ترور فاکوندو کابرال

فاکوندو کابرال (Facundo Cabral) خواننده و سرود نویس آرژانتینی در حالیکه با مدیر کنسرتهایش در اتومبیل بودند با ضرب گلوله کشته شد. به گفته وزیر کشور گواتمالا، احتمالا مدیر کنسرتهای کابرال هدف اصلی این حمله بوده است. فاکوندو کابرال که سمبل موسیقی فولکلور و اعتراضی آمریکای لاتین به شمار می رود، صبح شنبه توسط مردانی مسلح که در گواتمالا سیتی، خودروی او را متوقف و آن را گلوله باران کردند، کشته شد.

مقامات گواتمالا هنوز نتوانسته اند انگیزه این قتل را بیابند. اما به نظر می رسد که تاجری که با او همراه بوده است هدف این کشتار بوده باشد. گواتمالا یکی از بالاترین آمار های قتل را در منطقه داراست که سال های اخیر به دلیل هجوم قاچاقچیان مکزیکی مواد مخدر افزایش یافته است.

سرگیو مورالز دادستان حقوق بشر گواتمالا می گوید که « فاکوندو کابرال اسطوره ای برای تمام ملت ها بود و مرگ او نه تنها فقدانی برای گواتمالا بلکه برای تمام دنیاست.»

کابرال هفت و چهار ساله یک هفته را در گواتمالا به اجرای کنسرت گذراند و صبح خیلی زود روز شنبه در حالیکه با همراهانش با دو اتومبیل در راه رفتن به فرودگاه پایتخت بودند، سه کامیون از مردان مسلح راهشان را سد کرده و بیش از ۲۵ گلوله به آن ها شلیک کردند. به گفته یک سخنگوی دولتی کابرال همان لحظه جان می سپارد.

مقامات هم چنین گزارش داده اند که محافظان کابرال به سمت مردان مسلح شلیک کرده اند اما نتوانسته اند حمله آن ها را دفع کنند. آلولرو کولوم، رئیس جمهور گواتمالا، خشم خود را درباره این «حمله بزدلانه» بیان کرده و قول داده است که فاتلان را مجازات کند. کولوم برای عرض تسلیت خود با رئیس جمهور آرژانتین، کریستینا فرناندز د کیرشنر تماس گرفت و از مقامات آرژانتینی دعوت کرد تا آن ها را در تحقیق و تفحص همراهی کنند. او هم چنین در کنفرانسی خبری اعلام داشته است که این «جنایتی سازمان یافته» بوده است. «آن ها قاتلان خیابانی نبوده اند. این عملیات کاملا با برنامه ریزی و توسط سازمانی تبکار برنامه ریزی شده است.

کارلوس منوکال، وزیر کشور، که در این کنفرانس خبری با کولوم همراه بود اعلام کردن که «همه شواهد» حاکی از این است که هدف این جنایت مدیر برنامه های کنسرت کابرال یعنی هنری فرینا بوده است. فرینا اهل نیکاراگوئه است و در زمان وقوع جنایت راننده خودروی کابرال بوده است. منوکال از الگوی به جا مانده از گلوله ها و شواهد دیگر که نخواست نام ببرد مثال زد. او هم چنین اضافه کرد که کابرال در لحظه آخر تصمیم گرفت که با فرینا به فرودگاه برود. فرینا صاحب چند کلوپ شبانه در آمریکای جنوبی و کلومبیاست. او نیز در جریان این ماجرا زخمی شد.

منوکال گفته است «قطعا با او [فرینا] صحبت خواهیم کرد.» گواتمالا که قرار است انتخابات ریاست جمهوری را دو ماه دیگر برگزار کند از خشونت لبریز است. مرز گواتمالا با مکزیک در جنوب این کشور نیز به مرکز بزرگ قاچاق مواد مخدر تبدیل شده است. هم چنین قدرت کارتل ها که هر روز در حال افزایش است از قدرت مقامات محلی بیش تر شده؛ به طوری که توانسته اند کنترل قلمروی گواتمالا را در دست بگیرند.

