گفتگو با تیبو (IV)

ژک تیبو
ژک تیبو
«درست است که سارازات کل رپرتوار استاندارد، باخ، بتهوون و غیره را می نواخت اما من هیچ گاه نمی توانم اجراهای بدیع او از آثار مدرن را فراموش کنم، مخصوصا اجرای ساخته کوتاهی از راف (Raff) به نام La Fèe d’Amour. او نخستین کسی بود که ویولون کنسرتوهای سن سان، لالو و ماکس بروخ را اجرا کرد. تمام آنها برای سارازات نوشته شده بودند. نمی دانم اگر سارازت نبود تا آنها را اجرا کند این آهنگسازان هیچ گاه این آثار را می ساختند یا نه! قطعا سارازات در موسیقی اسپانیایی خود رقیبی نداشت. یک مکتب کامل ویولون نوازی با او زاده شد و از دنیا رفت!»

«یکی از سرگرمی های او جمع کردن عصا بود. او صد ها عصا از هر نوعی و طرحی جمع آوری کرده بود و هر کدام از پادشاهان اروپا نیز عصایی به کلکسیون او افزوده بودند.»

می دانم که ملکه کریستینای اسپانیا بیش از بیست عصا به او هدیه داده بود! او یکبار چند تا از عصاهایش را به من داد که نشانه توجه او به من بود. من اغلب در کوارتت ها با او نواخته ام زیرا سارازات این کار را دوست داشت. این لحظه های از با ارزش ترین خاطره های من هستند.

نوازندگان استرادیواری و گوارنری
«ویولون من استرادیواریوس است که زمانی به پیر بیو (Pierre Baillot) معروف متعلق بوده است. فکر می کنم خوب باشد که گاهی وقت ها ویولون ها هم استراحت کنند! بنا براین در سه ماهی که کنسرت اجرا نمی کنم، استرادیواریوسم را به کارگاه ساز سازی می فرستم و یک ماه پیش از اجراهای عمومی آن را پس می گیرم. در این بین هم از یک ویولون کارسا (Caressa) استفاده می کنم. کارسا بهترین ویولون ساز در پاریس است که یک ویولون کاملا شبیه ویولون استرادم برایم ساخت.

این ویولون کارسا آن قدر خوب است که گاهی که شرایط ایجاب کرده است، با آن به اجرای عمومی پرداخته ام البته نا گفته نماند که این ساز کیفیت تن ویولون اصلی را ندارد. من از این ویولون جایگزین در تمرین ها استفاده می کنم و تا جایی که به دست گرفتن ساز مربوط می شود وقتی که ویولون اصلی را در دست می گیرم، اصلا متوجه تفاوت آنها نمی شوم.

من این قضیه را قبول ندارم که همه نوازنده ها با استراد بهتر می نوازند و از توانایی ساز به بهترین نحو استفاده می کنند. به نظر من بعضی ها ذاتا نوازند های خوب گوارنری و بعضی ها ذاتا نوازنده های خوب استرادیواری هستند و اینکه بعضی از هنرمندان با ساز اول و بعضی با ساز دوم اوج توانایی خود را آشکار می کنند. من همچنین بر این باورم که هر کس که می تواند با هر دو ساز به یک اندازه خوب بنوازد، نمی تواند هیچ کدام از آنها را عالی بنوازد!

اکنون دلیل این طرز فکرم را برایتان توضیح می دهم. چند سال پیش، خیلی ناگهانی از من دعوت شد تا در اوستند در بلژیک اجرایی داشته باشم. در واقع این دعوت برای کنسرتی بود که من نادیده اش گرفته بودم و وقتی که دوباره به آن دعوت شدم در بریتانی به بازی گلف مشغول بودم. من هم فورا به پاریس رفتم تا ویولونم را از کارسا پس بگیرم اما گاو صندوقی که کارسا ویولون را در آن گذاشته بود و تنها خودش نیز رمزش را داشت قفل شده بود!

خود کارسا هم در میلان بود، من هم به او تلگرافی زدم ولی کارسا جواب داد که نمی تواند تا پیش از تاریخ کنسرت خودش را به پاریس برساند. سپس به ایزایی در نامور تلگراف زدم و پرسیدم که آیا می تواند ویولونی برای کنسرت به من قرض بدهد یا نه، جواب او مثبت بود. پس من سریعا خودم را به منزلش رساندم. ایزایی اصرار داشت که من هم ویولون گوارنری و هم «هرکول» استرادش را ببرم تا بتوانم از بین آنها انتخاب کنم (ویولون استراد ایزایی بعدا در روسیه دزدیده شد.)

