تدارک ارکستر (IV)

o سازهای کوبه ای
شامل تیمپانی، ساید درام (شبیه اسنر درام در موسیقی پاپ)، سنج، درام باس (بزرگتر از کیک درام در موسیقی پاپ) میباشد. صرفه نظر از تیمپانی که تا حدودی قابلیت کوک شدن دارد، دیگر ساز های مذکور غیرقابل کوک هستند. از دیگر سازهای ضربی غیرقابل کوک در ارکستر میتوان این سازها را نام برد: مثلث، وود بلوکس (wood blocks) و حتی ویپ (whip)

به علاوه سازهای کوبه ای کوک پذیر که بعضآ در ارکستر استفاده میشوند عبارتند از: زیلیفون، ماریمبا، گلوکن شپیل و ویبرافون.

o دیگر سازهای ارکستری:
هارپ بیشتر از دوران رمانتیک به بعد در ارکسترها به کار گرفته میشود و در مواقعی تعداد آن در ارکستر به دو عدد میرسد. پیانو نیز معمولآ برای تک نوازی در ارکستر قرارمیگیرد. سازهای دیگری مثل گیتار، سلست، ارگ نی دار و غیره…

o خوانندگان یا گروه کر
صدای هر خواننده در طبقه فرکانسی خاصی قرار میگیرد که او را قادر میسازد قطعه ای را که در آن وسعت قرار گرفته را اجرا کند. این طبقه بندی به ترتیب از زیرترین تا بم ترین وسعت صدایی عبارتند از:
♪ سوپرانو (Soprano): زیرترین صدا در طبقه بندی صدایی برای خانم ها که میتواند بسیار تیز باشد (زیرترین صدا = بالاترین فرکانس)
♪ متسو سوپرانو (Mezzo-soprano) : صدای میانی و معمول خانمها که به این گروه در خارج از اپرا، آلتو هم میگویند.
♪ کنترآلتو (Contralto) : صدای بم و عمیق زنانه که در کارهای مدرن بیشتر شنیده میشود.
♪ تنور (Tenor): زیرترین صدا در طبقه بندی صدای آقایان
♪ باریتون (Baritone): صدای میانی در صدای خوانندگان مرد (نه خیلی بم نه زیر)
♪ باس (Bass): بم ترین و عمیق ترین صدا در خوانندگان (پایین ترین فرکانس)
به علاوه صدای انسان میتواند شامل این وسعت های صدایی نیز باشد:
سوپرانوی پسرانه یا تربل (treble): صدای پسر بچه ها

کاستراتو (Castrato): نوعی از صدای خوانندگان مرد (عقیم) که بصورت استثنایی صدایی با وسعت سوپرانو، متسو سوپرانو و کنترآلتو را اجرا میکردند (آخرین خوانندگان کاستراتو تا اواخر قرن ۱۹ زندگی کردند)

کنترتنور (Counter Tenor): مردانی که با تمرین سعی میکنند صداهای زیر را اجرا کرده و با صدای سوپرانوی پسرانه آواز بخوانند.

تدارک و اجرای ارکستر
اصولا برای اجرای ارکستری و به صورت اخص یک موسیقی کلاسیک از سالنهای کنسرت استفاده میشود البته میتوان از مکانهای غیر رسمی مانند تالارها و سالنهای اجتماعات، مدارس و کلیسا و غیره برای این منظور بهره برد. به صورت کلی، یک کنسرت موسیقی کلاسیک را در یکی از این دو دسته میتوان فرض کرد:

۱- کنسرتی که بوسیله یک ارکستر یا یک گروه سازی و آوازی اجرا میشود ۲- یک رسیتال که بوسیله یک ساز سولو و به همراهی پیانو اجرا دارند. برای هر دو نوع اینها اجرا را به دو نیم بخش جداگانه تقسیم میکنند و در پایان اجرای نهایی نیز میتوان یک اجرای آنکور یا بیز را هم در نظر گرفت. (قطعه آنکور به آهنگی گفته میشود که در لیست اجراهای رسمی گروه قید نمیشود ولی معمولآ بنا به درخواست شنوندگان برای ادامه کنسرت امکان دارد اجرا شود.) اجرای آنکور در کنسرت های رسیتال متداول تر هستند.

