اپرای لیلی و مجنون (II)

به خاطر می آورم که آن شب ماردم را خیلی اذیت کردم! بیش تر از آن پرده سیاه شاکی بودم، نمی توانستم صحنه را به خوبی ببینم و از او سؤال هایی درباره داستان اپرا می پرسیدم. حواستان باشد که ما مثل بچه های امروزی با تلویزیون و رادیو و تئاتر بزرگ نشدیم، در نتیجه آنچه بر روی صحنه رخ می داد کاملا واقعی جلوه می کرد!

واقعا شخصیت مجنون که حسینگولو سرابسکی (Huseingulu Sarabski) اجرا می کرد را دوست داشتم.

مجنون از عشقش به لیلی دیوانه شد. در صحنه پایانی مجنون با لباسی پاره و کهنه بر مزار لیلی می آید. او آن قدر پریشان حواس و خسته است که حتی خویشاوندانش را نیز به جا نمی آورد. همانطور که داستان پیش می رود حتی حیوانات نیز در غم مجنون به اندوه نشسته اند. …و در آخر، مجنون در کنار مزار لیلی جان می سپارد.

یادم می آید که این صحنه آن قدر تأثیر گذار بود که می خواستم گریه کنم. اما پدرم به من آموخته بود که مردان کوهستان هیچ گاه گریه نمی کنند. مادرم هم سعی می کرد من را آرام کند و به من می گفت که این فقط یک داستان است و من نباید خودم را ناراحت کنم. پس از پایان اپرا خانوداه ام کمی در سالن منتظر ماند تا هنرمندان هم بیایند. سرابسکی هم بیرون آمد و من دیدم که او کاملا سر حال است. پس خیالم راحت شد.

پشت صحنه
حسین آرابلینسکی (Husein Arablinski) کارگردانی اپرا را بر عهد داشت. حاجی بیف نیز آن شب در جایگاه ارکستر حضور داشت و ویولن می نواخت. گوربان پریموف تار می زد و خواننده های مقام را همراهی می کرد. رهبری ارکستر نیز بر عهده عبدل اهوردیف (Abdul Ahverdiyev) بود. اهوردیف نویسنده و نمایشنامه نویسی معروف و از اهالی شهرستان شوشا بود. او نسخه نمایشی لیلی و مجنون را نوشته بود که حاجی بیف ده سال پیش از اجرا و در سن سیزده سالگی آن را خوانده بود.

در واقع، حاجی بیف از زمانی که در مدرسه علوم دینی در تفلیس درس می خواند ایده نوشتن اپرایی با موضوعات ادبی و موتیف های موسیقیایی آذری را در ذهن می پروراند. در همان تفلیس بود که حاجی بیف فرصت دیدن اپرای ایتالیایی آرایشگر شهر سویل (Barber from Seville) اثر روسینی را پیدا کرد.

یکی از جنبه های بی همتای این اجرا این بود که حاجی بیف از فرم های نانوشته مقام های سنتی آذربایجان استفاده کرده بود اما او اصرار داشت که خواننده های مقام بر اساس شعر فضولی بخوانند. بسیاری از بخش های اپرا کاملا شبیه شعر اصلی هستند.

اگرچه آواز کر از سنت های آذری نبود اما حاجی بیف گروه کری را ترتیب داد تا بر آنچه که در طرح داستان رخ می دهد بیفزایند و اپرا را پویا تر کنند. او همچنین بر این بود تا با این کار حالت روانی شخصیت ها را نیز پر رنگ تر کند. این نخستین باری بود که در آذربایجان از کر استفاده می شد.

از نظر حاجی بیف اپرا بسیار موفق بود. او معتقد بود که مردم شدیدا به اجرایی نمایشی از اثری کلاسیک که با موسیقی فولکلور همراه است نیاز دارند. او همچنین سارابسکی را به خاطر موفقیتش در اجرای بسیار هنری نقش مجنون مورد تحسین قرار داد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

