن اعتبارش را افزایش نمی‌دهد. از این گذشته یادآوری می‌کنیم که اگر به اندازه‌ی کافی خلاق باشیم ممکن است حتا روش‌های اعتبار آفرینی جدیدی را هم معرفی کنیم. بدین ترتیب بهتر است بی‌هراس تجربه کنیم و از بازخوردها بیاموزیم و روندها را بهبود ببخشیم.

چهارم؛ هر چند امروزه از امکنات بی‌بدیل تعامل در فضای اینترنت برای بهبود محتوا کمتر استفاده می‌شود و تا آنجا که می‌دانیم خوانندگان کمتر رغبتی به مشارکت در مورد محتوای یک مطلب دارند، اما از نظر دور ندارید که متن‌های نوشته شده در فضای مجازی برخلاف نمونه‌های کاغذیشان می‌توانند پویا بوده و براساس نظرات جدید مداوم اصلاح شوند.

پنجم، با همه ی رشد فن‌آوری، نقش دانش و آگاهی موسیقایی در ساختار محتوای با ارزش نه تنها کمرنگ نشده است بلکه بررسی‌های ما نشان داد که هر کجا ترکیبی از توانایی‌های فن‌آورانه با دانشی درخور ترکیب شده، لاجرم نتیجه‌ای قابل توجه یافته است.

هیات داوران «نخستین جشنواره‌ی وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌های موسیقی ایران» ضمن تشکر از همه‌ی شرکت‌کنندگان در جشنواره و سپاس از برگزارکنندگان و حامیان، توجه مسئولان امر را به اهمیت این حوزه از انتشارات جلب کرده و یادآوری می‌کند که موسیقی‌نویسی مجازی امروز دست‌کم از لحاظ کمی برتری انکارناپذیری به نشر سنتی درباره‌ی موسیقی یافته،هر چند به لحاظ کیفی وضعیت را تقریبا برعکس می دانیم، شایسته است که از این پس توجه بیشتری،از طریق به رسمیت شناختن و استفاده‌ی با رعایت حقوق معنوی از دست‌آورد‌های فعالان آن، به این حوزه معطوف شود تا از لحاظ کیفی نیز جایگاهی بهتر بیابد.

پیمان سلطانی
آروین صداقت‌کیش
حمیدرضا عاطفی
محمدرضا فیاض
سید ابوالحسن مختاباد
احمد مطلایی (داور عکس)

15 دیدگاه

  • سینا مطلبی
    ارسال شده در تیر ۱۸, ۱۳۹۰ در ۱۰:۲۱ ق.ظ

    با عرض سلام و خسته نباشید
    فکر می کنم اعلام این نتایج اعتبار این جشنواره را زیر سئوال برد
    اولا که سایت های خبرآنلابن، برنا،روزنامه ایران سایت های موسیقی نیستند حتی اگر بگوید که بخش جنبی هم بودند باز هم قرار بود مطالب در سایت های موسیقی منتشر شده باشند.
    دوم اینکه سایت موسیقی ایرانیان که کپی محضی از سایت هایی مثل موسیقی ما یا مجله پرشیا است چرا باید سایت برگزیده می شد؟؟
    هیات داوران باید بعد از اعلام برگزیدان دلائیل برگزیده شدن ها را نیز می گفت
    متاسفانه دیگر انتخاب ها نیز بر همین اساس مشکلاتی دارد.
    این انتخاب بیشتر از اینکه به وضعیت رسانه های مجازی موسیقی کمک کند به آن ها ضربه می زند. خواهش می کنم در کارهایی که سررشته دارید فقط فعالیت کنید.
    سپاسگزارم
    سینا مطلبی

  • امید
    ارسال شده در تیر ۱۸, ۱۳۹۰ در ۱۱:۰۶ ب.ظ

    جناب سینا مطلبی:
    به گزارش خبرگزاری مهر،ستاد برگزاری نخستین جشنواره وبلاگ ها و وبسایت های موسیقی اعلام کرد با توجه به استقبال خبرنگاران برای شرکت در این جشنواره،بر اساس تصمیم جدید هیئت برگزاری، تمامی “خبرنگاران حوزه موسیقی” که در “رسانه های مکتوب” فعالیت دارند به شرط آنکه تولیدات آنها در “”فضاهای مجازی(سایت،وبلاگ وکلیه پایگاههای اختصاصی رسانه ها)”” نیز منتشر شود می توانند در بخش ویژه این جشنواره حضور داشته باشند.
    http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1335640

    OK? پس همچین قراری نبوده که شما می فرمائین.بیخودی فضا رو مسموم نکنین.

    ضمنا خواهش شما بابت عدم شرکت افراد در کارهایی که سررشته ندارند از کیست؟! لابد آقای سلطانی به خاطر عدم تخصص در موسیقی یا صداقت کیش یا…یا آقای پورقناد یا خانه موسیقی؟!

    اینهمه افراد متخصص ماه ها با صرف وقت
    وقت وزمان و انجام جلسات انرژی صرف چشنواره کرده اند و اون وقت شما بی اطلاع و بی ملاحظه نظر می دین:این انتخاب بیشتر از اینکه به وضعیت رسانه های مجازی موسیقی کمک کند به آن ها ضربه می زند.