یک برنامه ریزی برای کنسرت بدین صورت خواهد بود:
♫ نیم ساعت قبل از شروع کنسرت شنوندگان به سالن وارد شده و در جایگاه مینشینند.
♫ در زمان شروع برنامه، کلیه اعضای ارکستر به جز لیدر به روی صحنه میروند. (لیدر یا کنسرت مایستر کسی است که ویلن اول را مینوازد و روی اولین صندلی از سمت چپ ارکستر مینشیند.)
♫ لیدر به صحنه رفته و تشویق میشود.
♫ رهبر ارکستر و سولیست (اگر سولیست داشته باشیم) روی صحنه میروند و تشویق میشوند.
♫ رهبرارکستر باتون (چوب رهبری) را بالا برده و اعضای ارکستر آماده اجرا میشوند. در این لحظه میبایست سالن سکوت کنند.
♫ اجرای اولین قطعه آغاز میشود. این قطعه میتواند نوعی کنسرتو یا اورتور باشد. چنانچه قطعه نخست بیش از یک موومان داشته باشد، مابین اجرای موومانها هیچ تشویقی از سوی حضار صورت نمیگیرد، مگر در فرم های خاصی که این اجازه به مخاطبان داده میشود.
♫ در پایان قطعه اول تشویق حضار را داریم که در این لحظه رهبر ارکستر برای سپاسگزاری متقابل، موقتآ از جایگاه خود خارج میشود تا مخاطبان ارکستر را تشویق کنند و سپس به جایگاهش باز میگردد.
♫ در نیمه اول کنسرت، یک قطعه دیگر از زمان لازم باشد اجرا میشود.
♫ نیمه دوم اجرای گروه ارکستر اصولآ یک قطعه سمفونیک و سنگین و درخور است.
♫ چنانچه نیمه دوم اجرا برای گروه ارکستر خیلی سنگین و خسته کننده نبوده باشد، میتوان بعد از تشویق پایانی حضار یک قطعه آنکور را هم در نظر گرفت.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره اتصالات چسبی ویولن (I)

زمانی که در یک وسیله چوبی تغییراتی رخ می دهد، دامنه این تغییرات می تواند منجر به واکنش هایی متفاوت از سمت چوب گردد. همان طور که می دانیم چوب ماده ای پویا و تغییرکننده می باشد و تغییرات آن بر اثر دگرگونی های دما، رطوبت، فشارهای فیزیکی و مکانیکی درونی و بیرونی به وجود می آید.

مروری بر آلبوم «زمین»

«زمین» یک دونوازی است؛ دوئت برای پیانو و خوانش شعر، هوشیار خیام و احمد پوری. و نتیجه‌اش شش قطعه‌ی موسیقی است و راهی دیگر برای همنشینی خوانش و موسیقی. نام موسیقایی قطعه‌ها، پرلودیوم، سرناد، آریوزو و … هم به تمثیل همین را می‌گوید. حتا اگر ندانیم که روش ساخته شدن این آثار، اجرای همزمان بوده است، سرشت دونوازانه‌ی این خوانش خود را نخست در نسبت حضور صدای گوینده و صدای پیانو می‌یابد؛ در سکوت‌ها و مکث‌ها. آنجا که شاعر خاموشی اختیار می‌کند تا جایی به حضور همنوازش بدهد. و چه هوشمندانه و با ظرافت چنین می‌کند. می‌شنود. می‌اندیشد و در لحظه تصمیم می‌گیرد و ناگهان بافت ساخته شده از صدای پیانو/انسان دگرگون می‌شود.

