تدارک ارکستر (V)

ضبط موسیقی یک اجرای ارکسترال
ضبط یک قطعه ارکسترال میتواند در داخل استودیو و یا فضای آزاد و بصورت زنده انجام گیرد. از آنجایی که به ندرت امکان ضبط اجرای یک ارکستر در داخل استودیوها و با شرایط آکوستیکی ایده آل وجود دارد، ضبط کار را در هر فضا یا مکان مناسب دیگری هم انجام میدهند:

 سالنهای کنسرت: یکی از متداول ترین فضاهای اجرای موسیقی ارکسترال میباشد و البته یکی از بهترین مکانهایی است که میتوان برای ضبط انتخاب کرد. نمونه: سالن ملکه الیزابت، لندن

 سالنهای تئاتر: یکی دیگر از انتخابها برای سالن اجرای کنسرت، سالنهای تئاتر است. باید توجه داشت که سالنهای تئاتری که براساس معماری قدیمی و سنتی ساخته شده اند، اغلب فاقد کیفیت آکوستیکی لازم برای ضبط یک گروه ارکستر بوده و چنانچه یک ارکستر بخواهد آنجا کنسرت برگزار کند، باید به این نکته واقف باشد که صدای اجرا در جهت سقف اوج گرفته و برای حضار نامفهوم و ضعیف خواهد بود. از طرفی جایگاه ارکستر به روی صحنه این قابلیت را به خوانندگان نمیدهد که ایشان بتوانند بطور کامل به محیط مسلط باشند. همه این عوامل باعث میشوند که سالنهای تئاتر برای ضبط کنسرت در درجه اولویت پایینی قرار بگیرند. مثال: سالن اپرای سلطنتی، لندن

 کلیسا و سالن های مکانهای مذهبی: بعضی کلیساها سالنهای مناسبی برای ضبط یک ارکستر دارند ولی از آنجایی که یک محیط مذهبی به شمار میروند، به سختی میتوان در سالنهای آن یک زمان خالی پیدا کرد و از طرفی باید توجه کرد که بناهای سنگی در کلیسا هم ساختاری انعکاسی در مقابل صدا دارند و این مسئله برای کار ضبط چندان مقبول نیست. به هر صورت اگر این نوع مکانها برای اجرا در نظر گرفته شدند به عنوان یک اصل اخلاقی باید توجه داشت که هنگام حضور در یک مکان مقدس باید به قوانین آن مکان احترام گذاشته و هرچند هم که تابع آن مذهب نبوده باشید، میبایست مطابق با آداب آنجا لباس پوشیده و رفتارنمود. مثال: سالن سینت کریپلگیت، لندن (St. Giles Cripplegate)

 تالارهای شهر: از دیگر انتخابهای مناسب جهت برگزاری ارکستری، تالارهای بزرگ شهر هستند اما در این میان به فضای آکوستیکی آن باید توجه داشت، چرا که تعداد بسیار کمی از تالارهای بزرگ شهر از لحاظ وسعت و فضای آکوستیکی امکان یک ضبط خوب را برای گروه های بزرگ ارکستری میدهند. مثال: تالار واتفورد (Watford Town Hall)

در تمامی کارهای ضبط که به صورت حرفه ای انجام میشوند، حضور یک “تهیه کننده” و “مهندس صدا” امری الزامی است. در واقع وظیفه و نقش یک تهیه کننده این است که تضمین کند کار ضبط شده از لحاظ موسیقایی و همچنین از لحاظ تکنیکی استاندارد بوده و کیفیت مقبول را جهت ارائه به بازار داراست.