  • ارسال شده در تیر ۱۹, ۱۳۹۰ در ۱۲:۲۵ ب.ظ

    سلام با تشکر و خسته نباشید بابت برگزاری جشنواره بنده انتقادی دارم : هر چند فعالیت و هدف این جشنواره واقعا ستودنیست اما چه کمکی به وبلاگ نویسها و دارندگان سایت خواهد کرد ؟ واقعا چه حمایتی ممکن است صورت بگیرد ؟ از نظر قوانین کپی رایت مشکل حل میشود مطالب سایت ها که با هزینه و تلاش شخصی و جمعی منتشر میشود آیا مورد حمایت قرار میگیرد ؟ ۲= نویسندگان و خبرنگاران مجازی همانند نویسندگان مجلات کاغذی در نهادی عضو میشوند ؟ کار ت خبرنگاری داده میشود ؟ ما هنوز بعنوان مدیر یک سایت در بسیاری از کنسرتها حق عکاسی و گزارش و حتی اطلاع رسانی نداریم چون سایت هستیم و مجازی ۳ = معیار از انتخاب سایت برگزیده چه چیزی بود ؟ کیفیت مطالب ؟ تعداد بازدید ؟ محتوا ؟ سایت موسیقی ایرانیان بسیار سایت وزینیست اما معیار از انتخاب این سایت چیست ۳= آیا این درست هست شما سایتهای کاندید رو اعلام نکنید و به یکباره سایت برگزیده را معین کنید در کجای دنیا نامزدهای احتمالی نام برده نمیشوند این از نظر من کاملا غیر حرفه ای بود چه این امر از سوی دبیر جشنواره باشد چه اعضا که همگی موزیسین های معتبری هستند این اعتبار دلیل در نقص در جشنواره نمیباشد ۴ = در بین مطالب برگزیده چرا مطالب ترجمه شده مورد قبول قرار گرفته نشد آیا ارزش یک ترجمه فنی و پر محتوا کم هست ؟ این چه سیاستی بود تا مطالب ترجمه شده مورد عنایت موزیسن ها قرار نگیرد ؟!!!!

  • ندا
    ارسال شده در تیر ۲۳, ۱۳۹۰ در ۸:۰۸ ق.ظ

    نمی دونید چقدر با این انتخاب فرصتی را که به وجود آورده بودید از دست دادید همچنین اعتبارش را
    سایت موسیقی ایرانیان!!!!!!!!!!! واقعا بهترین سایت موسیقی ایران است؟؟؟؟؟ شما مثل اینکه در فضای وب و سایت های موسیقی غریبه اید؟ فقط کافیهاز بین برنده های دیر رشته ها یک نظر سنجی کنید می بینید که کدام سایت لیاقت برنده شدن را داشت

  • شادروان
    ارسال شده در تیر ۲۳, ۱۳۹۰ در ۵:۳۹ ب.ظ

    خانم ندا؛ این سایت در شرایطی اول شد که سایت گفتگوی هارمونیک به علت دست اندر کار بودن در برگزاری جشنواره، در مشابقه شرکت نکرد.

  • ارسال شده در تیر ۲۵, ۱۳۹۰ در ۱۲:۳۱ ق.ظ

    بنده کماکان منتظر جواب هستم !!!

  • ندا
    ارسال شده در تیر ۲۸, ۱۳۹۰ در ۱۲:۳۷ ب.ظ

    منظور من بیشتر سایت هایی مثل موسیقی ما ود که واقعا تحولی در این عرصه به وجود آوردند و موفق بودند

  • رهرو
    ارسال شده در تیر ۲۸, ۱۳۹۰ در ۷:۳۷ ب.ظ

    فرض اول ما این بوده که همه دست اندرکاران صادق و متخصص موسیقی بوده اند و یا اصلا همه وبلاگ نویس و سایت مدار, خوب این چه ربطی به برگزاری جشنواره و مدیریت کردن آن دارد. ایا یک دکتر فوق تخصص پرفسور می تواند جشنواره علمی برگزار کند؟ وقتی اقای مطلبی از سررشته داشتن می نویسد منظور این است .برای برگزاری چنین کاری حتی در بدترین حالت که کسی متخصص نباشد؛باید یک هیئت چنین اموری را در ممالک دیگر مطالعه کند و دوباره چرخ اختراع نشود, بعد یک ایین نامه برای نحوه انتخاب افراد شرکت کننده, یک ایین نامه برای انتخاب داوران بصورت کاملا منصفانه و نه از روی رفیق بازی , یک ایین نامه درباره نحوه برگزاری و… نوشته و تنظیم گردد و در سایت جشنواره ارائه گردد و نظرات جمع شود و اصلاح شود. حتی بعد از برگزاری نیز باید خلاصه کار و ایرادات و مشکلات اجرایی نوشته و ایین نامه ها اصلاح شود. این کار ها زمان میبرد ولی اساسی است. اما اینجا مثل بقیه کارهایی که خانه موسیقی انجام می دهد ,یک نفر شب خواب زده میشود و تصمیم برای جشنواره (یا بزرگداشت و امثالهم) میگیرد, صبح خبرش را روی سایت مهر می گذارد و در بهترین حالت هفته بعد هم برگزار می شود. به این می گویند زخمی کردن موضوع . چون چنین برنامه ای را نمی شود هر ماه برگزار کرد و در بهترین حالت میرود برای یک یا دو سال دیگر , و خدا می داند در این مدت چه استعدادهایی باید تلف شوند و کشف نشوند,بخاطر عدم لیاقت مسئول اجرایی. کسی هم مدعی نمی شود. همه هم راضی و خوشحال از عکس یادگاری با استاد ضرابی! . … ما تا کی باید در عرصه موسیقی تاوان بی لیاقتی افراد کوته فکر را بدهیم.