از روزهای گذشته…

فکر نمی کنم در هیچ کجای دنیا در تلویزیون موسیقی بتهوون پخش کنند!

فکر نمی کنم در هیچ کجای دنیا در تلویزیون موسیقی بتهوون پخش کنند!

یکی از خوانندگان سایت امروز نامه ای را برای ما ارسال کردند که با توجه به اهمیت و جالب بودن موضوع بدون کوچکترین تغییری در محتوا تنها با کمی تغییر در نحوه ارائه، آنرا برای شما منتشر می کنیم. امیدواریم مسئولین و سیاست گذاران موسیقی کشور نیز توجهی به این موضوع داشته باشند.
موسیقى رنگ ها (IV)

موسیقى رنگ ها (IV)

پس از آن مى رسیم به گورستان دخمه اى. این سلف پرتره اى ترسناک از هارتمن است که در آن نقاش در گورستان دخمه اى، مى رود و جمعیت زیادى دور او هستند، هارتمن این نقاشى را تحت تاثیر توصیف هاى ویکتور هوگو از گورستان کشیده است. موسورگسکى ابتدا ریتم آن را افسرده و اندوهناک و بس شاد و امیدوارکننده در تونالیته ماژور نوشته است.
گزارشی از یک ضبط میدانی (IV)

گزارشی از یک ضبط میدانی (IV)

دستگاه مورد استفاده ‏ی من «زوم اچ یک» ورژن شماره‏ ی دو است که در تصویر شماره‏ ی دو دیده می‏ شود. مشخصات دستگاه به شرح زیر است:
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (II)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (II)

پدر و مادر الگار، خانه ی زمان تولد وی را که “فیرس” (The Firs) نامیده می شد، اجاره کرده بودند. پدر الگار که ویلیام نام داشت، تجارتی به سامان و تثبیت شده در زمینه ی موسیقی داشت. از این رو تنها می توانست آخر هفته ها را همراه الگار در کلبه ی کوچکشان بگذراند. به نظر می رسد که زندگی در آن کلبه و در شهر برادهیت، انتخاب مادر الگار بوده است که با ذوق و قریحه ی هنری ای که در نهاد خود داشته است، می خواسته که فرزندانش در محیطی طبیعی و در شرایط روستا به زندگی خود ادامه دهند.
اعجاز پاگانینی (I)

اعجاز پاگانینی (I)

زمین ارتعاش گام‌های یکی از بزرگترین نوابغ تاریخ بشری را در ذهن خاکی‌اش ذخیره می‌کند. شاید از زمان پیدایش موسیقی نام هیچ نوازنده‌ای به اندازۀ او با تقدیر یک ساز گره نخورده باشد؛ چندان که تا همین امروز هم اجرای کامل و بی‌نقص کاپریس‌های او یکی از مهلک‌ترین ملاک‌ها و دشوارترین آزمون‌های ویرتوئوزیته برای ویولنیست‌ها در سرتاسر دنیاست. در موردش گفته‌اند و بس نیکو هم گفته‌اند که «پاگانینی ویولن را از جایی شروع کرد که دیگران تمام کرده بودند!» این جمله به وفادارترین شکل ممکن و بهتر از هر جملۀ ستایش‌آمیز دیگر، وصف حال اعجوبه‌ای‌ست که تکنیک‌های این ساز را به دوردستی دهها سال جلوتر از عصر خودش پرتاب کرد.
پنج ترانه اول سال نو میلادی

پنج ترانه اول سال نو میلادی

در این هفته با توجه به شروع سال جدید میلادی و عید کریسمس، بازار ترانه های مناسب با این حال و هوا داغ است و تقریبا تمام خوانندگان مطرح جدید و قدیمی به اجرای سرودها یا ترانه هایی با موضوع کریسمس دست زده اند.
آرشه خمیده، بدعتی از تلمانی (I)

