سوزانا باکا، وزیر جدید فرهنگ پرو!

سوزانا باکا
سوزانا باکا
سوزانا باکا خواننده آفریقایی-پرویایی فولکلور در کابینه جدید پوپولیستی رئیس جمهور الانتا هومالا که هفته پیش آغاز به کار کرد به وزارت فرهنگ کشور پرو گماشته شد. باکا که توانست با سی دی “Lamento Negro” خود جایزه گرمی لاتین را در سال ۲۰۰۲ از آن خود کند، اولین پرویایی سیاه پوست است که از زمان استقلال این کشور از اسپانیا در سال ۱۸۲۱ وزیر کابینه شده است. باکا همچنین نمونه دیگری از یک شخصیت آمریکای جنوبی است که در گرایش اخیر این کشورها به درگیر کردن هنرمندان در سیاست های فرهنگی دولت مسئولیتی را پذیرفته است.

به عنوان مثال، پیشتر ژیلبرتو ژیل (Gilberto Gil)، خواننده و ترانه سرای پاپ، به عنوان وزیر فرهنگ برزیل و پائولینا اوروتیا (Paulina Urrutia)، بازیگر و کارگردان، نیز در کشور شیلی به همین سمت منصوب شدند.

به گفته جس کاتلر، ناشر باکا، علیرغم مسئولیت های جدیدی که سمت جدید باکا در کابینه به همراه داشته است، او همچنان بر آن است تا تور کنسرت هایش را در ایالات متحده آمریکا و اروپا در همین ماه آغاز کند.

سوزانا باکای ۶۷ ساله در مصاحبه ای با یک شبکه رادیویی پرویایی گفته است که «با در نظر داشتن کنسرت هایی که قرار است اجرا کنم، سال دشواری را پیش رو دارم اما من همیشه دوست داشته ام که برای پرو کار کنم. من تلاشم را می کنم تا مطمئن شوم که افرادی که توانایی مالی دارند تنها قشری نباشند که از امور فرهنگی لذت می برند. بلکه فرهنگ باید دموکراتیک و همه گیر باشد و همه به آن دسترسی داشته باشند.»

سوزانا استر باکا د لا کولینا (Susana Esther Baca de la Colina) در سال ۱۹۴۴ در کوریلوس در لیمای پرو به دنیا آمد. او در احیای موسیقی آفریقایی-پرویایی در پرو نقش مهمی بر عهده داشته است. موسیقی باکا ترکیبی از موسیقی سنتی و معاصر است. او در گروه خود سازهای بومی پرویایی مانند کاخون، اودو، کوئیخادا (quijada)، گیتار آکوستیک و electric upright baby bass را به کار می گیرد. درحالیکه اغلب ترانه های او بر اساس قالب های سنتی مانند لاندو یا والس نوشته می شوند، باکا همچنین از عناصر موسیقی کوبایی و برزیلی نیز استفاده می کند. اولین سی دی او از لیبل Luaka Bop که تهیه کننده اش گرگ لاندائو بود او را به جهانیان شناساند.

آهنگ های او شاعرانه (با ترانه هایی از برخی از شاعران برجسته آمریکای لاتین که با آن ها همکاری می کند)، تصاویری که می سازند مهیج و صدای او ظریف اما با احساس است. حضور او بر روی صحنه با حرکات موقرش با شکوه و خیره کننده است. او آن چنان با احساس می خواند که شخصیتی روحانی را تداعی می کند حتی وقتی که موضوع آهنگ ها مذهبی نباشد.

باکا تلاش زیادی در شناخته شدن موسیقی آفریقایی-پرویایی کرده است. در واقع فعالیت های او در این زمینه در سال ۱۹۹۵ و با انتشار سی دی The Soul of Black Peru با لیبل Luaka Bop آغاز شد. در این آلبوم آهنگ “Maria Lando” اثر باکا معرفی شد.