  • آروین صداقت کیش
    ارسال شده در تیر ۳۰, ۱۳۹۰ در ۱۲:۳۰ ب.ظ

    سینا مطلبی عزیز،
    اگر به دقت به اعلامیه های جشنواره توجه بفرمایید، خواهید دید ما آثار قابل قبول در بخش جنبی را به این صورت تعریف کردیم: «آثار نویسندگانی که نوشته هایشان پیش یا پس از چاپ بر روی کاغذ روی خروجی مجازی رسانه ی مطبوعشان قرار می گیرد». به همین دلیل هم آنها را از بقیه تحت عنوان «بخش جنبی» جدا کردیم. اینها کسانی هستند که درباره ی موسیقی در فضای مجازی می نویسند اما نه در یک سایت مختص موسیقی یا حتا نشریه ی کاغذی مخصوص موسیقی. از سوی دیگر ما در مورد شرکت در رشته های شش گانه (به جز سایت و وبلاگ برگزیده) هم نگفته بودیم مطلب منتشر شده باید حتما در سایت یا وبلاگی که تماما و منحصرا به موسیقی می پردازد، منتشر شده باشد، بلکه شرط ما این بود که مطلب برای اولین بار در فضای مجازی منتشر شود. هر چند که عملا تمامی نوشته های بخش اصلی، از سایت ها و وبلاگ های مختص موسیقی آمده بودند اما ما منعی برای مطلبی که درباره ی موسیقی باشد ولی در یک سایت غیر موسیقی منتشر شود، نداشتیم. تنها منع اصلی، موضوع خود نوشته بود که حتما باید در مورد موسیقی یا مسائل پیرامون آن باشد. پس مشاهده می کنید این «قرار»ی که شما از آن صحبت می کنید از ابتدا هم وجود نداشته است. البته همان طور که می دانید در مورد سایت یا وبلاگ برگزیده وضع تا حدی فرق می کرد.
    در مورد سایت برگزیده و اتهامی که شما به سایت موسیقی ایرانیان وارد کرده اید (که می تواند جنبه ی حقوقی هم داشته باشد) مسئولان سایت باید پاسخ شما را بدهند. ما همین قدر می توانیم اظهار نظر کنیم که داوران این کمیته موارد مشهودی از نسخه برداری محتوا، بدون رعایت حق معنوی را در سایت نامبرده مشاهده نکردند. البته می پذیریم که همیشه ممکن است چیزی از چشم ما پنهان مانده باشد و مسئولیت چنین اشتباهی به شرط آنکه رخ داده باشد برعهده ی ما خواهد بود.
    درباره ی اعلاام علت انتخاب ها با شما موافقیم و امیدواریم در سال های آینده چنین شود، اما موافق نیستیم که چون دلایل ارائه نشده لزوما «دیگر انتخاب ها هم بر همین اساس مشکل» داشته باشد به ویژه که شما اشاره نکرده اید کدام انتخاب؟ و چه مشکلی؟ در حقیقت صرف ارائه نشدن دلایل یک انتخاب، نادرستی آن را ثابت نمی کند. بلکه به عکس تا زمانی که شما دلایل را ندانید امکان قضاوت در باره ی درستی یا نادرستی هم وجود ندارد.

    از طرف هیات داوران

  • آروین صداقت کیش
    ارسال شده در تیر ۳۰, ۱۳۹۰ در ۱۲:۳۶ ب.ظ

    آقای حامد فتحی عزیز،
    انتقاد اول و دومتان به مواردی بسیار فراتر از اهداف و توانایی های یک جشنواره و حتا حامی آن (خانه ی موسیقی) اشاره می کند. جشنواره ای که من هم دست اندرکار برگزاری اش بودم از ابتدا ادعا نداشت که از طریق حل مشکلاتی مانند حقوق معنوی و … به وبلاگ نویسان و دارندگان سایت ها کمک کند. نویسندگان و مدیران سایت ها اگر لازم می دانند که مانند خبرنگاران کارت هایی داشته باشند و بتوانند وارد کنسرت ها و … شوند باید خودشان با معاونت مطبوعاتی اداره ی ارشاد تماس برقرار کنند و تلاش کنند که نهادی را مخصوص به خود پدید آورند یا بخشی جدید را در نهادهای مطبوعاتی موجود به نام خود تاسیس کنند یا به نظر ما دنیای «مجازی» خودشان نخست خودشان باور کنند و قید «حقیقی» شدن را بزنند. از اینها گذشته گرفتن کارت و به رسمیت شناخته شدن مستلزم گرفتن مجوز و کارهای دیگری است که تا حد زیادی آزادی عمل وبسایت ها را از آنها خواهد گرفت. توجه داشته باشید که همین آزادی عمل است که این وبسایت ها را از هم خانواده های کاغذیشان متمایز می سازد. به هر روی، جشنواره قرار نبود هیچ یک از کارهایی را که شما در این دو قسمت برشمرده اید انجام دهد. شاید تنها کمکی که جشنوار می توانست به نویسندگان و اداره کنندگان فضای مجازی برساند این بود که فضایی رقابتی به وجود بیاورد و از این طریق به افزایش کیفیت محتوایی سایت ها دامن بزند. و نیز توجه نهاد صنفی موسیقی (خانه موسیقی) را به این حوزه از تفکر و نوشتار موسیقایی جلب کند. برای اینکه بدانیم این جشنواره تا چه اندازه در این امر موفق بوده است باید صبر کرد و نتایج را در آینده دید و به یاد داشت که داوری در این مورد با آیندگان است.
    جشنواره ی وبلاگ ها و وبسایت ها مانند برخی دیگر از جشنواره ها تصمیم گرفت ملاک ها و معیارهای دقیق داوری، یا به بیان دیگر آیین نامه ی داوری خود را منتشر نکند، بنابراین من نمی توانم به طور دقیق و با جزئیات به شما بگویم که هر یک از فاکتورهای مورد بررسی با چه ضریب تاثیری در انتخاب ما نقش داشته است اما همین قدر می توانم اظهار نظر کنم که در برگزیدن سایت، کیفیت محتوا، طراحی فنی وگرافیکی سایت، به روز بودن و جریان مستمر اطلاعات، واکنش ها نسبت به نظرات مخاطبان و برعکس (فضای تعاملی)، از مهم ترین فاکتورهای مورد بررسی کمیته ی داوران بوده است. دو نکته وجود دارد که پیش از این هم اشاره کرده بودیم در انتخاب ما تاثیری نخواهد داشت؛ اول نوع موسیقی ای که یک سایت یا وبلاگ به آن می پردازد: از نظر این جشنواره یک سایت که در مورد موسیقی مردم پسند مطلب می نگارد به همان اندازه ی سایتی که در مورد موسیقی کلاسیک ایرانی یا غربی یا هر نوع موسیقی دیگر اطلاع رسانی می کند با ارزش است. دوم تعداد بازدید؛ اولا چون اندازه گیری تعداد بازدید حقیقی از یک وبسایت یا وبلاگ دشواری های فنی دارد و همیشه می توان نتایج را به شکلی تحریف کرد و ثانیا چون انبوهی مخاطب لزوما با ارزشمندی محتوای یک رسانه مرتبط نیست. البته این نظر کمیته ی داوران نخستین جشنواره است، با ترکیب دیگری حتما نتایج دیگری هم حاصل می شد. یک نکته را هم از نظر دور ندارید؛ احتمال دارد که داوران این مجموعه هم اشتباه کرده باشند.
    از میان جشنواره هایی که من می شناسم برخی کاندیداهایشان را قبل از اختتامیه اعلام می کنند و برخی هم نه. این اشتباه سهوی دبیر جشنواره نبود بلکه هیات برگزاری این جشنواره تصمیم گرفت به این شکل عمل کند. شاید اگر در سال های بعد جشنواره همچنان پابرجا بود بتوانیم مطابق نظر شما عمل کنیم.
    کمیته ی داوران نخستین جشنواره به هیچ روی ارزش یک ترجمه ی صحیح را کمتر از یک مقاله ی تالیفی ارزش یابی نکرده است. تنها موضوعی که باعث شده است ترجمه مورد قبول قرار نگیرد این است که این کمیته از پیش اعلام کرده بود که آثار ترجمه را نمی پذیرد. علاوه بر این تا آنجا که من مطلع هستم در این مدت اثری به دبیرخانه ی جشنواره نرسید که متن اصلی همراه با ترجمه ی انجام شده برای ما فرستاده شود تا بتوان به درستی در مورد آن قضاوت کرد. تنها دو یا سه اثر وضعیتی داشتند که حدس زده می شد ترجمه باشند، در آن موارد هم چون ما قادر نبودیم دقیقا اثبات کنیم که مقاله ها ترجمه اند (از نظر ما وارد کردن اتهام سرقت فکری نیاز به دلایل محکم دارد) از حذف آنها خودداری کرده و با عنوان تالیف در رقابت نگه شان داشتیم. امیدوارم که در سال های آینده بخشی هم با عنوان ترجمه به این جشنواره اضافه شود و داورانی که در این فن سر رشته داشته باشند به مجموعه افزوده شوند تا نظر شما هم به نحو مطلوب تامین شده و ترجمه های مناسب هم مورد توجه موسیقی دانان قرار بگیرد.