صادقی: محمد نوری تکرار ناشدنی و خاص است

فقط به مسیری که از گذشته استاد نوری طی کرده اند نگاهی بیندازیم، خودش یک درس بزرگ می تواند باشد. امیدوارم شاگردان ایشان هم بتوانند در این مسیر قدم بردارند و راه درست را تشخیص بدهند. شیوه تدریس استاد هم پرداختن به تکنیک های خاص آواز کلاسیک بوده است، در حقیقت کار کردن در ابعاد تنفسی، بیانی و رزونانسی که مهمترین ویژگی های یک خواننده خوب به حساب می آید؛ روی این مباحث کار جدی می کردند و کمتر به مقوله خواندن ترانه در کلاس می پرداختند و باورشان بر این بود که اگر کسی می خواهد خواننده قابلی بشود چه کلاسیک و چه پاپ، می بایست از پروسه تکنیک آواز کلاسیک وارد بشود تا بتواند آواز کلاسیک یا یک پاپ فاخر و درخشان را ارائه کند. شاگردانی هم که کار تدریس آواز کرده اند مثل خود بنده همه تحت تاثیر همین شیوه آموزشی بوده ایم و الحق خودمان را مدیون محبت های بی دریغ ایشان می دانیم تا همیشه.

چاهیان: به گویش کُرمانجی پایند بودم

اگر بخواهم توضیحاتی را در ارتباط با بخش آهنگسازی خدمت شما عرض کنم باید بگویم که به هر حال قرار بود من اثری را آهنگسازی کنم که براساس موسیقی شمال خراسان باشد، بنابراین باید بعد از آوانویسی و تجزیه و تحلیل موسیقی آن منطقه، عناصر ساختاری مورد نیاز برای ساخت یک اثر را هم بررسی می کردم که این عناصر ساختاری شامل موارد بی شماری هستند که تعدادی از آن ها را عرض می کنم؛ یکی این که من باید ویژگی های موسیقیایی نغمات را از منظر جملات، موتیف های آوازی، الگوهای کشش، ریتم و متر بین عناصر سازنده جملات، تکنیک های آوازی، سیر حرکت ملودیک و دیگر عناصر را بررسی می کردم؛ مورد دیگر آن بود که چگونه تم های موسیقی شمال خراسان را استفاده کنم و آن ها را گسترش دهم و نکته بعدی این است که فرم قطعه باید در ارتباط با ساختار روایی نغمات شکل می گرفت و باید این موارد در درون مایه نغمات بررسی می شد.

از روزهای گذشته…

روش سوزوکی (قسمت سی نهم)

روش سوزوکی (قسمت سی نهم)

من نزد خانم آندو درس‌های هفتگی ویولونم را می‌آموختم. او به من پیشنهاد کرد که برای سال آینده در امتحان آکادمی ‌موسیقی اونو ثبت نام کنم و همانطوری که خانم آندو می‌گفت من در آن آکادمی ‌می‌توانستم درس‌های دیگر مربوط به موسیقی را آموزش ببینم و بگذرانم، خودم را آماده کرده بودم که در این آکادمی‌تحصیل کنم و برای آن شروع به آموزش و یادگیری کرده بودم. در نزدیکی‌های امتحان که به توصیه خانم آندو به دانشگاه اونو می رفتم و کنسرتهای پایان تحصیلی را گوش می دادم، بطور ناگهانی ناامید و سرخورده شدم، روز بعد به دیدار خانم آندو رفتم و تمام مشاهداتم را برای او تعریف کردم.
جاکو پاستاریو، نابغه دنیای جز

جاکو پاستاریو، نابغه دنیای جز

ژاکو پستوریوس (jaco pastorius) را شاید بتوان در زمره آخرین نوازندگان و آهنگسازان جز قرن بیستم به حساب آورد که تاثیر گسترده ای بر دنیای موسیقی داشته اند. در موارد بسیار، از تبلیغات تلویزیونی گرفته تا آخرین آلبوم های گروههای راک، اجراهای متقاوتی از آثار این هنرمند را می شنویم. بدون شک شان و منزلت او از تمامی القاب مختلفی که در گوشه و کنار به او نسبت داده اند، بالاتر است. در حقیقت ژاکو معنای واقعی جاز را به دوستداران موسیقی نشان داد و به جرات می توان گفت: ” او در نوع خود نوازنده ای بی همتاست.”
فخرالدینی: کتاب تجزیه و تحلیل موسیقی ایرانی را نوشته ام

فخرالدینی: کتاب تجزیه و تحلیل موسیقی ایرانی را نوشته ام

بله وجود دارد و اثر “سربداران” چاپ و “ابن‌سینا” هم نت‌نویسی شده است. همچنین نت نویسی “ابن سینا” توسط بهرام به‌مرام صورت گرفته است اما وی منتظر تایید من است که آنرا به شکل سوئیت سمفونیک در بیاورد؛ البته همه نت‌های من قرار است منتشر شود که ابن‌سینا هم شامل می‌شود.
گفتگو با فیلیپ میرس (III)

