نگاهی به اپرای عاشورا (III)

بهزاد عبدی و ولادمیر سیرنکو
بهزاد عبدی و ولادمیر سیرنکو
پرده چهارم
با ترمولو های زهی ها و رنگ آمیزی بادی چوبی ها فضای شبی خوف انگیز را ترسیم میکند، همسر شمر در این پرده که در آواز دشتی به همراه شارح داستان، محتشم کاشانی میخواند “… بیا ای شمر بد گوهر بشو آسوده امشب را زمانی بر سر بستر” شمر بدون توجه به صدای همسرش با خود میگوید “نمیدانم شوم فردا به میدان ستم کشته و یا قالب شوم آنگه بر این شاه ملک لشکر…” حرکتهای خارج از گام ارکستر بر روی صدای خواننده نقش شمر، تشویش و اضطراب شیطانی وجود او را که همچون آتش زبانه میکشد را به خوبی به شنونده القا میکند.

افه های صوتی ای که بوسیله فلاژوله ویولون، گلیساندوهای ویلنسلها (که به صورت دیویزه نوشته شده است) و ترموله فلوت نوشته شده، هراسناکی فضای آن شب شوم را دوچندان میکند.

همسرش باز او را دعوت به آرامش میکند “… بیا بگذر از این محشر” ولی همچنان خشم شمر شعله میکشد، خواب به چشم او نمی آید به آماده کردن خود برای رزم فردایش میپردازد.

همسر شمر میخواند، “بارد خون دیده چه سان …” را در دشتی میخواند ولی اضطرابی که در فضا موج میزند را عبدی بوسیله آرپژهای تکرار شونده ویولون ها در چهارگاه نشان میدهد.

در آخر همسرش به پای او افتاده و او را قسم میدهد که از این درگیری بپرهیزد که با شمر خشمگین او را به کناری می اندازد “برو از منظرم گم شو، مکن فریاد و وا ویلا”

پرده پنجم
این پرده شرح گفتگوی بین سکینه و امام حسین را عنوان میکند که لیبرتو این قسمت به زیبایی گفت و شنود یک کودک خوش خیال را با یک پیر آینده بین است که روبروی هم قرار دادن این دو تن، بار تراژیک این حادثه را دو چندان کند. این پرده کلا در مایه همایون ساخته شده و با رنگ آمیزی ویبرافون و هارپ آغاز میشود. همراهی گلوکن اشپیل در این پرده کاراکتر خاصی به فضا بخشیده، همراهی این ساز با ارکستر در این قسمت رنگ و بویی کودکانه را به این قسمت اپرا میدهد، چراکه گفتگویی است بین یک کودک و یک پیرمرد…

سکینه میخواند “عیان از دور نخلستان خرماست” و پاسخ میشنود “سنان و نیزه های قوم اعداست”، ارکستر در اینجا همراهی کننده هر دو خواننده است و گویی با تغییر جهان بینی آنها تغییر شکل میدهد.

همینطور که دیالوگ بین این دو ادامه پیدا میکند واقعیت بر سکینه آشکار میشود و او مطلع میگردد که به هیچ وجه راهی برای نجات نمانده است؛ سکینه میگوید “دلم تشویش دارد بهر اکبر” و حسین میگوید “ببینی نوجوانم را تو بی سر” در این قسمت همراهی ارکستر را با تمی شبیه به تمهای عاشورایی بوسیله بادی چوبی ها و برنجی ها میشنویم.

پس از این گفتگو سکینه به گریه می افتد و پرده دوباره با آکورد ویبرافون همانند شروع پرده به پایان میرسد.

آکورد ویبرافون به خاطر درخشندگی زیادی که در ارکستر ایجاد میکند، توسط آهنگساز طوری نوشته شده که کمی هم غم آلود و کدر صدا بدهد، به همین خاطر در همه قسمتهایی که ویبرافون در این پرده مینوازد، فواصلی دیسونانس را اجرا میکند (و فقط همین آکورد را مینوازد) که اگر نخواهیم با سیستم هارمونی زوج آن را بسنجیم باید آکورد نهی بدانیمش که در حالت معکوس قرار گرفته و سوم و پنجم آن حذف شده است.