    از طرف هیات داوران

  • آروین صداقت کیش
    ارسال شده در تیر ۳۰, ۱۳۹۰ در ۱۲:۴۱ ب.ظ

    خانم یا آقای رهرو عزیز،
    نمی دانم شما از کجا باخبر شده اید که این جشنواره نه آیین نامه ای برای شرکت کنندگان داشته نه داوری و نه … و از کجا متوجه شده اید که برگزارکنندگان، جشنواره های مشابه را در ایران و جاهای دیگر بررسی نکرده و از آنها چیزی نیاموخته اند؟ جایی دیده اید که ما به طور رسمی یگوییم آیین نامه نداشته ایم؟ قراینی هست که این را نشان دهد؟ با شما موافقم که حداقل در ایران ما متخصص برگزاری جشنواره ی وبلاگ ها و وبسایت های موسیقی نداریم (نمی دانم در خارج از ایران داریم یا نه؟)، اما بدانید که در همه جای دنیا در چنین شرایطی کسانی که خودشان در آن حوزه دستی دارند در برگزاری چنین کارهایی پیشقدم می شوند تا در رهگذر زمان کار قوام بیابد و شکل بگیرد. ۱۲۰ سال پیش متخصص برگزاری جشنواره ی سینمایی در دنیا نداشتیم اما از میان سینماگران کسانی پیشگام شدند و امروز هر جشنواره ای برای خودش تاریخی دارد مفصل و بی شمار متخصصانی برای هدایت چنین جشنواره هایی…
    رهرو عزیز، سیر این جشنواره را بررسی کنید تا بدانید که جشنواره با -به قول شما- خوابنما شدن خانه ی موسیقی برگزار نشده است. اساسا طرح اولیه ی برگزاری جشنواره مربوط به خانه ی موسیقی نیست و جشنواره هم یک پدیده ی خلق الساعه نیست حداقل در این مورد اگر نخواهیم تاریخ اولین ایده های آن را تا سال ۱۳۸۶و «نخستین نشست وبلاگ نویسان» در شیراز عقب ببریم، از ابتدای سال ۱۳۸۸ تا زمان برگزاری در ۱۳۹۰ جلساتی برگزار می شد و همه ی آن آیین نامه ها و …که شما احتمال داده اید وجود نداشته است، به بحث گذاشته و تصویب می شد. در جریان همین جلسات بودند دوستانی که لطف می کردند نظراتشان را برای بهبود جشنواره با ما در میان می گذاشتند و ما هم بدون توجه به اینکه «آنها دوستان ما یا خانه ی موسیقی هستند یا نه» انها را بررسی کرده و در مورد پیشنهاداتشان تصمیم گیری می کردیم. علت این وقفه ی طولانی هم این است که جشنواره قرار بود در همان سال ۱۳۸۸ برگزار شود اما به علت شرایط اجتماعی در آن وقت برگزار نشد؛ در همین سایت گفتگوی هارمونیک می توانید کل جریان را بخوانید.
    متوجه نشدم که منظورتان از رفیق بازی چیست؟ و چه کسی رفیق بازی کرده است؟ اگر منظورتان خانه ی موسیقی است، که اصلا در انتخاب داوران نقشی نداشته است. کمیته ی داوران این رقابت به جز یک نفر (محمدرضا فیاض، که او هم با اجماع کامل داوران پیشین انتخاب شد)، در سال ۱۳۸۸ و دو سال پیش از اینکه خانه ی موسیقی از آن رسما حمایت کند برگزیده شده اند. اگر هم مستقیما به انتشار نوشته هایی از دو داور کمیته (پیمان سلطانی و من) در گفتگوی هارمونیک اشاره می کنید که این دو نفر در جاهای دیگر هم می نویسند یعنی متعلق به یک سایت یا جای خاص نیستند که بتوان حضورشان را به قول شما «رفیق بازی» تلقی کرد. به طور سر بسته بگوییم جشنواره حمایت مالی یک حامی مطمئن را فقط به این دلیل که حامی خواسته بود به ازاء حمایتش یکی-دو داور را به ترکیب کمیته بیافزاید به سادگی تمام رد کرد، رفیق بازی که جای خود دارد، مبلغ چندین میلیون تومانی حمایت مالی هم تغییری در کمیته نداد. پس به نظر ما داوران این مجموعه با رفیق بازی انتخاب نشده اند، اگر شما دلایلی دیگری دارید ارائه کنید.
    منظورتان از «مسئول اجرایی» شفاف نبود، آیا منظور همان دبیر جشنواره است؟ عدم لیاقت ایشان چطور بر شما آشکار شد؟ حداقل موارد را بفرمایید تا بشود در موردشان بحث کرد.
    حضور برخی از مقامات خانه ی موسیقی هم به دلیل این بود که خانه ی موسیقی حامی جشنواره بود نه به این دلیل که آقایان وبلاگ نویس یا حتا نویسنده ی موسیقی هستند. اگر در جشنواره ی فیلم شهر، شهردار جایزه ها را می دهد معنایش این نیست که شهردار تهران فیلمسازی است به نام. اگر در جلسه حضور دارد معنایش این نیست که او داور است یا از فیلمسازی سررشته ای دارد، بلکه معنایش این است که حامی یا برگزارکننده ی این جشنواره است. و شما بهتر می دانید که اگر از او یا با او عکس می گیرند نیز معنایش هیچ یک از اینها نیست.

