گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت بیست و هشتم)

خالقی طالبِ فکری بکر و نو بود که زنجیرهای عادت را بگسلد و موسیقی ایران را از انقیاد در حصار یکنواخت ردیف برهاند و این دقیقاً آن چیزی بود که وزیری و تنها وزیری توانسته بود ارائه دهد، بطوری که لطمه ای به موسیقی ملی وارد نشود. به عبارتی دیگر آنچه که خالقی ۱۷ سالله تشنهِ آن بود در آثار وزیری عرضه می شد.

خالقی طالبِ فکری بکر و نو بود که زنجیرهای عادت را بگسلد و موسیقی ایران را از انقیاد در حصار یکنواخت ردیف برهاند و این دقیقاً آن چیزی بود که وزیری و تنها وزیری توانسته بود ارائه دهد، بطوری که لطمه ای به موسیقی ملی وارد نشود. به عبارتی دیگر آنچه که خالقی ۱۷ سالله تشنهِ آن بود در آثار وزیری عرضه می شد.

شرح تفصیلی این امر دو جانبه را بعنوان مثال میتوان در صفحهِ ۱۰ و ضمن تفسیر آهنگ خریدار تو در جلد دوم سرگذشتِ موسیقی ایران و نیز در قسمتهای مختلف کتاب بازیافت. اما آنچه که در این کتاب نیامده، ولی هیچ عقل سلیمی نمیتواند در صحتِ آن تردید کند، شوق و سپاس وزیری به داشتن چنین شاگردی است.

چنین دوستهایی هرگز یکجانبه نبوده و کدام معلمی میتوان یافت که به داشتن شاگردی که او را تمام و کمال درک کند، بخود نبالد. اینگونه مناسباتِ انسانی همواره متقابلند و از دو سو. در حکمت انسی و حوزه های انسان شناسی در اروپا (مانند مایستر اکارت و سایر موستیکرها)، نزدیکی روحی دو انسان، دستِ کم در تئوری، نامحدود است و از قسم قربتِ او به خداوند و همواره کششی است دو جانبه؛ در وصفِ این دو سویه بودن، حافظ گفته:
ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود

خالقی به چنان استادی محتاج بود و وزیری به شاگردی چنین، مشتاق. اینجاست که نباید تأثیرات ناگفته و نانوشته خالقی بر وزیری را نادیده گرفت.

در این میان استادان کهنسال و پیران جهاندیده موسیقی ایران، حیرت زده و مبهوت، نظاره گر این دوستی پرماجرا بوده و چه بسا در نهان و خلوتِ خویش به اینهمه شور و اشتیاق حسرت خورده و از آنهمه ابتکارات تازه در پهنه موسیقی یکه خورده، اما کهنه پرستی و جدال با هر پدیده نو و نیز کرنش در برابر دانش و توانمندی وزیری در تار به سکوتشان وا میداشت.

اما تا آنجا که به خالقی و تلاش پیگیرش در راه تحول موسیقی، در اشتیاق وزیری برای ادامه راه صعب العبورش و در آگاه ساختن همعصرانش بر ضرورتِ تغییرات اساسی در آهنگسازی، و سرانجام به سکوتِ معنادار پیشکسوتان مربوط میشود، باید گفت:
در این ده گروهی سیاوش وشند
که پیران ده را به آتش کشند

این نیاز به نوآوری و شکستن فضای ملال آور سنت بدون لطمه خوردن به موسیقی ملی و آن ذوق بی همتای وزیری در برآوردن چنین اجابتی مبنای دوجانبه پیوندی شد که از حیث ثمربخشی در تاریخ معاصر ما واقعاً نادر است. این ثمرات را زمانی میتوان دقیقاً لمس کرد که زندگی و آثار این دو هنرمند بزرگ را پا به پای هم و گام به گام بررسی نمائیم.

مسلماً عوامل گوناگون دیگری نیز در عمق بخشیدن به دوستی وزیری و خالقی نقش داشتند که انسجام شخصیتی، سبک استاد و توانایی او در نوازندگی تار از آنجمله اند: سبکِ وزیری ذوق مرا دگرگون ساخت؛ تا آنروز تار بسیار شنیده بودم اما تار وزیری آیتِ دیگری از قدرت و توانائی بود و از قول دکتر قزل ایاغ: هر چه همه داشتند او بتنهایی دارا بود ولی آنچه او داشت از دیگران شنیده نمیشد. (ص ۲۵، ۱۲ و ۵۰ از جلد ۲). رموز تحکیم او دوستی را در این جملات میتوان به خوبی دید.

جامع ترین منبع اطلاعاتی در مورد آثار وزیری و نقد کارشناسانه آنها هنوز و پس از حدود نیم قرن، جلد دوم کتابِ معروفِ خالقی است هر چند آنجا هم از برخی آثار مانند (مشتاق و پریشان) نامی برده نشده است.

اما در مورد تنظیم آثار استاد وزیری بوسیله خالقی نیز چند نکته را نباید نادیده گرفت. نخست آنکه این آثار پاره های وجود خودِ خالقی و گنجینه عظیمی از گذشته های او را تشکیل می دهند. جوانی و عمر او با این آهنگها آنچنان عجین شده بود که زندگی بدون آنها حتی در دوران میانسالی برایش قابل تصور نبود.

۱ نظر

بیشتر بحث شده است