سان را و فلسفه کیهانی (VII)

سان را (1914 – 1993)
سان را (1914 – 1993)
سال های نیویورک (۱۹۶۱-۱۹۶۸)
سان را و تعدادی از موزیسین های اصلی گروهش (آلن، گیلمور و بویکینز) در جولای ۱۹۶۱ شیکاگو را ترک کردند و پیش از مستقر شدن در نیویورک سیتی تا پایان سپتامبر در مونترال ماندند. در ابتدا، یافتن مکان هایی برای کنسرت برای آنها دشوار بود و آنها همچنین مجبور شدند که به دلیل گرانی هزینه ها با یکدیگر زندگی کنند. این ناامیدی باعث ایجاد تغییرات بزرگی در موسیقی آرکسترا شد زیرا موسیقی سان را دوره ای تجربه گرایانه را پشت سر گذاشت که از موسیقی فیری جز (free jazz) تأثیر گرفته بود.

آرکسترا در ماه مارس سال ۱۹۶۶ توانست اجرای دوشنبه شب های سالن اسلاگ (Slug’s Saloon) را از آن خود کند که این اجراها باعث شد به مخاطبان و شهرت جدیدی دست پیدا کند. استقبال نسل بیت و طرفداران اولیه جریان سایکدلیک، سان را، را در این دوره به اوج رساند. سان را و گروهش به مدت یک سال و نیم به طور مرتب (و حدود ده سال پس از آن هر چند وقت یک بار) در اسلاگ به اجرا پرداختند که در میان مخاطبان او، منتقدان موسیقی و موزیسین های برجسته موسیقی جز به چشم می خوردند.

نظرهای متفاوتی درباره موسیقی سان را وجود داشت (و حضور کسانی که برنامه ها را بر هم می زدند نیز خیلی غیر عادی نبود)، اما سان را به خوبی از طرف دو تن از معماران موسیقی بی پاپ مورد تشویق قرار گرفت: دیزی گیلسپی (Dizzy Gillespie) یک بار خطاب به سان را اینگونه به او انگیزه بخشید که «ادامه بده سانی، آنها می خواستند همین بازی مزخرف را سر من هم در بیاورند». زمانی که یکی از منتقدان سان را گفت که موسیقی او «خیلی خیلی خارج است»، تلونیوس مانک (Thelonious Monk)، پیانیست، در جواب گفته بود که «بله، اما ریتمش بسیار قوی است.»

سان را در سال ۱۹۷۱ به سرتاسر مصر سفر کرد و همراه با صلاح رجب (Salah Ragab)، درامر مصری، به اجرای کنسرت پرداخت. سان را بار دیگر در سال ۱۹۸۳ به مصر رفت و همراه با صلاح رجب آثاری را ضبط کرد (Sun Ra Meets Salah Ragab).

سال های فیلادلفیا (۱۹۶۸ تا دهه ۱۹۹۰)
وقتی که در سال ۱۹۶۸، ساختمانی که محل اقامت سان را و گروهش در نیویورک بود برای فروش گذاشته شد، سان را و آرکسترا به جرمن تاون در فیلادلفیا نقل مکان کردند. در واقع، خانه خیابان مورتن تا زمان مرگ سان را، مرکز فعالیت های آرکسترا باقی ماند.

علیرغم اینکه ساکنان خیابان مورتن گاهی از سر و صدای تمرین های آرکسترا شاکی می شدند اما معتقد بودند که سان را و گروهش به خاطر صمیمت، دوری از مواد مخدر و رابطه خوبشان با جوانان محله همسایه های خوبی بودند. دنی تامپسون (Danny Thompson)، ساکسیفونیست، در همان محله مغازه ای به نام Pharaoh’s Den که از آن خودش بود را اداره می کرد.

یک بار رعد و برق به درختی در خیابان آنها زد و آن را سوزاند، سان را این را به فال نیک گرفت و جیمز جکسون (James Jacson)، نوازنده چند ساز بادی، با استفاده از چوب سوخته تنه درخت درام Cosmic Infinity را ساخت. گروه آرکسترا هنوز هم برای برنامه دوشنبه های خود در اسلاگ و دیگر برنامه ها به نیویورک رفت و آمد می کردند.

سان را و آرکسترا نخستین تور کنسرت های خود را در ساحل غربی ایالات متحده در اواخر سال ۱۹۶۸ آغاز کردند. آرکسترا با واکنش های گوناگونی مواجه شد؛ حتی هیپی ها که به گروه های ساکدلیک مانند Grateful Dead عادت داشتند نیز با تماشای اجراهای آرکسترا با ۲۰ تا ۳۰ موزیسین، رقاص، خواننده، آتشباز و نورپردازی سنگین سر در گم می شدند.