یک دیدگاه

  • ارسال شده در فروردین ۲۰, ۱۳۹۱ در ۱۲:۵۰ ب.ظ

    با سلام و خدا قوت به شما دوست تلاشگر. مطالب این سایت در این بهرانه فقر موسیقی برای هنرمندانه مستعد بسیار هم ارزنده و کار گوشا هستند. پیشنهاد آدرس این سایت رو در برای استفاده علاقه مندان در فیس بوک هم بزارید خوب است. به احتمال فراوان مراجعه کنندگان زیادی خواهد داشت. با تشکر و آرزوی سلامتی و عاقبت بخیری برای شما.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

برخی از مشکلات پزشکیِ نوازندگانِ سازهای بادی‌برنجی (V)

بسیاری از نوازندگان سازهای بادی‌برنجی دچار دردهای مختلفی هستند. آن‌ها از دردِ مچ، بازو، التهاب تاندون‌ها، مشکلات شانه، کشیدگی گردن و کمردرد و پشت درد مزمن رنج می‌برند. به این آسیب‌ها که ناشی از تکرار حرکات یکسان یا نشستن طولانی مدت در یک موقعیتِ ثابت یا هر دو مورد است، آسیب‌های استفادۀ مکرر می‌گویند و مسلماً بهترین رویکرد، پیشگیری از بروز چنین آسیب‌هایی است. نوازندگان سازهای بادی‌برنجی از بازوها به‌صورت مکرر در جلوی بدن استفاده می‌کنند. از این‌رو به مرور زمان، عضلات جلویی شانه و سینه قوی و عضلات پشتی شانه و پشت ضعیف می‌شوند. عضلات قوی کوتاه‌تر می‌شوند درحالی‌که عضلات ضعیف بلندتر می‌شوند. این عدم تعادل منجربه درد در ناحیۀ بازوها، شانه‌ها، قفسۀ سینه، گردن یا پشت می‌شود. اما راه حل ساده است: تمرینات کششی برای عضلات در جلوی بدن و تقویت عضلات در پشت بدن. پرورش عضلات این نواحی منجر به کمک به عضلاتی می‌شود که کشش‌ها را متحمل می‌شوند.

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (VI)

مسئلۀ بعدی دربارۀ نت‌کردن ردیف در آن عصر است که به قصد حفظ و نگهداری ردیف به‌عنوان یک میراث انجام شده است و بَعد آموزش. در حالی‌که الآن کاملاً برعکس است. با این‌همه وسایل ضبط و ثبت که امروزه در اختیار داریم مسئلۀ حفظ ردیف‌ها مطرح نیست؛ آموزش آن مطرح است که باید بیشتر به این بُعد توجه شود.

از روزهای گذشته…

گزارشی از جلسه نقد «پیمان عشق» و پخش مستند «هزارداستان امیرجاهد» (III)

گزارشی از جلسه نقد «پیمان عشق» و پخش مستند «هزارداستان امیرجاهد» (III)

پس از کامیار صلواتی، سعید یعقوبیان به عنوان سومین منتقد با اشاره به اهمیت جایگاه امیرجاهد به عنوان سومین تصنیف ساز بزرگ ایران بعد از شیدا و عارف گفت: «با اینکه می توان دلایلی را برای برجسته‌تر بودن جایگاه شیدا و عارف نسبت به امیرجاهد برشمرد اما با این حال در مورد امیرجاهد شاید یک درصد ارزشی که آثارش دارد هنوز مورد توجه و استفاده قرار نگرفته است، برای همین آلبوم پیمان عشق از این نظر بسیار با اهمیت است که بالاخره کسی پیدا شده که دست گذاشته روی تصانیف امیرجاهدی که آنطور که باید شناخته شده نیست و روی کارهایش کار چندان جدی صورت نگرفته است. در این مجموعه غیر از بازسازی، تالیف هم صورت گرفته است و از این نگاه با اینکه بنیان بر اساس تصانیف امیرجاهد است ولی تألیف هم به عقیده من صورت گرفته است.
نه زن، نه گریه

نه زن، نه گریه

بدون شک یکی از موفق ترین کارهای باب مارلی در طول زندگی هنری اش، ترانه No Woman No Cry است که یاد آور خاطرات باب در زمانی است که در “Trench Town” در همسایگی “Kisgston” پایتخت جامائیکا زندگی می کرده است.
عدم اعتنا به بی اعتنایی! (VI)

عدم اعتنا به بی اعتنایی! (VI)

این گذرهای ناگهانی از دیسونانس های تند و تیز به کنسونانس های ملایم، از ویژگی های موسیقی آیوز است و در سراسر قطعه “اردوگاه پاتنام” شنیده می شود. پیانو، بادی های چوبی و بادی های برنجی برای جلب توجه شنونده رقابت می کنند و چندان نمی گذرد که گویی دو دسته همنواز، همزمان در تقابل با یکدیگر می نوازند.
نوازندگان تنبک دراواخر عصر قاجار (II)

نوازندگان تنبک دراواخر عصر قاجار (II)

آقاجان دوم:آقاجان فرزند داود شیرازی ، از شاگردان سماع حضور و از منسوبین حسن خان (معروف به سنتورخان استاد معروف سنتور عصر محمدشاه و اوائل سلطنت ناصر الدین شاه) بود. او در فن خود مهارت تمام داشت و در خواندن تصنیف و نواختن تنبک کسی به پای او نمی رسید.
گاه های گمشده (VIII)

گاه های گمشده (VIII)

