سریر: اجرای متفاوت یک اثر نشان از موفقیت آن دارد

محمد سریر
محمد سریر
همانطور که گفتم آقای نوری و من هیچوقت علاقه ای به جلوگیری از گسترش آثارمان در گروههای مختلف اجتماعی نداشتیم؛ در همه دنیا هم آثار مختلف موسیقی کلاسیک با ورژنهای مختلف اجرا میشود و این اتفاقا به نوعی موفقیت یک اثر میتواند محسوب شود. اگر هم امروز خواننده های مختلف سعی میکنند کارهای آقای نوری را اجرا کنند، یک نوع موفقیت هست در کار آقای نوری؛ این کار سختی هست و از عهده هر هنرمندی بر نمی آید، ما میبینیم که در سبکها دیگر موسیقی کمتر هنرمندی توانسته این موقعیت را کسب کند.

نوری در موسیقی ما حضور پیدا و پنهانی داشته است، همان ترانه عروسی او، چندین نسل است در عروسی ها خوانده میشود، آن هم نه عروسی هایی که مربوط به شهری خاص است، در شرق و غرب و مرکز ایران آنرا زمزمه میکنند.

شما این ترانه را چه سالی ساختید؟
سال ۱۳۴۷ بود. این اثر فقط مناسب اجرا شدن در یک تالار خاص نیست، این اثر روی نسلهایی تاثیر گذاشته و اقشار مختلف آن را منتقل میکنند به نسل بعد… آثار دیگر ایشان هم که کلاسیک تر است هم باید همینگونه عمومی بشود و هر کس روایت خود را از آن داشته باشد، خطری هم اثر را تهدید نمیکند چون نمونه اصلی آن ضبط شده و از بین نمیرود. در موسیقی کلاسیک یادم می آید که از دیرباز تعصباتی در مورد آثار وجود داشت و نوعی مونوپلی را در اجرای این آثار شکل میداد. ارکستر حتی اگر بد هم بزند باید بزند تا کم کم بهتر شود.

همینکه یک ارکستر یک اثر کلاسیک را میزند و تلاش میکند با بهترین کیفیت یک اثر را ارائه بدهد، یک قدم بسیار مثبت و پسندیده است. این ارکستر میتواند یک قطعه مزخرف بزند ولی میرود از موتسارت و بتهوون قطعه میزند، این اقدامی بسیار با ارزش است. ما باید اینها را تشویق کنیم.

من گاهی وقتها کنسرت ارکستر سمفونیک میروم و آخر همه میگویند اینجا فلان نت را فالش زد، اینجا ریتم را چنان کرد… نه باید ما اجازه بدهیم ارکستر بزند قطعات مختلف را و خودش را تقویت کند، ما باید شرایط و محدودیتها را هم بسنجیم و به ارکسترها اجازه پیشرفت بدهیم؛ ارکستر نباید بترسد که وارد این کار بشود، ما باید سعی کنیم ارکستر های مختلفی که هستند را تشویق کنیم که تجربه کنند.

امروز ارکسترهای کوچک و بزرگ بسیاری تشکیل شده اند از نوازندگان جوان که گاهی میترسند سراغ قطعات خاصی بروند، باید شرایط طوری باشد که ارکستر بدون ترس کارش را بکند. باید این آثار را بزنند و ببرند این قطعات را بین مردم، اگر اینبار خوب نزدند اشکالی ندارد، دفعه بعد بهتر میزنند. زدن هر اثر کلاسیکی مثل یک کلاس است و اجرا کننده آنها از خود قطعات می آموزد.

در همان برنامه بزرگداشت آقای نوری که با همین خوانندگان و ارکستر جوان برگزار شد، تقریبا هیچکس از سالن خارج نشد و بعد از سه ساعت کنسرت، باز بیز میخواستند! این به نوعی موفقیت این آثار است، حتی با اجرایی که بسیاری از موسیقیدانان آنرا دور از اصالت اثر اجرا شده توسط ارکستر ما و آقای نوری میدانستند.

