سان را و فلسفه کیهانی (III)

سان را (1914 – 1993)
سان را (1914 – 1993)
در کلوپ های بیرمنگام، اغلب از تزیینات عجیب مانند نورپردازی روشن و نقاشی های دیواری، از مکان های گرمسیر یا بیابان ها استفاده می شد که به نظر می رسد که بعدا تأثیرات آنها بر صحنه های اجراهای سان را دیده شد. بیگ بند همچنین حس غرور و اتحاد را نیز به موزیسین های سیاه پوست منتقل می نمود. سیاه پوستان احترام زیادی برای موزیسین ها قائل بودند و از آنها توقع می رفت که با نظم و ترتیب و قابل معرفی باشند. در ایالت های جنوبی آمریکا، موزیسین های سیاه پوست در جامعه سفید پوستان پذیرفته شده بودند که این نیز خود بحث و جدل هایی را بر انگیخته بود. آنها اغلب برای مخاطبان بلند رتبه سفید پوست به اجرا می پرداختند (هرچند از تعامل با آنها منع شده بودند.)

در سال ۱۹۳۶، بلاونت توانست با پا در میانی واتلی در دانشگاه کشاورزی و مکانیک آلاباما بورس تحصیلی بگیرد. رشته او آموزش موسیقی بود و به فراگیری آهنگسازی، ارکستراسیون و تئوری موسیقی پرداخت. اما پس از یک سال دانشگاه را رها کرد!

«سفر به زحل» (“Trip to Saturn”)
گفته می شود که مسائل مالی و حس فزاینده تنهایی باعث شدند که سان را کالج را ترک کند. اما شاید مهم تر از این عوامل تجربه ای دیداری بود که سان را ادعا می کرد باعث شده از تحصیل دست بکشد. این تجربه بسیار عجیب است. در سال ۱۹۳۶ یا ۱۹۳۷، سان را حین تمرکز یا مکاشفه عمیق مذهبی ادعا می کند که نوری در اطراف او حلقه زده است.

او بعدها این تجربه را این گونه شرح داد: «کل بدنم به چیز دیگری تبدیل شد. می توانستم آن سوی بدنم را هم ببینم و من بالا می رفتم… دیگر شکلی انسانی نداشتم… بر سیاره ای فرود آمدم که به گمانم زحل بود… آنها من را در یک چشم به هم زدن با خود به مکانی بردند. آنها می خواستند با من حرف بزنند. شاخکی بر روی هر گوش و شاخک هایی بر روی چشم هایشان داشتند. آنها با من حرف زدند و به من گفتند که دیگر به دانشگاه نرو زیرا مشکلات بزرگی در دانشگاه ها بروز خواهد کرد… دنیا به سمت هرج و مرج کامل می رود… من سخن خواهم گفت [از طریق موسیقی] و مردم دنیا به من گوش خواهند داد. این چیزی بود که آن ها به من گفتند.»

سان را خود گفته است که این اتفاق در سال ۱۹۳۶ یا ۱۹۳۷ رخ داده است اما به گفته شوئد حتی نزدیک ترین افراد به سان را هم نمی توانند بپذیرند که این اتفاق پیش از سال ۱۹۵۲ رخ داده است (سان را همچنین گفته بود که در زمان این داستان در شیکاگو زندگی می کرده است. سان را تا پیش از دهه ۴۰ هیچگاه به طور دائم ساکن شیکاگو نبوده است.) سان را تا آخر عمر درباره این داستان صحبت می کرد، بدون اینکه تغییر خاصی در آن به وجود بیاورد.

به نظر می رسد که ماجرای سفر به زحل ده سال پیش از داستان بشقاب پرنده ها ی کنث آرنولد (Kenneth Arnold) درسال ۱۹۴۷، ۱۵ سال پیش از ادعای افرادی مانند جورج آدامسکی (George Adamski) مبنی بر ارتباط با آدم فضایی ها و برادران خیرخواه فضایی و ۲۰ سال پیشتر از پخش ماجرای آدم ربایی های UFO ها با حادثه بارنی و بتی هیل در سال ۱۹۶۱ رخ داده است. به این معنی که در آن زمان که سان را چنین ادعایی کرد، هنوز این گونه داستان ها و مفاهیم وارد خودآگاه جمعی افراد نشده بود.