مرتضی حنانه در تحقیقات خود، وجود یک گام به عنوان واسط و ارتباط دهنده بین گام ها و مقام های موسیقی ایرانی را ضروری می داند. از این رو با بیان اینکه «نت برجسته پایه به شاهد گام دیگری اشاره دارد»، گام راست را معرفی و با این توضیح عنوان می کند که «گام راست بم ترین گام یا مقام موسیقی ایران است» (صفحه ۹۱)
شریفیان: چرخش را در سردمداران آوانگارد می بینید

شریفیان: چرخش را در سردمداران آوانگارد می بینید

بله. شما بولز را در نظر بگیرید که یکی از بزرگترین سردمداران آوانگاریسم و مبتکرجریان سریال انتگرال بوده است، سی سال است فعالیت اصلی اش رهبری است و کارهای بتهوون، شومان، دبوسی، مالر و… را اجرا می کند! این چرخش را در سردمداران این گرایش کاملا می بینید. به نظر من این قابل تحسین است که اغلب این آهنگسازان آوانگارد قبلی شجاعت اعلام به بن بست رسیدن خود را داشته اند و تعییر مسیر خود را اعلام عمومی کرده اند. ولی هستند افرادی که در طی آن بیست و پنج سال این سبک را فراگرفته اند و توانایشان فقط در همین سبک است، و در مراکز آکادمیک جمع شده اند و به شدت و به شکل متعصبانه ای این سیستم را سعی درحفظ کردن دارند.
به مناسبت ۷ مهر تولد حسین دهلوی (I)

به مناسبت ۷ مهر تولد حسین دهلوی (I)

نام دقیق وی “امیر حسین دهلوی پور” است و نام کامل پدر وی “معزالدین امام ” بوده است. پدر، خود شاگرد مستقیم علی اکبر خان شهنازی (نوازنده شهیر تار) بود که دوره ای را هم در کلاسهای کلنل علی نقی وزیری شرکت کرد. لذا هم با نوازندگی تار آشنایی داشت و هم با نوازندگی ویولون. وی در آن زمان، کلاس آموزش موسیقی در خانه خود دایر کرده بود که خود به امر تدریس اشتغال داشت. وی در آن زمان جزو معدود معلمان موسیقی ایرانی بود که تعلیم ساز را با شیوه جدید (استفاده از خط نت) آموزش می داد. دهلوی از ۱۱ سالگی زیر نظر پدر دوره اول ویولون ایرانی (برای چپ کوک) را آموزش دید و در حدود ۱۷ سالگی برای تکمیل آموخته های خود، وارد کلاس استاد ابوالحسن خان صبا شد. اما دهلوی دوره های پیشرفته نوازندگی ویولون را چه در نزد صبا و چه افراد دیگر در آن زمان ادامه نداد.
دارالفنون، مسیو لومر و اولین سرود ملی ایران (I)

دارالفنون، مسیو لومر و اولین سرود ملی ایران (I)

دارالفنون که نتیجه آشنایی ما با مغرب زمین بود، بیست سال پیش از دارالفنون ژاپن و سه سال پس از گشایش دارالفنون عثمانی در روز یکشنبه پنجم ربیع الاول سال ۱۲۶۸ ق / ۱۸۵۲ م، سیزده روز پیش از کشته شدن بانی آن یعنی امیرکبیر، افتتاح شد. این مدرسه که حکم دانشگاه آن زمان را داشت؛ اولین مرکز دانش اندوزی در دوره جدید بود که بعدها گسترش یافته و شعبه های مختلفی نیز به آن افزوده شد.
نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (V)

نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (V)

بافت کلان «قطعه‌ای در ماهور» کنترپوانتیک است مانند بیشتر آثاری که از فرامرز پایور به جای مانده است. استفاده از این تکنیک در موسیقی ایران بسیار معمول‌تر از بهره‌گیری از تکنیک هارمونی است، چرا که همراهی ملودی‌ها بهتر می‌توانند مشخصه‌های موسیقی دستگاهی را تداعی کنند تا نغمه‌های عمودی و هارمونیک که شائبه «غربی صدا دادن» را در نگاه منتقدان تشدید می‌کند البته باید توجه داشت اگر قوانین کنترپوال دقیقا مطابق قوانین کنترپوان کلاسیک استفاده شود، طبعا حال و هوای موسیقی نیز غربی می‌شود، پس باید توجه داشته باشیم که استفاده از تکنیک کنترپوان به معنی رعایت تمامی قوانین غربی کنترپوان (مخصوصا کنترپوان تنال) نیست. (۷)
بیانیه دبیر سومین جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی

بیانیه دبیر سومین جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی

بالاخره پس از ۷ ماه رایزنی با مدیران و مسئولان موسیقی برای برگزاری سومین دوره از جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی، روز ۲۸ بهمن ماه یعنی ۲۴ روز پیش توانستیم، فراخوان این دوره از جشنواره را منتشر کنیم. امسال با وجود تاخیری که در برگزاری جشنواره روی داد، استقبال از جشنواره بیشتر از سال گذشته بود و ۶۵ اثر به جشنواره رسید که البته از این تعداد، متاسفانه نزدیک به یک سوم به دلیل رعایت نشدن قوانین مربوط به ارسال آثار در جشنواره، حذف شدند.