جان برکز از مجله Rolling Stone نقد مثبتی بر کنسرت آرکسترا در کالج ایالت سن خوزه نوشت که به دنبال آن عکس سان را در تاریخ ۱۹ آوریل ۱۹۶۹ بر روی جلد این مجله چاپ شد تا سان را و نگاه نفوذ ناپذیرش را به میلیون ها نفر خواننده معرفی کند. در جریان این تور کنسرت بود که دمن چویس (Damon Choice)، ویبرافونیست که در آن زمان دانشجوی هنر بود، نیز به آرکسترا پیوست.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

همه حق اظهارنظر دارند

با این جمله لابد بارها برخورد کرده‌ایم. وقتی از آن استفاده می‌کنیم که کسی به نظر کس دیگری اعتراض کرده باشد. مثلاً وقتی‌که کسی بگوید «این چه مطلب بیراهی است که فلانی نوشته». جمله‌ی لیبرال‌منشانه‌ای است که این روزها طرفدارهایش از گذشته هم خیلی خیلی بیشتر شده و به‌سختی ممکن است بتوانیم با آن مخالفت کنیم.

مروری بر آلبوم «سایه وار»

مسعود شعاری از آن دسته نوازندگان برجسته‌ای است که بخشی از همِّ حرفه‌ای خود را معطوف سبک‌شناسی و اجرای مجدد آثار دیگر استادان بزرگ موسیقی ایرانی برای سه‌تار کرده است. نتیجه‌ی این کندوکاوِ او را پیش‌تر از یک سو در قالب سمینارها و اجراهای زنده‌ی آشنایی با شیوه‌ی نوازندگان قدیم (این که تا چه اندازه موفقیت‌آمیز بوده جایگاهی دیگر می‌خواهد) و از سوی دیگر دست‌کم یک آلبوم با عنوان «کاروان صبا» با تمرکز بر انتقال به سه‌تار و اجرای آثار صبا دیده‌ایم. آلبوم تازه‌ی «سایه‌وار» تداوم همین راه است و از آن رو که اجرای تفسیرمند و هنرمندانه‌ی آثار کارگان کلاسیک موسیقی ایرانی در برهه‌ی حاضر اهمیت فراوان دارد، شایسته‌ی توجه.

از روزهای گذشته…

گروه کر اسکراک

گروه کر اسکراک

گروه کر اسکراک (SKRUK)، با آوا و رپرتوارهای خاص خود، به عنوان یکی از گروههای برجسته کر نروژ شناخته میشوند. طی ۳۰ سال گذشته، اعضای این گروه به طور مرتب تورها و کنسرتهایی در صدها کلیسای سرار نروژ برپا کرده اند و در مهمترین جشنواره های کشور شرکت داشته اند.
جنیفر پال، تلاش و استمرار روی یک ساز

جنیفر پال، تلاش و استمرار روی یک ساز

جنیفر ایرنه پال (Jennifer Irène Paull) متولد ۲۴ نوامبر ۱۹۴۴ در لیورپول انگلستان، موسیقیدان، ناشر، سخنران و نویسنده است. وی سلوئیست ابوا دمور (oboe d’amore) است. وی به سرعت به عنوان نوازنده ابوای دمور در ارکستر سمفونیک BBC و ارکستر فیلارمونیک BBC حضور یافت. جنیفر پال به کمک معلم پیانوی خود در سنین بسیار پائینی دنیای غنی موسیقی را شناخت.
به یاد و احترام نواب صفا

به یاد و احترام نواب صفا

حکایت هشتاد سال زندگی در میان غزل و ترانه های ناب، در مجالی این چنین در چند صفحه و چند سطر نمی گنجد. چه می توان گفت در نگاهی گذرا از نسلی که به یکباره در شعر وادب و موسیقی خوش درخشید؟ چه می توان گفت از نسلی که درخشانترین چهره های شعر و موسیقی را در خود داشته و هر چه می نگری نغمه است و ترانه و ترّنم. نغمه هائی که در روح و جان مردم این سامان جای گرفته و سالیانی است بس دراز و دورکه عاشقانه این نغمه ها را واژگویه میکنند و می خوانند.
هنر از هنر تا جامعه (II)

هنر از هنر تا جامعه (II)

در دهه شصت، بویژه در فرانسه ژان پل سارتر و همپالگی هایش، حتی این نظر را تئوریزه کردند. آنها یکی از نقشهای فرعی و معمول هنر را تبدیل به نقش اصلی و علت وجودی هنری کردند که سرانجام در جهان امروز بصورت عامل سرسام آور جلوه کرده است. بدین ترتیب از مقوله مهم هنر برای هنر تفسیرهای بسیار غلط ارائه شد که در پس آن میتوانستی بسهولت مفهومی بسیار غلط انداز به نام هنر بمثابه وسیله را ردیابی کنی.
خلق متحد هرگز مغلوب نخواهد شد