شوئد معتقد است که «حتی اگر این داستان ساختگی هم باشد… سان را چندین جنبه از زندگیش را در کنار یکدیگر قرار داده است. او در واقع داشته بر اساس اسطوره ای فردی آینده اش را پیش بینی می کرده و گذشته اش را توضیح می داده است.»

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر کتاب «موسیقی ایرانی در شعر سایه»

«سایه» در دوره‌ای از موسیقی ایران تأثیرگذار بوده است. این تأثیرگذاری می‌تواند موضوع مقاله‌ای تحلیلی-انتقادی باشد. چنین پژوهش‌هایی نه تنها در مورد سایه بلکه در مورد دیگر هم‌دوره‌هایش نیز باید صورت گیرد (که به هر دلیل هنوز انجام نشده). سایه با موسیقی دستگاهی نیز در حد یک موسیقی‌دوستِ بسیار پیگیر که معاشرت‌هایی با اهالی این موسیقی داشته، آشنایی‌هایی دارد. از مجموع صحبت‌های او در منابع مختلف چنین برمی‌آید که این آشنایی، علمی و چندان عمیق نیست و بالطبع شامل داده‌هایی درست و غلط از دیده‌ها و شنیده‌هاست (مانند بیگجه‌خانی را شاگرد درویش‌خان دانستن! و موارد دیگر). واژگانِ موسیقایی نیز در شعرِ او فراوان‌اند.

نظر من، نظر شما، نظر او

خیلی پیش می‌آید که در واکنش به یک نقد بشنویم؛ «این نظر نویسنده است». آیا تا به‌حال دقیقاً فکر کرده‌ایم که چنین جمله‌ای یعنی چه؟ کسی که این جمله را می‌گوید درواقع دارد اعتبار حکم‌های درون نقد را زیر سؤال می‌برد. می‌گوید آنها از جنس «نظر شخصی» هستند. اولین مفهومی که از نظر شخصی به ذهنمان می‌آید چیزی است مثل این جمله «قورمه‌سبزی خیلی خوب است». این «نظر» گوینده است درباره‌ی یک غذا. آنجا «شخصی» بودنش معلوم می‌شود که یک نفر دیگر پیدا می‌شود و درست برعکسش را می‌گوید و ما هم راهی پیدا نمی‌کنیم که بگوییم کدام درست گفته. فقط می‌توانیم بگوییم با اولی موافقیم یا با دومی. یعنی وابسته به «شخص» گوینده یا شنونده است.

از روزهای گذشته…

مستر کلاس نوازندگی پویا سرایی برگزار می شود

مستر کلاس نوازندگی پویا سرایی برگزار می شود

در آکادمی کوشا کارگاه نوازندگی سازهای ملی ایرانی توسط دکتر پویا سرایی استاد دانشکده هنر و معماری برگزار می شود که روی مفاهیم فوق تکیه خواهد داشت در این کارگاه تمرکز بر چگونگی تمرین، تکینک، ریتم، دشیفراژ و موزیکالیته خواهد بود شرکت برای تمامی نوازندگان سازهای ایرانی امکان پذیر است.
دو مضراب چپ (قسمت هشتم)

دو مضراب چپ (قسمت هشتم)

این آغاز این مطلب به چند قطعه از آثار میلاد کیایی می پردازیم که در آنها از تکنیک دومضراب چپ استفاده شده است. در ابتدا به قسمتی از نت و اجرای چهارمضراب افشاری ساختۀ میلاد کیایی توجه کنید.
موسیقی دهه پنجاه (II)

موسیقی دهه پنجاه (II)

تعطیلی هنری تابستان پنجاه و پنج که به سر آمد، قطعی شد که اجرای سنفونی نهم، برای اولین بار در ایران، در برنامه فصل هنری بعد جا دارد. بعضی از جوان‌ترها اجرای چند سال پیش این سنفونی به رهبری رهبری را اولین بار نوشته‌اند و گفته‌اند بارها. گناه ندارند. سنشان اقتضا نمی‌کند اجرای مشکوه را بدانند. اما این که خود صاحب مجلس هرگز تلاش نکرده در رفع این اشتباه، قدری حیرت آور است.
کینگ کول