    از طرف هیات داوران

  • رهرو
    ارسال شده در تیر ۳۰, ۱۳۹۰ در ۸:۵۸ ب.ظ

    اولا باید عرض کنم که از پاسخ گو بودن شما بسیار خشنود شدم . البته شما این مسئله را حتما درک می کنید که گاهی عصبانیت نظر گذاران از فرط علاقه و خواست بهتر شدن امور است و در ابتدا عذر خواهی من را بابت از ادب خارج شدن نظرات را بپذیرید.
    هیئت داوران عزیز باید این را بپذیرد که شما باید نمونه و الگوی دیگران باشید. شما هستید که از نسل جوانید و نسل اینترنت هستید, و نباید بفرمائید که”جشنواره ی وبلاگ ها و وبسایت ها مانند برخی دیگر از جشنواره ها تصمیم گرفت ملاک ها و معیارهای دقیق داوری، یا به بیان دیگر آیین نامه ی داوری خود را منتشر نکند،”(در پاسخ به آقای فتحی) و اینکه فرموده اید که همه اینها ایین تامه دارد اما شما ندیدید که درست نیست , چرا که چیزی برای پنهان کردن وجود ندارد. چرا شرکت کننده نباید مقررات داوری و دیگر قوانین را نداند.
    اما در مورد داوران چرا باید یک اکیپ خاص داوری, هر چند همه استاد و فرهیخته برای چنین جشنواره ای همواره ثابت باشد و تازه شما لطف کنید و یکی از عزیزان را اضافه کنید و به ما فخر بفروشید.”کمیته ی داوران این رقابت به جز یک نفر (محمدرضا فیاض، که او هم با اجماع کامل داوران پیشین انتخاب شد)، در سال ۱۳۸۸ و دو سال پیش … برگزیده شده اند. ” من متوجه معنی کلمه” برگزیده “نشدم. چه کسی شما را برگزیده؟ فکر می کنم اگر این جشنواره شخصی بود و صاحبان معنوی ان هیئت داوران بودند مشکلی نبود, اما تیتر این برنامه بنظر کاری در سطح ملی می باشد و باید در همه جوانب احتیاط کرد.
    منظور از مسئول اجرایی کسی است که تصمیم نهایی را میگیرد و تصمیمات غلط اوست که لطمه به کل کار میزند. مثلا یک نمونه عدم تطابق تاریخ بین دو جشنواره سال ۸۸ و سال ۹۰ است, و مقالات بین تیر ۸۸ که اتمام برنامه قبل بود تا نوروز ۸۹ که شروع برنامه جدید بود ظاهرا باید در زباله دان تاریخ انداخته شود.کسی که در این فاصله به دلایلی بهترین مقاله عمرش را نوشته باید چه کار کند؟ از خودش عذرخواهی کند؟

    اما براستی برای اینکه این جشنواره از این سطح گذر کند, که با وجود حمایت خانه موسیقی و شهرداری و آگهی ربع صفحه ای همشهری فقط ۵۰ نفر در اختتامیه ان شرکت کنند (که حتما بیست نفر مربوط به گروه مهتاب رو بودند), باید وعده ها را جدی گرفت و پی گیری کرد . حرفهایی مثل ” مدیرعامل خانه موسیقی با اشاره به حمایت از نویسندگان وبلاگ ها و وبسایت های حوزه موسیقی گفت: بعد از برگزاری این جشنواره خانه موسیقی تسهیلات خاصی را برای برگزیدگان قائل خواهد شد”. ایا اینها تنها وعده است؟
    درمورد عکسها هم فکر کنم اگر شهرداری حامی یک جشنواره شود بعید است که تمام کارکنان شهرداری روی سن بیایند و جایزه بدهند. این گونه رفتار ها بوی رفیق بازی و لوث کردن مسئله را بلند میکند. انشاالله که اینطور نباشد.

    حالا از همه حرفها های ما گذشته باید از همه شما تشکر کنم . بلاخره کار بی غلط نمیشود و همه ما اشتباه داریم ولی دست شما درد نکند.

  • ارسال شده در مرداد ۲, ۱۳۹۰ در ۹:۳۸ ق.ظ

    سپاس فراوان از دوستانی گه با همه سختی ها اولین گام را برداشتند….سپاس ویژه و تشکر از سجاد پور قناد عزیز…به امید آینده ای پر بار تر و روشن

  • یکی از کاربران و مسئولین موسیقی
    ارسال شده در مرداد ۲, ۱۳۹۰ در ۶:۱۱ ب.ظ

    با سلام خدمت دوستان
    مزاحمتان نمی‌شوم آمدم دو نکته را یادآوری کنم، اول سپاس فراوان از جناب صداقت‌کیش که با حوصله به نظرات کاربران پاسخ می‌دهند.
    دوم هم یادآوری یک اصل

    اصولا تا شناختی از پدیده، شخص یا مجموعه‌ای نداشته باشیم اشتباه است که در مورد آن قضاوت کنیم.
    از همین رو از آقای سینا مطلبی می‌خواهم وقتی مطالب سایت موسیقی ایرانیان را مطالعه نکرده‌اند قضاوت نکنند.
    آیا ده شماره مجله موسیقی ایرانیان که نزدیک به ۱۰۰۰ صفحه مطلب اختصاصی می شود کپی از سایت‌های دیگرست؟
    آیا این همه مقاله، مصاحبه، گزارش، خبر همه کپی هستند؟
    اتفاقا موسیقی ایرانیان جزو سایت‌هایی‌ست که مطالب اختصاصی می‌چربد به مطالب غیر اختصاصی
    محالم‌ست مطلبی در موسیقی ایرانیان یافت کنید که کپی باشد و ذکر منبع نشده باشد.

