اپرای لیلی و مجنون (I)

اپرایی که موسیقی یک ملت را شکل داد
اپرای لیلی و مجنون اثر اوزیر حاجی بیف (Uzeyir Hajibeyov) در دوازدهم ژانویه ۱۹۰۸ میلادی برای نخستین بار در باکو اجرا شد. آذربایجانی ها افتخار می کنند که این اپرا، اولین اپرایی است که نه در کشور آذربایجان بلکه در کل جهان اسلام بر روی صحنه رفته است. علاوه بر این، این اپرا اولین اثری است که در آن بداهه نوازی های مقام (mugam) سنتی آذربایجان در قالب اپرای اروپایی گنجانده شده است.

اپرای لیلی و مجنون داستان عاشقانه تراژیکی است که بر اساس شعری به همین عنوان از محمد فضولی شاعر قرن دهم (شمسی) ساخته شده است. داستان این اپرا ریشه در افسانه ی یک فئودال عرب دارد.

در زمان تهیه این مقاله، یعنی سال ۱۹۹۷، تنها یک نفر در باکو زنده بوده است که این اجرای تاریخی را در سال ۱۹۰۸ تماشا کرده است. رمضان خلیلوف در زمان نخستین اجرای این اپرا تنها هفت سال داشت! او اکنون خاطرات آن شب با شکوه که یک قرن پیش رخ دادند را بازگو می کند.
***
در زمان اولین اجرای اپرای لیلی و مجنون در باکو من هفت سال داشتم. من چچنی هستم و در سال ۱۹۰۰ در Grozny به دنیا آمد. من در ابتدا با اوزیر حاجی بیف دوست بودم اما بعد او با خاله کوچکتر من، ملیکا ترگولووا ازدواج کرد.

دو دایی من، علی و حنفی ترگولووا، در دوران تحصیلشان در مدرسه علوم دینی گوری در تفلیس در اوایل قرن بیستم با اوزیر دوست شده بودند. هر دوی آن ها در این اپرا مشارکت داشتند و بدین ترتیب من نیز درگیر آن شدم.

علی، رهبری ارکستر و نواختن ویولن را بر عهده داشت، حنفی هم رهبری کر و نقش نوفل را بر عهده داشت. نوفل فرماندهی نظامی بود که حفاظت از مجنون را بر عهده داشت.

آنها گاهی من را هم با خودشان به تمرین ها می بردند اما من آن قدر کوچک بودم که اهمیت آنچه در حال رخ دادن بود را درک نمی کردم.

اوزیر بیگ (ما از روی ادب اینگونه صدایش می کردیم) قول داده بود که اگر نمره هایم در مدرسه خوب شود، می توانم در برنامه افتتاحیه اپرا در سالن تئاتر تقی یف شرکت کنم. این سالن تئاتر که در سال ۱۸۸۰ ساخته شد، اولین سالنی بود که در باکو ساخته شد و حامی مالی آن هم زین العابدین تقی یف بود که از افراد با نفوذ در صنعت نفت بود. این سالن درست نزدیک دریا ساخته شد؛ همانجایی که اکنون تئاتر کمدی موزیکال قرار دارد.

به خاطر می آورم که در شب ۱۲ ژانویه ۱۹۰۸ سالن پر از تماشاچی بود. مادر و خاله ها و دیگر خویشاوندان ما از تفلیس برای تماشای برنامه به باکو آمده بودند. قرار بود برنامه ساعت ۷ شب آغاز شود. این سالن یکی از معدود سالن هایی بود که برق کشی شده بود. تماشاچی ها هم خودشان را پیاده، با اسب یا درشکه به سالن رسانده بودند.

به یاد می آورم که کنار مادرم در قسمت خاص بانوان نشستم. آن زمان هنوز زن ها اجازه نداشتند که بدون حجاب در مکان های عمومی حضور یابند. آنها همچنین اجازه نداشتند که با مردان در یک مکان بنشینند حتی با شوهرانشان. طبقه همکف برای مرد ها رزرو شده بود. زن ها باید در مکان های مشخصی در طبقه های دوم و سوم می نشستند. پرده خیلی نازکی که بیش تر شبیه تور ماهیگیران بود نیز جلوی قسمت زنان نصب شده بود تا آن ها را از دید دیگر تماشاگران خارج کند. قطعا چنین پرده ای مزاحم دید کامل و واضح صحنه نیز بود.