حتما در مطبوعات هم خوانده اید که بسیاری از بینندگان این کنسرت از افراد سرشناس در زمینه هنری بوده اند؛ آنها هم تقریبا همگی از کار استقبال کردند و مشکلی نداشتند؛ پس همین اجرا هم مخاطبینی دارد و همه اینها بالاخره طرفدارانی دارند و میتواند این نوع کنسرتها موجب رواج بیشتر این آثار شوند.

اگر ارکستر دیگری قرار باشد این آثار را اجرا کند، راه به دست آوردن پارتیتورهای شما از چه طریق است؟
ما شروع کردیم به چاپ این آثار و تا کنون دو اثر از من به انتشار رسیده که این دو اثر هم به دو ورژن منتشر شده است، یکی یک ورژن ارجینال که ارکستر بزرگ است و دیگری برای یک ارکستر زهی و پیانو.

چرا ورژن پیانو و آواز این آثار منتشر نشده؟
به این خاطر که تبدیل ارکستر برای پیانو اکثرا منجر به یک قطعه پیانویی بسیار مشکل میشود که کمتر نوازنده ای از پس اجرای آن بر می آید، به همین دلیل از انتشار چنین ورژنی منصرف شدیم. برای تهیه پارتیتورهایم بارها به من مراجعه کردند، هم شاگردان و هم دیگر علاقمندان این موسیقی و من همیشه برای آنها یک کپی تهیه میکردم، حالا تصمیم گرفتم که کم کم آثارام را با انتشارات چنگ منتشر کنم و فعلا دو قطعه سمفونیکم به نام “آب” و “ایران” منتشر شده است. سعی میکنم ترتیبی بدهم که این آثار هم جای خودش را میان آثار آوازی کلاسیک باز کند و توسط خوانندگان مختلف اجرا شود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

شناخت کالبد گوشه‌ها (IX)

حقیقت یافتن یکی از دو سوی این متناقض‌نما دیگر بستگی به مولف و کارش ندارد بلکه بیشتر مربوط به واکنش جامعه‌ی موسیقی است و آن کسانی که کتاب را می‌خوانند و به کار می‌بندند. احتمالا آگاه بودن بر این نکته که تحلیل ردیف به عنوان نوعی دستور زبان چه کاستی‌هایی دارد یا می‌تواند به بار آورد، همان کاستی‌ها را به نقطه‌ی قوتی در دگرگونی تلقی ما از دامنه‌ی خلاقیت در موسیقی دستگاهی تبدیل خواهد کرد، حتا اگر شده با مطرح کردن پرسش‌هایی درباره‌ی حدود تفسیر و … به بیان دیگر اگر دستاوردهای تحلیلی کتاب به عنوان یک حقیقت مسلم یا یک و تنها یک تفسیر قطعی درک شوند سوی اول روی می‌دهد و اگر به عنوان یک تفسیر خاص اما معتبر از میان بسیار تفسیرها، سوی دوم.

آثار مرتضی حنانه به نفع زلزله زدگان کرمانشاه عرضه می شود

برای اولین بار پارتیتورهایی از آثار آهنگساز بزرگ و صاحب سبکِ ایرانی استاد زنده یاد مرتضی حنانه به نفع زلزله زدگان غرب کشور عرضه می شود. امیرآهنگ آخرین شاگرد مرتضی حنانه اعلام کرد: به زودی ده پارتیتور از آثار استاد مرتضی حنانه توسط من و نظارت امیرعلی حنانه در اختیار علاقمندان آثار این آهنگساز برجسته و صاحب سبک قرار می گیرد.