تهیه کننده از یک طرف با رهبر ارکستر در تبادل نظر و ارتباط است و از سوی دیگر نیازمند این است که با مهندس صدا در تماس و تبادل ایده باشد تا بتواند یک اثر قابل قبول را ارائه دهد. یکی از شروط لازم برای تهیه کننده موسیقی، داشتن قدرت فهم عمیق موسیقی و اجرای آن است. یک تهیه کننده موسیقی میبایست دارای یک مدرک دانشگاهی یا آکادمیکی در زمینه موسیقی بوده و یا یک صلاحیت تایید شده در حیطه موسیقی را دارا باشد. مکان ضبط که همان سالن اجرای کنسرت است، بسیار شبیه به فضای استودیو تجهیز میشود با این تفاوت که نصب تجهیزات در آن بصورت موقتی انجام میگیرد. همچنین برای کارهای پردازشی و کنترلی روی صدا به یک اتاق مجزا نیازخواهید داشت که میتواند در هر جای ساختمان باشد؛ به این اتاق ” اتاق کنترل ” گفته میشود. برای کارهایی که جهت پخش در رادیو و تلویزیون تدارک دیده میشوند به وسایل فرستنده هم نیاز است که معمولآ این تجهیزات فرستنده را در یک وسیله نقلیه (outside-broadcast یا OB) مستقر و استفاده میکنند. تمام این تجهیزات و وسایل در خارج از سالن ضبط قرار گرفته و اطلاعات مورد نیاز به صورت کابلی یا بی سیم بین اتاق کنترل و سالن ضبط ردوبدل میشوند.

وظایف تهیه کننده:
§ انتخاب سالن مناسب برای ضبط
§ تبادل نظر و همکاری برای انتخاب ارکستر و نوازندگان
§ همکاری در انتخاب مهندس صدا (اگرچه این قسمت میتواند طبق قرارداد بسته شده با کمپانی ضبط به عهده خود ایشان گذاشته شود)
§ ارتباط با رهبر ارکستر و مهندس صدا برای برنامه ریزی فعالیتهای ضبط اثر و اینکه کدام بخش موسیقی ابتدا ضبط شود. همچنین ایشان به همراه رهبر ارکستر قطعات مناسب نوشته شده را انتخاب کرده و در نهایت قطعات نواخته شده را با آنچه از قبل تعیین شده بود مقایسه میکند تا ایرادات احتمالی را برطرف نمایند. به علاوه تهیه کننده میبایست در تعیین جا و مکان هر کدام از موزیسین ها در سالن ابراز عقیده داشته باشد.
§ تهیه کننده موسیقی در طول مراحل ضبط اثر با رهبر ارکستر و مهندس صدا ارتباط دارد تا بتواند از کیفیت کار ضبط شده و اجرای خوب گروه اطمینان داشته باشد.
§ از دیگر وظایف تهیه کننده یافتن خطاهای اجرایی، خطاهای نوشتاری و دیگر ایرادات احتمالی است.
§ تهیه کننده موسیقی باید به این نکته توجه داشته باشد که تمامی قطعات در نظر گرفته شده، ضبط شده باشند؛ چرا که وقتی یک آهنگ بصورت بخش بخش ضبط میشود، از قلم افتادن یک قسمت از کار امری دور از ذهن نیست.
§ فهرست کردن تمامی برداشت ها (البته انجام این بخش از وظایف دستیار تهیه کننده است)؛ گذاشتن شماره برداشت و تعیین این که قطعه ضبط شده در کدام بخش از آهنگ نهایی و کل قطعات ضبط شده قرار خواهد گرفت. بعد از آنکه جایگاه کار ضبط شده در لیست اجراها مشخص شد، تهیه کننده آهنگ را تحلیل کرده و در مورد کیفیت آن اظهار نظر میکند و بصورت خلاصه کیفیت آن را در لیست ذکر خواهد کرد. مثلآ: اولش اشتباه بود؛ خوب نیست و…
§ در نهایت تهیه کننده میبایست یک محصول تایید شده را به کمپانی ضبط تحویل بدهد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

دنبال ساز دست دوم می‌گردید؟

گاه از زبانِ آنها که تصمیم گرفته‌اند به دنیای موسیقی گام بگذارند می‌شنویم که دنبال یک «ساز دست دوم» هستند؛ احتمالاً با این ذهنیت که قیمت‌اش ارزانتر باشد یا اینکه اگر از ادامه‌ی راه منصرف شدند، زیاد متضرر نشوند.

افق‌های مبهم گفت‌وگو (IV)

از چنین راستایی می‌توانیم گفت‌وگو با دیگری فرهنگی را در موسیقی شدنی‌تر بیابیم زیرا آغاز راهش سهل‌تر می‌نماید ( و تنها می‌نماید وگرنه دلیلی نداریم که حقیقتاً باشد). احساس اولیه از دریافت دیگریِ فرهنگ موسیقایی اگر به خودبزرگ‌بینی منجر نشود، همچون طعمه‌ای فریبنده پنجره‌ی گفت‌وگو را می‌گشاید. نخست به این معنا که بدانیم دیگری موسیقایی نیز وجود دارد. بر وجود او آگاه شویم. و سپس خواست فهمیدن او پدید آید. و این خواست مفاهمه چیزی افزون بر آن دارد که پیش‌تر میان دریافت‌کننده و دیگری مؤلف برشمرده شد. اینجا پای «خود» به مفهوم هویت جمعی نیز در میان است.