یک دیدگاه

  • بی صدا
    ارسال شده در دی ۶, ۱۳۹۲ در ۱۰:۳۰ ق.ظ

    در جا هایی از متن لفظ امام و حضرت برای اباعبدالله و حضرت سکینه استفاده نشده است نویسنده از لفظ حسین ( خالی ) استفاده می کند گویی ماست بند سر کوچه را می خواند اندکی باید محترمانه نوشت.
    این تند روی نیست اروپاییان نیز در متونشان نسبت به حضرت مریم و مسیح ( ع ) از الفاظ محترمانه استفاده می کنند مانند:
    saint merry
    لفظ saint یعنی مقدس آنها می خوانند مریم مقدس
    با آرزوی موفقیت از زحمتتان در باره ی آنالیز اپرای عاشورا

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (IV)

ارتباط ملودیکی بین دو صدا هر چه قدر هم آرام نواخته شود همزمانی با یکدیگر پیدا می کنند و می توانند هارمونی به وجود آورند. هنگامی که سه صدا مانند دو-می-سل به صورت پیوسته و به دنیال هم خوانده شوند تصور یک آکورد را در ذهن به وجود می آورند و تمرین خوبی برای درک آکورد می باشد. فواصل هارمونیک (چهارم و پنجم) نیز در حین خواندن آکورد آن ها، شناسایی و توجه می شود. فواصل سوم و ششم را نیز در خواندن آکوردهایشان می توان درک کرد. فواصل دوم و هفتم دارای ماهیت پیوندی هستند که توسط فواصل هارمونیک قدرت و شدت می گیرند.

امینی: انتقال نت ها کار وقت گیری است

قرار است یعنی این مجموعه آلبوم ۸ تایی در یک جزوه پارتیتور چاپ شود و گروه‌ها از این به بعد می‌توانند یک پارت ارکستر کامل هم داشته باشند و اگر خواستن استفاده کنند.

از روزهای گذشته…

گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

در اینجا توسط عباس خدایاری در مورد (Discussion) در نوشتارهای علمی و رابطه‌ی آن با چنین جدل‌هایی، پرسشی مطرح شد با این مضمون که چرا در آن موارد گفتگوی مطرح شده بسیار شفاف و با در نظر گرفتن تمامی جوانب کارهای گذشتگان و … است؟ مدرس کارگاه پاسخ داد که به نظر وی بخشی از ین تفاوت به سطح کیفی بعضی نقدهایی که می‌شناسیم و بخشی دیگر به اختلاف میان کارکردها و زبان نقد و مقاله‌ی علمی بازمی‌گردد.
موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (II)

موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (II)

روزی یکی از اعضای فرهنگستان ارس (Arras) {نام شهری در فرانسه} چنین گفت: «هر بار که به تاریخ فرانسه نظر می‌افکنیم به نام‌آوری از اهالی آرتوا بر می‌خوریم». می‌توان گفت که: ‌در روزگار ما نیز، آرتواها به خاطر هنرها و خدمات و معاضدت‌هائی که در پیشبرد جنبش‌های کشورهای محل اقامت خود کرده‌اند، افتخار بزرگی برای زادگاه خود و سایر ممالک فراهم آورده‌اند.
کورت مازور، رهبری بشر دوست (II)

کورت مازور، رهبری بشر دوست (II)

مازور فصل ۲۰۰۰-۲۰۰۱ ارکستر فیلارمونیک نیویورک را با سه هفته جشنواره آثار مندلسون آغاز کرد همچنین موسیقی کامل “رویاهای شب نیمه های تابستان”، کنسرتوی شماره ۲ ویلن ریچارد دانیلپور به همراه نوازنده ویلین سل یو یو ما، سمفونی شماره ۹ ورنر هنز را اجرا کردند و کنسرتوی برای فلوت، چنگ و ارکستر از زیگفرد ماتوآس و اثری از آرنولد شونبرگ به مناسبت پنجاهمین سالگرد تولد آهنگساز. به همراه شرکت ضبط بین المللی کلاسیک تلدک، کورت مازور و ارکستر فیلارمونیک نیویورک ضبطهای فروانی انجام دادند.
رمضان: استاد به اندازه کافی نداریم

رمضان: استاد به اندازه کافی نداریم

میدانید، نوازندگی پیانو، حرفه پر از فراز و نشیبی است. امروز میتوانم بگویم نحوه تدریس من حاصل تمام آموخته ها و تجربیاتم در این فراز و نشیب ها و نهایتا زندگی هنریم است. حاصل تعلیماتی است که به طور کلی چه در ایران چه در اروپا از استادانم گرفته ام و تجربیاتی که با اجرا در کنسرتهایم داشته و دارم.
منبری: تعصب راه به جایی نبرده

