گفتگو با آن سوفی موتر (IV)

آن سوفی موتر
آن سوفی موتر
موتر: در حقیقت من از آن دسته موزیسین ها هستم که باید با موسیقی که می نوازم ارتباط احساسی بگیرم. به عبارت دیگر اگر نواختن یک قطعه تنها یک فعالیت ذهنی باشد، من نیازی به اجرای آن بر روی صحنه نمی بینم. چون در این صورت ممکن است نتوانم آن را به اندازه کافی خوب، متقاعد کننده و پر شور بنوازم، در نتیجه مخاطب هم نمی تواند آن را درک کند، از آن لذت برده و الهام بگیرد.

مثلا گوبایدولینا قطعا آهنگسازی است که فرم را به خوبی شناخته است. آثار او ژرفای احساسی دارند و قدرت نت نویسی و ارکستراسیون او باور نکردنی است. داستان شکل گیری کنسرتوی In Tempus Praesens او بسیار شگفت انگیز است. داستان از این قرار است که گوبایدولینا، این سازه عظیم آوایی را در ذهن خود می شنود و سعی می کند آن را بر روی کاغذ بیاورد، قابل فهم ساخته و نظم ببخشد … اما همانطور که در حال نوشتن نت هاست ناگهان صداها این موسیقی در ذهنش محو می شود.

او نتوانسته سریع عمل کند، حقیقت تأثیر گذارتر این است که گوبایدولینا گاهی صداهایی را در ذهنش می شنود که با هیچ ارکستری نمی توان آنها را نواخت. در نتیجه آنچه او بر روی کاغذ می آورد، تنها بخش کوچکی از آنچه باید باشد است و به عقیده من همین درصد کم نیز واقعا مو را بر تن انسان سیخ می کند. این تجربه ای است که می تواند زندگی انسان را متحول کند زیرا گوبایدولینا از عظمت نمی هراسد. اما بعضی از آهنگسازان معاصر از عظمت ابا دارند زیرا احساس می کنند که ما به عینیت کامل نیازمندیم اما من مانند آنها فکر نمی کنم.

من واقعا گوبایدولینا را تحسین می کنم، زیرا او نیز مانند باخ آهنگسازی چیره دست، ماهر و کاملا با تجربه است. او نسبت ها را به خوبی می شناسد، مثلا، رابطه بین پنج قسمت کنسرتو ویولون را می داند. این نوع آهنگسازی به این معنی نیست که او هرچه به ذهنش می آید را می نویسد چون باشکوه و عظیم هستند بلکه کار او سه مرحله متفاوت را در بر می گیرد.

گوبایدولینا نخست رجیسترهای بالا و پایین را در رنگ های روشن و تیره می نویسد. این ویولون کنسرتو داستان سوفیاست، الهه ای که وجود تنهایی است که در برابر جامعه قرار گرفته است. قطعا رجیسترهای بالای ویولون نمایانگر سوفیا هستند و در پارتیتور ارکستر، تنها یک ویولون وجود دارد. سپس زهی های تیره و تسخیرگر را می شنویم که بخش تاریک پارتیتور را تشکیل می دهند.

گوبایدولینا پس از ایجاد تعادل بین بخش های روشن و تیره که خود رویکردی فلسفی است، سپس به کار دشوار وارد کردن آنها در معادله می رسد. او در این مرحله با رابطه تمپوها در هر پنج بخش کنسرتو سرو کار دارد. این کار واقعا محاسباتی است و در اینجاست که رابطه او با باخ آشکار می شود.

اما ویژگی خاص این اثر این است که معماری آن هیچگاه ایجاد مزاحمت نمی کند بلکه شما را شیفته خود می کند. باز ممکن است به نظر برسد که این کار برون ریختن آن چیزی است که در ذهن شکل گرفته اما نکته در این است که این اثر به زبان گوبایدولینا نوشته شده است و هیچ شباهتی به آثار دیگران ندارد البته نمی توان این را نیز انکار کرد که گوبایدولینا برخاسته از سنتی است که کاملا تحت تأثیر موسیقی قرن ۱۸ و ۱۹ بوده است. اما گوبایدولینا این موسیقی را از آن خود کرده است و سبک خاص خود را دارد.