از روزهای گذشته…

سیر تحول در انتخاب کتاب سال موسیقی

سیر تحول در انتخاب کتاب سال موسیقی

آنچه پیرامون موسیقی در بادی امر به ذهن متبادر می شود، حوزه اجراست. اعم از نوازندگی و آهنگسازی اما واقعیت آن که دو حوزه آموزش و پژوهش از عرصه های اساسی در پیشبرد اهداف موسیقایی است. تالیف متون آموزشی، تدوین استاندارها و روشها و فنون تدریس، ترجمه متون غنی موسیقایی سایر کشورها، شناخت و تجزیه تحلیل اتنوموزیکولوژی، ایجاد دپارتمانهای پژوهشی دربخش های مختلف موسیقایی، گسترش حیطه های صوتی سازهای ایرانی، تدوین و گسترش متدهای بومی آموزش موسیقی برای کودکان، اکوستیک صوت و رعایت اصول و استاندارهای صوتی در معماری ساختمانها و تالارها و… به عنوان بخش های پشتیبان و پرستار، در غنی سازی حوزه ساخت و اجرا ی موسیقی موثرند.
مینی مالیسم، فیلیپ گلاس و کامه راتا (II)

مینی مالیسم، فیلیپ گلاس و کامه راتا (II)

موسیقی مینی مالیستی بر مبنای مفهوم فرو کاستن و به کارگیری حداقل مضامینی که یک آهنگ ساز در یک اثر مورد استفاده قرار می دهد، استوار می شود. در ساخته های مینی مالیستی دهه ی ۱۹۶۰ ، تقریباً تمامی عناصر موسیقایی (هارمونی، ریتم، دینامیک، انتخاب سازها) غالباً در طول اثر ثابت می مانند یا بسیار آزاد دچار تغییرات می شوند. در حالی که در موسیقی کلاسیک غربی، در بیشتر ژانرها، به خصوص آثار پیش اکسپرسیونیستی، تکرار در متن یک فرم دراماتیک انجام می شود.
موسیقی دهه پنجاه (I)

موسیقی دهه پنجاه (I)

چه دو ماه تلخی بود از اوایل تیرماه تا اوایل شهریور برای هنردوستان. مرداد که به آخرین روزها نزدیک می‌شد، غصه تعطیلی هنری به آخر می‌رسید. فصل هنری جدید شروع می‌شد. برنامه‌های ماه بعد تالار رودکی در اطلاعات و کیهان چاپ می‌شد، مثل همه ماههای دیگر. برنامه‌هایی که دوست داشتی انتخاب می‌کردی و روز بعد اول صبح می‌رفتی تالار، همه بلیتهای ماه بعد را می‌گرفتی. دیگر خیالت راحت بود تا یک ماه بعد.
دیمیتری شوستاگویچ (III)

دیمیتری شوستاگویچ (III)

در سال ۱۹۴۳ آنان به مسکو رفتند، در آنجا سمفونی هشتم را نوشت که غم و خشم شوستاکویچ در این اثر نمایان است و تا سال ۱۹۵۶ این اثر، اجرایش ممنوع بود. سمفونی نهم در سال ۱۹۴۵ در تضاد با اثر قبلی و نوعی تقلید طعنه آمیز بود! او به نوشتن موسیقی سالنی ادامه داد و در سال ۱۹۶۷ دومین تریو پیانوی خود را به یاد سولرتینسکی، دوست و همکار دیرینه اش، نوشت.
جاکو پاستاریو، نابغه دنیای جز

جاکو پاستاریو، نابغه دنیای جز

ژاکو پستوریوس (jaco pastorius) را شاید بتوان در زمره آخرین نوازندگان و آهنگسازان جز قرن بیستم به حساب آورد که تاثیر گسترده ای بر دنیای موسیقی داشته اند. در موارد بسیار، از تبلیغات تلویزیونی گرفته تا آخرین آلبوم های گروههای راک، اجراهای متقاوتی از آثار این هنرمند را می شنویم. بدون شک شان و منزلت او از تمامی القاب مختلفی که در گوشه و کنار به او نسبت داده اند، بالاتر است. در حقیقت ژاکو معنای واقعی جاز را به دوستداران موسیقی نشان داد و به جرات می توان گفت: ” او در نوع خود نوازنده ای بی همتاست.”
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (I)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (I)