یک دیدگاه

  • ناشناس
    ارسال شده در دی ۱۹, ۱۳۹۲ در ۷:۴۵ ب.ظ

    و اینک این اپرا برای اولین بار در ایران و جهان به شکل اپرای عروسکی لیلی و مجنون به روی صحنه می رود.
    این اثر به کارگردانی بهروز غریب پور در دیماه سال جاری در تالار فردوسی به اجرا در خواهد آمد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

روش سوزوکی (قسمت چهل و هشتم)

هر انسانی مسئول خودش و وظایفش است این نگرش من نسبت به زندگی است و من از خود می‌خواهم و تمنا دارم که زندگی من در عشق و شادی طی بشود، در واقع هیچ کسی طالب بیچارگی و مورد نفرت قرار گرفتن نیست. کودکان نمونه‌های بارزی از پاکی هستند زیرا آنها سعی می‌کنند در پاکی و عشقی صاف و سرشار از وی زندگی کنند، من بدون کودکان قادر به زندگی نیستم اما بزرگترها را هم دوست دارم به آنها علاقه قلبی دارم و در نهایت آنها هم رفتنی هستند؛ انسانها باید به هم مهر بورزند و باعث تسلّای خاطر یکدیگر باشند و برای همدیگر باشند، این را موتسارت می‌آموزد و من هم بر این عقیده هستم.

منشور اخلاقی مربیان موسیقی

مرام نامه های یا منشور های اخلاقی اسنادی هستند که در آن اصولا اخلاقی یک نهاد یا گروه در آنها قید شده است. در این منشور اخلاقی محور هایی مانند اخلاق اجتماعی و اخلاق حرفه ای مورد توجه قرار گرفته و انتظاراتی که آن نهاد یا گروه از نظر رفتارهای اخلاقی از افراد دارد در آن ثبت می شود.

از روزهای گذشته…

تغییر گام در موسیقی بی باپ

تغییر گام در موسیقی بی باپ

چارلی پارکر و جیمز مودی نوازندگان سکسیفون، دیزی گیلسپی و مایلز دیویس نوازندگان ترمپت، باود پاول و تلونیوس مانک نوازندگان پیانو، چارلی مینگوس و ری بران نوازندگان باس از جمله موسیقیدانان جز هستند که در دوران بی باپ (Bebop) حضور موفقی از خود در عرصه موسیقی Jazz به نمایش گذاشتند.
شنگ

شنگ

شنگ (sheng) یکی از سازهای بادی قدیمی و سنتی چین است که درحال حاضر نیز مورد استفاده قرار میگیرد. قدمت آن به ۳۰۰۰ سال پیش میرسد و در میان مردم چین در دوره۱۴۰۱ – ۱۱۲۲ B.C. Yin Dynasty رایج بوده است. شنگ از ۱۷ تا ۳۷ لوله ی عمودی نی بامبو که با طول های مختلف در استوانه که بر سر آن یک قطعه دهانی ضمیمه شده کنار هم قرار گرفته اند درست شده است. با این خصوصیات ساختمانی، شنگ تنها ابزار موسیقی بادی چینی است که توانایی اجرای ملودی و آهنگ های گوناگون (حتی بصورت چند صدایی) را دارد.
نگاهی به سمفونی فانتاستیک اثر جاودان هکتور برلیوز (IV)

نگاهی به سمفونی فانتاستیک اثر جاودان هکتور برلیوز (IV)

برلیوز در مقدمه ی این موومان تنهایی در دامان طبیعت را تداعی می کند: یک کرآنگله ی سولو، نغمه ای را می نوازد و پژواک آن یک اکتاو بالاتر به وسیله ابوا به صدا در می آید (تداعی گر نوای نی دو چوپان). پیش از این هرگز موومانی از یک سمفونی با دوئت این سازها آغاز نشده بود. نوای نی چوپان که در مقدمه (میزان های ۱ تا ۲۰) و دیگر بار در پایان موومان به گوش می رسد، یادآور شباهت هایی در حالت بیان و رنگ آمیزی (استفاده از کرانگله)، در رومانس مارگریت از اپرای فاوست (۹-۱۸۲۸) اثر گونود است که نسبت به سمفونی فانتاستیک خیلی هم قدیمی نیست.
تعزیه خوانی (III)

تعزیه خوانی (III)

این که چگونه و از چه راهی مجریان تعزیه در شهر و یا روستای خود توانسته اند، الحان دیگر نواحی را به حافظه ی خود بسپارند، دلایل و زمینه های مختلف را به همراه دارد. بی تردید نقش تعزیه خوانان دوره گرد و همچنین گروه های تعزیه ای که از یک منطقه به منطقه ی دیگر دعوت می شده اند، عامل نعیین کننده ای در این جابجایی بوده است.
چند سوال!