کابرال در خانواده فقیری در آرژنتین به دنیا آمد. او در ابتدا در دهه ۷۰ و زمانی که آمریکای لاتین در بند دیکتاتوری های نظامی، کودتا و بحران بود به خاطر نوشتن و اجرای آهنگ های اعتراضی به شهرت رسید. او از سال ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۳ یعنی در زمان خونتای نظامی آرژانتین در مکزیک در تبعید به سر می برد. سپس آهنگ های او روحانی و فلسفی تر شدند و به نظر می رسید که کابرال، بر خلاف ضعف جسمی و بیماری چشم، هیچ گاه از کنسرت دادن خسته نمی شود.

او در سال ۱۹۹۶ از سوی یونسکو به عنوان سفیر بین المللی صلح برگزیده شد و موشوعاتی مانند صلح و برادری در کارهای آخری او مشهودند. معروف ترین اثر او “No Soy de Aqui, Ni Soy de Alla,” (“I’m Not From Here, I’m Not From There Either”) است که توسط هنرمندان فراوانی مورد اقتباس قرار گرفت.

مرگ او تأسف و اندوه فراوانی را در آمریکای لاتین ایجاد کرد. ریکارد مونتانر (Ricardo Montaner) یک ستاره دیگر موسیقی آمریکای لاتین در پیامی در شبکه اجتماعی توئیتر نوشته است که «نمی توانم باور کنم. تمامی هنرمندان کره زمین سوگوارند.»

رؤسای جمهور کشورهای کلومبیا، اکووادور، و ونزوئلا تأسف خود را در از دست دادن «بزرگترین شاعر دشت آمریکای جنوبی» (به نقل از صفحه توئیتر هوگو چاوز، رئیس جمهور ونزوئلا) ابراز نموده اند. وزیر خارجه آرژانتین نیز در پیامی در توئیتر از «اندوه عمیق» خود گفته و نوشته است «خداحافظ رفیق». ریگوبرتا منچو (Rigoberta Menchu)، ملک الشعرای گواتمالایی، به محل حادثه سر زده و در حالیکه گریه می کرد به خبرنگاران گفته «او یک استاد بود. نمی توانم جلوی این فکر را بگیرم که او را به خاطر ایده آل هایش کشتند. وگرنه دلیلی وجود نداشت که او را اینجا در گواتمالا بکشند. او عاشق گواتمالا بود.»

کابرال در مصاحبه ای با روزنامه گواتمالایی Prensa Libre در سال ۲۰۰۹ گفته بود که تصمیم گرفته کم تر کار کند و یک سری کنسرت برای خداحافظی اجرا کند. از او پرسیده شد که آخرین پیامت چیست: «زندگی هدیه با ارزشی است. و ما به دنیا آمده ایم که زندگی کنیم، و تنها می توانیم با عشق زندگی کنیم.»

latimes.com

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

حنانه: هارمونی زوج بر اساس موسیقی ۱۲ نیم پرده طراحی شده است

اگر کسانی مدعی هستند توانایی آنالیز قطعات پدرم را دارند، می توانم میزگردی برگزار کنیم و در این مورد بحث کنیم شاید بر اساس نوشته های من روی سایت شما به نتایجی رسیده باشند و یا از زوایای دیگری مسایل را مورد بحث قرار می دهند. برای رسیدن به چیزی شبیه به هارمونی زوج حتی اگر موزیسینی دارای هوش و استعداد کافی و گوش قوی باشد و چیزی بی آفریند که شبیه آن صدا بدهد، گواه بر دانستن منطق این زبان ویژه که با زبانهای دیگر بسیار متفاوت است نیست و اینکه ادعا کند، هارمونی زوج را آنالیز کرده است. ادعاییست که باید دید و شنید.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (IV)

شکل و هیئت معماری مدرن، بیادآوردنده هیچ فرمی از گذشته و تاریخ یا خاطره ای قومی یا ملی نیست، بلکه نشان دهنده دیدگاه و تفکر «مدرن» ی است که با واقعیت گرایی در پی شناخت حقیقتِ فرم و مصالح است. جمله معروف «کمتر، بیشتر است» معرف برنامه معماری مدرن شد.

