نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی
متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت دوم

معیارهای مقایسه
در همان ابتدا این کتاب‌ها را می‌توان به دو دسته‌ی کلی تقسیم کرد: هارمونی‌های کاربردی و هارمونی‌های تحلیلی. این دو دسته را از جهت تاکید کتاب بر موضوع هارمونی از یکدیگر جدا می‌کنند. هارمونی‌های کاربردی بیشتر به آموزش دستورالعمل‌های فن هارمونی می‌پردازد با این هدف که خواننده پس از مطالعه، توانایی به کارگیری آن‌ها را در ساخته‌های خود داشته باشد.

اما کتاب‌های هارمونی تحلیلی ضمن آوردن دستورات این فن بیشتر به موضوع تجزیه و تحلیل آثار آهنگسازان می‌پردازد و از این طریق زمینه‌ی آموزش خواننده را فراهم می‌آورد. شاید در سطوح بالا و با نگاهی سختگیرانه بتوان گفت که دسته‌ی اول بیشتر با فرآیند تئوری موسیقی و آهنگسازی و دسته‌ی دوم با موسیقی‌شناسی مرتبط است. در این میان نباید فراموش کرد که بیشتر کتاب‌های معمول هارمونی دقیقا در یکی از دو دسته‌ی یاد شده نمی‌گنجد، بلکه به تناسب از هر دو روش بهره گرفته حتا اگر نام آن‌ها تنها به یکی از روش‌ها اشاره کند.

مجموعه‌ی دستورالعمل‌هایی که هارمونی نام گرفته می‌توان بر حسب قرار گرفتن در یکی از این دو دسته‌بندی مورد مقایسه قرار داد. این مجموعه دستورات در دوره‌های مختلف تاریخی و بر حسب سلیقه‌ها و سبک‌های متعدد در موسیقی تغییر کرده است؛ بنابراین اولین چیزی که می‌‌توان انتظار داشت، این است که پاسخ یا راه حل ارائه شده برای هر یک از پرسش‌ها در هارمونی برحسب این که کتاب مورد نظر در چه دوره یا وابسته به کدام یک از سبک‌های آموزشی است، متفاوت باشد. بر این اساس، انتخاب یک (یا چند) موضوع و مقایسه‌ی آن‌ در کتاب‌های مذکور می‌تواند اطلاعاتی در مورد روش‌های آن‌ بدست دهد.

روش‌های آموزش‌ هارمونی به این منظور طراحی می‌شود که هنرجویان علاقه‌مند را با این فن و ادبیات موسیقایی -که بر اساس آن در چند صد سال تکمیل شده- آشنا کند و بعدها بتوانند روش‌شناسی آن را (و نه عین دستورالعمل‌ها) در ساخته‌های خود به کار گرفته یا در هنگام نواختن آثار دیگران (اگر نوازنده‌اند) از بافت آن درک بهتری داشته باشند. کتاب‌های هارمونی از جهت فوق نیز قابل بررسی‌ است؛ یعنی می‌توان میزان آزادی را که به هنرجو می‌دهند بررسی و همچنین مطالعه کرد که آیا مجموعه‌ی تمرین‌هاخلاقیت هنرجو را تحریک می‌کند یا منجر به وابستگی او به مجموعه‌ی دستورات به عنوان راه‌حل‌های از پیش تعیین شده (و احتمالا غیر قابل تغییر) می‌شود (۶).

همین‌طور روش‌ها و کتاب‌ها از منظر تاریخی نیز قابل مقایسه است. گاه در کتاب‌های هارمونی (حتا انواع کاربردی) بدون این که اشاره‌ای به تقدم و تاخر تاریخی فنون بشود نوعی نظم زمانی در ارائه‌ی مطالب به چشم می‌خورد و گاه نیز چنین نظمی در ارئه‌ی مطالب وجود ندارد که به روند آموزش هنرجویان این درس لطمه وارد می‌کند.

انتخاب مثال‌های کتاب نیز گاه اطلاعاتی به خواننده می‌دهد و او را در یک جهت‌گیری خاص هدایت می‌کند. این انتخاب از دیدگاه تاریخی مورد بررسی قرا ر گرفت، اما از دیدگاه‌های دیگری نیز قابل بررسی است. برای مثال اگر دو نویسنده برای نمونه‌ی یک حل به خصوص دو اثر متفاوت را برگزیده‌ باشند و این انتخاب هدف خاصی را دنبال کند، دیدگاهی که موجب چنین انتخابی شده، می‌تواند به عنوان معیاری برای مقایسه مورد استفاده قرار گیرد.