گفتگو با فیلیپ میرس (III)

ساز من دشوارترین ساز است؛ این جمله ایست که وقتی درخواست افزایش حقوق می دهم می گویم! در موارد دیگر هورن فرانسوی به اندازه سازهای دیگر دشوار است! در واقع، (نواختن هورن) از جنبه هایی یک عمر شکست محسوب می شود زیرا اغلب اوقات نمی توانید آنچه را که در ذهنتان تصور می کنید را از نظر تکنیکی اجرا کنید. هر شب برای اجرا روی صحنه می روید و تقریبا هر شب هم شکست می خورید؛ «اَه لعنتی … آنچه در ذهن داشتم بهتر از آنچه نواختم بودم… شکست خوردم» و این باعث ایجاد حس مزخرفی درون شما می شود اما هیچ گاه نیز نمی توانید دست از تلاش بردارید.
گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

نقد اثر موسیقایی» به معنای تمرکز بر یک قطعه‌ی (یا اثر موسیقایی) منفرد و برآمدن عناصر نقد از دل متن اثر و موضوعات مرتبط با آن، جنبه‌ی عملی دیگری است که نقدگران می‌توانند آن را در کانون توجه قرار دهند. موضوعات کلی‌ای پیرامون نقد یک اثر معمولا مورد بررسی قرار می‌گیرند؛ هدف غایی، نوآوری/تغییرات، تقلید/تاثیرپذیری است.
بررسی علل جدایی نسل جدید از موسیقی کلاسیک ایرانی

بررسی علل جدایی نسل جدید از موسیقی کلاسیک ایرانی

مطلبی که پیش رو دارید، نوشته ای است از یکی از خوانندگان سایت گفتگوی هارمونیک؛ بهرام ورامینی، نوازنده و مدرس موسیقی، این نوشته را از شهر آبادان برای سایت فرستاده است که در آن، به دلایل جدایی نسل امروز با موسیقی کلاسیک ایرانی می پردازد.
اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (VIII)

اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (VIII)

مراسم خاک سپاری پیاف در قبرستان پرلاشز (Père-Lachaise) قطعه ۹۷، انجام شد. با وجود این که پیاف انسان با ایمانی بود، به خاطر زندگی پرهیاهو و جنجالی اش از دید کلیسا از دین خارج شده محسوب شد و انجام مراسم مذهبی برای او ممنوع گردید؛ لُُسروَتوار رومانو (L’Osservatore Romano)، روزنامه ی رسمی واتیکان نوشت که او تمام عمرش در حال انجام «گناه عمومی» بوده و «نمونه ی بارز خوشبختیِ تصنعی» بوده است.
گفتگو با پولینی (II)

گفتگو با پولینی (II)

در تبحر تکنیکی پلینی جای بحثی نیست اما این طرز فکر که پلینی از لحاظ احساسی تعلق خاطری به کار خود ندارد و به جای اینکه با احساس به تفسیر موسیقی بپردازد، فقط در آن تجسس می کند، به موضوع بحث برانگیز تبدیل شده است. یکی از برجسته ترین طرفداران پلینی، ادوارد سعید بود که روی دیگر سکه را نشان داد.
احترام را به هنر، هنرمند و هنردوست برگردانیم

احترام را به هنر، هنرمند و هنردوست برگردانیم

علی‌رغم کمبودها و سختی‌ها، با تحمل ناملایمات پا به مسیر هنر گذاشته‌ایم و به دنبال درکی عمیق‌تر از زیبایی‌ها و انسانیت امیدوارانه پیش می‌رویم. علاوه بر تلاش در بدست آوردن آگاهی و مهارت، معتقدیم آنچه ما را در زمره‌ی هنرمند و هنردوست با یکدیگر متحد می‌کند رفتارهایی برآمده از اخلاق و تلاش برای حرمت نهادن به کرامت انسانهاست.
شرلی هورن، پیانیست و خواننده جاز درگذشت

شرلی هورن، پیانیست و خواننده جاز درگذشت

شرلی هورن ، که آلبومهای سالهای ۸۰ و ۹۰ او برای کمپانی Verve، او را به مقام یکی از مهمترین اجرا کنندگان موسیقی جاز رسانید، روز چهارشنبه ۱۹ اکتبر،در سن ۷۱ سالگی و به دلیل مشکلات ناشی از بیماری دیابت، درگذشت.