    در هر حال امیدوارم شما آقای مطلبی حداقل سایت بین المللی موسیقی ایرانیان، مجله موسیقی ایرانیان و حداقل یک چهارم مطالب سایت موسیقی ایرانیان را مطالعه کرده باشید و بعد به این راحتی تهمت به این سایت بزنید

  • آروین صداقت کیش
    ارسال شده در مرداد ۱۲, ۱۳۹۰ در ۱۱:۳۱ ب.ظ

    خانم یا آقای رهرو عزیز،
    قوانین جشنواره کاملا روشن و صریح بر روی سایت جشنواره منتشر شده بود. منظور من از انتشار نیافتن آیین نامه، آیین نامه ی دقیق داوری است که معمولا جشنواره ها منتشرش نمی کنند برای مثال اینکه نحوه ی امتیازبندی هر یک از آثار چگونه است یا … آنچه مورد نیاز یک شرکت کننده است در فراخوان این جشنواره هم مانند جاهای دیگر لحاظ شده بود.
    جشنواره یک بار بیشتر برگزار نشده بنابراین این گفته ی شما در مورد «ثابت بودن یک اکیپ خاص» موضوعیت ندارد، اگر در سال های آینده همچنان همین گروه، بدون تغییر، داوران جشنواره باشند آن وقت این پرسش شما نیاز به پاسخ پیدا می کند. از این گذشته نه من و نه هیچ یک از همکاران به شما یک کس دیگری از بابت حضور محمدرضا فیاض فخری نفروخته ایم. دلیل حضور محمدرضا فیاض این بود که حسین علیشاپور عضو دیگر هیات داوران برای سال ۹۰ امکان همکاری نداشت و تعداد داوران باقی مانده زوج می شد که این موضوع تصمیمات هیات داوران را با دشواری روبرو می کرد.
    پرسیده اید چه کسی ما را برگزیده؟ در پایان سال ۱۳۸۷ جلسه ای در خبرگذاری مهر با هدف اعلام طرح اولیه جشنواره برگزار شد و عده ای از اصحاب رسانه های مجازی هم در آنجا جمع شده بودند (گزارش آن جلسه را می توانید در همین سایت بخوانید) در آن جلسه، حاضران چند نفری را به عنوان داور این مجموعه و دبیر و مسئول روابط عمومی پیشنهاد دادند و در انتهای جلسه صورت جلسه ای تنظیم شد و به امضای حاضران رسید و بدین ترتیب هیات برگزاری این جشنواره شکل گرفت. چون فراخوان عمومی با هدف اعلام برپایی جشنواره برای مسئولان و نویسندگان وبلاگ ها و سایت ها داده شده بود، فرض بر این گرفته شد که این پیشنهاد که برخی از آنها با امضایشان تاییدش کرده بودند، نوعی انتخاب است. من هم مثل شما فکر می کنم در سال های آینده ممکن است بشود سازوکارهای بهتری برای این موضوع جستجو کرد. این سازوکارهای گزینشی مطمئنا شامل رای گیری از خود شرکت کنندگان در جشنواره نخواهد شد. همان طور که هیچ کس از شرکت کنندگان احتمالی یک جشنواره نمی پرسد به نظر شما داوران سال بعد چه کسانی باشند؟
    باری، زمانی که این هیات شکل گرفت بار اعتبار جشنواره بیشتر بر دوش هیات داوران و برگزاری بود، و این جشنواره اگر نه شخصی، دست کم ایده ای گروهی بود که به فعلیت در می آمد، جلساتش در انجمن صنفی روزنامه نگاران برگزار می شد (به لطف حمیدرضا عاطفی و سید ابوالحسن مختاباد) و … حتا زمانی که در سال ۸۹ دوباره تصمیم بر آن شد که جشنواره ی معوق مانده به سرانجام برسد، هنوز خانه ی موسیقی رابطه ای با این جشنواره نداشت. پس از انتقال جلسات هیات برگزاری به خانه ی موسیقی کم کم موضوع حمایت خانه ی موسیقی شکل گرفت.
    شاید این چالش از آنجا حاصل شد که در ابتدا جشنواره به صورتی مستقل مطرح بود و بعدا خانه ی موسیقی در نقش برگزار کننده قرار گرفت. احتمالا به نظر شما زمانی که خانه ی موسیقی می خواست چنین جشنواره ای را برگزار کند موضوع «برگزیدن» داوران مطرح می شد و این سوال هم جای طرح می داشت که چرا فلان گروه انتخاب شدند و فلان گروه انتخاب نشدند و چه کسی و بر چه اساسی آنها را انتخاب کرد. اما همان طور که گفتم ماجرا اصلا بدین شکل نبود، خانه ی موسیقی برگزاری یا به بیان دقیق تر حمایت جشنواره ای را که از پیش وجود داشت و شکل نهایی اش را نیز یافته بود بر عهده گرفت بی آنکه در چگونگی آن به طور رسمی یا غیر رسمی دخالتی بکند. به همین دلایل هم برای شما توضیح دادم که کمیته ی برگزاری قبل از اینها شکل گرفته بود. چون شما جشنواره را به رفیق بازی متهم کرده بودید و نوشته تان هم مشخص نبود منظورتان رفیق بازی چه کسانی است. از همین رو مجبور شدم حدس بزنم یا منظورتان خانه ی موسیقی است یا گفتگوی هارمونیک و به فراخور هر یک از این حدس های پاسخی دادم.
    رهرو عزیز، در هیات برگزاری جشنواره «کسی که تصمیم نهایی را می گیرد» وجود نداشت. همه ی تصمیمات با نظر جمعی و از طریق رای گیری و در برخی اوقات هم نه فقط از طریق رای اکثریت بلکه به شکل اقناعی، اتخاذ شدند. پس اگر اشتباهی هست متوجه همه ی ماست.
    یکی از اشتباهاتی که مطرح کرده اید عدم تطابق زمانی میان بخش از دست رفته ی سال ۸۸ است. درست می گویید، توجه داشته باشید که ما ناچار بودیم در مورد دامنه ی زمانی مورد قبول تصمیم گیری کنیم. نمی توانستیم زمان را تا ده یا پانزده سال پیش بگسترانیم و همه ی نوشته های فضای مجازی را بپذیریم، چرا که کار بسیار دشوار می شد. پس تصمیم جمع بر این شد که از ابتدای سال ۸۹ تا زمان برگزاری در تیرماه ۹۰ مورد قبول قرار گیرد. امیدوارم با منظم برگزار شدن این جشنواره در سال های آینده این مشکل که همیشه برای اولین دوره وجود دارد، رفع شود.
    متاسفانه من دقیقا نمی دانم که میر عامل خانه ی موسیقی در مصاحبه اش به چه نوع تسهیلاتی اشاره کرده است. تا آنجا که به هیات برگزاری مربوط می شود جایزه هایی را تصویب کرده بود که در همان روز اختتامیه داده شد. مسئول این گفته خانه ی موسیقی و شخص مدیر عامل است، و پی گیری آن هم بر عهده ی برگزیدگان جشنواره. هر چند باز هم تاکید می کنم هیات برگزاری جز جایزه ها چیز دیگری را تصویب نکرده بود، اما بد نیست کسی از برگزیدگان برود و در این مورد از خانه ی موسیقی بپرسد.
    و سرانجام برای اینکه این جشنواره یا هر فعالیت دیگری از سطح عبور کند به نظر من لازم است، نخست، دیرزمانی بپاید چرا که از سطح گذشتن در جهان فرهنگ کار یک روز و دو روز نیست. دوم، داوران و شرکت کنندگانش به تدریج هر چه با اعتبارتر شوند. و سوم، منتقدانی معتبر و تیزبین داشته باشد که اشتباهات را ببینند و بازگو کنند تا جشنواره بتواند خود را بر اساس نقد آنها تصحیح کند.
    از طرف هیات داوران