به گفته برخی از منتقدان بزرگ باکا تنها یک خواننده آفریقایی-پرویایی نیست؛ مایکل هومن (Michael Heumann) از مجله “Stylus Magazine” می گوید که «ماریا لاندو سوزانا باکا را در عرصه بین المللی موسیقی مطرح کرد. از آن زمان باکا آلبوم های پرطرفداری را منتشر نموده که اکثر آن ها Luka Bop هستند و کیفیت بالایی دارند.»

تیموتی جی میرلو (Timothy G. Merello) از “PopMatters” درباره اجرای سوزانا در مدرسه موسیقی فولکلور الد تاون این چنین اظهار نظر کرده است: «سوزانا باکا تنها یک خواننده نیست، او یک شاعر، تاریخ دان، جستجوگر موسیقی فولکلور آفریقایی-پرویایی است (…) او و گروهش جمعیت تماشاچیان را با ترکیبی موسیقیایی از ریتم ها، ملودی ها، ضرب ها و رقص سرگرم می کنند به آنها آموزش می دهند و آن ها شیفته خود می کنند.»

دین سول (Deanne Sole) از “PopMatters” درباره آلبوم ۲۰۰۹ باکا به نام album Seis Poemas می گوید: «پس از تماشای اجرای خواننده پرویایی سوزانا باکا بر صحنه ای رو باز در گرمای شدید و با تجهیزات خراب، نمی توان به او به عنوان یک خواننده، شخص و… احترام نگذاشت. album Seis Poemas آلبومی کوچک اما دلرباست.»

او با همسر بولیویاییش ریکاردو پریرا ( the Instituto Negrocontinuo (Black Continuum Institute را تاسیس کرد که به جمع آوری، حفظ و آفرینش موسیقی، فرهنگ و رقص آفریقایی-پرویایی می پردازد.

wikipedia.com
www.blogs.nytimes.com

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

در اندیشه برداشت های دیگر از موسیقی دفاع مقدس (V)

بخشی از آثار مربوط به دفاع مقدس، در سال های بعد از آن ساخته شده اند. نظیر قطعاتی که آقایان: روشن روان، انتظامی و شریفیان ساخته اند و اکثر آنها شنیده شده اند. بیشتر این آثار و بلکه تمام آنها، برای ارکستر بزرگ (بخوانیم ارکستر سمفونیک) و گاه گروه کر همراه آن نوشته شده و اجرا شده اند که در عرف معمول موسیقیدانان ما محمل مناسبی هستند برای نمایاندن شکوه و عظمت نبرد ۸ ساله ایران و عراق.

مروری بر آلبوم «ماهرو»

همان قطعه‌ی اولِ این نخستین آلبومِ مستقلِ یک آهنگساز جوان (متولد ۱۳۷۲) نشانه‌هایی از شوق و انگیزه‌‌ای امیدوارکننده برای خلق موسیقی دارد. گمانه‌ها و آزمون‌هایی در چندصدایی، ذوقِ ملودی‌پردازی و رسیدن به انگاره‌هایی چند متعلق به خود او (اگرچه معدود و محدود)، قانع نشدن به داشتنِ روال یکسان لحنی و ایقاعی در قطعات و سرحالی و شوری که در صدای گروه است، همه و همه سرچشمه‌ی روشنیِ نخستین‌اند. در عین حال می‌توان شنید که در گوش مؤلف، کار آهنگسازانی –تنها در حوزه‌ی موسیقی کلاسیک ایرانی- که قدیمی‌ترین‌ و اثرگذارترین‌شان پرویزمشکاتیان و محمدعلی کیانی‌نژادند رسوب دارد و گه‌گاه بازی‌های موسیقی روی بندِ نغمه‌های کروماتیک، یادآور آهنگسازان جوان‌تر نیز هستند.