از روزهای گذشته…

ویولون مسیح استرادیواریوس (I)

ویولون مسیح استرادیواریوس (I)

مقاله ایی که در پیش روی دارید گزارشی است از روند بررسی و در بخشهایی باز سازی هندسی ساختمان ویلن؛ تلاشی در جهت شناخت و یافتن صحت و دقت هر چه بیشتر الگوی ویلن مسیح، که با استفاده از نسخه نمونه برداری شده استادانه، تحت عنوان و نام استاد جان دیلورث و همچنین با حمایت و پشتیبانی موزه اشمولم در اکسفورد انگلستان به چاپ رسیده است. ما در این مقاله رسما به تمامی تلاشهایی که در این راستا برای انتشار این طرح به انجام رسیده است، ارج می نهیم.
نگاهی به سمفونی فانتاستیک اثر جاودان هکتور برلیوز (IV)

نگاهی به سمفونی فانتاستیک اثر جاودان هکتور برلیوز (IV)

برلیوز در مقدمه ی این موومان تنهایی در دامان طبیعت را تداعی می کند: یک کرآنگله ی سولو، نغمه ای را می نوازد و پژواک آن یک اکتاو بالاتر به وسیله ابوا به صدا در می آید (تداعی گر نوای نی دو چوپان). پیش از این هرگز موومانی از یک سمفونی با دوئت این سازها آغاز نشده بود. نوای نی چوپان که در مقدمه (میزان های ۱ تا ۲۰) و دیگر بار در پایان موومان به گوش می رسد، یادآور شباهت هایی در حالت بیان و رنگ آمیزی (استفاده از کرانگله)، در رومانس مارگریت از اپرای فاوست (۹-۱۸۲۸) اثر گونود است که نسبت به سمفونی فانتاستیک خیلی هم قدیمی نیست.
اصول نوازندگی ویولن (VIII)

اصول نوازندگی ویولن (VIII)

۳/۱/۵/۱: هر گاه بنا به دلایل مختلف نوازنده مصمم به اجرای متوالی دو نت با فاصله نیم پرده توسط یک شماره انگشت باشد، لازم است تا هلال داخلی انگشت به مانند فنری باز شود. طبیعی است در حالت برگشت، هلال انگشت دوباره بایستی جمع شده و انگشت به شکل هلالی اولیه خود باز گردد (مراجعه به بند:۱/۲/۱/۳).
یادآوری های پیرامون بررسی سه شیوه هنر تک نوازی <br>در موسیقی ایرانی، پژوهش مجید کیانی (III)

یادآوری های پیرامون بررسی سه شیوه هنر تک نوازی
در موسیقی ایرانی، پژوهش مجید کیانی (III)

«در این آثار (مانند نمونه سوم)… اندیشه هست، احساس هست، زیبایی هست، ذوق هست، حرکت زمان هست، تازگی، طراوات، امید، حرکت و شادابی مدام هست، و مهمتر از همه اینها انسان و انسانیت هست». «این ها را (نمونه سوم را) می توان “اثر هنری” نامید (ص۵۳).»
گروه راک “ترن” Train

گروه راک “ترن” Train

پت موناهان Pat Monahanترانه سرا و خواننده گروه ترن Train درباره منبع الهام آلبوم جدید گروه که For Me, It’s You نام دارد میگوید، هر ترانه خطاب به “تو” you است، این “تو” در هر ترانه شخصی متفاوت است، در ترانه اصلی، “تو” را خطاب به زنی که عاشقش هستم میگویم و در طول آلبوم این “تو” خطاب به فرزندانم، دوست عزیزی که از دست داده ام، مادرم، خانواده ام و گروه موسیقی من بوده است.
یادی از استاد حسینعلی ملاح‌

یادی از استاد حسینعلی ملاح‌

در ژورنال گفتگوی هارمونیک، بارها مطالبی از زنده یاد حسینعلی ملاح خوانده اید. این مطالب به خاطر اهمیت شان از مجلات قدیمی به روی سایت قرار می گیرند. برای آشنایی شما با این نویسنده و موسیقیدان فقید، مطلبی از زنده یاد علی تجویدی که به مناسبت درگذشت ایشان در مجله «کلک» شماره ۲۹ و در تاریخ مرداد ۱۳۷۱ نوشته شده، میخوانید.
مصاحبه ای با رنه فلمینگ (I)