چندی پیش به بهانه انتشار یک فایل تصویری از اجرای موسیقی ایرانی با سازی ابداعی («دل و دل» طراحی شده توسط محمدرضا شجریان)، بحثی در یکی از صفحه های فیس بوک پیش آمد که تبدیل به گفت و شنودی طولانی شد. پس از اتمام این بحث بعضی از دوستان تقاضا کردند که این نوشته در سایت باز نشر شود و امروز اولین قسمت این گفت و شنود را که پس از تغییرات و ویرایشی کلی آماده شده است می خوانید. به دلیل اجازه نداشتن از دوستانی که در بحث شرکت کرده اند و انتشار خصوصی این نوشته در جمع دوستان در یک صفحه شخصی، نام هیچ کدام از طرف های گفتگو در این نوشته نمی آید و تنها به جای نام دوستان «الف» و «ب» نوشته می شود و بخشهایی از نوشته های دوستان که به دلیل انتشار در سایت تغییر یافته است در (…) و “” نمایش داده می شود. برای مشخص تر شدن دو طرف بحث، نوشته های دوستان بر زمینه خاکستری و نوشته های نگارنده، در زمینه سفید نمایش پیدا می کند.
کامیار صلواتی

کامیار صلواتی

متولد ۱۳۶۹، تویسرکان لیسانس مهندسی معماری، دانشگاه رازی دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری، دانشگاه تهران نوازنده سه تار skamyar@ymail.com
تعزیه خوانی (III)

تعزیه خوانی (III)

این که چگونه و از چه راهی مجریان تعزیه در شهر و یا روستای خود توانسته اند، الحان دیگر نواحی را به حافظه ی خود بسپارند، دلایل و زمینه های مختلف را به همراه دارد. بی تردید نقش تعزیه خوانان دوره گرد و همچنین گروه های تعزیه ای که از یک منطقه به منطقه ی دیگر دعوت می شده اند، عامل نعیین کننده ای در این جابجایی بوده است.
یادآوری های پیرامون بررسی سه شیوه هنر تک نوازی <br> در موسیقی ایرانی، پژوهش مجید کیانی (VI)

یادآوری های پیرامون بررسی سه شیوه هنر تک نوازی
در موسیقی ایرانی، پژوهش مجید کیانی (VI)

در شعر حافظ، همانطور که پژوهشگر محترم هم دریافته اند، هم سنت هست و هم خلاقیت، در شعر نیما نیز سنت و خلاقیت هر دو موثرند. در تاریخ هنر مورد یافت نمی شود که هنرمندی خارج از حیطه سنت های موجود هنری جامعه اش رشد کرده باشد. سنت مجموعه ای است کامل و مشخص که در لابه لای آثار هنری موجود پیش روی هر هنرجو نهاده شده و نقش آن در تولید و پیدایش آثار هنری مشخص و معلوم است. خلاقیت برعکس سنت قابل سنجش و شناسایی نیست و پدیده ای است که هر لحظه و هر دوره و هر موقع در نقشی و رنگی و شکلی دیگر ظاهر می شود و به یک اثر هنری جلایی آنچنانی می دهد و آن اثر را از دیگر آثاری که همه «موی و میانی» دارند متمایز می کند.
آن روزهای سالم سرشار!

آن روزهای سالم سرشار!

« پسران به یاد پدران»؛ تیتر اول روز یکشنبه ی شرق بود که اشاره ای داشت به کنسرت چند شب گذشته ی همایون شجریان و سهراب پورناظری با همراهی آیین مشکاتیان، و البته طراحی صحنه و لباس باران کوثری. این چهار اسم، هسته ی اصلی این کنسرت را شکل داده اند. چهار اسمی که هیچ کدام در عرصه ای برابر و سالم قد علم نکرده اند. همایون شجریان اگر پسر شجریان بزرگ نبود، احتمالاَ نه از لحاظ تکنیک در حد و اندازه های امروزش بود (به عبارت دیگر: فرصت دست یافتن به استادی به بزرگی محمدرضا شجریان را نمی داشت) و نه از لحاظ شهرت. سهراب پورناظری هم به همین شکل، از راه پدر و پسر عموی او، به فرصت هایی دست یافته که در دست دیگران نبوده.