از روزهای گذشته…

نگاهی به اپرای مولوی (V)

نگاهی به اپرای مولوی (V)

عطار وارد شده و خطاب به مغولها میگوید: خسروا اول مرا گردن بزن تا نبیند این مذلت چشم من… امیر تومان جلو می آید و با خشم میپرسد :”کیستی تو؟” و عطار همین سئوال را از او میکند. در اینجا بین سئوال اول و سئوال دوم یک تفاوت وجود دارد که بصورت زیرکانه ای حالت گفتاری و منظور هر دو طرف را بیان میکند؛ این دیالوگ در گوشه شوشتری اتفاق می افتد و سئوال اول که سه سیلابی است به ترتیب روی فاصله ششم، پنج و چهارم مینور حالت سئوالی میگیرد و پاسخ عطار که در واقع همان سئوال را با حالتی طعنه آمیز به او بر میگرداند، فاصله های ششم، چهارم و ششم است؛ امیر تومان در جواب از قدرت و درجه مادی اش میگوید و عطار را تهدید میکند و در پاسخ عطار با ملودی دل انگیزی با ضدای میانه می خواند: “عارفان زانند دائم آمنون که گذر کردند از دریای خون” و سپس در اوج میگوید: “حق منزه از تن و من با تنم چون چنین باید بباید کشتنم”… او سر را پایین گرفته و به استقبال مرگ میرود.
خاطراتی در مورد حسین تهرانی

خاطراتی در مورد حسین تهرانی

حسین تهرانی از نوادر موسیقی ایرانی و زنده کننده تنبک، قلب تپنده موسیقی ایرانیست. تهرانی جزو انگشت شمار موسیقیدانان ایرانیست که مردم عامی هم با نامش سازش را به یاد می آورند.
نقش زنان در موسیقی ایرانی (III)

نقش زنان در موسیقی ایرانی (III)

اما اولین زن نوازنده که از نوازندگیش بر روی گرامافون ضبط شد سه تارِ خانم پروانه است که خواننده نیز بوده است؛ آواز او با سنتور حبیب سماعی و تار قوام السلطان در سال ۱۳۰۶ به ضبط شده که انتشارات آن کمپانی هیزمسترز ویس بوده است، نام اصلی اش بتول رضایی است اما به نام موچول (چون ماه) و پروانه بر روی صفحات گرامافون ثبت شده است. پروانه زنی بود لاغر اندام و سبزه که در سال ۱۳۱۱ ش در سن حدود بیست و پنج سال در اثر بیماری سل در گذشت. (۱)
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (IX)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (IX)

در اینجا به نوشته شما در مورد دیدار با آقای شجریان می پردازم:‌ شما فرمودید سازی که ایشان ساخته اند از چوب گردو بوده است. به نظر شما چوب گردو با وجود چگالی و وزن بالایی که دارد، مناسب برای کاسه رزونانسی است؟ شما خوب می دانید که سازگرهای ایرانی با اینکه از آکوستیک اطلاع چندانی ندارند ولی به جز دسته ساز که نیاز به چوبی دارد که فقط محکم باشد هیچ وقت برای کاسه رزونانس سراغ گردو نمی روند؛ تنها سازی که کاسه آن را از چوب گردو می سازند سنتور است که نوع ارتعاش آن و وزنی که روی صفحه آن است به کلی با ویولون متفاوت است (ضمنا سنتور را هم با چوبهای دیگری مثل آزاد، افرا، توت می سازند)
هنر و انقباض ایدوئولوژیک (III)

هنر و انقباض ایدوئولوژیک (III)

می دانید هرگاه منبعی به وسیله تبدیل شود، به سرعت دچار استهلاک و افت کیفیّت شده و در فرجام خود ناچار می شود آخرین دقائق نزدیکی به مرگ خود را شماره کند. پس نتیجه می گیریم بازتاب های تمرکز دو قدرت سیاسی و اقتصادی در یک نهاد اجتماعی به نام دولت، انقباض بیش از حدِّ فضاهای آزاد اجتماعی را به همراه دارد و منابع زایای اجتماعی را به وسایل مصرفی لازم برای تمرکز بیش از حدِّ قدرت سیاسی تبدیل می کند.
گفتگو با پندرسکی در مورد موسیقی آوانگارد (I)