از روزهای گذشته…

به زبان ایرانی (III)

به زبان ایرانی (III)

برای او ایرانی ساختن امری نیست که باید از جایی وارد کرد، او لاجرم این گونه می‌سازد. یک بعدی کردن را به رسمیت نمی‌شناسد و در هم می‌ریزد. برای ارکستر چنان می‌نویسد که انگار نوازنده‌ای تار به دست، آزاد می‌نوازد. نوازنده‌ای که ویژگی‌ها و روابط درونی موسیقی ایرانی را کاملا درونی کرده و اکنون بی‌زحمتی آن‌ها را به سر پنجه می‌آورد.
بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (V)

بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (V)

آریستوگزنوس همچنین قاعده‌ی «تحدید موضوع» (۱۱) را به کار می‌برد تا موضوع دانشی را که در حال شکل دادن به آن است تعریف کند و نشان دهد که چه چیزی موضوع مورد بررسی آن است و چه چیزی نیست. و درست از همین نقطه است که او از معلم‌اش ارسطویی‌تر می‌شود (Anderson 1980: 81) (12)، چرا که ارسطو تقریبا نظر فیثاغورثیان را پذیرفته و نغمه‌شناسی را بخشی از ریاضیات فرض کرده بود. اما آریستوگزنوس با استفاده از قواعدی که نام‌شان بردیم موفق می‌شود دانش نغمه‌شناسی را کاملا خودمختار نگهدارد و ضوابط و معیارهای آن را تا آنجا که ممکن است به حوزه‌ی همین دانش محدود کند (۱۳).
به دنبال نگاه (II)

به دنبال نگاه (II)

روند رو به رشد شهر نشینی؛ تغییر الگوهای زندگی بشر که در طول این قرن بیش از هر دوره‌ی دیگری در طول تاریخ بود، باعث شد که پدیده‌ی مرگ فرهنگ‌های خرد رخ بنماید. این موضوع به حدی جدی و حیاتی بود که گاه فقط فاصله‌ی چند سال کافی بود تا آخرین بازماندگان یک فرهنگ از دنیا بروند و همه‌ی دانسته‌های خویش را نیز با خود ببرند، بی آن‌ که کسی را یارای دسترسی به آنان باشد. تولد، تحول و مرگ فرهنگ‌ها و مفاهیم فرهنگی همواره در طول تاریخ وجود داشته، و به نظر نمی‌رسد که کسی (جز در دوره‌ی اخیر) نگران این موضوع بوده باشد.
نگاهی به«پانزده آوای بومی» از ایرج صهبایی

نگاهی به«پانزده آوای بومی» از ایرج صهبایی

با پرسش آغاز میشود ، با پرسشی منعکس در دالان تودرتوی تاریخ موسیقی این سرزمین پرسشی که دستکم ۸۰ سال است اهل اندیشه و هنر این سرزمین را به خود مشغول داشته است و همچنان بی پاسخ، از این قدمت و آن نبود پاسخ چه باک – مگر نه اینکه بیشتر سوالات اساسی نوع بشر از روز اول تا کنون چنین اند .
استرادیواریوس – ویولن ۱۶۹۹

استرادیواریوس – ویولن ۱۶۹۹

به آرامی صدای خروشی که از درون هزار توی تاریخ عبور می کند طنین دل انگیز سازی به گوش رسید و تبسم تازه ای دیگر از معرفت انسانی، پدیدار گشت. لحظه ای بی جنبش ازسرحیرت و تحسین و توقف برای سکوتی ممتد تا انتهای تنفس صدایی جاودانه، زیباست، زیبا. چنان بر تمامیت قدرت ابراز خویش، بر اریکه نوازش دستی استوار است که هیاهوی شور و شوق از آن سرچشمه می گیرد. قبل از هر چیز بهتر است که درباره عناوین ذکر شده توضیحاتی داده شود، موضوع اصلی این مجموعه مقالات تا آینده در راستای پروژه ساخت یکی از بهترین سازهای آنتونیو استرادیواریوس است که در مسیر طرح و برنامه ریزی و نهایتا مراحل ساخت آن قرار داریم. ساز مذکور، ویولن ساخته شده در سال ۱۶۹۹ میلادی بدست آنتونیو استرادیواری و نام آن KUSTENDYKEمی باشد که در کارگاه ویلن سازی اینجانب به مورد تحقیق و اجرا گذاشته شده است. (REZA ZIAIE’s Workshop)
صبای آموزگار (I)