نایلز: که کار آسانی هم نیست، درست است؟
موتر: وقتی پای حرف آهنگسازها می نشینم به دردی که پشت هر قطعه نهفته است پی می برم. مخصوصا در این کنسرتو درد زیادی نهفته است. مثلا چهل میزان پیش از کادانس را در نظر بگیرید. از نظر گوبایدولینا در این صحنه سوفیا تقریبا به صلابه کشیده می شود. در این لحظه حساس ارکستر موتیفی کوبه ای دارد که مانند سنگی پا بر جا می ایستد: سرنوشتی گریز ناپذیر و ویولون نیز در تلاش فرار است.

پس از یک درنگ طولانی غیر قابل باور، کادانس شروع می شود. این قطعه باورنکردنی است و من واقعا تحت تأثیر قرار گرفتم وقتی دیدم که مخاطبان در اجرای نخست آن در سوئیس می توانستند آن را درک کنند. من بر این باورم که در هر هنر بزرگی پیامی گنجانده شده که حتی اگر برایمان نا آشنا نیز باشد می توانیم با آن ارتباط بر قرار کنیم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

اختلالات صدای خوانندگان (VII)

انسان برای اینکه بتواند حرف بزند، یاد گرفته است، با تداوم مرحله ی بازدم، صداسازی کند. صحبت کردن و آواز خواندن مستلزم تداوم جریان هوا به طریقی است که تارهای صوتی را به ارتعاش درآورد. گوینده ها یا خواننده ها، هنگام تمرین روی صدایشان، غالبأ به طور آگاهانه، روی کنترل سازوکار تنفس، تمرکز می کنند. ولی این کنترل آگاهانه نباید با نیازهای فیزیولوژیکی شخص به هوا در تضاد باشد.

مروری بر آلبوم «افرا»

«افرا» را اگر با فرهنگ غالبِ نوازندگیِ زمانه‌ی انتشارش بسنجیم باید با شنیدن همان چند مضراب اول در سه‌گاه، در آن کوکِ پایینِ این سازِ فروتن، روی چشم بگذاریم. در این روزگارِ فقیر و حقیرِ گیر کرده روی فواصلِ کوچک، یافتنِ نوازنده‌ای که ادبیات تحریر و آرایه بر سرانگشتانِ چالاک‌اش جاری باشد دشوار است.

از روزهای گذشته…

فرهنگ اسلامی و پیدایش موسیقی چند صدائی در اروپا (III)

فرهنگ اسلامی و پیدایش موسیقی چند صدائی در اروپا (III)

از طرف دیگر این باور که آهنگ های دو صدائی لِه اونینوس، تحت تاثیر کُرال گرگوریانی (۸ م) ساخته شده باشد نه منطقی است و نه می توان علتی برای آن تصور نمود. چرا که اگر فرم ملودی یک آواز مذهبی گرگوریانی، آنطور که ویلی آپل آن را تعریف کرده، (۵) مانند یک قوس باشد که ملودی به حالت موج دار به راس آن صعود کرده و دوباره نزول می کند، مشکل می توان باور کرد که این شکل سرمشق آهنگ دو صدائی که روندی بدون جهت گیری خاص دارد، بوده باشد.
قول و غزل یا قول و غزل (II)

قول و غزل یا قول و غزل (II)

مطرح شدن مجدد این عبارات در فضای جامعه موسیقی امروز، در ذهن و زبان بخشی از نسل معاصر موسیقیدانان و بطور کلی در امروز ادبیات موسیقی کلاسیک ایران، اگر نگوییم به تمامی، تا حدود زیادی مرهون پژوهش های دکتر ساسان فاطمی است. طرح بنیادی مسأله فرم در موسیقی کلاسیک ایران و پژوهشی خاص این موضوع، ‌سابقه چندانی حداقل در صد سال اخیر موسیقی ایران نداشته است. نامبرده در سال ۱۳۸۷ در شماره ۳۹ فصلنامه ماهور در مقاله “فرم و موسیقی ایران”، ضمن تصریح اینکه هیچ فرم صریح و یا بیان صریحی درباره فرم در موسیقی ایران وجود ندارد (ص۱۰۳)، به بررسی فرم ها و فرآیندهای آهنگسازی در موسیقی قدیم ایران پرداخته و گونه ها و فرم های موسیقی قدیم ایران را تشریح نموده است.
مژگان چاهیان موفق به کسب رتبه اول مسابقات ملی «دفاع سه دقیقه ای پایان نامه» شد