خلق متحد هرگز مغلوب نخواهد شد

قطعه “خلق متحد هرگز مغلوب نخواهد شد” یا “The People United Will Never Be Defeated”، در سال ۱۹۷۵ توسط فردریک ژوسکی (خوانده می شود “Zhev-skee Frederic Rzewski”) آهنگساز آمریکایی، برای پیانو تنظیم شد. ژوسکی یک مجموعه از ۳۶ واریاسیون برای این ترانه مشهور شیلیایی با نام “El pueblo unido jamás será vencido” اثر سرجیو اورتگا (Sergio Ortega) آهنگساز و پیانیست شیلیایی (۲۰۰۳-۱۹۳۸) و گروه کویلاپایون (Quilapayún)، تنظیم کرد.
سرک کشیدن به کمی دوردست تر (III)

سرک کشیدن به کمی دوردست تر (III)

شکل‌گیری تدریجی و این بازی محو شدن وبرگشتن پاره‌های تم مشخصه‌ی اصلی شهر خاموش و بخش‌های دیگری از دو قطعه‌ی پرواز و در انتظار باران را تشکیل می‌دهد، در همین بین رابطه‌ی تغییرات شدت‌وری و رنگ با تغییر تدریجی جملات نیز تا حدودی برقرار است. این رابطه را در پایان فراز اول قطعه زمانی که شدت‌ به اوج خود می‌رسد و سپس به یک سکوت منتهی می‌شود به وضوح می‌توان دید. این روش برخورد در ابتدای قطعه‌ی «در انتظار باران» هم به شکلی مشابه به چشم می‌خورد.
مرزهای زنانگی در هنر (II)

مرزهای زنانگی در هنر (II)

برای درک بهتر واقعیات ما نیازمند برهان هستیم مثل اینکه بشر می خواهد بداند چرا وقتی سیبی را رها می کند، به زمین می افتد و پژوهش او در این باب منجر به کشف مسئله ای علمی می شود به نام جاذبه ی زمین. در مقابل ما برای فهم حقاقیق جهان نیازمند اثبات نیستیم مثل اینکه همه ی ما می دانیم که دو به علاوه ی دو می شود چهار. اینگونه حقایق تنها به واسطه ی شعور قابل دریافتند نه به واسطه ی برهان چرا که اصلاً در جهانِ واقعیات چیز قابل لمسی به نام “دو” وجود ندارد اما بی تردید و بدون نیاز به اثبات، آن را می پذیریم و باور می کنیم و همین جاست که برای ادراکاتمان قائل به تفکیکی دو گانه ایم: فهم تجربی و فهم شهودی. فهم شهودی تمامی ادراکات حاصل از تجربیات ما را نیز شامل می شود.
بحیرایی: از ایده های جدید استقبال میکنم

بحیرایی: از ایده های جدید استقبال میکنم

همونطور که اشاره کردید تا حال سه آلبوم در بازار موسیقی عرضه شده اند که من هم در شکل گیری آنها نقش داشتم. در واقع دو آلبوم با صدای بنده به نامهای خوان هشتم که یک آلبوم صوتی است، به آهنگسازی آقای وحید طارمی و بر روی شعری از مهدی اخوان ثالث و آلبوم تصویری شهان آسمانی که از دوشب کنسرت با گروه شاهو به آهنگسازی آقای حامد صغیری منتشر شده است و آلبوم دیگر که به نام سرخانه بر اساس طرحی از آقای فاطمی است بنده یک تراک آن آلبوم را که به آهنگسازی آقای پیام جهانمانی است را اجرا کردم.
به دنبال نگاه (IV)

به دنبال نگاه (IV)

نگاه ایدئولوژیک جای گفتمان هویت می‌نشست. جهان دو قطبی شده‌ی انقلاب به «با ما» و «بر ما» تبدیل می‌شد. تقسیم جهان به فقیر و غنی (یا بنا به لفظ آن روز مستضعف و مستکبر) دنیای موسیقی را نیز دو پاره کرد. موسیقی غیر شهری یا کلاسیک در ایران پتانسیل خوبی برای تبدیل شدن به نوعی موسیقی مستضعفین داشت. نگاهی به عناوین جشنواره‌هایی که در این دوره برگزار شد نشان می‌دهد که چگونه موسیقی نواحی کارکردی سیاسی یافته بود.
طبقه بندی تکنیک های تنبک (IV)

طبقه بندی تکنیک های تنبک (IV)

همچنین در شکل زیر از چپ به راست می توان طیف صدای تکنیکهای تم، بک میانه (۲)، بک کناره و پلنگ را مشاهده کرد. تکنیک پلنگ دارای غنی ترین مجموعه اصوات فرعی در بخش صدای ضربه خود است. این تغییرات کاملا تابع ویژگیهای صوتی مناطق پوست و شکل بخش اجرایی و همچنین ساختار داخلی و لبه کاسه تنبک است.