بیشتر مهارتی که از کتاب‌های هارمونی به هنرجوی خواننده منتقل می‌شود، نه از طریق مطالعه‌ی دستورالعمل‌ها بلکه به خاطر انجام تمرین‌هایی است که در متن هر کتاب موجود است. چالش‌هایی که در این تمرینات پیش می‌آید به هنرجو کمک می‌کند تا حالت‌های بیشتری از مسئله راببیند و به راه حل های بیشتری برای آن بیندیشد. در بعضی کتاب‌ها نیز تمرین‌ها به گونه‌ای طراحی شده که خلاقیت هنرجو را بیشتر شکوفا کند. بدین ترتیب چیدمان تمرین‌ها و مسائلی که در آن‌ها پیش می‌آید نیز می‌تواند در مقایسه‌ی این نوع کتاب‌ها مورد بررسی باشد.

روش نشانه‌گذاری هر یک از کتاب‌ها نیز ممکن است به عاملی برای مقایسه تبدیل شود. نوشتن اعداد و علامت‌ها برای نشان دادن وضعیت و وصل آکوردها از دیر باز (باس شیفره به عنوان یک روش مختصرسازی از دوره‌ی باروک به کار می‌رفته است) رواج داشته و چون در همه جا به یک شکل مورد استفاده نیست می‌توان آن را برای مقایسه‌ی کتاب‌ها به کار گرفت.

دست آخر، دیدگاه زیباشناسانه‌ای که کتاب القا می‌کند موضوع جالبی برای بررسی است. هر چند در کتاب‌های هارمونی کمتر دیده شده نویسندگان به طور مستقیم سعی در هدایت زیباشناسانه‌ی خواننده کنند (۷)، اما این کار به طور غیر مستقیم در تمامی کتاب‌ها انجام می‌شود.

پی‌‌نوشت‌ها
۶- احتمالا این گرایش به آهنگسازان روس در [۳] و [۸] علاوه بر روس بودن مولفان و علاقه‌ی طبیعی آنان به مکتب ملی‌شان، به شرایط زمان تالیف و انتشار کتاب‌ها هم برمی‌گردد. در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی به‌خصوص در عصر استالین، تمایل به اهمیت بخشی به پدیده‌های روسی مشاهده می‌شد و اغلب تا حد اعمال فشار برای دادن اهمیت بیش از حد به رخدادهای داخلی در مقایسه با آنچه در جهان غرب گذشته بود یا می‌گذشت، پیش می‌رفت. نمونه‌هایی از این روش در علم حتا به بازنویسی موقتی تاریخ علم در دوره‌ی حکومت استالین هم منجر شد (برای مثال قضیه‌ی لیسنکو و دانش ژنتیک).
۷- در این مورد و بعضی موارد بعدی مثل شکوفایی خلاقیت هنرجویان، نقش مربیان را نیز نباید دست کم گرفت.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «ایوارگاه»

وحید طهرانی آزاد با ایوارگاهش نشان می‌دهد که امروز، برخلاف تصور درونی‌شده‌ی عمومی، می‌توان بدون عملیات محیرالعقول و شعبده ساز درخور زد و گوشی یافت. اگر از چهار دونوازی کوتاه سنتور و ویلن (پرنای ۱ تا ۴)، با همه‌ی کمیابیِ خودِ ترکیب و نگاه متفاوت به سبک و سیاق خط ویلن، موقتا چشم بپوشیم هیچ چیز عجیب و غریبی در ایوارگاه نمی‌یابیم. آنچه در ایوارگاه به گوش می‌رسد غریبه که نه، اما شخصی است.

فرایند خم کردن زه وارها و اتصال آن به ساختمان کلافها در ویولن (I)

محتوای این مقاله بخشی از دروس ارائه شده در شهریورماه ۱۳۹۷ در کارگاه رضا ضیائی (RZW) توسط رضا ضیائی است که فرشاد شالپوش آن را گردآوری و تدوین کرده و امیر خمسه ویراستاری آن را بر عهده گرفته است. متن کامل و دیگر مقالات مرتبط در آرشیو کارگاه موجود است.