چند سوال!

شبکه ی آموزش در برنامه ای تحت عنوان دستان در تاریخ ۱ شهریور ۹۲ میزبان کیوان ساکت بود.* متاسفانه یا خوشبختانه فقط چند دقیقه ی پایانی برنامه را دیدم اما همین مقدار کافی بود تا سوال های بسیاری در ذهنم نقش بندد.
چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (II)

چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (II)

آثار موسیقایی زمانی که توسط مصنفین موسیقی نگاشته می شوند، با وجود موارد نسبی و قابل تغییری چون تمپو (Tempo) ، آکسان و شدت و ضعف صدا (Accentuation) نمی توانند صداقت و وفاداری شان را به خواسته ی آهنگ ساز و پارتیتور (Dynamics) نشان دهند و آکسان (score) تا زمانی که به اجرا در نیایند، به طور واقعی وجود نخواهند داشت؛ چرا که تأویل و تعبیر در موسیقی نیز نتیجه ی همین تعلیق در عناصر است و حتا عناصر دیگری چون شفافیت ، وضوح (Transparency)، سونوریته و صدا دهی (Audibility).
ضبط آلبوم کیوان میرهادی به پایان رسید

ضبط آلبوم کیوان میرهادی به پایان رسید

کیوان میرهادی که امروز یکی از پرکارترین هنرمندان موسیقی ایران در زمینه موسیقی معاصر جهان محسوب می شود، برای اولین بار دست به انتشار آلبومی می زند که آثاری ار آهنگسازی و نوازندگی او را در بر دارد.
والی: کار موزیکولوگی تا کنون نکردم

والی: کار موزیکولوگی تا کنون نکردم

وقتی من هنرستانی بودم، در روزنامه خواندم که یک موسیقیدان مجاری به نام بلا بارتوک موسیقی محلی مجاری را جمع آوری کرده است، در همان حال و هوای جوانی من هم شروع کردم به جمع آوری و نت نگاری موسیقی محلی ایرانی…
هنر خیابانی، موسیقی (II)

هنر خیابانی، موسیقی (II)

درست است که برطرف شدن نیازهای مادی هنرمند، اولین عاملِ به‌صحنه‌ی خیابان کشاندن وی است. اما همه می‌دانیم برای این امرار معاش راه‌های دیگری نیز وجود دارد، به‌خصوص برای کسانی که از بضاعت خوبی در هنرشان برخوردار هستند. در انتخاب این حضور، بارزترین نمودی که دیده می‌شود، طغیان و رهاشدگی‌ست. اصولن در برابر هر نوع فشاری می‌توان طغیان کرد. فشار مالی، شاید از اولین‌ها باشد، اما قطعن تنها عامل برای چنین طغیانی نیست. دیده شدن جسورانه، دلیل محکم‌تری برای این حضور در خیابان‌ها به‌نظر می‌رسد.
صبای آموزگار (II)

صبای آموزگار (II)

ابوالحسن صبا نیز بعدها نام خانوادگی خود را از تخلص جدش عاریه گرفت. میهمانان منزل کمال السلطنه بیشتر شاعران، موسیقیدانان و اهالی فرهنگ بودند و همین امر سبب می شد که صبا دوران کودکی خود را در محیطی رشد کند که به علایق و استعدادهای او سمت و سو دهد. تابستانها که هوای تهران گرم و طاقت فرسا می شد کمال السلطنه چند هفته ای را به همراه خانواده اش در ییلاق های اطراف تهران میگذراند. در طول یکی از همین سفر های کوتاه مدت تابستانی بود که ابوالحسنِ پنج، شش ساله با اجازه ی پدرش برای اولین بار ساز او را به دست گرفت تا عطش کنجکاوی کودکانه اش را پاسخ گوید. در همان چند دقیقه ی اول که با سه تارِ پدرش بازی میکرد سعی می کرد که آنچه از نواختن سه تار به چشم دیده و به گوش شنیده بود تقلید کند.