کینگ کول

چهار ترانه دیگر گروه سه نفری کول نیز در سال ۱۹۴۴ در فهرست بهترینهای موسیقی سیاهان قرار گرفت و در پاییز آن سال کمپانی کپیتول نخستین آلبوم گروه را به نام خودشان The King Cole Trio منتشر کرد. این مجموعه شامل چهار صفحه ۷۸ دور و هشت ترانه بود که فقط سه تا از آنها با صدای نات کول بودند.
بررسی اجمالی آثار شادروان <br>روح الله خالقی (قسمت بیست و هشتم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت بیست و هشتم)

خالقی طالبِ فکری بکر و نو بود که زنجیرهای عادت را بگسلد و موسیقی ایران را از انقیاد در حصار یکنواخت ردیف برهاند و این دقیقاً آن چیزی بود که وزیری و تنها وزیری توانسته بود ارائه دهد، بطوری که لطمه ای به موسیقی ملی وارد نشود. به عبارتی دیگر آنچه که خالقی ۱۷ سالله تشنهِ آن بود در آثار وزیری عرضه می شد.
طبقه‌بندی سازها (III)

طبقه‌بندی سازها (III)

در اروپای قرون وسطا، سازها اهمیت کمتری داشتند. بررسی علمی سازها یا سازشناسی تا دوره‌ی رنسانس مورد غفلت واقع شد. در نتیجه اطلاعات کمی در باره‌ی سازهای دوره‌های پیشین باقی مانده است، اگر چه آن‌ها در گراورها، مینیاتور‌ها و نقاشی‌های آبرنگ به تصویر کشیده شده و گزارش‌هایی توسط شاعران قرون وسطا، فیلسوفان و متفکران وجود دارد.
فرانک سیناترا (II)

فرانک سیناترا (II)

سیناترا در سال ۱۹۵۵ پس از بازی در چند فیلم فرصت همکاری با هنرپیشه های مطرح هالیوود همچون مارلون براندو (Marlon Brando) را در فیلم Guys and Dolls پیدا کرد. همچنین فیلم High Society که در آن Bing Crosby و Grace Kelly بازی میکردند.
حمید رضا دیبازر رئیس دانشکده موسیقی دانشگاه هنر تهران شد

حمید رضا دیبازر رئیس دانشکده موسیقی دانشگاه هنر تهران شد

“حمید رضا قنادی دیبازر” پنجمین رئیس این مجموعه از سال ١٣۶٨ تا کنون است. وی فارغ التحصیل هنرستان موسیقی با ساز “فرنچ هورن” و دارای مدارک “کارشناسی موسیقی” و “کارشناسی ارشد آهنگسازی” دانشکده موسیقی دانشگاه هنر تهران می باشد.
از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (III)

از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (III)

دومین و یا شاید سومین گروه سازه های میانی نت ها هستند که موجب تدوین اثر هنری و جدا شدن هویت آهنگساز از نوازنده می شوند. اگر نت ها پدید نمی آمدند، شخصیت فردی هنرمند چون آهنگساز پدید نمی آمد و آنچه شناخته می شد، تنها نوازنده بود که به عنوان عمله ی طرب از آن در خانه های اشراف اروپایی و ایرانی بهره می بردند.
دیم اثل اسمایت، آهنگسازی معترض (I)

دیم اثل اسمایت، آهنگسازی معترض (I)

دِیم اثل مری اسمایث (Dame Ethel Mary Smyth) مهم ترین بانوی آهنگساز در موسیقی اوایل قرن بیستم و همچنین یکی از معدود آهنگسازان اپرا در انگلیس بود. او به سال ۱۸۵۸ در وکنیگ، سِری (Woking, Surrey) در خانواده ای ارتشی به دنیا آمد. پدرش، آقای اسمایث، سر لشگر توپخانه ی سلطنتی بود. خانواده ی اسمایث در دوره ی کودکی او زیاد بین هند و انگلستان در سفر بودند که همین تجربه، عشق به سفر و ماجراجویی را در اثل پرورش داد.