صبای آموزگار (I)

تحولات اجتماعی ماندگار، هم آنها که در بستر فرهنگ اصیل یک جامعه شکل می گیرند، آفرینش خود را بیشتر مدیون نوع تفکر راهبرانشان هستند تا تنش های ناشی از هیجانات اجتماعی. یکصد و هفت سال پیش چنین تحولاتی در لایه های روشنفکری جامعه ی ایرانی رخ داد که همچون شهابی زود گذر اما روشنگر و به یاد ماندنی بود. انقلاب مشروطه هرچند با انگیزه ی ایجاد اصلاحات در ساختار سیاسی کشور پا به عرصه وجود گذاشته بود، لیکن بیشترین تاثیرات خود را در حوزه فرهنگ، هنر و ادبیات بر جای گذاشت و در هر یک از این عرصه ها نوابغی بی نطیر به تاریخ ایران تحویل داد که هنرمندان، ادیبان و اهالی فرهنگِ راستینِ امروز نیز به عنوان نسل های منبعث از همان تفکرات، مدیون و دانش آموخته ی آن تحولات بنیادی هستند.
هارمونیک (III)

هارمونیک (III)

هارمونیک ، هارمونی! هم ریشه بنظر میرسند؛ شاید برای شما هم این سوال پیش آمده که معنی این لغت و ریشه آن چیست؟ در حقیقت برای اینکه درک و شناخت جامع تری از امواج هارمونیک و اصل مطالب مربوط به آن داشته باشید؛ لازم دیدم گوشه ای از تاریخ و فلسفه وجودی هارمونی به صورت اختصار بیان شود. در کتابهای موسیقی و هم ریاضی و هم فلسفه این کلمه “هارمونیک” به چشم میخورد!
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XVIII)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XVIII)

یک نکته اخلاقی را در جدال کلامی یادآور می شوم، یکی اینکه “قضاوت موردی” در مورد اشخاص حقیقی یک نقد را غیر قابل استناد میکند.
گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

به عنوان مثالی از گفتاورد در زمان تعریف، نوشتارهایی از «محسن حجاریان» و «فرهاد فخرالدینی» معرفی شد اما با توجه به این که محتوای فنی این نقدها و ضد نقدها مبتنی بر رسالات عبدالقادر مراغی و … است، در جلسه‌ی این هفته گفتاوردی از لحاظ تکنیکی آسان‌تر (و البته مشهورتر) خوانده شد. این گفتاورد گزیده‌ای است از مقاله‌ی «لغزش از کجا شروع شد؟» نوشته‌ی «محمدرضا لطفی» در کتاب سال شیدا شماره‌ی اول و «نقدی بر مقاله لغزش از کجا شروع شد؟» نوشته‌ی «کیوان ساکت» در ماهنامه‌ی هنر موسیقی شماره‌های ۲۲، ۲۳ و ۲۴ که به ترتیب در زیر آمده است:
کریستوفر هاگوود: رهبر، موسیقی شناس و نوازنده کیبورد (II)

کریستوفر هاگوود: رهبر، موسیقی شناس و نوازنده کیبورد (II)

او همچنین در سال ۲۰۰۹ “The Rake’s Progress” از استراوینسکی را در سالن تیترو ریل مادرید به کارگردانی رابرت لپاژ رهبری کرد. او در اواخر سال ۲۰۱۰ و اوایل سال ۲۰۱۱ رهبری مجموعه ای از اجراهای عروسی فیگاروی موتسارت در خانه اپرای زوریخ را به عهده داشت. در تاریخ یک سپتامبر ۲۰۰۶، ریچار اگار (Richard Egarr) نوازنده هارپسیکورد به عنوان مدیر موسیقی آکادمی موسیقی باستانی جایگزین هاگوود شد و هاگوود به عنوان مدیر افتخاری آکادمی معرفی شد.