از روزهای گذشته…

مجید کیانی و «طبیعت در هنر موسیقی» (IV)

مجید کیانی و «طبیعت در هنر موسیقی» (IV)

گام‌ فیثاغورثی‌ در موسیقی‌، که‌ بر “نظریه‌ی‌ اعداد” و چرخه فواصل پنجم استوار بود و از دیر باز و پیش از یونانیان در بین النهرین و چین شناخته‌ شده‌ بود، به دنیای اسلام راه یافت. (در تاثیر پذیری فیثاغورثیان از هندسه و حساب سومری و نیز تاثیر پذیری افلاطون از این حساب و هندسه و همچنین قدسی انگاشتن عدد نزد فیثاغورث و فیثاغورثیان شکی وجود ندارد. در مورد نقش سومریان در تبیین فواصل موسیقایی می توان به: یک و دومراجعه نمود.)
ادیت در ویولن (V)

ادیت در ویولن (V)

برای اجرای دسته- جمله سوم، اولین انتخاب نواختن چهار نت متوالی “سی بکار، دو بکار، ر بکار، می بمل” در پوزیسیون چهارم و سپس انتقال به پوزیسیون هشتم برای اجرای نت فا دیز می باشد که در اینجا نیز می توان همین توالی انگشت گذاری را انتخاب نمود، یعنی اجرای فا دیز، سل بکار، سی بکار، دو بکار با انگشتان اول تا چهارم (تصویر شماره چهار).
نگاهی به قوانین تولید و نشر موسیقی در آمریکا

نگاهی به قوانین تولید و نشر موسیقی در آمریکا

موسیقی صنعتی است با قوانین مختص به خود و به نظر می رسد هر یک از ما به نوعی با جنبه های مختلف آن درگیرهستیم. از یک شخص حقیقی گرفته تا اتحادیه ها و شرکت های معروف، از ناشرین گرفته تا صادر کنندگان پروانه کار، از آژانس های مسئول گردآوری قطعات موسیقی گرفته تا دفاتر کپی رایت و ثبت علائم تجاری، همه و همه درگیر این صنعت هستند.
منا: از دوره سلامت رضا محجوبی، اثری در دسترس نیست

منا: از دوره سلامت رضا محجوبی، اثری در دسترس نیست

رضا محجوبی در واقع بر نوازندگان بعد از خودش هم موثر بوده است مثلا در نوازندگی استاد پرویز یاحقی؛ در واقع در دو صفحه که باعث اشتهار ایشان بود، استاد یاحقی دو اثر از رضا محجوبی اجرا کرده اند و در نوبت های اول انتشار نوشته شده است: «به یاد رضا محجوبی» و در واقع آثار، ساخته رضا محجوبی هستند که توسط پرویز یاحقی بازنوازی شده اند؛ البته با تغییراتی به سلیقه خودشان ولی ملودی از رضا محجوبی است. به نوعی این موسیقیدان در عین نبوغ و در واقع مایه ای که داشته اند، مهجور مانده و یک دلیل بخاطر جنونی است که به ایشان عارض می شود و کسالت روحی که بوجود می آید و بعد از یک دوره درمان و گذشت یکی دو سال، متاسفانه این بیماری ایشان را تا آخر عمر درگیر می کند، بعد در همان حدود سال های ۱۳۰۶، صفحاتی که از موسیقیدان های مختلف به جا مانده به وفور در ابتدا یا انتهای کارها، اثری از رضا محجوبی بازنوازی شده است و این نشان می دهد که او چقدر محبوبیت داشته حتی در لوح فشرده همراه کتاب دوم، یک نمونه فنوگراف هست (و توضیح اینکه فونوگراف قدیمی ترین سیستم ضبط صدا است که روی استوانه های مومی صدا را در طول مدت ۲ تا ۳ دقیقه ضبط می کرده و اختراع ادیسون بوده است) نمونه ای وجود دارد مربوط به سال ۱۳۰۶ که خواننده ای اثری را دارد زمزمه می کند که آن هم ملودیش از رضا محجوبی است و نشان می دهد که چقدر آثار رضا محجوبی در دوره خودش مقبول و محبوب بوده است ولی خوب طرز زندگی ایشان و سرانجام زندگی ایشان که به جنون می رسد، شاید که سایه می ندازد به آن همه آثار زیبا که خلق کرده و کمتر باعث درخشش و شنیده شدن نواخته هایش شده است.
تأملی بر عملکرد ارکستر «هنگام» و کنسرت اخیرش (I)

تأملی بر عملکرد ارکستر «هنگام» و کنسرت اخیرش (I)