آرشه خمیده، بدعتی از تلمانی (I)

نام امیل تلمانی برای ویولونیست های امروزی نام آشنایی نیست، هرچند تلمانی در دوره فعالیت هنریش موضوع بحث بسیاری از جوامع هنری، بخصوص نوازندگان و سازندگان ویولون بوده است. حرکت انقلابی تلمانی در استفاده از آرشه ای خاص با وجود اینکه در آن روزها موج بزرگی از موافقان این طرح را بوجود آورد ولی به مرور این موج فروکش کرد؛ شاید امروز آنالیز این مسئله برای ما بیشتر از روی منطق باشد تا نوازندگانی که آن دوره با اختراع این آرشه مواجه شدند و گاه نظرات احساسی در مورد این آرشه می دادند. همچنین نگاهی دوباره به آثار اجرا شده و داستان ساخت این آرشه تلمانی میتواند ایده هایی جدید را برای صدا گیری سازهای آرشه ای برای نوازندگان این سازها بوجود آورد.
سلطانی: اعتراض شاملو به موسیقی ایرانی نادرست است

سلطانی: اعتراض شاملو به موسیقی ایرانی نادرست است

فیثاغورث هم شش قرن قبل از میلاد با پنهان شدن در تاریکی و در سکوت به هنرجویانش می آموخت که ذهن جنجالی-شان را در حوزه ی تمرکز پرورش دهند. به همین دلیل آن چه که در این بین، میان مخاطب و اصوات فاصله ایجاد می کند و یا ارجاع تصویری می یابد، عدم تمرکز موسیقایی و متمرکز نشدن بر روی صوت و ترکیب است.
چند کلام در رابطه با مصاحبه احمدرضا احمدی (II)

چند کلام در رابطه با مصاحبه احمدرضا احمدی (II)

این مساله از آنجایی ضروری ست که این اظهارات به شکل غریب و بیمارگونه ای در حال گسترش است، بی آنکه منطقی پشت آنها وجود داشته باشد. به نظر می رسد بی توجهی و بی پاسخ گذاشتن اظهاراتی از قماش فرمایشات آقای احمدی، موجب اپیدمی و تبدیل شدن این اظهارات به نوعی «ژست» شده است که در اکثر آنها، با اهداف مختلف و گاه صرفاَ به دلیل کم دانشی و کم فهمی نسبت به گونه ای از موسیقی، یک نوع موسیقی خاص (به خصوص موسیقی دستگاهی) را با استدلال ها و دلایلی مخدوش و غیرمنطقی هدف قرار می دهد.
مروری بر آلبوم «بدرقه‌ی ماه»

مروری بر آلبوم «بدرقه‌ی ماه»

«بدرقه‌ی ماه» خیلی چیزها دارد شاید حتا بتوان گفت همه چیز. طرح و برنامه‌ی نسبتا متوازن منسجم، گرمای عاطفی برآمده از اجرای پرانرژی نی، روانی ملودی (مثل «ضیافت صبح») و لحظه‌های غافل‌گیرکننده (مانند آشکار شدن دیرهنگام جهت اصلی مدال در خط عود در آغاز قطعه‌ی «بدرقه‌ی ماه»)، وهم و سودا و سوز (چون «دشت مه‌زده» و تک‌نوازی‌ها) و جز آن، بخشی از ساختمانش است. اما افزون بر اینها پرسشی که در آن است و پاسخی که فراچنگش نمی‌آید بر فراز همه‌ی این داشته‌ها می‌ایستد. و آنچه آلبوم (و برخی دیگران نیز) از آن می‌پرسد و با پاسخ نیافتن بر جای هنوز خالی‌اش انگشت می‌گذارد چیست؟ همنوازی در سایه روشن میان قیدهای «ازپیش‌تعیین‌شدگی» و آزادی‌های «تعیین‌نشدگی».