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر «کنسرت کوارتت کلنکه» سی و سومین جشنواره‌ی موسیقی فجر

از همان هنگام که لا-ر، دو نت کشیده‌ی سوژه‌ی اصلی مجموعه‌ی «هنر فوگ» باخ را ویلن نواخت مشخص بود که قرار است «کوارتت کلنکه» چه ردای متفاوتی (نسبت به اجرای مشهورتر کوارتت‌های اِمِرسون، جولیارد و کِلِر) بر تن این فوگ‌های به‌غایت هنرمندانه‌ی در معما رهاشده بپوشاند، و از آن بیشتر تا چه اندازه قرار است موسیقی با همان سوژه‌ی گشاینده همچون نوشدارو به یک کرشمه دیگر اجراهای جشنواره را (چهار اجرا که پیش از آن دیده بودم) از خاطر بزداید و به رویدادی در دل فرهنگسرای نیاوران تبدیل شود.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (X)

فرض کنید از این ۴۰۹۶ مجموعه در طی تقریبا چهارصد سال گذشته هر سال تنها از ۲۰ مجموعه مختلف استفاده شده است. این می‌شود ۸۰۰۰ مجموعه (۴۰۰*۲۰)؛ یعنی ۴۰۰۰ تا بالاتر از گنجایش سیستم. حال به‌طور فرضی سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هر سال ۱۵ مجموعه مختلف استفاده شده. این می‌شود ۶۰۰۰ مجموعه یعنی ۲۰۰۰ مجموعه بالا تر از گنجایش سیستم. باز سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هرسال از ۱۴ مجموعه مختلف استفاده شده. این می شود ۵۶۰۰ مجموعه.

از روزهای گذشته…

شیراز در روز میزبانی از شریف لطفی

شیراز در روز میزبانی از شریف لطفی

سالیان سال است که شیراز چه در عرصه ی اجرا و چه در عرصه ی آموزش دانشگاهی و آموزشگاهی در زمره شهرهای موسیقی خیز است و نیاز به برگزاری برنامه های جدی آموزشی در کنار اهداف موسسات به اصطلاح فرهنگی که فقط به درآمد زایی می اندیشند به شدت احساس می شود. طبق اطلاع رسانی های روزهای گذشته کمتر از یک سال است که شرکت تعاونی نگین فارس به مدیر عاملی فریدون رحیمی در بخش آغازین اهداف بلند مدت با تاسیس آموزشگاه موسیقی نگین فارس در راستای توجه به نیاز جدی آموزش موسیقی به شروع فعالیت پرداخته است.
بررسی ساختار دستگاه شور در ردیف میرزاعبدالله» (I)

بررسی ساختار دستگاه شور در ردیف میرزاعبدالله» (I)

دستگاه/آواز‌ها در موسیقی کلاسیک ایران‌ به طور کلی از الگویی یکسان پیروی می‌کنند و می‌توان تصور کرد که ‌این الگو خاستگاه شکل‌گیری دستگاه‌ها نیز بوده و نشانگر منطق حاکم بر تدوین ردیف باشد. الگوی مورد نظر،‌ به بیانی ساده، همان ردیف‌شدن مدهایی مرتبط با هم و درپی هم‌آمدن آنها در قالب یک مجموعه به نام دستگاه است. به نحوی که روند چرخه‌وار مدها از مد مبنای هر دستگاه شروع و پس از سلسله‌ای از مدگردی‌ها سرانجام به همان مد نخستین یا مبنا باز می‌گردد (اسعدی، ۱۳۸۲: ۴۷). برای نمونه می‌توان به اجمال روند سیکلیک مدگردی‌های دستگاه ماهور را اینگونه بیان کرد: درآمد ماهور مد مبنای دستگاه یا همان مد ماهور را معرفی می‌کند. مدهایی همچون داد، دلکش، خاوران، فیلی، حصار، شکسته، عراق و راک (با شاهدها و اشل‌های صوتی متفاوت) یک به یک ارائه می‌شوند و هر کدام، در پایان، با الگوهای فرودی ترجیع‌بندگونه به منطقه‌ی ‌مُدال مبنا یا همان مد ماهور باز می‌گردند.
گفتگو با زیگمونتوویچ