نوشته ای که پیش رو دارید، نقدی است بر اجرای ارکستر هنگام شیراز به رهبری روزبه تابنده (نوازنده سنتور، ویولون کلاسیک، رهبر) که توسط آرش اسماعیلی (مدرس پیانو، تئوری و مبانی موسیقی) نوشته شده است.
شناخت کالبد گوشه‌ها (V)

شناخت کالبد گوشه‌ها (V)

چنان که اشاره شد، امروزه اغلب کسانی که با متن ردیف سر و کار دارند دست کم به نوعی دسته‌بندی و نقش خاص اجزای درون‌گوشه‌ای باور دارند؛ خواه مانند مسعودیه در تحلیلی ریزمقیاس تعدادی از نقش‌مایهها را با نقش‌های آغازگر و کادانسی تشخیص داده و دسته‌بندی کنند خواه مثل نمونه‌های با اهداف تحلیلی کم‌تر پیچیده، کنش‌های فرود و گسترش و خاتمه را به شکلی بسیار کلی به وصف درآورند.
صداسازی در آواز (IV)

صداسازی در آواز (IV)

در الگوی حاضر وظیفه اصلی در بازدم بر عهده عضلات سطح پشتی مکعب شکمی (فیله کمر) می باشد. به صورت فرضی اگر این عضلات را به یک ورزشکار پاورلیفتیگ تشبیه کنیم که بر روی عضلات کف لگن ایستاده، هنگام بازدم زمانی است که ورزشکار درحال هل دادن وزنه یا همان دیافراگم به سمت بالا می باشد که این فشار علاوه بر ناحیه دیافراگم در روی عضلات کف لگن، یعنی دقیقا جایی که پای این ورزشکار قرار گرفته نیز احساس می گردد.
کنسرت سبز گروه ضربانگ در اسپانیا

کنسرت سبز گروه ضربانگ در اسپانیا

گروه موسیقی ضربانگ کنسرت ویژه ای را شب گذشته در شهر مادرید پایتخت اسپانیا به عنوان “همبستگی با مردم ایران” اجرا کرد. این کنسرت در مرکز فرهنگی “بوینا وسینا” وابسته به شهرداری مادرید و با حضور شمار زیادی علاقمند به فرهنگ و هنر ایرانی برگزار شد. کانون فرهنگی پرسپولیس، فعالترین مرکز فرهنگی ایران در اسپانیا، برگزار کننده این برنامه بود. علاوه بر ایرانیان و اسپانیاییها، تعدادی از مردم کشورهای مختلف به تماشای این کنسرت ویژه آمده بودند.
«نقد موسیقی چیست؟»

«نقد موسیقی چیست؟»

بارها پیش آمده که ببینیم عده‌ای در مورد نوشته‌ای که عنوان نقد دارد با هم اختلاف نظر داشته باشند که آیا نقد است یا نیست. گاهی مشابه این جمله را می‌گویندکه نوشته را رد/حقیر کنند. خب، این نوع شک را می‌توان به حال خود گذاشت. فرض کنیم قصد تحقیر و تخفیف نوشته در کار نیست و سوال واقعی است. اگر این‌طور باشد برای اینکه با اطمینان بگوییم این نوشته نقد است یا نیست، باید ببینیم «نقد» چیست و چون ما در حوزه‌ی موسیقی کار می‌کنیم، درستش این است که بپرسیم «نقد موسیقی» چیست؟
تار و پودِ نشانه (III)

تار و پودِ نشانه (III)

در این روش معمولاً بار عاطفی کلی یا فضای کلی یک بخش از داستان را با دستگاهی که مناسب تشخیص داده می‌شود، شبیه‌سازی می‌کنند. درنتیجه‌ی چنین کلی‌گرایی‌ای هم شکل‌های مختلف یک عاطفه از دست می‌رود و هم بار عاطفی نسبت داده‌شده به یک دستگاه تکراری می‌شود. اگر غم را به‌عنوان یک عاطفه در داستان در نظر بگیریم بهتر می‎توان مشکل را دید. کافی است بپرسیم آیا همه‌ی غم‌ها یکی است؟ مثلاً آیا غم حاصل از دانش زیاد را با غم از دست دادن عزیزان یا غم فراق یار یکی است؟ می‌دانیم پاسخ منفی است. اما راه نخست ما را به نقطه‌ای می‌رساند که همه‌ی غم‌ها در موسیقی یکی‌ شوند، یا به بیانی همه‌ی حماسه‌ها را از آن حیث که حماسه‌اند برای مثال به چهارگاه برگردانیم.