منبری: تعصب راه به جایی نبرده

کار در حوزه موسیقی ایرانی، میزان به میزان متفاوت است و این تا حدود زیادی به تجربه بستگی دارد که البته این تجربه ها باید ثبت و ضبط و منتقل شود. بنده زمانی به آقای روشن روان گفتم تجربیات خودتان را در حوزه ارکستراسیون با توجه به آشناییتان به موسیقی غرب و ردیف و نوازندگی سنتور و غیره مدون کنید و بنویسید. پاسخی که شنیدم این بود که گفتند آقای منبری، ما خیلی زحمت کشیده ایم برای اینها و همینطوری بدست نیامده اند و هر آهنگساز باید خودش برود و تجربه کند!
فضای ارتباطی، نیروی بنیادین توسعه گردشگری

فضای ارتباطی، نیروی بنیادین توسعه گردشگری

هر چه درباره گردشگری بنویسید و هر راه­ حلی که ارائه دهید فایده ای در توسعه گردشگری نخواهد داشت مگر آن­که به موضوع مهم فضای ارتباطی توجه کنید. غرض از فضای ارتباطی آن حوزه از زمان و مکانی است که آدمیان قادر اند اوقات فراغت خود را در ارتباط با یکدیگر طی کنند. فضایی است مالامال از تبادل خواسته­ ها و داشته­ ها. میدانی است که بسته به نوع فضای خود شرایط لازم را برای هر فرد علاقه­ مند به فعالیت در آن میدان فراهم می­ آورد. در چنین فضایی هر فرد می­ تواند با حضور خود، داشته­ ها و ساخته­ ذهنی و دستی خود را عرضه کرده و در عین حال از شرایط مناسب برای خلق راه جدید و عرضه استعداد خود بهره جوید.
فریدون شهبازیان و رهبری ارکستر ملی

فریدون شهبازیان و رهبری ارکستر ملی

پس از گذشت چند روز از شایعه کناره گیری فرهاد فخرالدینی از رهبری ارکستر ملی و انتخاب فریدون شهبازیان به عنوان رهبر دائم، بالاخره به صورت رسمی حکم رهبری فریدون شهبازیان رسانه ای شد:
وداع با آقای فاگوت

وداع با آقای فاگوت

۴۰ روز پیش بهمن پورقناد نوازنده فاگوت و مدیر سابق ارکستر سمفونیک تهران و اپرای تهران پس از یک دوره دراز مدت بیماری درگذشت.
سال‌ها بدون وقفه کار و همکاری با سولیست‌های برجسته‌ی دنیا (IV)

سال‌ها بدون وقفه کار و همکاری با سولیست‌های برجسته‌ی دنیا (IV)

خب می‌دانید که من بیشتر از ۴۰ اثر اپرایی در بازار‌های بین‌المللی موسیقی دارم و خوانندگان این آثار هم معروف هستند. من مانند آقای کارایان اعتقاد دارم که کار یک رهبر در رهبری اپرا مشخص می‌شود. هیچ‌وقت اپراهایی را که ضبط کرده‌ام از بازار‌های بین‌المللی خارج نشده است؛ زیرا کارهای موفقی بوده است. با «گویری جونس»، «دکاناوا»، «گئو ادام» باریتون معروف و «ساردینرو» که با کارایان هم زیاد کار می‌کرد و با «آراگال» تنور معروف نیز کار کرده‌ام. خوانندگانی که با آنها کار کردم بیشتر از نسل جدید هستند چون آواز مانند ساز تا سنین بالا نمی‌تواند کیفیت عالی داشته باشد. البته «برامبری» خواننده‌ی سیاه‌پوست که هشتاد‌ساله بود با من هفت، هشت سال پیش در فستیوال اتریش خواند، ولی این اتفاق به‌ندرت می‌افتد. نام بسیاری از این سولیست‌ها را فراموش کرده‌ام و شما که یادآوری می‌کنید بعضی را به‌خاطر می‌آورم. بالاخره سال‌هاست بدون وقفه مشغول کار هستم.

موسیقی و جنسیت (I)

موسیقی و جنسیت (I)

برای شناخت رفتارهای انسانی در قلمرو هنر، باید توجه داشت که هنر از مقولات فرهنگ و به ویژه آنگاه که وارد قلمرو خلاقیت می شود، فرهنگ انتقادی است. پس لازم است، رفتارهای قلمروهای سه گانه ی سیاست، اقتصاد و فرهنگ انتقادی را مورد توجه قرار دهیم.