مژگان چاهیان موفق به کسب رتبه اول مسابقات ملی «دفاع سه دقیقه ای پایان نامه» شد

مژگان چاهیان موفق به کسب رتبه اول مسابقات ملی «دفاع سه دقیقه ای پایان نامه» و راهیابی به مرحله جهانی شد. او در این مسابقه بین فارغ التحصیلان ارشد و دکتری از تمامی رشته های دانشگاهی در کشور رتبه اول را کسب کرد و به مرحله «جهانی» این مسابقه بین المللی راه یافت.
هنر و انقباض ایدوئولوژیک (II)

هنر و انقباض ایدوئولوژیک (II)

وجود این رابطه یا باز خورد امنیّت ــ مالیات نه تنها باعث جدایی این دو قدرت و حفظ حریم یکدیگر می شود، بلکه از طریق همین نیاز متقابل، زمینه برای ظهور دموکراسی فراهم می شود. با این حال باید توجه داشت که استثنائی وجود دارد که ممکن این تعامل دوسویه بین اقتصاد و سیاست را بر هم بریزد و آن وقتی ست که سیاست از طریق انحصارات فروش موادّ خام ( در کشور ما نفت ) به قدرت مورد نیاز خود دست پیدا کند.
رساله ای از خواجه نصیر الدین طوسی در علم موسیقی (IV)

رساله ای از خواجه نصیر الدین طوسی در علم موسیقی (IV)

چنین گفت مولای بزرگ خواجه نصیر الدین طوسی که خداوند خاک بر وی خوش کناد و گور او معطر کناد که: علم موسیقی از دو علم تشکیل شده است.
بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (III)

بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (III)

نکات زیادی کار آریستوگزنوس را از دیگر اندیشمندان یونانی که درباره‌ی موسیقی به کار نظری پرداخته‌اند متمایز می‌سازد، اما آنچه از بقیه مهم‌تر است نقدی است که او به نظرات طرفداران فیثاغورث درباره‌ی موسیقی وارد می‌کند (۴). در حقیقت او با این کار گامی بسیار مهم در شناخت‌شناسی علم برمی‌دارد (Barker 1978: 9). موسیقی از نظر او موضوع دانش ریاضی نیست؛ همچنین موضوع فیزیک یا اخترشناسی. بلکه موضوع دانشی است برآمده از الزامات خود موسیقی:
او هشتاد سال دارد

او هشتاد سال دارد

اسکار پیترسون در دهه های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ با گروه سه نفری خود متشکل از هنرمندانی چون سم جونز و نیلز هننینگ بعنوان نوازندگان بیس، جو پس بعنوان گیتاریست و لوئیس هایس نوازنده درامز * بود به فعالیت های هنری خود ادامه داد.
نگاهی به اپرای مولوی (XXI)

نگاهی به اپرای مولوی (XXI)

در پاسخ مولوی پیرمرد می خواند: «گر خطا گفتیم اصلاحش تو کن. مصلحی تو ای تو سلطان سخن» در این بخش گردش ملودی شبیه به بخش اولی است که همین خواننده خوانده است و به همین دلیل آهنگساز از همان آکومپانیمان ارکستری برای این بخش هم استفاده می کند.
ارکستر ملل باز با ایده های نو

ارکستر ملل باز با ایده های نو

چند روزیست که دوباره زمزمه هایی از فعالیت مجدد ارکستر خستگی ناپذیر ملل شنیده میشود؛ با رهبر این ارکستر قراری گذاشتم و در مورد اینکه، ارکستری که با چند ده میلیون ضرر مالی فعالیتش متوقف شد و با سنگ اندازی های بی نظیری مقابله کرد چگونه باز سر برآورده، صحبت کردم.
فلورنس فاستر جنکینز (II)

فلورنس فاستر جنکینز (II)

هنگامی که خانم جنکینز توانست توجه چند منتقد برجسته را جلب کند، زمان را برای برپا کردن مقر فرماندهی خود در نیویورک مناسب دانست. در اینجا بود که سال به سال و رسیتال به رسیتال، شور و شوق بی ریا و خدشه ناپذیر وی به ثمر رسید. فلورنس جنکینز به چهره ای مشهور تبدیل شد و حداقل سالی دو مرتبه در سالن شری واقع در Park Avenue برنامه اجرا میکرد و سالی یک بار کنسرتی خصوصی در هتل ریتز کارلتون Ritz-Carleton Hotel ترتیب میداد که تنها جمع منتخبی از دوستان، ستایشگران، همکاران و منتقدین دعوت داشتند.