گفتگو با زیگمونتوویچ

کتاب ویلون ساز نوشته جان مارکیز که اوایل آوریل سال ۲۰۰۷ منتشر شد زندگی زیگمونتوویچ را در حال ساخت ویولون یوجین دراکر ویولونست Emerson String Quartet به تصویر می کشد. این کتاب که حول دیدگاه مارکیز به عنوان یک نوازنده ترومپت، انتظارات دراکر از یک ویولون و فرایند ساخت پیچیده زیگمونتوویچ می چرخد کتاب بسیار جالبی است. نویسنده یک سال تمام زیگمونتوویچ را زیر نظر داشت و من کنجکاو بودم که نظر زیگمونتوویچ را درباره این کتاب بدانم. متن مصاحبه با او از این قرار است:
محمود ذوالفنون از زبان خودش

محمود ذوالفنون از زبان خودش

نخستین پایه علاقه من به موسیقی، شنیدن ساز پدرم (تار) هنگام تدریس به شاگردانش بود. بعدها من هم در سلک همان شاگردان درآمدم و به خوبی به خاطر دارم که نخستین درس با تار در دستگاه شور و با وزن کرشمه بود. همه دورس به شیوه معمول آن دوره، سینه به سینه بود. البته گذشتگان نیز اصولی را برای صحیح آموزش دادن دنبال می کردند که نباید ساده از آنها گذشت و استعداد هم که به نوبه خود لازمه یادگیری بود…
حسین دهلوی، هنرمند کمال گرا (IV)

حسین دهلوی، هنرمند کمال گرا (IV)

دهلوی در سال ۱۳۵۴ یکی از مهمترین آثار موسیقی سمفونیک ایران را با نام “باله بیژن و منیژه” تصنیف کرد که اثری عظیم و با شکوه برای ارکستر سمفونیک بود. این اثر بعدا به صورت یک سوئیت پنج قسمتی زهی نیز تنظیم شد که بارها به اجرا در آمد. “بیژن و منیژه” هنوز هم یکی از قله های آهنگسازی در موسیقی سمفونیک ایران محسوب میشود و نشان از توانایی بی حد و حصر آهنگساز در تکنیکهای آهنگسازی و ارکستراسیون و همچنین تسلط او بر موسیقی اوایل قرن بیستم و ترکیب هوشمندانه آن با موسیقی ایرانی دارد.
موسیقی قوالی (II)

موسیقی قوالی (II)

مدت اجرای هر آهنگ قوالی بین ۱۵ تا ۲۰ دقیقه است.اگرچه طولانی ترین آهنگ قوالی که به صورت رسمی منتشر شده است ۱۱۵ دقیقه طول می کشد(Hashr Ke Roz Yeh Poochhunga ساخته عزیز میان قوال).فاتح علی خان درخشنده ترین چهره در موسیقی قوالی در سطح جهان حداقل ۲ آهنگ با بیش از ۶۰ دقیقه طول دارد.
آلن پارسونز و Dark Side of the Moon

آلن پارسونز و Dark Side of the Moon

جادوگر استودیو، آلن پارسونز، با تواضع و فروتنی می گوید: “همکاری با پینک فلوید آرزوی هر مهندسی است و من کوشیدم این فرصت را غنیمت شمرم. Dark Side of the Moon نقطه عطفی در زندگی حرفه ای من بود و مرا به شدت به شوق آورد. این کار برای من اهمیت زیادی داشت و باید آن را به بهترین نحو به انجام می رساندم.”
تنها میزگرد تخصصی موسیقی ایران (II)

تنها میزگرد تخصصی موسیقی ایران (II)

به هر حال بخش موسیقی ایرانی در ترکیب برنامه های فستیوال ضعیف عمل کرد. نمونه های خوب و بدی که باهم ارائه شدند، نتوانست موقعیت ممتازی را برای خودش بوجود آورد. این میزگرد پیرامون موسیقی ایران بالاخره برگزار گردید و آقایان “هوشنگ استوار”، “هرمز فرهت”، “مرتضی حنانه” و از طرفی آقای “فرهاد مشکوه” نیز که رهبر ارکستر سمفونیک وقت تهران بود، در این بحث حضور داشتند.
روش سوزوکی (قسمت چهاردهم)

روش سوزوکی (قسمت چهاردهم)

چنانچه که قبلا یادآور شدم رابطه خواهر من هینا با کوجی مثل یک مادر بود و از او خیلی مراقبت می کرد. در ماتسوموتو کوجی با یک روحانی کاتولیک آشنا شد و هر یکشنبه به کلیسا میرفت، در مدت کوتاه او یک کاتولیک شد. خواهرم که کوجی برایش خیلی اهمیت داشت هر یکشنبه او را تا کلیسا همراهی می کرد. بعد از نیمی از سال او هم کاتولیک شد! خواهرم به کارهای کلیسا هم کمک میکرد. به همان شکلی که در کنار من برای متد تربیت استعدادها کمکم میکرد.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XVI)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XVI)

هرچند، ایده ی ساختن قطعه ای بر اساس زندگانی حواریون در ذهن او باقی ماند تا اینکه در فستیوال سال ۱۹۰۳ او دوباره به موضوع دلخواه خود بازگشت. وی در ابتدا یک اوراتوریو در سه قسمت تدارک دیده بود که شامل خیانت یهودا، نفی کردن پطرس و به عروج رفتـن عیسی مسیح بود. بیماری دوباره به سراغ او آمد و بدین ترتیب او تنها به قسمت عروج روحانی مسیح پرداخته و آن را “سلطنت” نام نهاد. مدت ها بعد، او قسمت سومی به نام “قضاوت آخر” به این اوراتوریو اضافه کرد اما هیچگاه این قطعه را به پایان نرساند.