گفتگو با پندرسکی در مورد موسیقی آوانگارد (I)

یکی از مهمترین موسیقیدانان قرن بیستم که صاحب مکتبی در آهنگسازی به شمار می رود، پندرسکی است. او یکی از شاخصترین آهنگسازان آوانگارد جهان و یکی از مهمترین نمایندگان این تفکر در قرن بیستم بود. پندرسکی در سالهای گذشته تا حد زیادی سبک آهنگسازی خود را تغییر داده و به گفته خودش این تغییر سبک از تغییر نگاه او به موسیقی می آید. برای هواداران موسیقی آوانگارد، این تغییر مسیر او بسیار سئوال برانگیز بوده است.
مروری بر کتاب «آرام و بی‌قرار»

مروری بر کتاب «آرام و بی‌قرار»

مرکز حفظ و اشاعه به‌احتمال قریب به یقین مهم‌ترین رویداد موسیقی نیمه‌ی دوم سده ۱۴ شمسی در ایران است -آن‌چنان‌که هنوز هم بار و برش بر موسیقی امروزین ما سایه‌گستر است- و داریوش صفوت نظریه‌پرداز، پیشنهاددهنده، بنیان‌گذار و شخصیت مرکزی‌اش (دست‌کم از بُعد اداری) و درنتیجه هم به این دلیل و هم به دلایل دیگر از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین شخصیت‌های موسیقی این سده.
نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی <br>متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت چهارم

نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی
متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت چهارم

در میان کتاب‌هایی که هم کاربردی و هم تحلیلی‌اند [۴] نمونه‌ی جالبی است. با وجود این‌که نام کتاب بر کاربردی بودن‌اش دلالت دارد اما مثال‌های موسیقی با قدمت بیشتر و اشارات سبک‌شناسانه‌ی بیشتری نسبت دیگر کتاب‌های هم گروه‌اش دارد. برای مثال جمله‌ی زیر نشان‌دهنده‌ی روش این کتاب است: «یکی از مشخصه‌های بارز موسیقی در دورۀ رنسانس حرکت سلیس و پی‌درپی آکورد‌های معکوس اول به دنبال هم است. به این تکنیک فاوکس بوردون گفته می‌شود.» ص ۵۷٫
کتاب‌شناسی: کتابی درباره‌ی کتاب‌ها (II)

کتاب‌شناسی: کتابی درباره‌ی کتاب‌ها (II)

پژوهندگان معمولا با اطلاعات اولیه به دنبال مراجع می‌گردند. به اصطلاح گفته می‌شود جستجوی‌شان جستجوی کور نیست؛ به همین علت لازم است که فهرست‌های دیگری هم جدا از فهرست اصلی تشکیل شود که از زوایای دیگر اطلاعات را نگاه کرده باشد. برای مثال گاه پژوهش‌گری به دنبال نام خاصی است و هر چه درباره‌ی او یا نوشته‌ی او باشد ممکن است هدف تحقیق‌اش قرار گیرد. برای چنین فردی فهرست راهنمای نام‌ها از فهرست اصلی مهم‌تر می‌شود. در صورتی که فهرست دوم (نام‌ها) موجود نباشد، او باید بگردد و تمامی مراجع مرتبط با نام مورد نظرش را خود بیابد (عملا آن فهرست را برای دست‌کم یک مدخل تشکیل دهد).
رابطه ساختارهارمونیک صدا و خوش صدایی

رابطه ساختارهارمونیک صدا و خوش صدایی

یکی از مهمترین مسایل در موسیقی و سایکوآکوستیک، تحقیق پیرامون خوش صدایی و بد صدایی است. تاکنون نظرات مختلفی در این مورد ابراز گشته است اما طبق نظر ویلیام ا.ستاریس (William A. Sethares) رابطه منطقی بین ساختار هارمونیک صدا و خوش صدایی در یک قطعه موسیقایی، در یک گام خاص وجود دارد.