مصاحبه ای با رنه فلمینگ (I)

خانم رنه فلمینگ یکی از موفقترین ستارگانی است که در عرصه بین المللی در سالهای اخیر درخشیده است. او سه اثر خود را در شرایط بسیار مشکلی از لحاظ اجرا و تکنیک ضبط کرده، اجرای زنده وی بسیار موفقیت آمیز بوده و در ایفای نقشی بسیار دشوار نشان داده که توانایی های زیادی دارد. رنه فلمینگ استاد سبک موتسارت است، در نسخه جدید کوزی فان توته (Cosi fan Tutte) با رهبر درگذشته بزرگ، سر جرج سولتی (Sir Georg Solti) هیچ وحشتی از سبک پر خطر این اپرای قرن نوزدهمی نداشت و توانست، اثری رضایت بخش به اجرا در آورد. ضبط های جدید اپراهای موتزارت شامل آثاری است از هنرمندان متعدد و ناشناس. خانم فلمینگ یک استثنا در عرصه موسیقی می باشد، خود او می گوید دوست دارد زمانی اثرش را ضبط کند که صدایش توانایی بالا خواندن را داشته باشد.
چرا سنتورِ سُل کوک؟ (I)

چرا سنتورِ سُل کوک؟ (I)

همانطور که همه ی ما میدانیم اغلب علاقه مندان به هر سازی ترجیح می دهند در اوایل کار، ابتدا با یک ساز مشقی (سازی که از لحاظ کیفیت در حداقل استاندارد قرار دارد) شروع به کار کنند به دو دلیل، یکی اینکه قیمت ساز مشقی نسبت به سازهای با کیفیت به مراتب کمتر است و ریسک هزینه ی آن برای مبتدیان قابل توجه نخواهد بود و دوم اینکه چون مطمئن به ادامه راه بطور حتم نیستند عاقلانه نیست که از ابتدا هزینه ی بالایی برای آن پرداخت کنند تا بعد از مدتی بنا به استعداد، تمرین، میزان افزایش علاقه و پشتکار خود از یک سال تا چند سال اقدام به خرید یک ساز بهتر کنند.
مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (III)

مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (III)

پدیده صدا در قالب آواز می تواند ریتم درونی کودک را بیدار کند و در شکل حرکات بدنی صورت بپذیرد. یعنی عامل ریتم در آواز نهفته است. آوازها یک فرآیند موسیقایی ناخودآگاه هستند که در آموزش موسیقی بیشترین اهمیت را دارند. آواز استعدادهای موسیقایی کودک (ذاتی یا گاهی ارثی) مانند حس ریتم، سرعت، تقسیمات دوتایی، سه تایی، فواصل ملودیگ و گام ها و آکوردها، حس تنال و مدال وارزش نهفه در کلام و حس شعری را بیدار می سازد.
جلوگیری از فشار بیش‌از‌حدِ دست چپ در نواختن گیتار کلاسیک (I)

جلوگیری از فشار بیش‌از‌حدِ دست چپ در نواختن گیتار کلاسیک (I)

همه‌ی آنها که دستی در نواختن سازی دارند احتمالاً در دوره‌ای از نوازندگی درگیر فشارهای اضافی ماهیچه‌ای شده‌اند؛ از گردن و شانه گرفته تا انگشت‌ها و مجاری تنفسی هنگام نوازندگی می‌توانند زیر فشار بیش‌از‌حد قرار بگیرند. این فشارها سبب هدر‌رفتن انرژی نوازنده و اغلب اُفت کیفیت نوازندگی می‌شوند. برای برخی این مشکل مقطعی است و سرانجام با تمرین درست و تمرکز برطرف می‌شود، اما عده‌ی قابل توجهی از نوازندگان همواره با این معضل دست‌به‌گریبان می‌مانند و آسیب‌هایی جدی می‌خورند. از آنجا که من نوازنده‌ی گیتار کلاسیک هستم، این نوشته را بر فشارهای اضافی ماهیچه‌ای در نواختن همین ساز محدود می‌کنم.